روايت يك بحران ژئوپليتيكي كه از خليج‌فارس تا آسمان اروپا را لرزاند

لرزه اقتصاد جهانی در برابر هرمز

۱۴۰۵/۰۱/۲۴ - ۰۱:۲۴:۱۹
کد خبر: ۳۸۲۸۴۸

در روزهايي كه تنش‌هاي ژئوپليتيكي بار ديگر به صدر اخبار جهان بازگشته، تحولات اخير در خليج‌فارس و به‌ويژه اختلال در تردد كشتي‌ها از تنگه هرمز، نه‌تنها يك بحران منطقه‌اي بلكه يك شوك تمام‌عيار به اقتصاد جهاني تبديل شده است.

در روزهايي كه تنش‌هاي ژئوپليتيكي بار ديگر به صدر اخبار جهان بازگشته، تحولات اخير در خليج‌فارس و به‌ويژه اختلال در تردد كشتي‌ها از تنگه هرمز، نه‌تنها يك بحران منطقه‌اي بلكه يك شوك تمام‌عيار به اقتصاد جهاني تبديل شده است. آنچه از آن با عنوان «جنگ رمضان» ياد مي‌شود، حالا به عاملي تعيين‌كننده در افزايش هزينه‌هاي حمل‌ونقل دريايي، اختلال در زنجيره تأمين و حتي تهديد جدي براي صنعت هوانوردي اروپا بدل شده است. اين بحران، همانطور كه كارشناسان هشدار مي‌دهند، تنها محدود به افزايش هزينه‌هاي كشتيراني يا تأخير در تحويل كالاها نيست، بلكه مي‌تواند موج جديدي از تورم جهاني را رقم بزند؛ موجي كه مستقيماً معيشت خانوارها را هدف خواهد گرفت.

  وقتي «ريسك جنگ» قيمت‌ها را  سه برابر مي‌كند

با آغاز درگيري‌ها و اعلام غيررسمي منطقه خليج‌فارس و درياي عمان به عنوان محدوده‌اي پرخطر، شركت‌هاي كشتيراني بلافاصله واكنش نشان دادند. يكي از نخستين پيامدها، اعمال هزينه‌اي تحت عنوان هزينه ريسك جنگ (War Risk Surcharge) بود؛ هزينه‌اي كه به‌طور مستقيم به نرخ حمل‌ونقل اضافه شده و در برخي موارد باعث افزايش بيش از سه‌برابري كرايه‌ها شده است.اين افزايش تنها به دليل ناامني نيست. سوخت، كه حدود ۳۰ درصد از هزينه‌هاي جاري كشتي‌ها را تشكيل مي‌دهد، همزمان با تشديد بحران، افزايش قابل‌توجهي را تجربه كرده است. در كنار آن، تغيير مسير كشتي‌ها براي دوري از مناطق پرخطر، زمان سفر را طولاني‌تر و مصرف سوخت را بيشتر كرده است.كارشناسان معتقدند اين تركيب از عوامل ريسك جنگ، افزايش قيمت سوخت، و تغيير مسيرها يك «توفان كامل اقتصادي» را در حوزه حمل‌ونقل دريايي ايجاد كرده است.

  زنجيره‌اي كه هر روز شكننده‌تر مي‌شود

در كنار عوامل فني و امنيتي، تحريم‌ها و محدوديت‌هاي تجاري نيز به اين بحران دامن زده‌اند. شركت‌ها براي تطبيق با شرايط جديد، ناچار به بازطراحي مسيرهاي تأمين، تغيير شركاي تجاري و پرداخت هزينه‌هاي اضافي شده‌اند.اين شرايط باعث شده تا زنجيره تأمين جهاني كه پيش از اين نيز تحت فشار بحران‌هايي مانند همه‌گيري كرونا و جنگ‌هاي منطقه‌اي بود اكنون با چالشي تازه و عميق‌تر مواجه شود.نتيجه اين روند، چيزي جز افزايش قيمت نهايي كالاها نيست؛ افزايشي كه بزودي در بازارهاي جهاني و سبد خريد مصرف‌كنندگان نمايان خواهد شد.

