بیتوجهی متقاضیان E&P به دستورالعمل زنگنه
مپنا به عنوان یکی از متقاضیان فعالیت E&P اکنون 11 پروژه EPC در دست ساخت دارد
گروه انرژی| حمید مظفر|
وزارت نفت از ابتدای تدوین قراردادهای بیع متقابل جدید موسوم به IPC علاوه بر جذب سرمایهگذاری خارجی و افزایش تولید، یک هدف ضمنی دیگر را نیز نشانه رفته بود. «ایجاد شرکتهای اکتشاف و تولید یاE&P » در کشوری با بیش از 100سال سابقه تولید نفت این هدف مهم به شمار میرفت. از این رو 11شرکت ایرانی پس از عبور از فیلترهای شرکت ملی نفت توانستند خود را به عنوان شرکتهای صاحب صلاحیتی که آماده «تبدیل» و ارتقای فعالیتهای خود به فعالیتهای اکتشاف و تولید هستند، معرفی کنند.
اما به نظر میرسد، قرار گرفتن نام برخی شرکتها در این لیست و اصرار بر تکرار توانمندیهای خود در این زمینه و تلاش برای رقابت با شرکتهایE&P واقعی و بزرگ دنیا برای حضور در میدانهای نفتی در قراردادهای جدید سبب شده که امر مشتبه شده و این شرکتها باور کنند که در عمل نیز جزو گروه شرکتهای E&P قرار گرفتهاند. حتی برخی از این شرکتها اعلام میکنند که حاضر نیستند زیر دست یک شرکت E&P خارجی قرار گیرند و در صورت انعقاد قرارداد جوینتونچر باید به عنوان لیدر معرفی شوند.
اما واقعیت امر چه مطلوب باشد و چه نباشد، این است که در ایران شرکتی با ماهیت اکتشاف و تولید وجود ندارد و جمله صریح بیژن زنگنه در کنفرانس معرفی قراردادهای جدید نفتی در آذر ماه سال گذشته مبنی بر نبود شرکتE&P در ایران نیز به درستی انعکاس همین موضوع است.
شرکت اکتشاف و تولید، نوعی خاص از شرکتهای فعال در صنعت نفت است. این شرکتها در مناطقی درگیر میشوند که از یک سو ریسک بالا و از سویی دیگر پاداش بالا دارند. شرکتهایE&P به عنوان بخش بالادست صنعت نفت و گاز شناخته میشوند. صاحبان کمپانیE&P با انواع مختلفی از پیمانکاران مهندسی و ساخت و در واقعEPC کاران کار میکنند. این شرکتها همچنین شرکای سرمایهگذاری و شرکتهای ارائه دهنده خدمات نفتی را نیز در کنار خود دارند. اپراتورهایE&P علاوه بر تولید نفت و گاز در بخش بسیار مهم زیرساخت و جمعآوری دادههای تحلیلی فعالیت میکنند. اینگونه شرکتها عموما وظایف و مسوولیتهای سرمایهگذاری، طراحی و مدیریت عملیات اکتشافی، مهندسی مخزن، ارائه MDPبرای هر مخزن، مدیریت پروژهها، تامین مالی و بهرهبرداری از تاسیسات بالادستی نفتی را بر عهده میگیرند و برای عملیات مورد نیاز خود در این مسیر از ظرفیت OSCها، پیمانکاران EPCیا سازندگان تجهیزات حسب مورد استفاده میکنند.
بی پی، شورون، انی، اگزون موبیل، رویال داچ شل و توتال در دنیا به عنوان 6 کمپانی برتر اکتشاف و تولید شناخته میشوند.
11شرکت ایرانی معرفی شده شامل سرمایهگذاری غدیر(وابسته به سازمان تامین اجتماعی و نیروهای مسلح)، گسترش انرژی پاسارگاد(وابسته به بانک پاسارگاد)، پتروپارس، توسعه نفتوگاز پرشیا(وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام)، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران(ایمیدرو)، توسعه پترو ایران (زیرمجموعه شرکت نیکو)، پتروگوهر فراساحل کیش (وابسته به قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا)، تنکو (وابسته به قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا)، مپنا، شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران و دانا انرژی هیچکدام شرکتE&P محسوب نمیشوند و همگی دارای فعالیتهای EPCو OSC هستند.
