تعداد پزشکان متخصص و فوق تخصص یک دهم نیاز کشور است
گروه اقتصاد اجتماعی
چند وقتی است که بحث درآمد پزشکان به خصوص برخی از آنها که دارای تخصص در رشتههای خاصی هستند، مجددا افکار عمومی کشور را به خود مشغول کرده و این سوال در اذهان جامعه شکل گرفته که چرا برخی از متخصصان درآمدهای چند صد برابری نسبت به سایر پزشکان و کارگران بخش سلامت دارند. در این شرایط، وزیر بهداشت بیآنکه پاسخ مستقیم و شفافی به این سوال دهد، به تازگی اظهار داشته که در حال حاضر تعداد فارغالتحصیلان مقاطع تخصصی و فوق تخصصی یک دهم نیاز کشور است. وی همچنین گفته است که پزشکی به خاطر آنکه نیاز به تحصیل مداوم دارد، بسیار دشوار است. حال این سوال پیش میآید، آیا این پاسخی غیرمستقیم به انتقادات اخیر است؟
به گزارش «تعادل» به نقل از روابط عمومی وزارت بهداشت، سیدحسن هاشمی در حاشیه بازدید از روند برگزاری آزمون دانشنامه تخصصی و فوق تخصصی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با بیان اینکه در این آزمون ۳هزار و ۶۰۰ نفر شرکت دارند، گفت: «داوطلبان در دو مرحله آزمون میدهند که مرحله اول کتبی و مرحله دوم عملی است که چهار روز به طول میانجامد و سختتر از آزمون کتبی است.»
وی افزود: «افرادی که در آزمون بورد فوق تخصصی حضور دارند، تمام مراحل قبلی را گذراندهاند و پس از اخذ مدرک تخصص خود، بین ۴ تا ۸ سال در مناطق محروم طرح خود را سپری کرده و پس از آن به دورههای فوق تخصصی راه یافته و ۳سال تحصیل کردهاند و در نهایت در آزمون بورد فوق تخصصی شرکت کردهاند که برخی از آنها در سنین ۴۵ یا ۵۰ سال قرار دارند.»
وزیر بهداشت با بیان اینکه هیچ فردی نمیتواند استاد دانشگاههای علوم پزشکی شود مگر اینکه مدرک بورد تخصصی و فوق تخصصی را داشته باشد، افزود: «این آزمون، بورد ملی است که از چندین آزمون مانند آزمونهای سالانه ارتقا تشکیل شده و امروز شاهد آزمون نهایی هستیم.»
زیرساختهای درمانی کشور کافی نیست
تحصیلات عالی و تکمیلی، پیشنیاز اشتغال در بسیاری از مشاغلی است که عنوان حرفهیی و تخصصی را با خود یدک میکشند. شاغلین به تمام این مشاغل، ضمن آنکه در حین کار متحمل زحمت و دشواری میشوند، نیاز دارند به نحوی دانش خود را ارتقا دهند تا بتوانند در محیط کار باقی بمانند. اما برخی مشاغل، همواره اصرار داشته و دارند که خود را از سایر مشاغل حرفهیی جدا کرده و حرفه خود را دشوارتر نشان دهند. به نظر میرسد حرفه پزشکی یکی از این حرفهها باشد، چراکه وزیر پزشکان مدام بر دشوار بودن حرفه پزشکی اصرار دارد. هاشمی با اشاره به دشوار بودن رشته پزشکی، گفت: «در رشتههای پزشکی باید به صورت مستمر تحصیل کرد و بقیه عمر پزشکان تا زمانی که طبابت میکنند باید با کتاب، مقاله، منابع علمی به روز و همایشهای علمی سپری شود.» وزیر بهداشت ظرفیت پذیرش را همان ظرفیت اعلام شده عنوان کرد و افزود: «به دلیل عدم توسعه فضاهای آموزشی در سالهای گذشته و تبدیل شدن بسیاری از بیمارستانهای آموزشی به درمانی، ظرفیت پذیرش بالایی وجود ندارد مگر اینکه زیرساختها را توسعه دهیم که بسیار ضروری است و در برخی از رشتههای مانند جراحی مغز، چشم، گوش، حلق و بینی و ارتوپدی
در کشور کمبود وجود دارد و مردم در سراسر کشور به ویژه در نقاط دوردست و مرزی نیازمند حضور این متخصصان هستند.» وی ابراز امیدواری کرد که در فرصت ایجاد شده پس از برجام بتوان از سرمایهگذاران داخلی و خارجی برای توسعه و ایجاد بیمارستانهای مجهز آموزشی استفاده کرد تا کمبودهای کشور به سرعت برطرف شود.
کمیت از کیفیت خواهد کاست
هاشمی اضافه کرد: «در حال حاضر تعداد فارغالتحصیلان مقاطع تخصصی و فوق تخصصی یکدهم نیاز کشور است فرض کنید اگر به ۶۰۰ جراح مغز نیاز باشد سالانه ۶۰ نفر فارغالتحصیل میشوند و اگر بخواهیم بیش از این به محیطهای آموزش فشار بیاوریم، کیفیت آموزش کاهش خواهد یافت و کمتر از استانداردها خواهد بود.»
وزیر بهداشت در خصوص امکان بورسیه شدن متخصصان و فوق تخصصهای پزشکی نیز گفت: «اگر بخواهیم بورسیه کنیم باید به دانشگاههای داخلی بورسیه کنیم زیرا کیفیت و سطح آموزش در ایران بالا است و بیمارهای بومی در کشور وجود دارد به عنوان نمونه ایران از نظر تصادفها در رتبه بالایی قرار دارد که میتواند در آموزش دورههای تخصصی و فوق تخصصی موثر باشد.»
البته نمیتوان منکر زحمات زیاد جامعه پزشکی و دشواریهای خاص این حرفه شد. پزشکی شغلی است مستقیما با جان انسانها در ارتباط است و به همین جهت جدای از سختی، بسیار پراسترس است. اما به نظر میرسد این اظهارنظرها از طرف وزیر بهداشت، نوعی پاسخ به منتقدانی باشد که در روزهای اخیر، حقوقها نجومی بخش کوچکی از جامعه پزشکان را هدف گرفتهاند. اگر اینطور باشد، باید از وزیر پرسید که چرا این مزایای حاصل از این دشواری، تنها شامل حال بخش کوچکی از جامعه پزشکی کشور شده و بخش عمده پزشکان در کنار سایر شاغلین بخش درمان، مانند پرستاران و تکنیسینهای اورژانس، بهمثابه کارگران سلامت از زندگی حداقلی برخوردارند؟ آیا پزشکان عمومی وجود خارجی ندارند؟ آیا میتوان به بهانه تحصیلات بیشتر، درآمدهای چندصد درصدی را توجیه کرد؟ این سوالی است که باید مسوولان مربوطه، شفاف و مستقیم به آن پاسخ گویند.