چین امروز سرگردان میان مائو و کنفوسیوس
گروه جهان|
چین چهلمین سالگرد مرگ مائو تسهدونگ رهبر سابق حزب کمونیست، را به آرامی برگزار کرد. بزرگترین نگرانی مائو در زمان حیاتش احیای سرمایهداری و کمرنگ شدن آرمانهای کمونیستی در چین بود؛ هراسی که او را واداشت تا دست به اقداماتی بزند که با گذشت 40سال از مرگش رهبران امروز چین با طفره رفتن از پاسخ به پرسشهایی در این باره، ترجیح میدهند راه طرح هر «چرایی» را مسدود کنند.
اکونومیست مینویسد: مائو خود گفته بود که میخواهد جسدش پس از مرگ سوزانده شده و خاکسترش به شهر شائوشان، زادگاهش بازگردد. اما پیکر بیجان او هنوز هم در یک تابوت شیشهیی در میدان تیانآنمن، قلب سیاست چین، در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد. گرچه بیشتر تصاویر مائو از اماکن عمومی برچیده شده است، اما تصویر او همچنان بر دروازه صلح آسمانی (واقع در میدان تیان آنمن) دیده میشود. کافی است یک بطری جوهر به سوی آن پرتاب کنید تا 14ماه به زندان بروید. تصویر مائو روی تمام اسکناسهای چینی نیز هست، با این حال اگر او زنده بود احتمالا در مواجهه با ماتریالیسم امروز چینی وحشتزده میشد.
راننده تاکسی تصویر کوچکی از مائو را به آینه خودرو خود آویخته است. او در پاسخ به این پرسش که چرا این کار را کرده، میگوید مائو رهبری شجاع بود که (در جریان جنگ کره در سالهای1953-1950) جرات داشت به جنگ با امریکاییها برود. برای چینیهای جوانتر، مائو در حد یک بنیانگذار سیاسی که کشور را احیا کرده، تقلیل یافته است. در شائوشان زادگاه مائو، برخی رستورانها غذاهای مورد علاقه مائو را برای گردشگران سرو میکنند. حتی معبدی را برای او ساختهاند و از گلهای پلاستیکی برای تزیین آنجا استفاده کردهاند.
برای روشن شدن نقش مائو در چین امروز باید بدانیم که او بهعنوان رهبر حزب کمونیست از دل یک تصفیه بیرحمانه حزبی در اوایل دهه1940 بیرون آمد. با پیروزی کمونیستها در چین در سال1949میلادی، مائوتسه تونگ در مقام رهبر این جنبش، تصمیم به انجام یک انقلاب در درون حزب کمونیست این کشور گرفت. هدف وی بازگرداندن حیات فرهنگی سیاسی چین به خط اصیل ایدئولوژیکی بود. بهزعم مائو، بخشی از جامعه و حزب دچار انحراف شده و نتیجه آن ضربه هولناکی بر مرام مارکسیسم و لنینیسم خواهد زد. از این رو، سخنرانی مائو در سوم سپتامبر 1965میلادی که طی آن، غربگرایى و لیبرالیسم در چین بهشدت مورد حمله قرار گرفته بود، نخستین جرقه برای روشن کردن آتش انقلاب فرهنگی را ایجاد کرد. هدف آنچه بهنام انقلاب فرهنگی معروف شد، ظاهرا ایجاد یک دگرگونی بنیادی در فرهنگ چین و جایگزین کردن ارزشهای تازه با ارزشهای کهن بود، ولی این انقلاب، تنها شامل مجموعهیی که بهنام فرهنگ خوانده میشد، نبود. بلکه این انقلاب، عملا سازمان حکومت و بروکراسی جدید کشور را نشانه گرفته بود و هدف آن از هم پاشیدن تمام تشکیلاتی بود که در آن زمان وجود داشت. مائو در این برنامه از مردم بهویژه
جوانان حزب کمونیست چین خواست که آن دسته از مقامات دولتی و حزبی را که از خط مائو و اندیشههای او منحرف شده یا در آستانه لغزش بودند، مورد انتقاد، بازجویى و افشاگری قرار دهند. از اینرو، موج انقلاب فرهنگی از 13 آگوست 1966میلادی آغاز شد و میلیونها نفر از جوانان داوطلب در قالب گاردهای سرخ، آمادگی خود را برای اجرای انقلاب فرهنگی اعلام کردند. در عصر طلایی چین (یعنی سالهای1949 تا 1957) و پیش از «جهش بزرگ به پیش» مائو و قحطی پس از آن که 30میلیون قربانی داشت، بیش از 5میلیون نفر کشته شدند. در جریان انقلاب فرهنگی در دهههای1960 و 1970 بیش از یکمیلیون نفر کشته شدند. چگونه چنین فردی که بیش از آدولف هیتلر و جوزف استالین دستانش به خون آلوده است، میتواند رهبری قابلقبول باشد؟
این پرسش به چین محدود نمیشود. ماه جاری میلادی قرار بود کنسرتی با هدف ستایش از مائو در سیدنی استرالیا برگزار شود که بهدلیل مخالفتهای بسیار و تهدید برگزاری راهپیمایی اعتراضی لغو شد. میتوان گفت پاسخ این است که باوجود دیکتاتورهایی چون هیتلر و استالین که رژیمهای سیاسیشان پس از مرگ سرنگون شد، حزب کمونیست مائو هنوز هم 40سال پس از مرگ او قدرت را در دست دارد. به اعتقاد ناظران، این داستان ملی که مائو ملت چین را پس از یک قرن آشوب و تحقیر قدرتهای خارجی چون ژاپن با یکدیگر متحد کرده هنوز هم باعث میشود که باوجود حفرههای تاریک بسیار در تاریخ زمامداری مائو، بسیاری از چینیها نسبت به این رهبر سیاسی حسی از اطمینان و رضایت داشته باشند.
این بدان معناست که حاکمان حزب کمونیست مجبور هستند که همچنان با میراث ناخوشایند مائو کنار بیایند. این درحالی است که شی جین پینگ از شور و اشتیاق انقلابی بیپایان مائو و تمایلش برای حمله به حزب متنفر است. شی جین پینگ بیشتر از اینکه پیرو مائو باشد، پیرو کنفوسیوس است که مائو همیشه از او با بدترین الفاظ یاد میکرد. شی جین پینگ برای کنار گذاشتن میراث مائو یک مشکل جدی دارد.
رییسجمهوری فعلی چین به خوبی میداند که مائو هنوز هم در همان تابوت شیشهیی خود در تیان آنمن قدرت زیادی دارد. به همین دلیل است که دولت چین اخیرا تنها موزه چینی که وحشت ناشی از عصر انقلاب فرهنگی را به نمایش میگذاشت تعطیل کرده، اجازه هیچ پرسشی را درباره آن دوران نمیدهد و نشریهیی که درباره مائوئیسم پرسشهایی را مطرح کرده بود، تعطیل کرده است.