بیژن زنگنه در آذر ماه سال گذشته، شیوهنامهیی در رابطه با نحوه تعیین صلاحیت شرکتهای اکتشاف، توسعه و تولید از میدانهای نفت و گاز منتشر کرد که به معنای پایان حضور 11شرکت فوق در فعالیتهای EPC و OSC است. بخشی از متن این ابلاغیه به این شرح است:«شرکتهای E&P ایرانی که برای تشخیص صلاحیت مراجعه میکنند باید صرفا فعالیت E&P داشته باشند و مجاز به فعالیت در حوزههای ساخت کالا و تجهیزات و ارائه خدمات متعارف نفتی EPC یا OSC نیستند.»
قدم نخست در عملیاتی کردن این بخش از شیوهنامه، جلوگیری از آغاز فعالیت جدید 11شرکت فوقالذکر در بخشهای EPC و OSC است. نکته بسیار مهمی که وجود دارد، این است که شرکتهای داوطلب تبدیل شدن به E&P، عمده درآمد خود را از طریق فعالیتهای EPC و OSC تامین میکنند و طبیعی است که به این درآمدها چسبندگی داشته باشند. این مساله میتواند به آفتی برای تبدیل شدن آنها به یک شرکت موفق اکتشاف و تولید باشد. توفیق این شرکتها در زمینهE&P زمانی محرز میشود که سودآوری آنها به صرف فعالیتهای اکتشاف و تولید باشد و دلخوش به سود فعالیتهای EPC در صورتهای مالی خود نباشند. قطعا دل کندن از فعالیتهای EPCو OSCبرای این شرکتها راحت نیست اما این مسیری است که برای تبدیل شدن به یک شرکت E&P وجود دارد. در این میان وظیفه شرکت ملی نفت جلوگیری از انحراف این شرکتها در این مسیر و ممانعت از بازگشت آنها به فعالیتهای EPC و OSC است. در همین رابطه علی کاردر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در کنفرانس روز شنبه خود در پاسخ به پرسش«تعادل» اعلام کرد: «به آنها در زمینه ترک این نوع فعالیت تذکر داده شده است. به آنها گفته شده است که باید جلسات
مجمع عمومی برگزار کرده و برای تبدیل شدن به شرکتE&P تغییر استراتژی بدهند. از سوی دیگر با برگزاری مناقصات دور اول، این شرکتها اجازه نخواهند داشت در مناقصات دور دوم که بستههای خرد شده EPC است، شرکت کنند و ورود آنها به این ترندها طبق دستورالعمل وزیر «ممنوع» خواهد بود.»
بار دیگر به شیوهنامه ابلاغی زنگنه بازمیگردیم تا بخش دیگری از آن که در رابطه با ترتیبات خروج این شرکتها از فعالیتهای پیشین خود است را بازخوانی کنیم:«در صورتی که شرکتهای ایرانی که داوطلب فعالیتهای E&P هستند درحال حاضر در بخشی از زنجیره فعالیتهای OSCیا EPC فعالیت دارند باید به ترتیب و در مدت زمانی که به تایید کارگروه(به ریاست معاون امور مهندسی وزیر) میرسد، تصدی اینگونه فعالیتها را واگذار نمایند.»
یک سال و دو ماه از ابلاغ این شیوهنامه میگذرد و بیش از 6 ماه از نخستین معرفی شرکت ایرانی صاحب صلاحیت میگذرد. تیر ماه امسال شرکت ملی نفت 8 شرکت پتروپارس، مهندسی و ساختمان صنایع نفت(OIEC)، انرژی دانا، توسعه پتروایران، گروه مپنا(شرکت نفت و گاز مپنا)، تنکو(قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا)، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران(شرکت مدیریت طرحهای صنعتی ایران) و ستاد اجرایی فرمان امام(ره) (شرکت توسعه نفت و گاز پرشیا) را به عنوان شرکتهای صاحب صلاحیت برای«تبدیل» شدن به شرکت E&P در ایران معرفی کرد؛ در ادامه و در ماه مهر 3شرکت سرمایهگذاری غدیر، شرکت گسترش انرژی پاسارگاد و شرکت پتروگوهر فراساحل کیش نیز به این تعداد اضافه شده و تعداد را به 11شرکت رساندند.
