رویای هنر در سوپرمارکتها
در مهمانی نشستهایم، در حال صحبت و گپ و تخمه و آجیل که خانم خانه یک بسته از فیلمهای وطنی از کنار زیرتلویزیونی بیرون میآورد و سوالش اینست: «کدامشان را ببینیم؟» همسرش یکی از آن خورههای خرید فیلمهای سینمایی در سوپرمارکتهاست. تمام فیلمهای تازه را خریداری میکند، بیتوجه به اینکه کارگردانش کیست و بازیگرش چه کسی. آنها حتی نمیدانند کدام فیلم در سینماها اکران شده و کدام فیلم برای شبکه نمایش خانگی تولید شده است. هیچ نظری درباره فیلمها ندارند و فقط از فرصت حضور فیلمها در سوپرمارکتها استفاده میکنند. به همین دلیل است که گنجینهیی از فیلمهای سینمایی با بستهبندی مقوایی در خانهشان پیدا میشود. روایت این گزارش از همین جا آغاز میشود. از زمانی که خوبیها و بدیهای حضور هنر در سوپرمارکتها را با مخاطبان و فروشندگان درمیان میگذاریم.
چند قدم به عقب
روزی که روزنامهها پایشان به سوپرمارکتها باز شد، باید فکر اینجای کار را میکردیم. یا دستکم زمانی که مجلات وارد سوپرمارکتها شدند. آن زمان که کالاهای عمومی فرهنگ، سادهتر از هر کجا در سوپرمارکتها حاضر شدند. آدمهایی که سر صبح تا سوپرمارکت میرفتند، نگاهی هم به تیترها میانداختند و این احتمال وجود داشت که دست به جیب شوند و همشهری و ایران را از کنار نان تست بردارند. از آن روز باید فکر اینجای کار را میکردیم که سوپرمارکتها، بزرگترین مرکز عرضه کالاهای ضروری، تبدیل به یکی از مهمترین و موفقترین مراکز عرضه محصولات فرهنگی هم بشوند.
در حقیقت ورود فیلم و موسیقی به سوپرمارکتها از زمانی آغاز شد که شبکه نمایش خانگی به عنوان پیشگام انیمیشنهای دوبله را به سوپرمارکتها فرستاد به این امید که ارتباط نزدیکتری با مشتریان برقرار کند. مشخص بود که حضور در سوپرمارکتها راهی برای دسترسی عموم است اما نه الزاما آن عموم فرهیختهیی که از فرهنگ به عنوان راه و روش سوادآموزی استفاده میکنند. حضور انیمیشنها و استندهای فروش سیدی به این قصد راهاندازی شد که فروشگاههای عرضه محصولات موسسه رسانههای تصویری نیاز جامعه نباشد و آدمها در یک برخورد روزمره با فرهنگ عمومی وارد معاشرت شوند. نخستین قدم را مخالفخوانانی برداشتند که میگفتند این دسترسی سریع از ابهت فرهنگ کم میکند و اجازه خودنمایی به ارزش و اعتبار آثار نمیدهد. بعدتر، اما نه خیلی دورتر، کتابهای کوچک و جیبی و روانشناسی به سوپرمارکتها آمدند و تبدیل به یک کالای فرهنگی عمومی شدند و کار را به جایی رساندند که اگر تا چند سال پیش، تماشای آدمهایی که به سوپرمارکتها میآیند و سیدی خریداری میکنند عجیب و غیرمترقبه بود، این روزها یک اتفاق باورپذیر به حساب میآید. همانطور که دیدن سیدیهای موسیقی در
سوپرمارکتها عجیب نیست. مخصوصا سیدیهای موسیقی پاپ، که اگر جای آنها در سوپرمارکتها نیست، پس کجاست. با این وجود چنین دغدغههایی - دسترسی آسان به کالای فرهنگی، افزایش امکان دانلود غیرقانونی و... - از آن دغدغههای مسوولان و دستاندرکاران بود که به حضور کالاهای فرهنگی در سوپرمارکتها ارتباط چندانی نداشت. دو ضلع دیگر این مثلث، مردم به عنوان مخاطب و فروشندگان سوپرمارکت به عنوان توزیعکننده بودند.
