بازار سهام در انتظار ناجي

۱۴۰۴/۱۱/۱۲ - ۰۰:۱۳:۱۲
کد خبر: ۳۷۵۷۱۰
بازار سهام در انتظار ناجي

معاملات سهام هفته اخير صحنه يك نبرد سخت بود. ترس، چنان بر كالبد معاملات سنگيني مي‌كرد كه گويي جنگي واقعي در جريان است.

معاملات سهام هفته اخير صحنه يك نبرد سخت بود. ترس، چنان بر كالبد معاملات سنگيني مي‌كرد كه گويي جنگي واقعي در جريان است. رقم معاملات به حداقل رسيد و شاخص كل، اسير قفل‌هاي متوالي در صف فروش شد. اين صف‌ها اما از جنس انتظار براي خريد نبود؛ از جنس نااميدي و چشم‌دوزي به اخبار بيرون از تالار بود.در چنين روزهايي، مخرب‌تر از يك خبر قطعي منفي، «بلاتكليفي» است. زماني كه افق روشني وجود ندارد، ذهن سرمايه‌گذار بدترين سناريوها را تصور و در قيمت‌ها لحاظ مي‌كند. اين پديده، جريان نقدينگي را منجمد كرده و موجي از فروش‌هاي هيجاني ايجاد مي‌كند كه حتي مداخلات معمول نهادهاي حمايتي را نيز خنثي مي‌كند. سهامدار، فارغ از ارزندگي سهم، تنها به فكر خروج است.

پيش از اين، چهار عامل به عنوان تكيه‌گاه‌هاي بازار در برابر افت برشمرده مي‌شد؛ اصلاح قيمت‌ها، كاهش ريسك‌هاي سياسي، تحولات بنيادي و مداخله هوشمند صندوق‌هاي تثبيت و توسعه. اخيرا، فشار رواني حاكم بر بازار، دو عامل اول را به حاشيه راند. در اين جو رعب، تحليل بنيادي و بحث ارزندگي، قدرت هدايت بازار را از دست مي‌دهند. اما همزمان، دو عامل ديگر پررنگ‌تر مي‌شوند: «اخبار سياسي» و «جريان حمايتي نقدينگي». عليرضا سادات كارشناس بازار سرمايه در گفت‌وگو با بازار گفت: در شرايطي كه حقوقي‌هاي بزرگ و صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري اغلب رفتاري گله‌وار دارند و در صف فروش، فروشنده مي‌شوند، بار مسووليت سنگين‌تر از هميشه بر دوش صندوق‌هاي تثبيت و توسعه بازار مي‌افتد. اين نهادها براي آنكه در روزهاي منفي قدرت خريد داشته باشند، ناگزيرند در روزهاي مثبت، ذخيره‌سازي كنند. انتقاد از فروش اين صندوق‌ها در روندهاي صعودي، ناديده گرفتن اين منطق حياتي است.

عليرضا سادات معتقد است كه زمان مداخله فعال‌تر فرا رسيده است. اين حمايت اما بايد هوشمند و گسترده باشد و صرفاً معطوف به نمادهاي بزرگ نشود. ارزندگي، قطب‌نماي اين مداخله بايد باشد.

وي با طرح اين پرسش كه آيا اين صندوق‌ها در اوج فشار فروش و ارزندگي تاريخي بسياري از نمادها، وارد عمل خواهند شد يا تماشاگر خواهند ماند؟ افزود: به نظر مي‌رسد زمان مداخله فعال‌تر فرا رسيده است. اين حمايت اما بايد هوشمند و گسترده باشد و صرفاً معطوف به نمادهاي بزرگ نشود. ارزندگي، قطب‌نماي اين مداخله بايد باشد. سادات تاكيد كرد: مديريت انتظارات از صندوق‌ها نكته كليدي ديگري است. اين نهادها بايد در قيمت‌هاي منطقي و با در نظر گرفتن ارزندگي گسترده، وارد عمل شوند. خريد در سقف‌هاي قيمتي غيرمنطقي به نظر مي‌رسد، اما ورود در سطوحي كه ارزش ذاتي سهام فرياد مي‌زند، مي‌تواند اعتماد را بازگرداند.

وي تاكيد كرد: سهامداران نيز بايد پيامدهاي «حذف حجم مبنا» را بپذيرند. بازاري كه در روزهاي صعودي با حذف اين مكانيسم شتاب مي‌گيرد، در روزهاي نزولي نيز با سرعتي بيشتر ريزش خواهد كرد. اين بخشي از بسته‌اي است كه زماني مورد استقبال قرار گرفت. از اين رو واقع‌بيني درباره «ريسك جنگ» ضروري است. اگرچه ريسك‌هاي ژئوپليتيك بايد جدي گرفته شود، اما رفتار بازار گويي حكم فرض نابودي كامل زيرساخت‌ها را دارد. تاريخ نشان داده بازار پس از عبور از اوج اين اخبار، توانايي بازگشت داشته است. فروش بي‌تمايز سهام بنيادي قوي، به ويژه پس از اين حجم از ريزش، ممكن است تصميمي عجولانه باشد.