  وقتي هزينه حمل‌ونقل به سفره مردم مي‌رسد

افزايش هزينه‌هاي حمل‌ونقل دريايي، به‌طور مستقيم بر قيمت كالاها تأثير مي‌گذارد. از مواد اوليه صنعتي گرفته تا كالاهاي مصرفي، همه و همه در معرض افزايش قيمت قرار دارند.اقتصاددانان هشدار مي‌دهند كه اين روند مي‌تواند موج جديدي از تورم را در سطح جهاني ايجاد كند؛ موجي كه به‌ويژه در كشورهاي واردكننده، اثرات شديدتري خواهد داشت.در چنين شرايطي، حتي كشورهايي كه مستقيماً درگير بحران نيستند نيز از تبعات آن در امان نخواهند بود.

  بحران سوخت هواپيما  گلوگاه جديد اقتصاد اروپا

در حالي كه بخش دريايي با افزايش هزينه‌ها دست‌وپنجه نرم مي‌كند، صنعت هوانوردي اروپا با تهديدي حتي جدي‌تر مواجه شده است: كمبود سوخت.انجمن بين‌المللي فرودگاه‌هاي اروپا هشدار داده است كه اگر طي سه هفته آينده تردد در تنگه هرمز به حالت عادي بازنگردد، اروپا با «كمبود سيستماتيك سوخت هواپيما» روبرو خواهد شد.در نامه‌اي رسمي به كميسيون اروپا آمده است: اگر طي سه هفته آينده جريان عبور و مرور از تنگه هرمز به‌صورت پايدار از سر گرفته نشود، زنجيره تأمين سوخت هوانوردي در اروپا به‌شدت تحت فشار قرار مي‌گيرد.اين هشدار نشان‌دهنده عمق وابستگي اروپا به انرژي منطقه خليج‌فارس است؛ وابستگي‌اي كه اكنون به نقطه ضعف استراتژيك تبديل شده است.

  اروپا؛ آسيب‌پذيرترين بازيگر در ميدان انرژي

جعفر قادري، عضو كميسيون اقتصادي مجلس، در تحليل اين وضعيت مي‌گويد: امريكا عمدتاً سوخت موردنياز فرودگاه‌هاي خود را از منابع داخل همان قاره تأمين مي‌كند و بخش قابل‌توجهي از كشورهاي آسياي جنوب شرقي نيز يا به منابع داخلي متكي هستند يا از خليج‌فارس سوخت مي‌گيرند و از قبل براي اين وابستگي برنامه‌ريزي كرده‌اند.قادري ادامه مي‌دهد: اما اروپا به‌طور مشخص سوخت جت خود را از خليج‌فارس تأمين مي‌كند و به همين دليل با اختلال و به‌ويژه توقف در عبور كشتي‌ها از تنگه هرمز، نخستين قاره‌اي است كه با بيشترين مشكل مواجه مي‌شود.او در ادامه تأكيد مي‌كند: در شرايط فعلي، تنها اروپا است كه سوخت هوانوردي خود را از طريق كشورهاي جنوب خليج‌فارس تأمين مي‌كند و اكنون باتوجه‌به توقف تردد كشتي‌ها در تنگه هرمز، بيشترين سطح آسيب‌پذيري را دارد، درحالي كه ساير مناطق تا حدي امكان مديريت اوضاع را دارند.

