هر وجبت، ترمه و کاشی

۱۳۹۵/۰۵/۱۷ - ۰۰:۰۰:۰۰
کد خبر: ۴۸۷۲۴

گروه گوناگون| خانه‌یی در حال ویرانی را تصور کن؛ خشت به خشت‌ش پایین می‌آید و نگاه می‌کنی. نگاهی که هر روز عادی می‌شود و می‌رود کنار دیگر افسوس‌ها. نگاهت تنها زمانی تغییر می‌کند که روزی به نام خانه‌ات باشد. بگویند بیا و تماشا کن که این روز، روز توست. از نگاهت درد بالا می‌رود و خشت به خشت‌اش را خاطراتت می‌بینی که آرام فرو می‌ریزد. روزگاری خبرنگاران خانه داشتند و انجمنی برای نفس کشیدن. حالا در روز خبرنگار بدون خانه و کاشانه چطور می‌توان از دردها و خاطره‌ها گفت که اگر نگوییم خشت به خشت‌مان متلاشی، دست‌کم خبری از آبادی نیست. این روز به نام قلم است اما چقدر از این قلم سراغی گرفته می‌شود؟ آخرین باری که این مدیر و فلان مسوول از خبرنگاران یاد کرد، سر کدام معارفه‌اش بود که صف خبرنگاران را ببیند که تندتند از برنامه‌های آینده‌اش می‌نویسند. کاش هر سال مثل شعاری که در آغاز سال به خود می‌گیرد، روز خبرنگارش هم شعار داشت تا کمی صدایمان بلندتر شود: «با ما آشتی کنید. با ما که حتی خانه‌یی نداریم اما به آبادی فکر می‌کنیم.» تا شاید روزی از نقش آبادی سرایمان بخوانیم: «هر وجبت، ترمه و کاشی.» *برگفته از شعر «من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی/ تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی» منتسب به حامد عسکری.

مشاهده صفحات روزنامه

بیمه ملت