انتخاب شهرداران فاقد تخصص و آسيبهايي كه به تهران وارد كرده اند
انتخاب شهردار فاقد تخصص باعث ميشود، برخي از جريانات به سادگي بتوانند آنها را مديريت كنند؛ براي مثال افرادي كه به دنبال سوداگري در شهر هستند، ميتوانند اين سوداگري را به نام گره گشايي به شهردار القا كنند و شهردار تا متوجه شود كه روند درست مديريت شهري از خلال سوداگري نميگذرد، معمولاً چهار سالش تمام ميشود و شهردار بعدي جايگزين ميشود.
انتخاب شهردار فاقد تخصص باعث ميشود، برخي از جريانات به سادگي بتوانند آنها را مديريت كنند؛ براي مثال افرادي كه به دنبال سوداگري در شهر هستند، ميتوانند اين سوداگري را به نام گره گشايي به شهردار القا كنند و شهردار تا متوجه شود كه روند درست مديريت شهري از خلال سوداگري نميگذرد، معمولاً چهار سالش تمام ميشود و شهردار بعدي جايگزين ميشود. محمد صالح شكوهي، استاد شهرسازي و عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت با بيان مطلب فوق به ايلنا گفت: براي انتخاب آقاي زاكاني اين بحث مطرح بود كه تخصص ايشان با حوزه شهرسازي مرتبط نيست. در آن زمان آقاي سروري در مصاحبهاي گفتند كه بالاخره پزشكي هستهاي هم در شهر اتفاق ميافتد و شهر پزشك هم دارد. اما از همان زمان اين موضوع وجود داشت. به هر حال، اغلب ما ميدانيم كه هر كاري نياز به تخصص دارد. اين جمله معروفي كه از شهيد چمران است، ميگويد: «اهل تعهد بودن لازم است، تقوا هم لازم است، ولي كسي كه تخصص ندارد و كاري را قبول ميكند، در آن تقوا هم ترديد ايجاد ميشود.»
سوداگري به نام گره گشايي
وي افزود: از اين جهت، اكنون مشاهده ميكنيم كه مهمترين آسيبي كه در انتخاب شهردار وجود دارد، عدم وجود تخصص است. اين مشكل ممكن است باعث شود كه برخي از جريانات به سادگي بتوانند آنها را مديريت كنند؛ براي مثال افرادي كه به دنبال سوداگري در شهر هستند، ميتوانند اين سوداگري را به نام گرهگشايي به شهردار القا كنند و شهردار تا متوجه شود كه روند درست مديريت شهري از خلال سوداگري نميگذرد، معمولاً چهار سالش تمام ميشود و شهردار بعدي جايگزين ميشود. اين استاد شهرسازي در ادامه خاطرنشان كرد: همچنين وقتي آقاي زاكاني به عنوان شهردار تهران انتخاب شد، اولين مصاحبهاش اين بود كه ميتواند نوسازي بافتهاي فرسوده را انجام دهد و كافي است يك محله را بخرد. يكي از اولين مصاحبههايش اين بود كه يك محله را بخريم، بكوبيم و بسازيم، بعد مردم را جابهجا كنيم و دوباره در محله جديد مستقر كنيم. چند ماه طول نكشيد كه متوجه شدند اين حرف چقدر دور از واقعيت است. سپس ايدههاي ديگري را مطرح كردند، مانند طرح تياودي كه بارها نسبت به آن تغيير نظر دادند، چون نميدانستند كه چه چيزي درست است.
مسير نوسازي از طريق مشاركت شهروندي اتفاق ميافتد
شكوهي ادامه داد: درست مشابه مصاحبه اوليه آقاي زاكاني، آقاي قاليباف نيز وقتي شهردار شدند، اولين مصاحبهشان اين بود كه ميخواهند نوسازي بافت فرسوده را انجام دهند به اين روش كه يك محله را بخرند، بكوبند و بسازند. اما بعد از گذشت زمان، هر دوي اين بزرگواران متوجه شدند كه مسير نوسازي بايد از طريق مشاركت شهروندي اتفاق بيفتد و نه از طريق اقدامات از بالا به پايين شهرداري. نمونهاي كه نشان ميدهد فقدان تخصص ميتواند باعث اتلاف زمان زيادي از شهرداريها و هدر رفتن سرمايههاي شهري شود، در حالي كه مديريت شهري نتوانسته است سوگيري درستي داشته باشد. او افزود: شهردار قبلي نيز معمولاً تخصص لازم را نداشت و ميتوان مثال آقاي قاليباف را ذكر كرد. در واقع، در كلانشهرهاي ديگر نيز ميتوان نمونههاي مشابهي پيدا كرد كه وقتي مدير شهر تخصص ندارد، چگونه ممكن است توسط سرمايهداران و افراد صاحب نفوذ مديريت شوند و سخنرانيهايش به نفع آنها تنظيم گردد. وي با بيان اينكه مردم بهطور مستقيم شهردار را انتخاب نميكنند و اعضاي شوراي شهر او را انتخاب ميكنند، گفت: اعضاي شوراي شهر ميتوانند تخصصهاي مختلف داشته باشند و از اين جهت ممنوعيتي وجود ندارد. اما نكته مهم اين است كه آنها بايد فردي متخصص و واجد شرايط را براي سمتهاي مديريتي انتخاب كنند، مانند انتخاب رييس نظام پزشكي. به همين ترتيب، براي انتخاب شهردار نيز بايد فردي با تخصص در حوزه شهرسازي مسووليت بپذيرد.
انتخاب شهردار به يك فرآيند سياسي تبديل شده است
اين استاد شهرسازي تصريح كرد: متأسفانه، به ويژه در كلانشهرها، انتخاب شهردار به يك فرآيند سياسي تبديل شده كه ممكن است اولويتهاي تخصصي را تحتالشعاع قرار دهد. اين مساله ميتواند منجر به انتخاب افرادي شود كه به جاي تخصص، به مسائل سياسي و لابيگري توجه دارند و در نتيجه، كيفيت مديريت شهري تحت تأثير قرار گيرد. نياز به بازنگري در اين فرآيند و ايجاد يك تعادل بين تخصص و سياستورزي احساس ميشود تا بتوان بهترين تصميمات را براي مديريت شهري اتخاذ كرد. وي گفت: يكي از مشكلات اساسي در انتخاب شهرداران اين است كه برخي از گزينهها ممكن است شهرداري را به عنوان پلهاي براي رسيدن به پستهاي بالاتر ببينند و در نتيجه ممكن است تخصص لازم را نداشته باشند. اين افراد غالباً در حرفهايشان به دنبال جلبتوجه هستند، اما در عمل ممكن است نتوانند بهخوبي وظايف خود را انجام دهند. او افزود: داشتن تخصص شرط لازم است، اما كافي نيست. براي مديريت موثر، ويژگيهاي ديگري نيز اهميت دارند، از جمله تعهد به خدمت به مردم و شهر، تجربه در مديريت و برنامهريزي شهري، نگاه مبتني بر ارزشهاي انقلاب اسلامي كه به تطابق اهداف مديريتي با اصول و ارزشهاي جامعه كمك ميكند.اين موارد ميتوانند به انتخاب افرادي با صلاحيت و متعهد كمك كنند كه واقعاً به توسعه و بهبود شرايط شهري فكر ميكنند و نه صرفاً به منافع شخصي يا سياسي خود.