  رقابت نابرابر  وقتي قطارها از هواپيما پيشي مي‌گيرند

يكي از پيامدهاي كمتر ديده‌شده اين بحران، تغيير در موازنه رقابتي ميان شيوه‌هاي حمل‌ونقل در اروپا است. قادري در اين باره توضيح مي‌دهد: در اروپا رقابت جدي بين قطار و هواپيما وجود دارد و افزايش قيمت سوخت جت و به‌طوركلي سوخت هواپيما مي‌تواند موازنه رقابتي را به نفع قطارها تغيير دهد.او هشدار مي‌دهد: اين روند براي شركت‌هاي هواپيمايي كه هم در رقابت درون صنفي و هم در رقابت با ارايه‌دهندگان خدمات ريلي قرار دارند، شرايط را دشوار مي‌كند و در صورت ادامه بسته‌بودن تنگه هرمز، مي‌تواند به بروز مشكلات جدي براي شركت‌هاي هواپيمايي و تعطيلي برخي پروازها، به‌ويژه در كشورهاي اروپايي، منجر شود.

  وقتي هيچ راه ديگري وجود ندارد

يكي از مهم‌ترين نكات در اين بحران، نبود گزينه‌هاي جايگزين براي تأمين سوخت است.قادري در اين باره مي‌گويد: برخي كشورها مي‌توانند در حوزه توليد برق تا حدي به انرژي هسته‌اي، زغال‌سنگ يا ساير منابع حرارتي تكيه كنند و براي تأمين برق، گزينه‌هاي جايگزين داشته باشند، اما شركت‌هاي هواپيمايي در حوزه سوخت عملاً هيچ جايگزيني در اختيار ندارند.او تأكيد مي‌كند: توقف در تأمين سوخت از كشورهاي جنوب خليج‌فارس مي‌تواند مشكلات جدي و ملموسي را براي كشورهاي اروپايي ايجاد كند.

  تنگه هرمز؛ گلوگاهي كه جايگزين ندارد

در نهايت، همه تحليل‌ها به يك نقطه مشترك مي‌رسند: تنگه هرمز.اين گذرگاه حياتي، نه‌تنها براي انتقال نفت بلكه براي تأمين فرآورده‌هاي انرژي در سطح جهاني، نقشي بي‌بديل دارد. به گفته قادري، اگر كشورهاي جنوب خليج‌فارس بخواهند از طريق خطوط لوله نفت خود را به مقاصد ديگر منتقل كنند يا فرآورده‌هاي نفتي را از مسيرهاي ديگري صادر كنند، اين كار در كوتاه‌مدت و حتي در ميان‌مدت امكان‌پذير نيست و عملاً ظرفيت لازم براي جايگزيني كامل تنگه هرمز در اين بازه زماني وجود ندارد. او در جمع‌بندي تصريح مي‌كند: در كوتاه‌مدت تنها مسيري كه مي‌تواند به تأمين سوخت موردنياز شركت‌هاي هواپيمايي اروپا كمك كند، استمرار عبور كشتي‌ها از تنگه هرمز است و هرگونه محدوديت بلندمدت در اين مسير فشار مضاعفي بر صنعت هوانوردي اروپا وارد خواهد كرد.

  آينده‌اي مبهم؛ جهان در انتظار بازگشت ثبات

آنچه امروز در خليج‌فارس جريان دارد، تنها يك بحران منطقه‌اي نيست؛ بلكه آزموني براي تاب‌آوري اقتصاد جهاني است. از افزايش هزينه‌هاي كشتيراني گرفته تا تهديد صنعت هوانوردي اروپا، همه نشان‌دهنده ميزان وابستگي جهان به اين گذرگاه استراتژيك است.

اگرچه تلاش‌هايي براي مديريت بحران در جريان است از استفاده از ذخاير استراتژيك تا تنوع‌بخشي به منابع انرژي اما واقعيت اين است كه هيچ‌يك از اين راهكارها نمي‌تواند در كوتاه‌مدت جايگزين تنگه هرمز شود.

در چنين شرايطي، نگاه‌ها بيش از هر زمان ديگري به تحولات سياسي و امكان بازگشت ثبات به منطقه دوخته شده است. چرا كه ادامه اين وضعيت، نه‌تنها اقتصاد جهاني بلكه زندگي روزمره ميليون‌ها انسان را تحت تأثير قرار خواهد داد.