بازارها از جنگ نمي‌ترسند

۱۴۰۵/۰۱/۳۰ - ۰۰:۱۶:۴۵
کد خبر: ۳۸۳۵۴۲

|استورات كرك، كارشناس حوزه سرمايه‌گذاري، در ستوني كه به تازگي در فاينشنال تايمز نوشته به اين موضوع پرداخته است كه اساسا مسائلي مانند جنگ ايران و امريكا تاثير زيادي بر بازار‌هاي مالي ندارد و با نگاهي طنز به اين موضوع پرداخته است.  

اقتصادآنلاين|استورات كرك، كارشناس حوزه سرمايه‌گذاري، در ستوني كه به تازگي در فاينشنال تايمز نوشته به اين موضوع پرداخته است كه اساسا مسائلي مانند جنگ ايران و امريكا تاثير زيادي بر بازار‌هاي مالي ندارد و با نگاهي طنز به اين موضوع پرداخته است.   يك جنگ ديگر آمده و رفته، بدون اينكه تاثير خيلي بزرگي روي بازدهي‌ها بگذارد. خب، معامله‌گرانِ نفت قشنگ به هم ريختند. اما براي بقيه ما تا اينجاي كار اوضاع همان بالا پايينِ هميشگي است. درگيري‌هاي نظامي را در بيشتر موارد مي‌توان در مورد قيمت دارايي‌ها ناديده گرفت. همين‌طور نرخ بهره، نظام‌هاي مالياتي، ساختار‌هاي حاكميتي و حتي اينكه رنگ مورد علاقه‌ات آبي است يا سبز. بيشترِ اينها را قبل از اينكه سه دهه پيش مدير پرتفوي شوم مي‌دانستم. داده‌هاي تاريخي كاملا روشنند. اما حالا كه به عقب نگاه مي‌كنم، هنوز هم برايم شگفت‌آور است كه چقدر رويداد‌هايي كه آن موقع بابتشان وحشت كرده بوديم، در عمل چيز زيادي را تغيير ندادند. بحران آسيايي و روسيه در اواخر دهه ۱۹۹۰ به زحمت حواس ما را از پولي كه در سهام دات‌كام درمي‌آورديم، پرت كرد. آسانسور‌ها هم در نيمه‌شب ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ از كار نيفتادند. وقتي سقوط (حباب دات‌كام) بالاخره آمد، ظرف ۲۴ ماه تمام شد. بحران مالي (۲۰۰۸) حتي كوتاه‌تر بود. از برنامه نجات دارايي‌هاي مشكل‌دار (TARP) تقريباهمه حدود ۴۴۰ ميليارد دلار پس داده شده و فقط ۳۰ ميليارد دلار باقي مانده است. بانك‌هاي امريكايي هفته بعد سود‌هاي كلان (و پاداش‌هاي چرب‌وچيل) گزارش خواهند كرد. اوضاع همان است كه بود و مي‌تواني تصور كني كار كردن در دويچه‌بانك در زمان بحران بدهي منطقه يورو چطور بود. واي كه چقدر بابت يونان، اسپانيا، نبودِ اتحاد مالي و چيز‌هاي شبيه آن دستپاچه شديم. ولي همه‌اش گذشت، نه؟ در واقع، كشور‌هايي كه آن زمان بيشتر نگرانشان بوديم، حالا در حال رونق گرفتن هستند. اما فقط برگزيت، تعرفه‌ها و اوكراين نيستند كه برخلاف تصورمان نتوانستند بازدهي‌ها را خفه كنند. ارزش‌گذاري‌هاي سرسام‌آورِ بازار هم انگار سرمايه‌گذاران را چندان نگران نمي‌كند. تمركز شديد بازار سهام روي چند سهم محدود، معامله با حكومت‌هاي خودكامه يا هركدام از «ابرروندها»ي ادعايي مثل جمعيت‌شناسي يا اقليم هم ظاهرا تاثير تعيين‌كننده‌اي ندارند. پس چه چيزي واقعا فرق ايجاد مي‌كند؟ اگر من مثل همان بچه غرغرويي هستم كه مدام سرش را تكان مي‌دهد و همه‌چيز را رد مي‌كند، آيا در طول دوران كاري‌ام چيزي بوده كه واقعا اثر قابل‌توجهي روي بازده سرمايه‌گذاري داشته باشد؟ در واقع، دو مورد بوده‌اند. اولي پيوستن چين به سازمان جهاني تجارت در سال ۲۰۰۱ تاثيري عظيم بر اقتصاد و بازار مالي گذاشت. درست قبل از اين اتفاق، يادم هست در يك دفتر در سيدني نشسته بودم و بحث‌هايي را گوش مي‌دادم كه مي‌گفتند دلار استراليا كه اقتصادش پر از كالا‌هاي خام و كم‌سهم از اينترنت بود براي هميشه در حال تضعيف خواهد بود. نه! به لطف احتمالا بزرگ‌ترين موج مصرف منابع طبيعي در تاريخ، كشور محل تولد من از آن زمان تا حالا در پول غلتيده است. در اوج اين روند، چين نيمي از مصرف مس، آلومينيوم، سيمان و سنگ‌آهنِ جهان را به خود اختصاص داده بود. در همين حين، اسباب‌بازي‌ها، گجت‌ها و مبلمان‌هايي كه قبلا خيلي مراقبشان بوديم و برايشان ارزش قائل بوديم آنقدر ارزان شدند كه عملا يك‌بارمصرف به حساب آمدند. غرب هرچه مي‌توانست مي‌خريد و به سرعت دچار كسري‌هاي تجاري عظيم با چين شد. مازاد پس‌اندازي كه در مقابل شكل گرفت چيزي كه همكارم مارتين وُلف سال‌ها درباره‌اش نوشته،  يكي از دلايل اصلي افت چند دهه‌اي تورم جهاني و هزينه‌هاي استقراض بود. يك دوست معامله‌گر اوراق يا اعتبار داري كه عمارت و فراري دارد؟ ممنون، سازمان جهاني تجارت.