بهترين راه بازگشايي بورس چيست؟
سيد فرهنگ حسيني، عضو هياتمديره هلدينگ كاوه پارس در يادداشتي براي سنا نوشت: تصميمگيري در خصوص بازگشايي يا عدم بازگشايي، انتخابي ميان نقدينگي و ريسك عدم شفافيت و نوسان شديد است.
سيد فرهنگ حسيني، عضو هياتمديره هلدينگ كاوه پارس در يادداشتي براي سنا نوشت: تصميمگيري در خصوص بازگشايي يا عدم بازگشايي، انتخابي ميان نقدينگي و ريسك عدم شفافيت و نوسان شديد است. اظهارنظر در اين باره، با توجه به تراوشات رفتاري و لنگرهاي ذهني، به پرتفوي سرمايهگذاري و داراييهاي افراد وابسته است. هر تصميمي موافقان و مخالفان خود را دارد، اما روند نظرسنجيهاي مختلف در شبكههاي اجتماعي نشاندهنده كاهش درصد موافقان توقف در مقابل مخالفان آن است. اين نكته را بايد در نظر داشت كه هر تصميمي با انتقادات بعدي ناشي از رخدادهاي پس از خود مواجه خواهد شد. عدم بازگشايي، با ريسك عدم نقدشوندگي داراييها براي سرمايهگذاران همراه است. اين موضوع آثار سوء بر سرمايهگذاران، از دست رفتن هزينه فرصت و بلوكه شدن داراييها را در پي دارد و امكان بازتعادل پرتفوي را از بين ميبرد. صنعت كارگزاري نيز در صورت تداوم توقف معاملات، عملاً تعطيل ميشود. چالش اعتبارات كارگزاريها نيز يكي ديگر از موضوعات است. نگراني ديگر، تأخير شركتها در انجام تكاليف قانوني است كه تنها مزيت سهامداري در شرايط توقف ــ يعني حق دريافت اطلاعات و سود نقدي ــ را مخدوش ميكند. از سوي ديگر، بازگشايي سبب ريسك كاهش شديد قيمت نسبت به ارزش ذاتي، عدم شفافيت، دستكاري اطلاعات، و ايجاد فومو و وحشت ميشود. در اين ميان، در گام اول، صندوقهاي با درآمد ثابت، گواهيهاي سپرده، و صندوقهاي كالايي و انرژي بازگشايي شدند. برخي از اين ابزارها ريسكهاي بالاتري نسبت به سهام داشتند. نكته مهم در بازگشايي صندوقهاي طلا اين بود كه امروز، و پس از بيش از يك ماه از بازگشايي، شاهد تعادل و بازگشت قيمتها به شرايط قبل از جنگ هستيم. حتي حباب منفي، كه نشاندهنده بياعتمادي نسبت به بازار است، كاهش يافته و به نزديك صفر رسيده است. پيشنهاد كلي، تقسيمبندي شركتها براي بازگشايي است. شركتهاي آسيبديده يا داراي ريسك بالا بايد متوقف بمانند و صرفاً بازاري جبراني براي آنها ايجاد شود تا با حمايت دولت، سرمايهگذاران خرد بتوانند بخشي از سهام خود را در اين شركتها بفروشند؛ محدوديتهايي در سطح چند ده ميليون يا چند صد ميليون تومان پيشنهاد ميشود. بازگشايي اين نمادها بايد پس از تداوم آتشبس يا توافق صورت گيرد و برنامهاي اجرايي و واقعي براي بازسازي ارايه شود. گروه ديگري از شركتها، شركتهايي هستند كه آسيب خاصي نديدهاند يا داراي ريسك كماند. اين شركتها ميتوانند پس از برنامهريزي و شفافسازي، بازگشايي شوند. برنامهريزي بدين معناست كه در شرايط جنگ بايد از اقتصاد و از جمله بازار بورس حمايت شود. ريسك سرايت بحران در بورس يا ريسك عدم بازگشايي آن ميتواند به ساير بازارها منتقل شود؛ چراكه بورس دماسنج اقتصاد است و بسته نگهداشتن آن، به معناي نامشخص بودن وضعيت اقتصادي براي همه فعالان است. از اينرو در آتشبس فعلي، بايد امكان بازگشايي شركتها فراهم شود.
