جایگاه ایران در تاریخ جهان

۱۳۹۳/۰۹/۰۵ - ۰۰:۰۰:۰۰
کد خبر: ۹۴۱۴

از هنگامی که کتاب بسیار با ارزش «چرا غرب غلبه کرده است»، نوشته آیان موریس درباره تحول جغرافیای تاریخ انسان را خواندم توجه من به مساله تحول بلندمدت چند ده‌هزار ساله در تاریخ تمدن و زیست بشر جلب شده است. در این نوشته می‌خواهم برخی اطلاعاتی که پس از آن به‌دست آورده‌ام و برای من جدید بوده را برای خوانندگان عزیز به اشتراک بگذارم.

ضروری است ابتدا به آنچه شروع مطلب کتاب مزبور بود بپردازیم. آیان موریس در واقع براساس اطلاعات باستان‌شناسی و بعضا زیست‌شناسی و همراه با اطلاعات تکمیلی آماری نتایج کتاب خود را جمع‌بندی کرده و سازمان داده است. کتاب مزبور در واقع مروری است بر تاریخ زندگی و تحول انسان‌ها در حدود 12تا14هزار سال اخیر. یعنی آنچه از زمان انقلاب کشاورزی در منطقه موسوم به هلال حاصل‌خیز رخ داد. منطقه‌یی شامل غرب و جنوب غربی ایران تا جنوب ترکیه، منطقه «میان رودان» تا سوریه. در این منطقه بود که نخستین فرد، به احتمال قوی یک زن، بذر غلات را بر زمین افشاند و محصول برداشت کرد و روند تمدن بشری را تغییر داد. به این زن در متون تاریخی مادر کشاورز (farmer mother) می‌گویند. از این پس بود که برخی از انسان‌هایی که سرگردان و به‌دنبال شکار و جمع‌آوری میوه و ریشه خوراکی بودند، در مکان‌هایی آرام گرفتند و پیرو آن روستا و شهر ایجاد شد و اهلی کردن حیوانات آموخته شد، پروردن محصولات، بافتن پارچه، معماری، ساختن ظروف سفالی، استخراج فلزات ابداع خط... انجام پذیرفت. و همه این نتایج

به دست آن مادر کشاورز آغاز شد که نخستین دانه‌ها را افشاند و آبیاری کرد و تصور آن را هم نمی‌کرد که مسیر انسان را با چه تغییر شگرفی روبه‌رو کرده و بشر را در مسیری نو قرار داده است. این در واقع شروع بحث کتاب آیان موریس است و آن کتاب سر رشته تاریخ انسان را از آن نقطه بررسی می‌کند.


نقالی ژن‌ها پیرامون تاریخ انسان

لیکن قبل از این تاریخ نیز بشر داستانی 100هزار ساله، بسیار گفتنی و شگرف دارد که این روایت نه با مطالعه باستان‌شناسی بلکه مطالعه ژنتیکی گفته می‌شود. این رشته گرچه جدید، اما دست‌آورد‌های عظیمی در حیطه پزشکی و زیست‌شناسی و ازجمله شناخت سابقه تحول بشری را به همراه داشته و این زمینه‌ها در ابتدای راه هستند و در آینده نتایج بسیار جالبی را از آن می‌توان انتظار داشت ازجمله در رشته اقتصاد.

آنچه می‌توان گفت این است که از بررسی دی.ان.ای انسان‌ها می‌توان تاریخ زیست‌شناسی آنها را در دوره طولانی مدت بازگو کرد. این امر نیز براساس تشخیص دو ویژگی در دی.ان.ای

انسان میسر است. یکی اینکه دی. ان.ای میتوکوندری (Mitochondrial DNA) از مادر به فرزندان منتقل می‌شود و فقط از دختران به فرزندانشان انتقال می‌یابد. بنابراین فقط در خط مادری وراثت ژنتیکی افراد قابل پیگیری است. برای ده‌ها هزار سال خط‌های مختلف زادوولد دچار دگرگونی و جهش ژنتیکی خاص شده‌اند که به صورت نشانگرهایی روی دی.ان.آ آنها ثبت شده است. به این ترتیب مقایسه دی.ان.آ میتوکوندری مردم امروز می‌تواند وجوه اشتراک و افتراق آنها را نشان دهد. خط دوم مربوط به صفات وراثتی است که منحصرا از طریق پدر منتقل می‌شود. این نیز بخش مربوط به کروموزوم Y است که فقط در خط وراثتی پدر به پسر منتقل شده و قابل پیگیری است. این نیز دربرگیرنده نشانگر‌های تحول ژنتیکی در مقاطع مختلف تاریخ بشر است و می‌تواند وجوه اشتراک و افتراق بین مردان را، از نظر تاریخ ژنتیک، و محل جغرافیایی که آن تحول رخ داده و زمان آن را معلوم کند. به این ترتیب با مطالعه انسان‌ها و مقایسه این نشانگر‌های ژنتیکی مسیر حرکت اجداد آنها و چگونگی اختلاط و امتزاج آنها، طی ده‌ها هزار سال قابل نقالی است.

