شبكه ملي اطلاعات؛ زيرساخت توسعه يا ابزار مديريت اينترنت؟
در حالي كه معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات با صراحت تأكيد ميكند اين شبكه نه ابزار سياسي است، نه جايگزين اينترنت جهاني و نه سازوكاري براي قطع ارتباط با جهان، تجربه سالهاي اخير براي بخشي از افكار عمومي روايت ديگري ساخته است؛ روايتي كه در آن، همزمان با محدودسازي يا قطع اينترنت بينالملل، دسترسي كاربران به شبكه جهاني مختل شده و تنها بخشي از خدمات داخلي در دسترس باقي مانده است.
در حالي كه معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات با صراحت تأكيد ميكند اين شبكه نه ابزار سياسي است، نه جايگزين اينترنت جهاني و نه سازوكاري براي قطع ارتباط با جهان، تجربه سالهاي اخير براي بخشي از افكار عمومي روايت ديگري ساخته است؛ روايتي كه در آن، همزمان با محدودسازي يا قطع اينترنت بينالملل، دسترسي كاربران به شبكه جهاني مختل شده و تنها بخشي از خدمات داخلي در دسترس باقي مانده است. همين دوگانگي ميان تعريف رسمي و تجربه عملي، شبكه ملي اطلاعات را از يك پروژه زيرساختي صرف به يك مساله اجتماعي و سياسي تبديل كرده است؛ پروژهاي كه بيش از هر چيز با بحران اعتماد روبروست. اكنون پرسش اصلي اين نيست كه شبكه ملي اطلاعات در اسناد بالادستي چه تعريفي دارد، بلكه اين است كه در ميدان عمل چه كاركردي از خود نشان داده و چرا همچنان براي بخش قابل توجهي از كاربران با مفهوم «اينترنت ملي» و احتمال قطع ارتباط جهاني گره خورده است.
شبكه ملي اطلاعات نه ابزار سياسي است نه جايگزين اينترنت
وحيد يزدانيان معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات روز گذشته در نشست خبري اظهار كرد: پيش از ورود به پرسشهاي رسانهها، لازم ميدانم توضيحاتي درباره چيستي و تلقي حاكم بر توسعه شبكه ملي اطلاعات ارايه كنم؛ چراكه بخش مهمي از اختلافنظرها ناشي از ابهام در تعريف اين شبكه است. وي افزود: سالهاست هر زمان سخن از شبكه ملي اطلاعات به ميان ميآيد، بلافاصله نمودارهاي چندلايه و مباحث صرفاً فني مطرح ميشود اما كمتر درباره اين پرسش اساسي صحبت شده كه «شبكه ملي اطلاعات چه هست و چه نيست؟ يزدانيان با تأكيد بر تعريف ايجابي اين شبكه گفت: شبكه ملي اطلاعات، شبكهاي پرسرعت، ايمنتر و پايدارتر نسبت به ساير شبكههاست. البته ايمنتر بودن به معناي ايمني مطلق نيست؛ چراكه ماهيت هر شبكهاي با درصدي از آسيبپذيري همراه است. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات ادامه داد: تلقي ما اين است كه شبكه ملي اطلاعات بايد توسعهيافته و متكي بر ظرفيت بخش خصوصي باشد. اين شبكه، حاصل تلفيق زيستبومهاي مختلف فضاي مجازي از جمله زيستبوم بانكي، آموزشي و خدماتي است كه بر بستر يك زيرساخت ارتباطي قدرتمند به مردم خدمترساني ميكنند. يزدانيان با اشاره به جايگاه اين شبكه در اقتصاد ديجيتال تصريح كرد: شبكه ملي اطلاعات، شبكهاي مردمنهاد با جايگاه كليدي در زنجيره ارزش اقتصاد ديجيتال است و بايد متكي بر برترين فناوريهاي زيرساختي از جمله نسلهاي نوين ارتباطي مانند 5G و توسعه فيبر نوري باشد. استفاده از فناوريهاي روز يك انتخاب نيست، بلكه ضرورت تحقق اين شبكه است.
