بورس روي مرز تصميم
بازار سرمايه در معاملات اخير بار ديگر نشانههايي از تحرك را به نمايش گذاشت؛ بهطوري كه شاخص كل بورس اوراق بهادار تهران با افزايش فشار خريد، واكنشي مثبت به محدودههاي حمايتي نشان داد.
بازار سرمايه در معاملات اخير بار ديگر نشانههايي از تحرك را به نمايش گذاشت؛ بهطوري كه شاخص كل بورس اوراق بهادار تهران با افزايش فشار خريد، واكنشي مثبت به محدودههاي حمايتي نشان داد. هر چند اين حركت صعودي در نگاه اول ميتواند اميدهايي را در ميان فعالان بازار ايجاد كند، اما بررسي دقيقتر متغيرهاي معاملاتي نشان ميدهد كه اين رشد بيش از آنكه ناشي از تغيير بنيادين در روند بازار باشد، حاصل واكنش تكنيكالي شاخص به سطوح حساس قيمتي است.
بررسي جريان نقدينگي در بازار نشان ميدهد كه در اين موج صعودي، خبري از ورود پولهاي هوشمند و معنادار نبوده است. در مقابل، آمار معاملات از خروج سنگين حقوقيها حكايت دارد؛ موضوعي كه ترديدها نسبت به پايداري اين رشد را افزايش ميدهد. همين مساله سبب شده بسياري از تحليلگران اين حركت را نه به عنوان آغاز يك روند صعودي جديد، بلكه به عنوان يك اصلاح رو به بالا در دل يك روند فرسايشي ارزيابي كنند. از منظر تحليل تكنيكال نيز شاخص كل پيشتر يك الگوي كلاسيك سر و شانه را تكميل كرده بود؛ الگويي كه معمولا پس از آن، بازار وارد فاز اصلاح يا نوسان ميشود. واكنش اخير شاخص به محدوده فعلي را ميتوان در چارچوب همين الگو تفسير كرد. به بيان ديگر، بازار به سطحي رسيده كه از نظر تكنيكالي، مستعد يك واكنش موقت بوده و همين عامل، فشار خريد نسبي را رقم زده است.
نكته قابل توجه ديگر اين است كه شاخص كل بورس تهران، معمولا پيش از آغاز يك حركت صعودي قدرتمند، نيازمند شكلگيري واگرايي مثبت در انديكاتور RSI است؛ سيگنالي كه تاكنون مشاهده نشده و نبود آن، احتمال تداوم رشد پرشتاب را كاهش ميدهد. بر همين اساس، در خوشبينانهترين سناريو، ميتوان انتظار داشت شاخص كل تا محدوده ۳ ميليون و ۹۲۰ هزار واحد رشد كند؛ محدودهاي كه به عنوان مقاومت مهم پيش روي بازار شناخته ميشود.
در مقابل، اگر بازار بار ديگر با فشار فروش مواجه شود و ريزش جديدي در شاخص رقم بخورد، اين احتمال وجود دارد كه كف قبلي شاخص شكسته شود. هر چند اين اتفاق در كوتاهمدت ميتواند فضاي بازار را منفيتر كند، اما از نگاه سرمايهگذاري بلندمدت، ميتواند يكي از بهترين فرصتهاي ورود به بورس تهران محسوب شود؛ چراكه پس از تكميل اصلاح و شكلگيري واگراييهاي مثبت، امكان تجربه سطوح قيمتي بالاتر براي شاخص دور از انتظار نخواهد بود.
با اين حال، واقعيت آن است كه در شرايط فعلي، بازار از محركهاي بنيادي قوي براي يك چرخش جدي و پايدار برخوردار نيست.
نبود اخبار موثر اقتصادي و سياسي، همچنان سايه ترديد را بر معاملات بازار سرمايه حفظ كرده است. در چنين فضايي، استراتژي سرمايهگذاران از اهميت بالايي برخوردار است. به نظر ميرسد در اصلاح صعودي اخير، تمركز بر نمادهاي بزرگ و شاخصساز ميتواند ريسك نقدشوندگي را كاهش دهد و امكان خروج سريعتر در صورت تغيير شرايط را فراهم كند. همچنين، اجراي خريدهاي پلهاي در نمادهاي بنيادي و تخصيص بخشي محدود از سبد به سهمهاي كوچك داراي بازيگر، ميتواند تركيبي متعادل براي عبور از اين دوره پرنوسان باشد؛ دورهاي كه همچنان نيازمند صبر، مديريت ريسك و نگاه تحليلي دقيق است.
