تکذیب سیاسی بازی در انتخاب شرکای نفتی
گروه انرژی|
نفت در ایران؛ موضوعی بیش از حد حساسیتبرانگیز است. وزارتخانه نفت نیز همواره بیش از آنکه متاثر از مسائل اقتصادی و صنعتی باشد، از موضوعات سیاسی تاثیر گرفته است. در چنین فضایی بهطور قطع سهم بیشتر از توسعه این صنعت مهم در ایران به کشورهایی میرسید که از منظر سیاست خارجی با ایران نسبتا نزدیک بودند یا حداقل تنشی مهم و چالشی اساسی میان این دو وجود نداشت. نخستین یادگاریهای نفت در ایران به بریتانیا بازمیگردد اما با چرخش سیاستهای ایران، سعی بر این شد که توزیع و توازنی میان ملیت شرکتهایی که در نفت مشغول هستند، برگزار شود. دهه 70 که در واقع پررونقترین دوره حضور این شرکتها در ایران است؛ ایتالیا، نروژ، انگلستان، فرانسه و آلمان در راس ملیت کمپانیهای همکار با ایران قرار میگرفتند. باوجود نزدیک بودن نسبی ایران و روسیه به یکدیگر اما روسها سهم چندانی از آن دوران نداشتند. با بهنتیجه رسیدن مذاکرات ایران و غرب اما ورق برگشت. هر روز نام یکی از شرکتهای روسی که در برخی موارد چندان نیز آشنا نبودند در مورد حضور در ایران به گوش میرسید. 23 آذر ماه امسال بود که هفتمین میدان نفتی در ایران، برای مطالعه به روسها سپرده شد.
اتفاقی که طبق اظهارات بیژن زنگنه وزیر نفت، باعث میشد روسها در حال حاضر بیشترین سهم را در مطالعات میدانهای نفتی ایران داشته باشند. در این روز و در جریان سفر الکساندر نواک وزیر انرژی روسیه به همراه 550 تاجر روسی به ایران، 2 میدان نفتی جدید به شرکت گازپروم برای مطالعه سپرده شده و باعث شد گازپروم در کنار لوک اویل، تات نفت و زاروبژنفت به چهارمین شرکت روسی تبدیل شود که در دوران پسابرجام با شرکت ملی نفت ایران وارد همکاری شده است. روز گذشته نیز برخی منابع غیررسمی از انعقاد تفاهمنامه میان شرکت مناطق نفتخیز جنوب در مورد مطالعه 4میدان نفتی با شرکت روسی تات نفت خبر دادند. خبری که در صورت صحت، میدانهای ایرانی تحت مطالعه روسها را از 7 مورد به 11 مورد افزایش میدهد و همچنین 4 میدان کرنچ، پارسی، شادگان و نفت سفید را به میدان دهلران که پیش از این به تات نفت سپرده شده بود، اضافه میکند. این موضوع باعث میشود که حضور پررنگ روسها در نفت ایران که «تعادل» پیش از این نیز در گزارشی با عنوان «نفت مناطق مرکزی در قرق روسها» به آن پرداخته بود را به موضوعی بیسابقه در تاریخ همکاری نفتی دو کشور بدل کند. ایجاد چنین فضایی سبب
شد سراغ امیرحسین زمانینیا، معاون امور بینالملل و بازرگانی وزارت نفت رفته و این پرسش را با او طرح کنیم که آیا حجم زیاد همکاری ایران و روسیه در بخش نفت، از سیاستهای خارجه ایران نشأت گرفته و تغییری در این زمینه را نمایندگی میکند یا صرفا مسائل تکنیکی و فنی در میان است. زمانینیا این حضور را اینگونه تفسیر کرد: «ایران بعد از برجام در موقعیت انتخاب قرار گرفته است. در نتیجه ما شرکتهایی را انتخاب میکنیم که منافع ملی ایران را به شکل حداکثری تامین کنند.» با استنباط از این صحبت معاون امور بینالملل وزیر نفت و عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهیی میتوان نتیجه گرفت که در وضعیت و موقعیت فعلی، از دیدگاه مسوولان، همکاری با روسیه باعث تامین منافع بیشتری خواهد شد. مسالهیی که در چند دهه اخیر چندان دیده نشده و اساسا دید چندان مثبتی نسبت به حضور روسیه در نفت و گاز ایران وجود نداشت. گزارش «تعادل» در این زمینه را در ادامه میخوانید.
تا دیروز و انتشار خبر غیررسمی درباره واگذاری 4میدان از شرکت مناطق نفتخیز جنوب به روسها، 7میدان دیگر همگی در حیطه فعالیت شرکت نفت مناطق مرکزی قرار داشتند. لوک اویل مطالعه 2میدان آب تیمور و منصوری را برعهده داشت، زاروبژنفت مشغول مطالعه 2میدان آیلان و پایدار غرب بود، گازپروم سراغ میدانهای چنگوله و چشمهخوش رفته بود و تات نفت که حالا گفته میشود وارد مطالعه 4میدان در مناطق نفتخیز جنوب شده است، مطالعه میدان دهلران در نفت مناطق مرکزی را پذیرفته بود.
