يك توفان تمام عيار براي پترو دلار
ميراث بلندمدت جنگ در ايران براي دلار ميتواند روشي باشد كه اصول رژيم پترودلار را به بوته آزمايش ميگذارد. اگر ضعفها بيشتر آشكار شوند، ميتواند اثرات منفي قابل توجهي بر استفاده از دلار در تجارت و پس انداز جهاني و نقش دلار بـه عنوان ارز ذخيره جهاني داشته باشد.
ميراث بلندمدت جنگ در ايران براي دلار ميتواند روشي باشد كه اصول رژيم پترودلار را به بوته آزمايش ميگذارد. اگر ضعفها بيشتر آشكار شوند، ميتواند اثرات منفي قابل توجهي بر استفاده از دلار در تجارت و پس انداز جهاني و نقش دلار بـه عنوان ارز ذخيره جهاني داشته باشد.
به گزارش ايرنا، موسسه تحقيقاتي دويچه بانك در گزارشي به تحليل تبعات جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران پرداخت و نوشت: جهان عمدتا به دلار پس انداز ميكند، چرا كه با دلار هم پرداخت ميكند؛ تسلط دلار در تجارت فرامرزي بهطور مسلم بر پايه دلار نفتي بنا شده است؛ نفت معامله شده در سطح جهاني با دلار امريكا قيمتگذاري و فاكتور ميشود. اين وضعيت را ميتوان به توافقي كه در سال ۱۹۷۴ ميلادي منعقد شد، نسبت داد كه طي آن عربستان سعودي موافقت نمود در ازاي تضمينهاي امنيتي امريكا، نفت را با دلار امريكا قيمتگذاري نموده و مازاد آن را در داراييهاي دلاري سرمايهگذاري نمايد. از آنجا كه نفت يك نهاده اصلي در توليد و حمل و نقل جهاني است، لذا يك انگيزه طبيعي براي دلاري شدن زنجيرههاي ارزش جهاني و انباشت مازاد جهاني وجود دارد.
بنيانهاي رژيم پترودلار حتي پيش از اين درگيري نيز تحت فشار بوده است. بيشتر نفت خاورميانه اكنون به آسيا فروخته ميشود، نه به امريكا؛ نفت تحريم شده روسيه و ايران از پيش از اين درگيري نيز خارج از مسير دلاري فروخته ميشد، عربستان سعودي در حال بوميسازي زيرساختهاي دفاعي و آزمايش اشكالي از زيرساختهاي پرداخت غيردلاري مانند پروژه mBridge۱ است. درگيري فعلي ممكن است با به چالش كشيدن چتر امنيتي ايالات متحده براي زيرساختهاي خليج فارس، ضعفهاي بيشتري را براي امنيت دريايي تجارت جهاني نفت آشكار كند. آسيب به اقتصادهاي خليج فارس ميتواند باعث كاهش پسانداز در داراييهاي خارجي كه عمدتا به دلار هستند، شود. براي نتيجهگيري دقيقتر بايد به دقت رصد شود كه آيا پرداخت قيمت نفت به يوان، به كشتيها مجوز عبور از تنگه هرمز را ميدهد يا خير. اين درگيري ميتواند به عنوان يك كاتاليزور كليدي براي از بين رفتن تدريجي تسلط پترودلار و آغاز شكلگيري پترويوان در يادها بماند.
اگر جهان شروع به فاصله گرفتن از تجارت جهاني نفت و گاز كند، ممكن است خطر بزرگتري رخ دهد: روي آوردن به منابع انرژي منعطفتر از جمله منابع سوخت موجود در داخل، انرژيهاي تجديدپذير و انرژي هستهاي. رصد و پيگيري انتخابهاي انرژي كشورهاي جنوب جهان، اروپا و شمال آسيا، كليدي خواهد بود. فاصله گرفتن از نفت ميتواند به اندازه فشار براي قيمتگذاري آن به ارزهاي ديگر، قدرتمند باشد.
جهاني كه در زمينه دفاع و انرژي خودكفاتر شود، جهاني خواهد بود كه ذخاير دلار كمتري نگهداري ميكند. اهميت استراتژيك عظيم خاورميانه براي نقش دلار به عنوان ارز ذخيره جهاني نبايد دست كم گرفته شود. درگيري فعلي ممكن است توفاني تمام عيار براي پترو دلار باشد.