بسياري از كشورهاي پيشرفته شبكه ملي اطلاعات دارند
وي همچنين تأكيد كرد: برخلاف برخي تصورات، شبكه ملي اطلاعات محدود به چند كشور خاص با نظام سياسي مشخص نيست؛ بسياري از كشورهاي توسعهيافته نيز با تعاريف جهاني، داراي شبكه ملي اطلاعات هستند. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات در ادامه با رد برخي برداشتهاي نادرست گفت: اين شبكه ماهيت سياسي يا ايدئولوژيك ندارد و قرار نيست مروج يك ديدگاه خاص باشد. شبكه بهطور ذاتي خنثي است و نبايد آن را ابزار ترويج يك نگاه سياسي يا مذهبي تلقي كرد. او افزود: يكي از دوگانههاي غلطي كه شكل گرفته، تصور جايگزيني شبكه ملي اطلاعات با اينترنت است. اين تصور كاملاً نادرست است. هيچ شبكهاي نميتواند جايگزين اينترنت جهاني شود و شبكه ملي اطلاعات نيز چنين كاركردي ندارد. به گفته وي، بسياري از زيستبومهاي خدماتي و توسعه نرمافزاري بدون دسترسي به اينترنت جهاني امكان فعاليت موثر ندارند؛ از دريافت بهروزرسانيهاي نرمافزاري و بانكهاي كدنويسي گرفته تا مقابله با حملات سايبري كه نيازمند دسترسي به الگوهاي جهاني تهديدات هستند.
توسعه شبكه ملي اطلاعات به معناي قطع ارتباط با جهان نيست
معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات، تصريح كرد: حتي در حوزه امنيت سايبري نيز بدون اتصال به شبكه جهاني، امكان بهروزرساني پايگاههاي ضدبدافزار و ارتقاي سامانههاي دفاعي وجود ندارد. بنابراين توسعه شبكه ملي اطلاعات به معناي قطع ارتباط با جهان نيست. وي با اشاره به دغدغههاي كسبوكارها افزود: پلتفرمهاي داخلي نيز براي تكميل زنجيره تأمين و ارزش خود نيازمند ارتباطات بينالمللي هستند. به همين دليل ما با ساختار فعلي فيلترينگ كه نيازمند بازنگري و اصلاح است، موافق نيستيم. يزدانيان در بخش ديگري از سخنان خود تأكيد كرد: شبكه ملي اطلاعات شبكهاي حاكميتي و اجباري نيست. اين شبكه بايد آنقدر جذاب و كارآمد باشد كه مردم با ميل خود از آن استفاده كنند. همچنين اتكاي آن نبايد صرفاً بر بودجههاي دولتي باشد، بلكه حضور پررنگ بخش خصوصي در آن ضروري است. وي اظهار كرد: براي به كمال رسيدن شبكه حدود ۳۵۰ همت سرمايهگذاري دولتي و ۷۵۰ همت خصوصي نياز است. عددي كه تا الان بهطور مستقيم سرمايهگذاري شده حدود ۱۰ درصد اين مبلغ بوده است. تحقق اين شبكه مثل بقيه شبكههاي ديگر بدون سرمايهگذاري امكان پذير نخواهد بود. وي خاطرنشان كرد: نبايد اين تصور ايجاد شود كه با راهاندازي شبكه ملي اطلاعات، تمامي آسيبهاي فرهنگي، اجتماعي يا امنيتي به صفر ميرسد. هيچ شبكهاي مصونيت صددرصدي ايجاد نميكند و آسيبپذيري بخشي از ماهيت فضاي مجازي است. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات تأكيد كرد: شبكه ملي اطلاعات، شبكه زمان بحران نيست؛ بلكه بايد در شرايط عادي نيز كارآمد، قابل استفاده و داراي عملكرد مطلوب باشد. تعريف ما در وزارت ارتباطات از اين شبكه، چنين چارچوبي است و تحقق آن را با همين رويكرد دنبال ميكنيم. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات، با تأكيد بر ضرورت ارتقاي كيفي اين شبكه اعلام كرد: شبكه ملي اطلاعات در شرايط فعلي رضايتبخش نيست، با چالشهاي معماري، تمركز ترافيك و نظام فيلترينگ مواجه است و مهمترين مساله پيشرو، بازسازي اعتماد عمومي براي جذب سرمايهگذاري بخش خصوصي است. وي با اشاره به معيارهاي ارزيابي عملكرد شبكه ملي اطلاعات گفت: قضاوت درباره كيفيت شبكه نبايد صرفاً در زمانهاي اوج مصرف يا شرايط فشار و استرس صورت گيرد، چراكه كاربران بايد در شرايط عادي نيز احساس رضايت و تجربه مثبت از خدمات داشته باشند.
