هرمز قفل شد؛ موج بحران به بنادر جهان رسيد
در نقشه حملونقل جهاني، برخي گلوگاهها نقشي فراتر از يك مسير عبوري دارند؛ كانال سوئز به عنوان ميانبر تجارت اروپا و آسيا شناخته ميشود و تنگه مالاكا ستون فقرات ترانزيت شرق آسياست، اما تنگه هرمز جايگاهي متفاوت دارد: شاهراهي كه نهفقط كالا، بلكه «انرژي» را جابهجا ميكند.
در نقشه حملونقل جهاني، برخي گلوگاهها نقشي فراتر از يك مسير عبوري دارند؛ كانال سوئز به عنوان ميانبر تجارت اروپا و آسيا شناخته ميشود و تنگه مالاكا ستون فقرات ترانزيت شرق آسياست، اما تنگه هرمز جايگاهي متفاوت دارد: شاهراهي كه نهفقط كالا، بلكه «انرژي» را جابهجا ميكند. اگر سوئز زمان حمل را كوتاه ميكند و مالاكا حجم تجارت را تسهيل، هرمز مستقيماً قيمت، هزينه و امنيت كل زنجيره حملونقل جهاني را تعيين ميكند. در هفتههاي اخير و همزمان با تشديد تنشهاي منطقهاي، اين گذرگاه حياتي بار ديگر در مركز توجه قرار گرفته؛ نه فقط به عنوان يك نقطه ژئوپليتيكي، بلكه به عنوان يك «گره حياتي در لجستيك جهاني» كه اختلال در آن، از كشتي و بيمه گرفته تا قيمت سوخت و قراردادهاي تجاري را تحت تأثير قرار ميدهد .
هرمز؛ شريان حياتي حملونقل
رمضانعلي سنگدويني، عضو كميسيون انرژي مجلس، با اشاره به نقش اين تنگه در جريان انرژي جهان گفت: ايران بيش از 35 تا 40 درصد انرژي جهان را در مسير تنگه هرمز كنترل ميكند. گلوي انرژي دنيا در اختيار ايران است. نفت، گاز، الانجي و الپيجي از اين مسير عبور ميكند. اين سخنان از منظر حملونقل به اين معناست كه بخش عظيمي از ناوگان كشتيراني انرژي جهان از نفتكشهاي غولپيكر تا كشتيهاي حمل گاز وابسته به عبور ايمن و مستمر از اين مسير هستند. هرگونه اختلال در اين تنگه، بلافاصله به افزايش ترافيك دريايي در مسيرهاي جايگزين، رشد هزينههاي عملياتي و بينظمي در زنجيره تأمين منجر ميشود. سنگدويني با اشاره به شرايط فعلي گفت: دشمن تأسيسات پارس جنوبي و برخي پالايشگاهها را زده، اما مردم هيچ كمبودي در فرآوردههاي نفتي، بنزين و گازوئيل احساس نكردهاند. در سطح داخلي، اين اظهارات بر تداوم تأمين سوخت تأكيد دارد، اما در سطح بينالمللي، تصوير متفاوت است. اختلال در مسيرهاي دريايي خليج فارس، باعث ايجاد تأخير در حركت كشتيها، افزايش زمان انتظار در لنگرگاهها و تغيير مسير بسياري از محمولهها شده است.
هزينه حملونقل؛ ضربه پنهان بحران
گزارشهاي بينالمللي نشان ميدهد كه اصليترين ضربه بحران، نه فقط در قيمت كالا بلكه در «هزينه حمل» بوده است. روزنامه فايننشال تايمز گزارش داد كه معاملهگران جهاني در پي تحولات اخير ميلياردها دلار ضرر كردند. الكساندر فرانك، رييس بخش ريسك و تجارت در شركت اوليور وايمن، در اين باره گفت: تجار كالا قبل از شروع جنگ با مشتريان خود براي فروش كالا با قيمت مشخص در آينده توافق كرده بودند، اما سپس متوجه شدند كه هزينه حمل و نقل با افزايش قيمت نفت و هزينه بيمه بهطور غيرمنتظرهاي افزايش يافته است، و نتيجه اين شد كه آنها ميلياردها دلار ضرر كردند. در واقع، سه مولفه اصلي حملونقل دريايي سوخت (bunker fuel)، بيمه insurance premium و مسير (routing) همزمان دچار جهش شدهاند.
كشتيها در تنگنا؛ از توقف تا تغيير مسير
يكي از مهمترين پيامدهاي اختلال در تنگه هرمز، گير افتادن محمولهها در خليج فارس است. بر اساس گزارشها، محمولههاي عظيمي از نفت در خليج فارس گير كردهاند و نميتوانند از تنگه هرمز عبور كنند. اين وضعيت چند اثر مستقيم بر صنعت حملونقل دارد: افزايش زمان خواب كشتيها idle time، كاهش بهرهوري ناوگان، افزايش هزينه اجاره كشتي (charter rates) و ايجاد گلوگاه در بنادر مبدا در چنين شرايطي، شركتهاي كشتيراني ناچار به بازطراحي مسيرها يا حتي تعليق برخي قراردادها ميشوند.
