بیماران به کالاهایی برای معامله پزشکان تبدیل شدهاند
درد در ایران چیزی فراتر از اضطراب ناشی از عملکرد بد بدن است؛ درد در ایران، ترس مضاعف از نقص بیشتر در اثر طبابتهای کاسبکارانه است، ترس از فقیرشدنی است که به سختی از آن، کمر راست میشود. اما چه شد که طبیبان اسوه اخلاق و دانش در ایرانِ همین دو دهه پیش، چنین دچار استحاله شدند که امروز وزیر بهداشت اخلاقمدار دولت یازدهم نیز علنا بر طبل رسوایی آنها در اخلاق و اقتصاد کوبید؟ چه شد که امسال بیشترین داوطلبان کنکور برعکس سالهای قبل پزشک شدن را به مهندس شدن و وکیل شدن ترجیح دادند؟ البته این، تنها، درد نظام درمان ایران نیست؛ سرطان کشنده همه کشورهایی است که «درد» مردم را به کالایی در بازار آزاد بدل کردند و در منطق آن بازار، برای بیشتر شدنش تلاش کردند.
چرایی رسیدن به چنین حضیضی را همراه با آینده بازار پزشکی ایران در گفتوگو با ناصر فکوهی، استاد گروه مردمشناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسانشناسی و فرهنگ به بحث نشستیم.
پزشکان در جامعه ایران از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بودهاند. چطور به این جایگاه رسیدند؟ چرا جامعه ایرانی چنین احترامی برای این قشر قائل بود؟
در دوران پیش مدرن، یعنی در ایران پیش از مشروطه، هر اندازه به گذشتههای دور بازگردیم و اصولا در نظامهای هند و اروپایی باستانی و حتی در سایر نظامهای تمدنی و اجتماعی باستانی، درمانگران به کاستهای بالای اجتماعی تعلق داشتهاند و دارای قدرت معجزهآسای بازگرداندن سلامت و کنار زدن مرگ، تصور میشدند، همین سبب میشد که مردم آنها را به حوزه قدسی یعنی به خداوند نزدیکتر بدانند و به آنها احترام بیشتری بگذارند. چه در یونان باستان، چه در ایران باستان و چه ایران اسلامی کلاسیک، حکیمان در بسیاری موارد هم فیلسوف و هم دانشمندان علوم طبیعی و ریاضی و هم عالم دینی بودهاند.
اما اگر از این سنت باستانی بگذریم و به پزشکی مدرن برسیم، از ابتدای قرن بیستم در ایران، دانشآموزانی که برای تحصیل به اروپا اعزام میشدند، اغلب به خانوادههای سطح بالای جامعه (یا با سرمایه فرهنگی یا با سرمایه اقتصادی بالا و اشرافی) تعلق داشتند. از اینرو، نخستین پزشکان ایران از مشروطه تا دهه1340، جزو اقشاری بودند که عموما نیاز مادی زیادی به حرفه خود نداشتند و از اینرو بسیار شاهد آن بودیم که پزشکان در موارد زیادی به صورت رایگان و برای امور خیریه به مردم کمک میکردند یا از افراد نیازمند دستمزدی دریافت نمیکردند یا وقتی به روستاها میرفتند مردم هرچه داشتند به آنها هدیه میدادند. پزشکان همچنین از لحاظ سواد فرهنگی و اجتماعی در رده بالایی بودند. تا دهه1340، پزشکان بهشدت به اصول حرفهیی خود پایبند بودند و سلامت و جان بیمار بسیار برایشان ارزش داشت و در بالاترین رده از رفتار احترامانگیز اجتماعی نیز قرار میگرفتند؛ یعنی در آداب و شیوههای گفتار و برخورد با مردم تقریبا همیشه نمونه و الگو بودند. از اینرو احترام بسیار زیادی را به خود جلب میکردند. تصویر پزشک و پرستار و کادر بیمارستانی تصویری بسیار مثبت بود.
بهگونهیی که مردم آنها را جزئی از خانواده خود میشمردند و مسائل پولی و اقتصادی در رابطه با این حرفه درآخرین مرحله خدمات پزشکی تعریف میشد. به همین دلیل نیز، دانشجویانی که به سمت تحصیلات پزشکی میرفتند در درجه اول و بیش از هرچیز انگیزههای انسانی داشتند یا به دلیل اینکه پزشکی دارای قدر و احترام اجتماعی است، به این رشته متمایل میشدند. دلیل این احترام نیز آن بود که پزشکان بیش از همه افراد دیگر دلسوز بودند و به سلامت و رسیدگی به درد و بیماری و آرامش بخشیدن به مردم فکر میکردند و این را در همه رفتارهای خود نشان میدادند: آنها مهربان بودند، انعطافآمیز با بیمار و اطرافیانش رفتار میکردند از وقت و زندگی خود میزدند که بیمار آسوده باشد و این را همه مردم به چشم میدیدند. اما متاسفانه این وضعیت به تدریج در جامعه ما تغییر کرد زیرا گروهی البته اقلیتی از پزشکان، تنها به پول فکر کردند و رفتارهای بسیار دور از شان و بیادبانه و سودجویانه با بیماران خود پیش گرفتند؛ گویی این بیماران کالاهایی برای معامله آنها هستند و درد باید مورد سوءاستفاده قرار بگیرد تا همه افراد را تا زمان مرگ در بدترین شرایط روحی و جسمانی مورد
سوءاستفاده قرار داد.
به نظر شما دلیل انحرافات پزشکان ایرانی از نظر اخلاقی و اقتصادی چیست؟ آیا حاکمیت قواعد بازار آزاد و سرمایهداری میتواند دلیلی بر انحراف آنها از قسمنامه خود باشد؟ چراکه چنین وضعیتی در امریکا که مانند ایران قواعد بازار آزاد بر نظام درمان آن حاکم است نیز وجود دارد.
باز هم تکرار کنم که مساله متاسفانه به اقلیتی از پزشکان مربوط میشود اما این اقلیت و روند ساختاری پزشکی ایران همه پزشکان و پزشکی ایران را تهدید میکند. به هر روی، فرآیند پولی و سرمایهیی و کالایی شدن گسترده جامعه ایران از دهه1340 با ورود گسترده درآمدهای نفتی و مصرفگرا شدن شدید کشور آغاز شد.