بورس در عميق‌ترين نقطه ترس خود قرار دارد. نجات آن از اين ورطه، نيازمند حمايت است، مديريت رواني جامعه با شفافيت و اخبار دقيق، هوشمندي و جسارت نهادهاي حمايتي براي ورود در قيمت‌هاي ارزنده، و واقع‌بيني سهامداران براي تفكيك ريسك واقعي از هراس اغراق‌شده. روزهاي پيش‌رو، آزموني سرنوشت‌ساز براي تمامي بازيگران اين عرصه خواهد بود.

واكنش گروه‌هاي بورسي به موج ترس

در اين درياي مواج ترس و بلاتكليفي، گروه‌هاي مختلف بورسي نيز رفتارهاي متمايزي از خود نشان دادند كه حكايت از عمق تأثيرپذيري آنها از جو رواني حاكم دارد. برخي گروه‌ها همچون قايق‌هايي شكسته در توفان، بي‌اختيار به امواج فروش سپرده شدند، در حالي كه معدودي ديگر همچون لنگرگاه‌هايي هرچند متزلزل، مقاومت نسبي نشان دادند. گروه بانكي كه معمولاً به عنوان تكيه‌گاه بازار در نظر گرفته مي‌شود، خود در گرداب نااطميناني فرو رفت. نگراني از تأثير احتمالي بحران بر ترازنامه بانك‌ها و افزايش هزينه‌هاي تأمين مالي، منجر به فشار فروش در اكثر نمادهاي اين گروه شد. حتي بانك‌هايي كه گزارش‌هاي نسبتاً قابل قبولي ارايه داده بودند نيز نتوانستند از گزند اين موج در امان بمانند. عملكرد اين گروه نشان داد كه در مواقع بحران‌هاي سيستماتيك، حتي قوي‌ترين بخش‌هاي بازار نيز مصون نيستند.

پالايشي‌ها و پتروشيمي‌ها معمولاً به دليل درآمدهاي ارزي و ارتباط مستقيم با قيمت‌هاي جهاني در شرايط تورمي مورد توجه قرار مي‌گيرد، اين‌بار با يك پارادوكس مواجه شد. از يك سو، افزايش احتمالي قيمت‌هاي جهاني نفت و محصولات پتروشيمي در صورت تشديد تنش‌ها مي‌توانست به عنوان يك عامل مثبت تلقي شود. اما از سوي ديگر، ترس از اختلال در زنجيره تأمين، صادرات و حمل‌ونقل بين‌المللي، سايه سنگيني بر آينده اين صنايع انداخت. نتيجه اين تناقض، ايجاد نوسانات شديد و رفتار دوگانه در نمادهاي اين بخش بود. از طرف ديگر گروه فولاد و معادن به دليل وابستگي به صادرات و نوسانات تقاضاي جهاني، به‌شدت تحت تأثير فضاي بي‌ثباتي قرار گرفت. نگراني از كاهش سفارشات بين‌المللي و اختلال در لجستيك صادراتي، باعث شد تا اين گروه كه پيش‌تر به دليل اصلاحات قيمتي و گزارش‌هاي عملكردي مورد توجه بود، با فشار فروش مواجه شود. در اين ميان، شركت‌هايي با بازار داخلي قوي‌تر، اندكي وضعيت بهتري داشتند.

گروه خودرو كه در ماه‌هاي اخير با چالش‌هاي ساختاري داخلي دست‌وپنجه نرم مي‌كرد، اين‌بار نيز در ميان بازندگان بازار قرار گرفت. تشديد ابهامات نه تنها بر چشم‌انداز صادرات محدود اين صنعت تأثير منفي گذاشت، بلكه ترس از اختلال در تأمين قطعات وارداتي را نيز تشديد كرد. اين گروه به وضوح نشان داد كه چگونه صنايع وابسته به زنجيره تأمين جهاني مي‌توانند در برابر شوك‌هاي ژئوپليتيك آسيب‌پذير باشند.

بخش‌هاي دارويي و غذايي‌اما پناهگاه‌هاي نسبي در توفان هستند و مقاومت نسبي بيشتري از خود نشان دادند. ماهيت دفاعي سهام اين گروه‌ها و تقاضاي نسبتاً ثابت براي محصولات آنها حتي در شرايط بحراني، باعث شد تا جريان خروج سرمايه از اين بخش‌ها با شدت كمتري همراه باشد. با اين حال، حتي اين پناهگاه‌هاي سنتي نيز كاملاً مصون نبودند و تحت تأثير جو كلي حاكم، با اصلاح قيمت مواجه شدند. بررسي عملكرد گروه‌هاي مختلف بورس در اين روز بحراني، يك واقعيت را به وضوح نشان داد؛ شركت‌هاي با پايه‌هاي بنيادي قوي در صنايع مختلف نيز نتوانستند در برابر جبران اين موج ايستادگي كنند. اين موضوع بر اهميت مديريت كلان رواني بازار و لزوم ارسال سيگنال‌هاي آرامش‌بخش ملموس تأكيد مي‌كند. تا زماني كه اين ابرهاي ترس پراكنده نشوند، تمايز قائل شدن بين سهام ارزنده و غيرارزنده در بين گروه‌ها، براي سرمايه‌گذاران به چالشي دشوار تبديل خواهد شد.