دلار به يك دليل بسيار ساده، ارز ذخيره جهاني است: جهان براي كالاها و خدمات به دلار پرداخت ميكند و مايل است مازاد حاصل از آن را نيز به صورت داراييهاي دلاري پس انداز كند. از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱، دلار توسط طلا پشتيباني ميشد؛ به اين معنا كه بانكهاي مركزي جهان ميتوانستند در فدرال رزرو، ۳۵ دلار را با يك اونس طلا مبادله كنند. اين پايه و اساس سيستم پولي بينالمللي معروف به برتون وودز بود. در سال ۱۹۷۱، ايالات متحده ارتباط دلار با طلا را قطع كرد. از آن زمان دلار در يك رژيم كاملا بدون پشتوانه بوده است. پولي كه پشتوانه آن اعتبار حاكميتي ايالات متحده و تمايل جهان براي پسانداز بدهيهاي آن باشد. حمايت پايدار از دلار بدون پشتوانه، قطعا ناشي از تسلط دلار در قيمتگذاري تجارت فرامرزي است. كالاها و خدمات تجاري جهان عمدتا به دلار امريكا قيمتگذاري شده و پرداختها از طريق مسيرهاي تاديه تحت كنترل ايالات متحده انجام ميشود. بنابراين سودهاي جهاني به دلار امريكا ايجاد شده و عمدتا در داراييهاي ايالات متحده سرمايهگذاري ميشود. شركتها تشويق ميشوند كه به ارزي كه قابل پرداخت و قابل وصول باشد، پس انداز نموده و وام بگيرند، سيستمهاي بانكي دلاري شدهاند و بانكهاي مركزي به دلار پس انداز ميكنند تا به عنوان وامدهندگان نهايي موثر عمل كنند. اينها تقاضا براي ذخاير دلاري را افزايش ميدهد.
تكيه گاه حياتي اين سيستم، دلار نفتي است: واقعيت اين است كه بيشتر نفت معامله شده در سطح جهان به دلار قيمتگذاري و فاكتور ميشود. از آنجا كه نفت براي فرآيندهاي توليد جهاني، از پتروشيمي، كود و حمل و نقل گرفته تا اداره كارخانهها و مشاغل، بسيار مهم است، شركتها انگيزه دارند كه محصولات نهايي خود را به دلار قيمتگذاري كنند تا پوششي طبيعي در برابر ريسك يك هزينه كليدي (نوسان نرخ ارز) باشد. اين دليل بزرگي است كه كالاها و خدمات جهاني به دلار امريكا قيمتگذاري و معامله ميشوند.
دليل قيمتگذاري نفت به دلار را ميتوان به توافق نفتي سال ۱۹۷۴ بين ايالات متحده و عربستان سعودي نسبت داد. به بيان سادهتر، عربستان سعودي موافقت كرد كه صادرات نفت خود را به دلار امريكا قيمتگذاري و مازاد آن را در اوراق خزانه ايالات متحده سرمايهگذاري نمايد. در مقابل ايالات متحده نيز متعهد به فراهم نمودن تضمينهاي امنيتي و حمايت نظامي شد. بقيه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس نيز از اين توافق پيروي كردند. تقاضاي خارجي ساختاري براي اوراق بدهي ايالات متحده، هزينههاي تامين مالي دولت ايالات متحده را كاهش داد و به عنوان ابزاري غير مستقيم براي تامين هزينه پوشش امنيتي گسترده در منطقه عمل كرد. گستره حمايت اين توافق از صورتحسابها و پس اندازهاي جهاني به دلار، براي نقش دلار امريكا به عنوان ارز مبناي ذخيره جهاني، بسيار حياتي بوده است.
مناقشهاي كه در جريان است، برخي از بنيانهاي اصلي رژيم پترودلار را متزلزل كرده است: طرح قيمتگذاري امنيت در برابر نفت. داراييها و پايگاههاي نظامي ايالات متحده در خليج فارس در اين جنگ مورد حمله قرار گرفته است. زيرساختهاي نفتي خليج فارس نيز آسيب ديده و توانايي ايالات متحده براي تامين امنيت دريايي براي تضمين جريان جهاني نفت با بسته شدن تنگه هرمز به چالش كشيده شده است. پوشش امنيتي ايالات متحده بهطور اساسي محك خورده است.
پيامد اين درگيري براي دلار ميتواند راههايي باشد كه از طريق آنها بنيانهاي سيستم پترودلار محك زده شود؛ در بلندمدت، اگر جهان نفت كمتري استفاده كند، كشورهاي حوزه خليج فارس بيش از پيش به پساندازهاي دلاري موجود وابسته ميشوند. اگر كشورهاي حوزه خليج فارس در روابط تجاري و سرمايهگذاري خود به آسيا نزديكتر شوند و در نهايت نفت كمتري را به دلار قيمتگذاري نمايند، ميتواند اثرات منفي قابل توجهي بر استفاده از دلار در تجارت و پسانداز جهاني داشته باشد.
سوم، و از همه مهمتر، گزارشهايي منتشر شده مبني بر اينكه ايران در حال مذاكره با هشت كشور است تا در صورت پرداخت پول نفت به يوان، اجازه عبور كشتيها از تنگه هرمز را بدهد (تلگراف، سيانان، آسيا تايمز، چوسان) اين امر اعتبار بيشتري به قدرت عظيم قيمتگذاري نفت ميبخشد. اين درگيري ميتواند كاتاليزوري براي نابودي تدريجي سلطه پترودلار و آغاز شكلگيري پترويوان باشد.