به نظر میرسد، بازه زمانی بین این اعلامات و نخستین مناقصه در چارچوب IPC که به گفته کاردر در ماه فوریه برگزار میشود برای کنار گذاشتن فعالیتهای مهندسی، ساخت و خرید این شرکتها کافی نبوده است. نکتهیی که در این زمینه وجود دارد، این است که سازوکار مشخص و تایملاین دقیقی در این رابطه وجود ندارد. طبیعتا انتظار نمیرود که این 11شرکت تا آغاز نخستین پروژه E&P خود فعالیتهای مهندسی و خدماتی خود را کنار بگذارند اما عدم شفافیت و قاطعیت شرکت ملی نفت در این زمینه میتواند مانایی شرکتهای ایرانی در فعالیتهای EPC و OSC را طولانیتر کند. در این رابطه «تعادل» در گفتوگو با محمدرضا مقدم در این زمینه اظهارنظر کرد:«مسیر تعیین صلاحیت شرکتهای ایرانی در مرحله اول مبتنی بر پتانسیلی بود که آنها برای تبدیل شدن به شرکتهای اکتشاف و تولید داشتند. کنار گذاشتن فعالیتهای EPC نیازمند زیرساختهای فراوان و کمک دولت است. این شرکتها باید روی ماهیت پیمانکاری خود تمرکز کنند و با به کارگیری تکنولوژی و دانش روز دنیا ریسک کار کردن با منابع مالی خود را کاهش دهند. چنین هدفی نیازمند ریلگذاری مناسب است.»
این اظهارنظرهای کلی نشاندهنده این است که شرکت ملی نفت برنامه مشخصی در این زمینه ندارد و طبیعتا شرکتهای داوطلب نیز از این آشفتگی استفاده کرده و فعالیتهای EPC خود را به این راحتی کنار نمیگذارند و به شرکت دیگری واگذار نمیکنند بنابراین همانطور که معاون سابق مهندسی، پژوهشی و فناوری وزیر نفت نیز تایید کرد قطعا این شرکتها درحالی وارد نخستین مناقصه میشوند که فعالیتهای مهندسی، ساخت و خرید خود را کنار نگذاشتهاند.
«تعادل» بنا دارد تا فعالیتها و پروژههای در دست اجرای این 11شرکت را بررسی کند. نخستین شرکتی که زیر ذرهبین قرار میگیرد، شرکت مپناست. پیش از این«تعادل» چندین بار درخواست ارائه توضیح از سوی مدیران این شرکت در رابطه با فعالیتهای EPC و OSC و برنامههای این شرکت برای تمرکز بر حوزه E&P را داشته است اما پاسخی از سوی این شرکت دریافت نشد.
براساس اطلاعات موجود در تارنمای شرکت مپنا این شرکت درحال حاضر 11پروژه EPC و EPCC در دست اجرا دارد. EPC مخفف قراردادهای ساخت، خرید و تولید و EPCC مخفف قراردادهای ساخت، خرید، تولید و راهاندازی است. البته براساس تعاریف جهانی این دو مدل قرارداد عمدتا یکسان در نظر گرفته میشوند.
مپنا تنها 5 پروژه مهندسی، ساخت و تولید در فازهای مختلف پارسجنوبی دارد. احداث واحدهای یوتیلیتی و پروسسی در فازهای 13و 14 با حضور در کنسرسیومهایی متشکل از شرکتهای دیگر و به کارفرمایی نفتوگاز پارس، احداث بخش یوتیلیتی پروژه فازهای 15و 16پارسجنوبی با حضور در کنسرسیوم، ایستگاه تقویت فشار گاز فاز 19پارسجنوبی با حضور در کنسرسیوم، طراحی و تامین تجهیزات 16دستگاه توربو کمپرسور ایستگاه تقویت فشار گاز فازهای 13و 22-24 پارسجنوبی، طراحی، تامین، ساخت، تحویل، نظارت بر نصب و راهاندازی 100واحد توربوکمپرسور برای خطوط انتقال گاز سراسری، اجرای 70 ایستگاه اندازهگیری جریان نفت، احداث واحدهای تامین و توزیع آب و بخار و نیز آتشنشانی پروژهها برای شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران و در نهایت تامین دو دکل حفاری در میدانهای نفتی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب پروژههایی هستند که درحال حاضر در مپنا دنبال میشوند.
در چنین شرایطی حضور شرکتی مانند مپنا در مناقصههای نفتی در قالب IPC نشاندهنده زیر سوال رفتن اهمیت مساله ترک فعالیتهایEPC و OSC و بیتوجهی به دستورالعمل وزیر نفت است. با توجه به اینکه صنعت نفت ایران در آغاز راه ایجاد شرکتهای اکتشاف و تولید قرار دارد، بیتوجهی به الزامات شیوهنامه ابلاغی و عدم اتخاذ موضعی محکم میتواند بدعتی برای ادامه راه ایجاد کند.