بورس در انتظار تخليه هيجانات جنگ
بيش از ۴۰ روز از تعطيلي بازار سهام ميگذرد؛ دورهاي كه تقريبا همزمان با درگيري گسترده نظامي در كشور بوده و طبيعي است كه آثار رواني و اقتصادي آن تنها محدود به يك بازار خاص نباشد.

بيش از ۴۰ روز از تعطيلي بازار سهام ميگذرد؛ دورهاي كه تقريبا همزمان با درگيري گسترده نظامي در كشور بوده و طبيعي است كه آثار رواني و اقتصادي آن تنها محدود به يك بازار خاص نباشد. تجربه چنين شرايطي نشان ميدهد كه در دوران جنگ يا بحرانهاي بزرگ، اغلب بازارها از بازارهاي كالايي گرفته تا بازارهاي مالي با موجي از هيجانات و واكنشهاي احساسي مواجه ميشوند. اين وضعيت نتيجه مستقيم نااطميناني، اخبار متناقض و فشار رواني ناشي از شرايط جنگي است. در حال حاضر نيز همين فضاي ابهام بر بسياري از بازارها حاكم است. آتشبسي كه برقرار شده هنوز موقتي است و سرنوشت نهايي مذاكرات مشخص نيست. در چنين شرايطي، بسياري از فعالان اقتصادي ترجيح ميدهند با احتياط بيشتري عمل كنند و تصميمات بزرگ اقتصادي خود را تا روشنتر شدن وضعيت به تعويق بيندازند. به همين دليل، انتظار ميرود تا زماني كه مذاكرات به نتيجه مشخصي نرسد و چشمانداز صلح پايدار شكل نگيرد، فضاي احتياط همچنان در بازارها ادامه داشته باشد. باتوجه به اينكه بازار بيش از ۴۰ روز تعطيل بوده، شايد منطقي باشد كه پيش از بازگشايي كامل، زمان كوتاه ديگري نيز براي آمادهسازي شرايط درنظر گرفته شود. يك يا دو هفته فرصت اضافي ميتواند كمك كند تا بخشي از هيجانات رواني تخليه شود و فضاي تصميمگيري منطقيتر در ميان فعالان بازار شكل بگيرد. چنين فرصتي همچنين امكان فراهم شدن برخي زيرساختهاي ضروري براي بازگشايي بازار را فراهم ميكند. يكي از مهمترين اين زيرساختها، شفافسازي از سوي شركتها و ناشران است. در شرايطي كه كشور يك جنگ فراگير را تجربه كرده، طبيعي است كه سرمايهگذاران بخواهند بدانند وضعيت واقعي شركتها چگونه است و آيا اين درگيريها خسارتي به فعاليت آنها وارد كرده يا خير، بنابراين لازم است شركتها به ويژه بنگاههاي بزرگ صنعتي و توليدي، اطلاعيههاي رسمي درباره ميزان خسارت يا عدم خسارت خود منتشر كنند. اين موضوع به ويژه درباره صنايع بزرگ و استراتژيك اهميت بيشتري دارد. براي مثال شركتهايي مانند فولاد مباركه يا مجموعههاي بزرگ پتروشيمي كه در بسياري از سبدهاي سرمايهگذاري حضور دارند، نقش مهمي در جهتدهي به بازار ايفا ميكنند. اگر اين شركتها به صورت رسمي و شفاف وضعيت خود را اعلام كنند، ميتواند تا حد زيادي از شكلگيري شايعات و تصميمات هيجاني جلوگيري كند. در واقع، شفافيت اطلاعاتي يكي از مهمترين پيششرطهاي بازگشايي عقلاني بازار است. اگر سرمايهگذاران بدانند كه وضعيت واقعي شركتها چيست و چه تاثيري از جنگ پذيرفتهاند، امكان تحليل دقيقتر و تصميمگيري منطقيتر فراهم ميشود. در غير اين صورت، بازگشايي عجولانه بازار ميتواند زمينهساز نوسانات شديد و رفتارهاي هيجاني شود. ازسوي ديگر، هنوز ابهامات مهمي درباره آينده آتشبس و پايداري آن وجود دارد. تا زماني كه وضعيت سياسي و امنيتي كشور به ثبات نسبي نرسد، انتظار شكلگيري آرامش كامل در بازارها چندان واقعبينانه نيست. بنابراين همزمان با شفافسازي شركتها، لازم است فضاي كلي كشور نيز به سمت ثبات بيشتر حركت كند. در مجموع، به نظر ميرسد بهترين رويكرد در شرايط كنوني، فراهم كردن مقدمات لازم براي بازگشايي تدريجي بازار است. اگر در يكي، دو هفته آينده شركتها گزارشهاي شفاف ارايه دهند و بخشي از فشار رواني ناشي از بحران اخير كاهش يابد، ميتوان انتظار داشت كه بازار با آمادگي بيشتري فعاليت خود را از سر بگيرد؛ بازگشايياي كه در آن منطق اقتصادي جايگزين هيجانهاي مقطعي شود.