انفجار قيمتها؛ بازتاب اختلال لجستيكي
افزايش هزينه حملونقل، مستقيماً به قيمت انرژي منتقل شده است. طبق گزارشها، قيمت نفت برنت بيش از 50 درصد افزايش يافته و از 100 دلار عبور كرده است. جان پيسي، رييس يك شركت مشاوره انرژي، هشدار داد: قيمت نفت برنت ممكن است به 190 دلار در هر بشكه برسد؛ اگر جريانها از طريق تنگه هرمز در سطح فعلي باقي بمانند. اين افزايش، تنها ناشي از كمبود عرضه نيست، بلكه نتيجه افزايش هزينه رساندن نفت به بازار نيز هست؛ يعني همان حلقه حملونقل.
بيمه؛ بازيگر پنهان اما تعيينكننده
در شرايــط ناامن، هزينه بيمه كشتيها بهطور چشــمگيري افزايش مييابد. شــركتهاي بيمه براي پوشش ريسك جنگ، حق بيمههاي اضافي (war risk premium) اعمال ميكنند كه گاه به چندين برابر حالت عادي ميرسد. اين افزايش هزينه، مستقيماً بر قيمت نهايي كالا تأثير گذاشته و حتي برخي مسيرها را از نظر اقتصادي غيربهصرفه ميكند.
واكنش شركتهاي بزرگ حملونقل و تجارت
گزارش فايننشال تايمز اشاره ميكند كه شركتهاي بزرگ تجارت كالا براي جبران هزينهها، سرمايه در گردش خود را افزايش دادهاند. برخي از اين شركتها ميلياردها دلار تسهيلات اعتباري جديد دريافت كردهاند تا بتوانند هزينههاي فزاينده حملونقل را مديريت كنند. اين موضوع نشان ميدهد كه بحران هرمز، نه فقط يك بحران منطقهاي، بلكه يك شوك مالي در صنعت لجستيك جهاني است.
مسيرهاي جايگزين؛ راهكار يا مُسكن موقت؟
در واكنش به اين وضعيت، ايران بر توسعه مسيرهاي جايگزين تأكيد دارد. جواد هدايتي، مديركل ترانزيت سازمان حملونقل جادهاي، گفت: مهمترين ويژگي كريدور ايران-پاكستان اتصال آن به چارچوب همكاريهاي اقتصادي بين چين و پاكستان تحت عنوان سيپك است. او افزود: در اين كريدور از تمام شقوق حملونقل ميتوان استفاده كرد، هم ظرفيت ريلي و هم جادهاي. از منظر حملونقل، اين كريدور ميتواند بخشي از فشار روي مسير دريايي را كاهش دهد، اما واقعيت اين است كه حمل دريايي همچنان ارزانترين و كارآمدترين روش براي جابهجايي محمولههاي حجيم باقي ميماند.
آيا جايگزيني براي هرمز وجود دارد؟
هدايتي در پاسخ به اين پرسش كه آيا محاصره هرمز ميتواند تجارت ايران را مختل كند، گفت: محاصره تنگه هرمز نميتواند ايران را دچار خفگي كند و اساساً محاصرهپذير نيستيم. او توضيح داد: اين محاصره ممكن است هزينهها را افزايش دهد و حمل و نقل كالا از ساير كريدورها شايد به سهولت مسير دريايي نباشد. اين جمله، دقيقاً چالش اصلي لجستيك جهاني را نشان ميدهد: جايگزينها وجود دارند، اما «كارآمد» نيستند. سنگدويني همچنين از تصويب قانون عوارض تنگه هرمز خبر داد و گفت: از اين به بعد تنگه هرمز جزئي از ملك جمهوري اسلامي ايران است و اجازه نخواهيم داد كسي از آن بدون رعايت قوانين ما عبور كند. چنين رويكردي، در صورت اجرا، ميتواند به تغيير قواعد بازي در حملونقل دريايي منجر شود؛ از افزايش هزينه عبور گرفته تا پيچيدهتر شدن مقررات براي شركتهاي بينالمللي.
هرمز، نقطه اتصال سياست و لجستيك
آنچه امروز در تنگه هرمز جريان دارد، صرفاً يك تنش سياسي يا نظامي نيست؛ بلكه يك بحران چندلايه در قلب سيستم حملونقل جهاني است. از كشتيهايي كه در انتظار عبور ماندهاند تا قراردادهايي كه بهدليل افزايش هزينهها زيانده شدهاند، همه نشان ميدهد كه اين تنگه، بيش از هر زمان ديگري به يك «متغير تعيينكننده در اقتصاد لجستيك» تبديل شده است. در نهايت، اگرچه كشورها تلاش ميكنند با ايجاد كريدورهاي جايگزين، وابستگي خود را كاهش دهند، اما واقعيت اين است كه تنگه هرمز همچنان بيرقيبترين مسير براي انتقال انرژي باقي مانده است؛ گلوگاهي كه هر اختلال در آن، زنجيرهاي از واكنشها را در سراسر جهان بهدنبال دارد، از بندر تا پمپ بنزين.
