آیا «دانشگاه رفتن» هنوز هم ارزشمند است؟

۱۳۹۴/۱۰/۱۰ - ۰۰:۰۰:۰۰
کد خبر: ۳۵۶۰۶

گروه اقتصاد اجتماعی محمدمهدی حاتمی

روزی روزگاری، ورود به دانشگاه ارزشی بود مثال زدنی که تقریبا ارزش نهادن به قدر و منزلت آن هم‌نظر بودند. آن روزها فقط کافی بود فرزندانتان را به بهترین مهدکودک‌ها بفرستید تا بعد بتوانند وارد بهترین مدارس ابتدایی شوند. تحصیل در بهترین مدارس ابتدایی به تحصیل در بهترین مدارس مقاطع راهنمایی و دبیرستان وصل می‌شد و همه اینها جوازی بود برای ورود به بهترین رشته‌ها در بهترین دانشگاه‌ها که تعدادشان در ایران چندان هم زیاد نیست. از دانشگاه‌های درجه یک در تهران که بگذریم حداکثر چند دانشگاه بزرگ و قابل ذکر در کشور وجود دارد که در بهترین حالت هم سهم هر استان، یک دانشگاه و آن هم در مرکز استان است. آمارها نشان می‌دهد ایران یکی از بیشترین تعداد دانشجوها به نسبت کل جمعیت را داراست. همین حالا حدود 4.6میلیون نفر دانشجو در دانشگاه‌های کشور مشغول به تحصیل‌اند. این تعداد را می‌توان با آمار حدود 2 میلیون نفری دانشجویان در آلمان مقایسه کرد و این درحالی است که جمعیت آلمان حتی از جمعیت ایران هم بیشتر است و افزون بر این، این کشور یکی از مقاصد پذیرش دانشجو در جهان است. به گفته سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، ایران پنجمین کشور در جهان از نظر تعداد دانشجوهای درحال تحصیل در رشته‌های مهندسی است. از نظر تعداد دانشجویان درحال تحصیل هم ایران را می‌توان در میان 10کشور نخست جهان جای داد. اما آیا همه اینها نشانی‌اند برای افتخار و مجوزی برای ادامه همین مسیر به همین شکل فعلی؟ پاسخ به نظر می‌رسد که باید منفی باشد.

همین حالا هم بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلان مدرک گرفته دانشگاه‌های کشور بیکارند. آمارها نشان می‌دهد از حدود 11.2میلیون نفر جمعیت دارای تحصیلات عالی یا درحال تحصیل در کل کشور 5.7 میلیون نفر (51.4 درصد) غیرفعال هستند. به عبارت دیگر بیش از نیمی از جمعیت فارغ‌التحصیل یا درحال تحصیل دانشگاهی هیچ نقشی در تولید ندارند همچنین 4.4میلیون نفر (۳۹درصد) شاغل و 1.2میلیون نفر (9.2درصد) بیکار هستند.

بیکارترین نرخ بیکاری هم اتفاقا در میان فارغ‌التحصیلان پر طرفدارترین رشته‌ها یافت می‌شود. بنا به گزارش‌های گوناگون در مورد بیشترین نرخ بیکاری در میان فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف که البته بعضا تفاوت‌هایی هم با هم دارند، فارغ‌التحصیلان رشته‌های مدیریت بازرگانی، حقوق، مهندسی مکانیک، مهندسی عمران، علوم و مهندسی کامپیوتر و رشته‌های علوم انسانی و هنر(بدون ترتیب) در صدر فهرست بیکاران قرار دارند.

افزون بر اینها با وجود آنکه انتخاب رشته‌های دانشگاهی تابع زمان و وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورهاست و باید هم اینگونه باشد، گرایشی در ورود به رشته‌های دانشگاهی مختلف وجود دارد که به انکار این اصول اساسی پرداخته و نتیجه‌یی هم جز افزودن به سیل بیکاران نداشته است. در توضیح این مطلب می‌توان این طور گفت که نیاز اقتصاد کشوری مانند ایران به فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف، امری همیشگی نیست. کشوری که انبوهی از بنگاه‌های اقتصادی نیمه تعطیل دارد مگر به چه تعداد فارغ‌التحصیل مدیریت یا مهندس پروژه نیاز دارد؟ در شرایط که گفته می‌شود نرخ رشد جمعیت و نرخ ازدواج در کشور کاهش یافته، چه تعداد پل، تونل یا ساختمان دیگر قرار است، ساخته شود که این تعداد مهندس عمران نیاز داشته باشد؟

این ‌آش تا آن حد شور شده که حتی عده‌یی از صادر کردن توان مهندسی کشور می‌گویند. محسن صفایی فراهانی که سابقه اقتصادی و مدیریتی در دولت‌های هفتم و هشتم را هم در کارنامه دارد چندی پیش در مصاحبه‌یی گفته بود به دلیل کاهش نیاز کشور به مهندسین عمران که خود ناشی از کمتر شدن نیاز به ساخت واحدهای مسکونی جدید است، صدها هزار مهندس عمران بیکار خواهند شد و خوب است که مسوولان به فکر صادرات خدمات فنی-مهندسی در زمینه ساخت و ساز به دیگر کشورها باشند. فارغ از این فکر متین اما می‌توان پرسید که چرا سرمایه‌های کشور باید در مسیری سرمایه‌گذاری می‌شدند که امروز به بن بست بخورد و ‌گیریم بن بست برای فارغ‌التحصیلان مهندسی عمران گشوده شد با بن بست پیش روی مهندسان مکانیک و فارغ‌التحصیلان ریاضیات و علوم چه باید کرد؟

به نظر می‌رسد، ایرانی‌ها برای رفتن به سمت تحصیلات تکمیلی و فرستادن فرزندانشان به دانشگاه‌ها باید بیشتر فکر کنند. نیاز کشوری درحال توسعه با جمعیتی مانند ایران نه دارا بودن جمعیت میلیونی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا که داشتن «مهارت‌های شغلی» گوناگون است. کسانی که فهرست مشاغل برای مهاجرت به کشورهایی مانند کانادا را دیده باشند می‌دانند که این کشور به همان اندازه که مهندس هوافضا و فیزیکدان نیاز دارد، پرستار، آشپز و جوشکار هم می‌خواهد. مسابقه مدرک گرفتن و دانشگاه رفتن در ایران اما هم اعتبار مدارک دانشگاهی را خدشه‌دار کرده و هم افراد را در وضعیتی قرار داده که از یک سو نمی‌توانند شغلی متناسب با رشته‌شان بیابند و از سوی دیگر حاضر به کار در مشاغلِ «سطح پایین‌تر» هم نیستند. افسانه برتری دانشگاه رفتگان بر سایرین را باید کنار گذاشت.

مشاهده صفحات روزنامه

بیمه ملت