الگوي تكرارشونده بحرانهاي سياسي در زمستان
رخدادهاي اخير ونزوئلا بهانهاي شد تا نگاه دقيقتري به اين موضوع داشته باشم كه چرا هميشه در زمستانها شاهد جنگ و بحران و احيانا فروپاشي نظامهاي سياسي هستيم؟ از منظر زماني در دسامبر و ژانويه نظامهاي سياسي در سطح جهان در ضعيفترين حالت ممكن هستند و نظم هميشگي به دليل شرايط اقليمي و تاريخي برقرار نيست.

رخدادهاي اخير ونزوئلا بهانهاي شد تا نگاه دقيقتري به اين موضوع داشته باشم كه چرا هميشه در زمستانها شاهد جنگ و بحران و احيانا فروپاشي نظامهاي سياسي هستيم؟ از منظر زماني در دسامبر و ژانويه نظامهاي سياسي در سطح جهان در ضعيفترين حالت ممكن هستند و نظم هميشگي به دليل شرايط اقليمي و تاريخي برقرار نيست. در مرور تاريخ معاصر، از قرن نوزدهم تا امروز، يك الگوي تكرارشونده ظاهر ميشود؛ بخش قابل توجهي از جنگها، فروپاشيها، سقوط دولتها و تغيير رژيمها در ماههاي زمستاني، بهويژه دسامبر، ژانويه (ديماه) آغاز شده يا به نقطه برگشتناپذير رسيدهاند. اين همزماني وقتي در كنار بحرانهاي اقتصادي قرار ميگيرد، از يك تصادف ساده فراتر ميرود و به يك الگوي ساختاري نزديك ميشود. در دي ۱۳۵۷ و ژانويه ۱۹۷۹، خروج محمدرضاشاه از ايران عملا پايان نظام پهلوي را رقم زد، هرچند انتقال رسمي قدرت در بهمن انجام شد. در ژانويه ۱۹۵۹، باتيستا از كوبا فرار كرد و فيدل كاسترو وارد هاوانا شد و يك نظم سياسي كاملا جديد شكل گرفت. ژانويه ۲۰۱۱ شاهد فرار بن علي از تونس بوديم؛ رخدادي كه جرقه زنجيرهاي از اعتراضات را در جهان عرب روشن كرد. در همان ماه، مصر وارد فاز اعتراضات سراسري شد كه به سقوط حسني مبارك انجاميد. در دسامبر ۱۹۸۹، روماني يكي از سريعترين و خشنترين تغيير رژيمهاي قرن بيستم را تجربه كرد و چائوشسكو ابتدا سقوط كرد و بعد هم اعدام شد.
در دسامبر ۱۹۹۱، اتحاد جماهير شوروي بهطور رسمي منحل شد و فرو پاشيد. ژانويه ۱۹۸۶ در هاييتي پايان يك ديكتاتوري خانوادگي رقم خورد. دسامبر ۲۰۰۱ سقوط حكومت اول طالبان را به همراه داشت و ژانويه ۱۹۱۲ پايان چندهزار سال نظام امپراتوري در چين را ثبت كرد. در حوزه نظامي نيز زمستانها بارها نقطه شروع بحرانهاي بزرگ بودهاند. دسامبر ۱۹۷۹، حمله شوروي به افغانستان آغاز شد؛ جنگي كه در نهايت يكي از عوامل اصلي تضعيف و فروپاشي خود شوروي شد. دسامبر ۱۹۸۹، حمله نظامي امريكا به پاناما به سقوط نوريگا انجاميد. در دسامبر ۱۹۷۱، شكست نظامي پاكستان و تولد بنگلادش رقم خورد و توازن قدرت در جنوب آسيا دچار تغيير اساسي شد. همزماني اين رويدادها با بحرانهاي اقتصادي تصوير را كاملتر ميكند. ركود بزرگ ۱۹۲۹ اگرچه در پاييز آغاز شد، اما پيامدهاي اجتماعي و سياسي مخرب آن در زمستان ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ بروز كرد و زمينهساز رشد افراطگرايي در اروپا شد. بحران نفتي ۱۹۷۳ در زمستان ۱۹۷۴ دولتها را با تورم، ركود و نا آرامي اجتماعي مواجه كرد.بحران مالي شرق آسيا در زمستان ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به سقوط ارزها و تغيير دولتها انجاميد. دسامبر ۱۹۹۸ روسيه با نكول بدهيها و فروپاشي روبل روبهرو شد. دسامبر ۲۰۰۱ آرژانتين شاهد فروپاشي اقتصادي و فرار رييسجمهورش بود. بحران مالي جهاني ۲۰۰۸ در زمستان ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ به اوج رسيد و سقوط بانكها و افزايش نارضايتي عمومي را رقم زد. دسامبر ۲۰۱۸ اعتراضات اقتصادي در سودان آغاز شد كه در نهايت به سقوط عمرالبشير انجاميد و دسامبر ۲۰۱۹ عراق با موج اعتراضات و استعفاي دولت مواجه شد. از منظر تحليلي، زمستانها معمولا زماني هستند كه چند فشار بهطور همزمان روي سيستمهاي سياسي و اقتصادي وارد ميشود. پايان سال مالي و كسري بودجه، كمبود انرژي و مواد غذايي، كاهش نقدينگي، فرسودگي رواني جامعه، افزايش بيكاري و تصميمهاي پرريسك دولتها. (در كشور ما هم با انتشار بودجه ۱۴۰۵ و تصميم پرريسك حذف ارز ترجيحي و كمبود بلافاصله روغن و اعتراضات اجتماعي همراه بود!)
نكته كليدي اين است كه زمستان اغلب زمان پايان نهايي نيست، بلكه زمان روشن شدن موتور فروپاشي است. بسياري از انقلابها، سقوطها و تغيير نظامهاي سياسي در بهار يا تابستان به نتيجه ميرسند، اما لحظه غيرقابل بازگشت آنها در زمستان شكل ميگيرد. اين يك قانون قطعي نيست، اما الگويي تكرار شونده است كه بارها در نقاط مختلف جهان ديده شده و نميتوان آن را ناديده گرفت. براي خود من اين الگو جالب توجه بود و امروز هم روشن شد نظام سياسي ونزوئلا به رهبري مادورو با يك بحران جدي مواجه شده است.