مطالعه دی.ان.ای میتوکوندریای افراد نشان می‌دهد که همه از یک مادر مشترک هستند که تخمینا 180هزار سال پیش جایی در شرق آفریقا می‌زیسته است. این مادر مشترک همه انسان‌ها را در اصطلاح «حوا میتوکوندری» (Mitochondrial Eve) می‌نامند. مطالعه کروموزوم Y مردان هم نشان می‌دهد که همه انسان‌ها از یک پدر ریشه گرفته‌اند که حدود 140هزار سال پیش در آفریقا زندگی می‌کرده است. یعنی یک اختلاف 40هزارساله بین آن مادربزرگ بشریت و آن پدر بزرگ وجود داشته است. البته درک دلیل این امر نیز ساده است. آن مادر اولیه تنها زنی نبوده است که در زمان خود می‌زیسته، بلکه بازماندگان سایر زنان منقرض شده‌اند و از آنها طی ده‌ها هزار سال بازمانده‌یی نمانده است. به همین ترتیب نیز مردان بسیاری می‌زیسته‌اند که طی ده‌ها هزار سال زادوولد کرده‌اند لیکن از آنها نیز بازمانده‌یی باقی نمانده است. تنها انسان‌های باقی مانده که اکنون بیش از 7میلیارد نفر هستند از نسل باقی مانده از آن مادر و سپس آن پدر هستند. باید توجه داشت که نسل انسان‌های مختلفی که در قاره آفریقا ظاهر شده‌اند و از آنجا مهاجرت کرده‌اند به‌دلیل بلایای طبیعی مانند عصر یخبندان و دوران‌های خشکسالی و رواج بیماری‌های واگیر به‌شدت در خطر بوده‌اند. چنانکه در مقاطعی از تاریخ تحول، انسان‌های زنده در سطح کره زمین به چند هزار نفر کاهش می‌یافته است. به همین دلیل موجب شگفتی نیست که خط نژاد انسانی وقتی به عقب برمی‌گردیم بسیار نازک بوده و در واقع همه از یک مادر و یک پدر مشترک هستیم، با همان تفصیل که گفته شد. این انسان‌های اولیه در قاره آفریقا به شکار و گردآوری میوه مشغول بودند تا اینکه زمان‌های خشکسالی طولانی سبب شده که حیوانات قابل شکار به طرف مناطق سرسبز‌تر مهاجرت کنند، و این انسان‌های اولیه نیز به‌دنبال آنها مسیر مهاجرت را در پیش گیرند. نخستین دو نژادی که از آفریقا به بیرون مهاجرت کرده و آثار آنها در سایر مناطق جهان جز آفریقا یافت می‌شود و انسان‌های دچار جهش ژنتیکی محسوب می‌شوند انسان نئاندرتال(Neanderthal) و انسان دنیسوان(Denisovan) هستند. که آخرین بقایای اولی حدود 30هزار سال پیش در اروپا زندگی می‌کرده‌اند و منقرض شده‌اند و دومی نیز ازجمله در مناطق شرق آسیا می‌زیسته و منقرض شده و یافتن آثار این‌گونه از انسان اولیه، در واقع بسیار جدید است و درباره آن اطلاع چندانی در دست نیست جز آثار یافت شده در معدود کاوش‌ها و ژن‌های باقیمانده در انسان‌های موجود.

پس از این دو گونه، اجداد انسان امروزی (یعنی انسان هومو ساپینس) نسل بزرگ مهاجر از آفریقا را تشکیل می‌دهد که طی چندهزار سال مناطق مختلف جهان ازجمله آسیا، اروپا و امریکا و استرالیا را پر کردند. این انسان‌ها حدود 60هزار سال پیش مهاجرت خود را از آفریقا شروع کردند. نقشه زیر حرکت این انسان‌ها را که برمبنای مطالعات و مقایسه ژنتیکی رسم شده نشان می‌دهد. در این نقشه محل ظهور نخستین انسان‌ها در شرق آفریقا (مانند کنیا) مشخص شده و مسیر مهاجرت‌های عمده نیز تعیین شده است. جز مهاجرت‌های درون آفریقا بقیه این انسان‌های مهاجر از منطقه خاورمیانه عبور کرده‌اند. دلیل این امر نیز این بوده که این منطقه از لحاظ تنوع میوه‌ها و دانه‌های خوراکی و حیوانات قابل شکار و اهلی کردن در زمان پایان عصر یخبندان بی‌نظیر بوده است. منطقه‌یی پرآب و سرسبز و پرنعمت؛ به‌همین دلیل نیز انسان‌ها همراه با حیوانات قابل شکار که به‌دنبال چراگاه و منطقه مساعد زیست بوده‌اند به این سرزمین مهاجر کرده و از آنجا به‌تدریج به سایر نقاط جهان سرایت کرده‌اند. تقریبا اجداد حدود 90درصد از مردم امروز جهان روزگاری از ایران و مناطق همسایه آن گذشته و در این سرزمین‌ها به‌سر برده‌اند. مسیر عبور بسیاری از ساکنین آسیا و اروپا و امریکا از ایران، به‌خوبی در این نقشه مشخص است. شاید رواست که این منطقه برای تمام بشریت منطقه‌یی مقدس تلقی شود.