معماري شبكه نياز به اصلاحات دارد
وي در عين حال تصريح كرد: با اين وجود، واقعيت آن است كه شبكه ملي اطلاعات در وضعيت فعلي رضايتبخش نيست. چه در حوزه خدمات و چه در برخي زيرساختها با مشكلات جدي مواجه هستيم و نيازمند اصلاحات اساسي در معماري شبكه هستيم. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات افزود: توزيع ترافيك در كشور همچنان حالت قطبي دارد و بايد از اين تمركز خارج شود. همچنين نظام فيلترينگ موجود با چالشهاي جدي روبروست كه از جمله پيامدهاي آن، افزايش استفاده از فيلترشكنها و هدايت ترافيك آلوده سايبري به سمت زيرساختهاي كشور است؛ موضوعي كه مديريت شبكه را با دشواريهاي فني مواجه كرده و تجربه كاربري را تحت تأثير قرار ميدهد. يزدانيان ادامه داد: بخشي از اين مشكلات در حوزه اختيارات ماست و تلاش ميكنيم آنها را برطرف كنيم. توسعه قطبهاي مراكز داده در استانهايي مانند اصفهان و مشهد بهطور جدي در دستور كار قرار دارد تا تمركز ترافيك كاهش يابد. همچنين پيامرسانهاي داخلي در حوزه زيرساخت و مراكز داده با چالشهايي روبرو هستند كه بايد به سرعت براي آنها زيرساخت مناسب فراهم شود. وي با تأكيد بر اينكه تمركز صرف بر اعلام درصد پيشرفت راهگشا نيست، گفت: مهمتر از اعداد و ارقام، آن چيزي است كه در ميدان عمل و در تجربه واقعي كاربران اتفاق ميافتد.
مهمترين چالش اعتماد است
يزدانيان مهمترين چالش فعلي شبكه ملي اطلاعات را «اعتماد» عنوان كرد و افزود: توسعه اين شبكه صرفاً با بودجههاي دولتي ممكن نيست و نيازمند حضور و سرمايهگذاري بخش خصوصي هستيم. اما تا زماني كه اعتماد عمومي به شبكه تقويت نشود، طبيعي است كه سرمايهگذاران نيز تمايلي براي ورود نداشته باشند. وي دو رويكرد پيشرو را اينگونه تشريح كرد: يا شبكهاي اجباري، حاكميتي و متكي بر بودجه دولت داشته باشيم كه مسير آن به شكست منتهي ميشود؛ يا شبكهاي با ماهيت خدماترسان، ايمنتر و پايدارتر كه كاربران به آن اعتماد دارند و بخش خصوصي با اطمينان در آن سرمايهگذاري ميكند. معاون توسعه شبكه ملي اطلاعات تأكيد كرد: مسير دوم، يعني تقويت كيفيت، جلب اعتماد عمومي و مشاركت بخش خصوصي، تنها راه دستيابي به شبكهاي مطمئنتر و پايدارتر براي كشور است. وي با اشاره به نگاشت نهادي مركز ملي فضاي مجازي و ۵۳ اقدام كليدي شبكه ملي اطلاعات، تأكيد كرد كه مسووليت اصلي بسياري از اقدامات بر عهده دستگاههاي ديگر است و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات عمدتاً نقش حمايتي و ميانجيگرانه دارد و خود قرباني چالشهاي فيلترينگ و ترافيك آلوده شبكه است.