دنیای این روزهای سوپرمارکتها
«مردم سراغ میگیرند، از فیلمهای تازه میپرسند»، اینها جملاتی است که فروشنده سوپرمارکت در خیابان سنایی به زبان میآورد. او را دیده بودیم که پیش از این برای فروش «شهرزاد» تبلیغ میکرد و اگر در هنگام خرید روز دوشنبه این سریال را نمیدید، بلافاصله شروع به صحبت میکرد. حتی دیده شده که بخشی از داستان را لو میداد تا هیجان خرید این سیدی را بیشتر کند. «اصلا قصه «شهرزاد» خیلی عجیب بود. من وقتی دیدم که خانمم هر دوشنبه سراغش را میگیرد، به تمام آدمها میسپردم که آن را بخرند. من هر دوشنبه به محض اینکه سیدی میرسید، آن را برای خانه میفرستادم، آنها هم سر ناهار سریال را میدیدند. چند قسمت که گذشت دیگر زودتر نفرستادم. صبر میکردم تا شب شود و خودم هم بروم خانه که با هم ببینیم.» وقتی که پای بررسی فیلمها و سریالهای حاضر در شبکه نمایش خانگی به میان میآید، میتوان از «شهرزاد» به عنوان تغییردهنده بازی نام برد. سریالی که به صورت منظم، هر دوشنبه به سوپرمارکتها میرسید. تا پیش از آن، معمول بود که چیپس و پفک خریداری میشد و سپس به دنبال فیلم یا انیمیشنی برای تماشا میگشتند، اما پس از «شهرزاد» مسیر تغییر کرد و هر دوشنبه
آدمها به دنبال تنقلات چشم میگرداندند. درست است که این سریال، نخستین سریال نبود و پیش از آن عنوان نخستینها را با «قلب یخی» و «شبهای برره» تجربه کرده بودیم اما «شبهای برره» با وجود طرفداران پروپاقرصش، به دلیل بینظمی در توزیع و به خاطر جذابیت پابرجای کپی غیرقانونی چنین تغییری ایجاد نکرد. در فاصله بین «شبهای برره» و «دندون طلا» بود که دیدن استندهای فیلم در سوپرمارکتها عادی شد و حتی دیدن پوستر فیلمها روی شیشه سوپرمارکتها از حالت عجیب به یک اتفاق عادی بدل شد. « قبلا خیلی مهم نبود. الان اما مهم است. اگر سیدیها را نداشته باشی، آدمها خریدهایشان را از جای دیگر انجام میدهند. » این جملات را یکی از فروشندگان سوپرمارکت در ساختمان آفتاب به زبان میآورد. او همان کسی است که در روز اول توزیع سریال «عاشقانه» گفته بود: « این را بخر، خیلی خوب است، اما «شهرزاد» نمیشود. » یکی از مشتریانش که از ساکنان برج آفتاب است، به خنده حرفش را تایید میکند: « یادت میآید آن اوایل «شهرزاد» را نمیآوردی؟» فروشنده به خنده میگوید: «وقتی خودم مخاطبش شدم هر هفته از توزیع میگرفتم.»
در این مقطع است که باید به دوره و زمانهیی پیش از «شهرزاد» برسیم، به زمانی که آدمها هنوز از سوپرمارکتها چیزی بیشتر از شیر و ماست و پنیر نمیخواستند. بچهیی را هم نمیدیدی که روی زمین پا بکوبد و کارتون «باب اسفنجی» بخواهد.
دنیای پیش از «شهرزاد»
«قبلا مجبور نبودیم مواظب بچهها باشیم که سراغ استند کارتونها نروند. حداکثر چیپس و پفک و بستنی بود.» اینها را خانمی که پس از کار بچه را از مهدکودک آورده میگوید. میگوید: « الان هر لحظه ممکن است چشم بگردانی و ببینی یک سیدی کارتون دست بچه است، باید باهاش صحبت کنی که این کارتون را دیدهای، این همان کارتونی است که دیشب دیدی.» حالا بچهها به عنوان یکی از تفریحات حضور در سوپرمارکت، به انیمیشنها نگاه میکنند. اتفاقی که تا پیش از آن، فقط در صورتی به وقوع میپیوست که بچهها را به مراکز خرید محصولات فرهنگی ببری. جایی که انواع و اقسام سیدیها توجه را جلب میکرد. برای خرید سیدیهای موسیقی همچنین وضعیتی بود. تا جایی که همین خانم میگوید: «الان یادم نمیآید قبل از اینکه سوپرمارکتها سیدی بفروشند، از کجا اینها را میخریدیم؟»
خب، تا پیش از این، حتی اینقدر خرید سیدیهای محصولات فرهنگی باب نبود. خرید سیدیها هم در کتابفروشیها و مراکز فرهنگی اتفاق میافتاد. خریداران هم تک و توک افرادی بودند که راهشان را به سمت این مغازهها کج میکردند. مغازههایی که معمولا روی فروش محصولات مجاز سرمایهگذاری نمیکردند و کپی غیرقانونی انواع سریالهای داخلی و خارجی را در مغازهشان پیدا میکردی. آنها سیدی موسیقی پاپ مجاز میفروختند اما موسیقی پاپ غیرمجاز هم در محصولاتشان وجود داشت. این روزها اما به معنای واقعی کلمه از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در سوپرمارکتها پیدا میشود، جز محصولات آن گروه اندک که همچنان فکر میکنند دسترسی به فرهنگ را باید سختتر کرد تا آدمها تلاش بیشتری به خرج دهند. به همین خاطر است که نشانی از سیدیهای موسیقی کلاسیک و سنتی در سوپرمارکتها نیست. شما برای خرید سیدی جدید همایون شجریان، باید تا معتبرترین فروشگاه محصولات فرهنگی پیش بروید.
