حفاظت از محیط زیست، درختان و اقتصاد شهر
با روند فعلی قطع درختان خیابانها، نه تنها پهنه شهرها به ویژه کلانشهر تهران، از یک منبع غیرمستقیم اقتصادی محروم میشود، بلکه محیط زیست شهری نیز در معرض خطر نابودی قرار میگیرد. در راستای جلوگیری از بروز چنین خساراتی، مصوبات قانونی نهادهای قانون گذار شهری چون شورای شهر تهران میتواند مفید فایده واقع گردد. چنانکه افزایش 200 درصدی تعرفههای عوارض قطع درختان شهری از 300 هزار تومان تا یک میلیون و 800 هزار تومان سال 1385 به یک میلیون تا 10 میلیون تومان سال 1393، که با توجه به تورم عمومی در این فاصله 8 ساله در نظر گرفته شده بود، در راستای واقعیسازی جرایم مربوط به قطع درختان کلانشهر تهران به مورد اجرا در آمد، اما با مصوبه نهایی شورای شهر تهران، نرخ عوارض قطع درختان شهری، 50درصد نسبت به مصوبه سال 1393 کاهش یافته و فقط 66درصد نسبت به سال 1385رشد نشان میدهد به این ترتیب، رشد واقعی این عوارض، به نسبت سالهای پیشین خط سیری نزولی و منفی یافته است.
مصوبه فوق در حالی لازمالاجرا شده است که همچنان بر سر تعیین میزان خسارت بر جامانده از قطع درختان مناقشه وجود دارد. معاون سابق طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، طبق برآوردی اعلام کرد که برآورد خسارت ناشی از برش یک اصله درخت در حدود 74 هزار تومان و کارشناسان مخالف او نیز بر این باورند که این رقم غیر واقعی بوده و 15 میلیون و 500 هزار تومان خسارت برای بریدن هر اصله درخت ایجاد میگردد و این در حالی است از آن جا که برخی از درختان ارزش تولید محصول ندارند و به عنوان سایه انداز و فضای سبز کشت شدهاند این درختان با توجه به محل و مکانهای قرارگیری از ارزشهای گوناگونی برخوردارند. به عنوان مثال، ارزش واقعی یک درخت چنار کهنسال مستقر در یک پارک برابر تمام هزینههایی است که در طول عمرش توسط شهرداری هزینه شده است وچه بسا از یک درخت گردوی همسن خود که میلیونها ریال درآمد خالص دارد بیشتر باشد اما همین درخت اگر در مجاور یک منطقه روستایی باشد تنها از سایه آن استفاده شده و ارزشی معادل چوب تولیدی دارد واگر کنار یک باغ میوه بوده و با سایه اندازی موجب کاهش عملکرد باغ شود نه تنها ارزشی ندارد بلکه حذف آن نیز مستلزم هزینه است. همین درخت
ممکن است در محوطه یک خانه قرار گرفته و موجب زیبایی وارزش افزوده باغ یا خانه شود.
از این رو، در خصوص ارزش واقعی یک درخت علاوه بر نوع و کارکرد آن باید فضای اشغال شده معادل ارزش درختان مفید فایده نیز برایش در نظر گرفته شود. برخی درختان از دیدگاه هنری ارزش خاص دارند مثلاْ یک پایه درخت زردآلو که با ۱۰نوع پیوند دارای 10 نوع محصول متنوع شده است دارای ارزش هنری است و ارزیابی ارزش آن باید غیر از قیمت محصول یک ضریب ویژه برای ارزش هنر باغبانی که برآن اعمال شده است محاسبه گردد تا هزینههای این هنرنمایی نیز لحاظ گردد. بنابراین کارشناسی ارزشگذاری قیمت واقعی درختان مستقر در مناطق شهری و کلانشهری چون تهران، باید مستلزم این واقعیت باشد که در ارزیابی درختان فضای سبز باید به ملاکهای گوناگونی توجه کرد. از این رو با وجودی که بیش از دهها نوع گونه گیاهی در سطح شهر تهران وجود دارد تعیین جرایم قطع درختان آن نیز باید با توجه به گونه درختان صورت پذیرد. بطور یقین ارزش یک درخت پهن برگ از درختهای برگ سوزنی بسیار بیشتر است بنابراین میزان جریمه آن نیز باید بیشتر باشد.
این در حالی است که شورای شهر تهران در مصوبه اخیر خود درخصوص واقعیسازی جریمه ریالی قطع درختان مستقر در باغات به قصد ساختوساز را بازنگری کرده و نرخ پایه عوارض مربوطه را 50درصد کاهش داده است. به دیگر سخن، حداقل عوارض قطع درختان در تهران از یک میلیون سال 1393 به 500 هزار تومان سال جاری کاهش یافته و دستورالعمل ابلاغی این مصوبه به مناطق 22 گانه شهرداری تهران، کلیت امر را به نفع پروژههای ساخت و ساز و برجسازان و مرتفعسازان تهرانی اصلاح شده که جای بسی تامل و افسوس دارد.
تهران سالهاست ظرفیت زیست محیطی خود را از دست داده است و حالا تک و توک درختان باقی مانده آن زیر تیغ تبر هستند. با از بین رفتن هر باغ نه تنها حیات منطقه اطراف آن از بین میرود، بلکه حیات کل شهر نیز تهدید میشود. در شهری که 979 ساختمان بلندمرتبه ناایمن وجود دارد اما به اندازه 10درصد این تعداد باغ به معنای واقعی وجود ندارد.
آمارها از وضعیت تخریب باغهای تهران به قانونی اشاره دارد که 13 سال پیش برای ایجاد انگیزه در صاحبان باغهای تهران به تصویب رسید اما امروز عامل اصلی از بین رفتن درختهای تهران خوانده میشود. مصوبه «برج - باغ» یکی از مصوبات دوره دوم شورای شهر تهران است که در پنجاه و سومین جلسه رسمی - علنی - فوقالعاده شورای اسلامی شهر تهران در سال 82 به تصویب رسید و در شورای عالی شهرسازی و معماری کشور نیز تایید شد و در مفاد طرح تفصیلی شهر تهران قرار گرفت و در حال حاضر ملاک عمل تمام مناطق شهرداری تهران است.
هر چند این مصوبه که به موجب آن متولیان ساخت و ساز میتوانستند صرفا در 30درصد از مساحت باغ، ساخت و ساز انجام دهند و 70درصد باقی مانده باغ را حفظ میکردند با نیت حفظ و صیانت از باغات از سوی شورای دوم تصویب شد اما در عمل چنین نشد، چرا که اولا شهرداران مناطق در شوراهای معماری بعضا تا 50-40درصد سطح اشغال در طبقات دادند و ثانیا به بهانه تامین پارکینگ، در زیرزمینها بر اساس مصوبات کمیسیون ماده 5 تا 45درصد گودبرداری مجاز اعلام شد که بعضا تا 70-60درصد زیرزمینها نیز زیر ساخت رفت و با ایجاد رمپها و لوپها در فضای باقی مانده که بخشی از فضای 70درصد باغ را اشغال میکرد؛ عملا شاهد از بین رفتن باغات شهر شدیم.