۵۳ اقدام كليدي براي شبكه ملي اطلاعات استخراج شده
وحيد يزدانيان، توضيح داد كه طبق نگاشت نهادي مركز ملي فضاي مجازي، ۵۳ اقدام كليدي براي شبكه ملي اطلاعات استخراج شده و براي هر يك، يك دستگاه مسوول تعيين شده است. وقتي به اين نگاشت مراجعه ميكنيم، متوجه ميشويم بخش قابل توجهي از اقدامات مرتبط با دستگاههاي غير از وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات است و در مواردي كه تحقق اين اقدامات با مشكل مواجه شده، عمدتاً مسووليتي بر عهده وزارت ارتباطات نبوده است.
او در پاسخ به پرسشهايي درباره بوميسازي تجهيزات و گوشيهاي داخلي گفت: بحث گوشي بومي مطرح ميشود، برخي ميپرسند چرا گوشي محقق نميشود يا چرا سيستمعامل داخلي توسعه پيدا نميكند. وقتي به نگاشت نهادي مراجعه ميكنيم، مشخص ميشود مسووليت اصلي در اين حوزهها بر عهده دستگاههاي ديگر است و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات هيچگونه نقشي در برخي اقدامات كليدي ندارد. يزدانيان با اشاره به نقش حمايتي وزارت ارتباطات ادامه داد: ما در اين موارد وارد ميشويم، ميانجيگري ميكنيم، از اپراتورها و توليدكنندگان حمايت ميكنيم، از محل درآمدهاي خود كمك ميكنيم و اين اقدامات را به عنوان يك وظيفه ملي و احساس مسووليت انجام ميدهيم. او افزود: در حوزه حمايت از توليد گوشي تلفن همراه نيز وزارت ارتباطات بهطور مستقيم مسوول ساخت نيست، اما كمك و حمايت ميكند و هيچگاه از مسووليت خود پا پس نكشيده است. بسياري از مسووليتها بر عهده دستگاههاي ديگر است و اينكه تحقق شبكه ملي اطلاعات را محدود به وزارت ارتباطات بدانيم، اشتباه است.
تعامل با مركز ملي فضاي مجازي
يزدانيان درباره تعامل وزارت ارتباطات با مركز ملي فضاي مجازي گفت: در گذشته ارتباط با مركز ملي فضاي مجازي فراز و نشيب داشته است. زماني كه سند طرح كلان و معماري شبكه ملي اطلاعات استخراج نشده بود، اختلافنظر طبيعي بود. در سال ۱۳۹۲ تعريف اوليهاي از شبكه ملي اطلاعات داشتيم، در سال ۱۳۹۵ سند تبيين الزامات تصويب شد و حدود و ثغور شبكه مشخص شد و در سال ۱۳۹۹ سند طرح كلان و معماري نهايي شد. پس از آن، اختلافنظرها به تدريج كاهش يافته و اكنون تعامل بسيار خوبي برقرار است. وي ادامه داد: جلسات منظم با مركز ملي فضاي مجازي برگزار ميشود، گزارشهاي عملكرد ارسال ميشود و بازنگريها به عنوان فعاليت مشترك و مفيد در حال انجام است. اختلاف نظرها عمدتاً فني هستند، اما تعامل نزديك و سازنده ادامه دارد.
ميان سند معماري و واقعيت ميداني
با وجود اين تأكيدها مبني بر اينكه توسعه شبكه ملي اطلاعات به معناي قطع ارتباط با جهان نيست و اين شبكه قرار نيست جايگزين اينترنت جهاني شود، تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه در مقاطعي، همزمان با محدودسازي يا قطع اينترنت بينالملل، دسترسي كاربران عملاً به شبكه جهاني مختل شده و تنها بخشي از خدمات داخلي در دسترس باقي مانده است. اين وضعيت در افكار عمومي اين تلقي را تقويت كرده كه شبكه ملي اطلاعات در عمل به ابزاري براي مديريت يا حتي قطع اينترنت بينالملل تبديل شده، حتي اگر در تعريف رسمي چنين كاركردي براي آن در نظر گرفته نشده باشد. از همين رو، يكي از چالشهاي اساسي پيشروي متوليان اين شبكه، رفع اين شكاف ميان تعريف نظري و تجربه زيسته كاربران و بازسازي اعتماد عمومي نسبت به كاركرد واقعي آن است.