این خلاصهیی از فعالیت رو به گسترش روسها در نفت ایران است. مسالهیی که اظهارنظرها نشان میدهد در صورت خوب پیش رفتن اوضاع، به میدانهای دیگری نیز تسری خواهد یافت. برای مثال 24تیر ماه مدیران زاروبژنفت، که زمانی وظیفه داشت در کشورهایی با تمایلات سوسیالیستی، فعالیتهای نفتی انجام دهد، اعلام کردند که علاوه بر 2میدان آیلان و پایدار غرب به حضور در میدانهای دالپری و دانان نیز علاقهمند هستند؛ میدانهایی که مطالعه یکی از آنها به شرکت ملی نفت تایلند نیز سپرده شده بود.
از سوی دیگر روز گذشته نکونیوز نوشت که جاتی الجبوری مدیر بخش خاورمیانه شرکت لوک اویل روسیه در مصاحبه با یکی از رسانههای عربی گفته است که لوک اویل امیدواری بسیاری دارد که برای توسعه 2 میدان نفتی با شرکت ملی نفت ایران به توافق برسد.
او در ادامه عنوان کرده است: «ما در حال مذاکره فعال با شرکت ملی نفت ایران برای توسعه 2میدان نفتی آبتیمور و منصوری در غرب ایران هستیم. ما برنامههای تفصیلی در مورد نحوه توسعه این 2میدان را ارائه دادهایم و انتظار داریم که قرارداد امضا شود.» مدیرعامل لوک اویل در انتها بیان کرده است: «نسخه نهایی قراردادهای IPC هنوز باید به تصویب برسد؛ زمانی که این کار صورت گرفت، ما معتقدیم که امضای قرارداد آغاز خواهد شد؛ ما انتظار داریم امضای قرارداد نیمه دوم سال جاری یا اوایل سال ۲۰۱۸ باشد.»
شرکت لوک اویل، بهمن ماه سال 1394 مطالعه 2میدان آبتیمور و منصوری را برعهده گرفته و درواقع نخستین استارت همکاری پس از برجام را بهنام خود رقم زد. بهطور معمول زمان 6ماه از سوی مسوولان شرکت ملی نفت برای تحویل نتایج مطالعات درنظر گرفته میشود. اما اظهاراتی که بیژن زنگنه و علی کاردر وزیر نفت و معاون او در شهریور ماه و سفر مدیرعامل لوک اویل به ایران طرح کردند نشان میداد که این شرکت روسی، با گذشت 7ماه نتایج مطالعه را تحویل نداده است. آنها در دیدار خود با واگیت آل اکپروف خواستار این شدند که لوک اویل «هرچه سریعتر» نتایج مطالعه این 2 میدان را تحویل دهد. تلنگری که باعث شد آل اکپروف در جمع خبرنگاران از این خبر بدهد که برنامه این شرکت تحویل نتایج مطالعات آبتیمور و منصوری در «آینده نزدیک» است. درنهایت علی کاردر 16بهمن ماه امسال در نشست خبری خود عنوان کرد که لوک اویل نتایج مطالعات خود را تحویل داده اما جزییاتی از زمان آن عنوان نکرد.
حضور چشمگیر روسها در ایران حتی توجه رسانههای بینالمللی را نیز به خود جلب کرد. آذر امسال و با سپردن مطالعه میدان نفتی در ایران به روسیه در حضور الکساندر نواک، دیلی میل در گزارشی نوشت که چنین همکاریهایی به نوعی از بیاثر بودن رخدادهای امریکا بر فضای پسابرجام در ایران حکایت دارند. هر چند این رسانه در ادامه به این موضوع اشاره کرد که هنوز مشخص نیست که با عدم دسترسی ایران به سیستم فاینانس بینالمللی، تکلیف چنین معاملات بزرگی چه خواهد بود.
در این فضا برخی بر این باور هستند که این چرخش در سیاستهای وزارت نفت و چراغ سبز به روسها، با وجود برخی تعللها از سمت این شرکتها، بیش از آنکه به توانمندی یا سطح دانش این شرکتها بستگی داشته باشد، از مسائل دیگر ناشی میشود. در میان طرفداران این دیدگاه، شاهد این مدعا برخی شرکتهای روسی هستند که چندان در دنیای نفت نام مطرحی بهشمار نمیروند. امیرحسین زمانینیا اما با رد این دیدگاه میگوید: «چطور میتوان گفت لوک اویل یا گس پروم شرکتهای مطرحی نیستند؟» او در ادامه در پاسخ به این پرسش که برخی شرکتهای دیگر روسی در این حد مطرح نبوده و آیا با در کنار هم قرار دادن این مسائل میتوان به این تحلیل رسید که مقطع فعلی یک چرخش تاریخی در همکاری نفتی ایران و روسیه متاثر از مسائل سیاسی بهشمار میرود، عنوان میکند: «شما میتوانید این تفسیر را داشته باشید اما بعد از برجام وزارت نفت در یک موقعیت انتخاب قرار گرفته است و شرکتهایی را انتخاب میکند که منافع ملی ایران را بیشتر تامین کند. این شرکت میتواند توتال یا لوک اویل باشد.» او درنهایت میگوید: «ما میدانها را برای مطالعه به شرکتهای مختلف سپردیم، با اعلام نتایج مطالعه وارد همکاری با شرکتهایی میشویم که منافع ما را بیشتر تامین کنند.»