نسل انسان‌های امروزی که نسل انسان (Homo sapiens) است پس از خروج از آفریقا با نژاد‌های قبلی مواجه شده و شاید در انقراض آنها نیز نقش داشته است. از‌جمله انسان هوموساپینس با انسان‌های نئاندرتال که در مورد آنها اطلاعات بیشتری موجود است نیز برخورد داشته است. از نژاد نئاندرتال اطلاعات بیشتری موجود است زیرا اجساد نسبتا سالمی از آنها در یخچال‌های طبیعی کوه‌های اروپا یافت شده و آثار بسیاری از آنها در‌نتیجه کاوش در غار‌های اسپانیا و فرانسه به‌دست آمده است. این انسان‌ها از انسان‌های موجود بلندقد‌تر بوده و پوستی به رنگ روشن داشته‌اند. اندازه مغز آنها نیز بزرگ‌تر بوده، لیکن برخی مطالعات موجود نشان می‌دهد که ممکن است بخش‌های مربوط به گویش در مغز آنها در حد انسان هوموساپینس رشد نکرده باشد و از این بابت در امر گفتار دچار محدویت بوده‌اند. لیکن از این انسان‌ها آثار نقاشی‌های بسیار زیبا در غار‌های مناطقی از اروپا، خصوصا اسپانیا و فرانسه باقی مانده که بسیار بدیع است. گفته می‌شود پیکاسو، نقاش مشهور، در بازدید از این غار‌ها گفته است در نقاشی «ما چیزی جدید ابداع نکرده‌ایم».

به نظر می‌رسد اجداد انسان موجود که کوتاه‌تر، کم‌مغز‌تر، پرحرف‌تر، مهاجم‌تر و سازمان‌یافته‌تر بوده‌اند، در پایان عصر یخبندان که هنوز محیط اروپا بسیار سرد و برای زیست مشکل بوده است، در رقابت با انسان‌های نئاندرتال برای غذا و محیط زیست آن انسان‌ها را مغلوب و معدوم کرده باشند. به‌هر‌حال این دو گونه انسان با یکدیگر امتزاج نیز داشته‌اند و امروزه همه انسان‌های خارج از آفریقا

حدود 2 تا 6درصد ژن انسان نئاندرتال را دارا هستند. به این معنی که در وجود هر یک از ما مردم خارج از آفریقا بخش کوچکی از آن انسان‌ها زنده‌اند.


دسته‌بندی ناشی از مطالعات ژنتیک

این مطالعات ژنتیکی تاکنون کمک کرده است که انسان‌های موجود برحسب ترکیب ژنتیکی دسته‌بندی شده و تحول آنها طی تاریخ تا حدودی معلوم شود، گرچه همان‌گونه که گفته شد این کار در آغاز راه است. براساس این دسته‌بندی‌ها مردم مناطق مختلف به‌صورت موارد تیپ تعیین شده‌اند. به‌عنوان مثال ترکیب ژنتیکی تیپ ایرانیان شامل 42درصد ژن مدیترانه‌یی (مشابه مردم اطراف مدیترانه مانند ساردینی، ایتالیا، یونان، مصر، تونس، لبنان) حدود 42‌درصد ژن آسیای جنوب‌غربی (مشابه ژن بومیان ایران و تاجیکستان و کشور‌های همسایه) 8‌درصد ژن اروپای شمالی (دانمارک، آلمان، روسیه، فنلاند...) و پنج‌درصد ژن مردم شمال‌شرقی آسیا (چین، ژاپن، مغولستان) است و حدود سه‌درصد سایر ژن‌ها مانند ژن انسان نئاندرتال.

البته این مربوط به ترکیب تیپ یا به‌نوعی میانگین است و افراد مختلف ساکن ایران ممکن است ترکیب‌های مختلف و تاریخچه‌های متفاوتی داشته باشند. امروزه در برخی کشور‌های غربی روند قابل‌ملاحظه‌یی آغاز شده است که افراد به سازمان‌های پژوهشی مربوط مراجعه می‌کنند و از‌طریق ارایه کردن نمونه‌یی از مخاط داخل دهان نقشه ژنتیکی خود و سابقه‌یی که این نقشه تعریف می‌کند را، پس از خوانده‌شدن دی.ان.آ آن، به‌دست می‌آورند.

مشاهده صفحات روزنامه

بیمه ملت