رسانه ملی و کمکاری در پرونده هستهای
در فاصله 5روز مانده به موعد نهایی توافق جامع هستهیی، اخبار و گزارشهای ارسالی از وین حاکی از آن است که آخرین رایزنیها برای رسیدن به یک متن«مشترک»در حال انجام است و 4 الی 5 مورد اختلافی باقی مانده که مذاکرهکنندگان دوطرف به دنبال حلوفصل آنها گفتوگوهای فنی و کارشناسی را ادامه میدهند.
اکثریت قریب به اتفاق اخبار و تحلیلها خبر از توافق میدهد، هرچند طی روزهای اخیر برخی گمانهزنیها از تمدید کوتاهمدت مذاکرات نیز صحبت میکنند. من معتقدم که در شرایط فعلی راه دیگری غیر از مذاکره وجود ندارد و دوطرف نیز نشان دادهاند که برای رسیدن به توافق جامع اراده سیاسی لازم را دارند.
هرچند شاید به نظر برسد که برای بیان برخی صحبتها دیر شده باشد، اما من معتقدم که دیپلماسی رسانهیی ایران در دورههای نفسگیر مذاکرات آنگونه که باید و شاید به وظایف بنیادین خود عمل نکرده است.
اگر «دیپلماسی» را پرندهیی با 2بال متعادل فرض کنیم، دیپلماسی رسانهیی یکی از این بالها محسوب میشود که میتواند نقش برجستهیی در شکلدهی به منطق مذاکرات ایفا کند.
من بارها تاکید کردم که برخورد رسانهیی با مذاکرات به اندازه خود مذاکرات اهمیت دارد، چرا که چنانچه ما در این زمینه خوب عمل نکنیم، مذاکرهکنندگان ایرانی نمیتوانند از تمام تواناییهای خود به نفع منافع ملی استفاده کنند.
تنها رسانه فراگیری که میتواند این نقش متعادل را در جریان مذاکرات هستهیی به خوبی ایفا کند، رسانه ملی است که متاسفانه بنا به دلایل گوناگون بیشتر درگیر موضوعات حاشیهیی قرار میگیرد تا اینکه به موضوع مذاکرات به صورتی حرفهیی و تخصصی بپردازد.
فضاسازی رسانهیی که یکی از ارکان تاثیرگذار هر جدال حقوقی و سیاسی محسوب میشود که در مذاکرات هستهیی ایران با1+5به درستی به کار گرفته نشد. رسانه ملی باید با استفاده از ظرفیتهای فراگیر خود پردازش معقولانهیی از واقعیات مذاکرات به زبانهای مختلف عربی، فرانسوی، انگلیسی و... انجام میداد که متاسفانه به این اصل مهم توجه نشده است.
