بازار سهام گرفتار بلاتكليفي
بورس دوباره به وضعيت قرمز رسيد، خروج نقدينگي از بازار سهام هر روز ادامه دارد. در اصل بازار با غلبه عرضه بر تقاضا مواجه است و فضاي منفي بر بازار سايه انداخته است. در شرايطي كه انتظار ميرفت بازار پس از اصلاحهاي اخير بتواند بخشي از فشار فروش را جبران كند، ادامهدار شدن نگرانيها و افزايش احتياط ميان فعالان بورسي باعث شده است تا خريداران با ترديد بيشتري وارد معاملات شوند و فروشندگان مسير بازار را تعيين كنند.
بورس دوباره به وضعيت قرمز رسيد، خروج نقدينگي از بازار سهام هر روز ادامه دارد. در اصل بازار با غلبه عرضه بر تقاضا مواجه است و فضاي منفي بر بازار سايه انداخته است. در شرايطي كه انتظار ميرفت بازار پس از اصلاحهاي اخير بتواند بخشي از فشار فروش را جبران كند، ادامهدار شدن نگرانيها و افزايش احتياط ميان فعالان بورسي باعث شده است تا خريداران با ترديد بيشتري وارد معاملات شوند و فروشندگان مسير بازار را تعيين كنند.
سرخپوشي بورس را نميتوان صرفاً به كاهش قيمت چند نماد بزرگ يا عملكرد ضعيف برخي صنايع نسبت داد. آنچه امروز بيش از هر عامل ديگري بر رفتار معاملهگران اثر گذاشته، مجموعهاي از ريسكهاي سياسي، اقتصادي و انتظارات نامشخص نسبت به آينده است. به بيان سادهتر آينده بازار مبهم است و چيزي مشخص نيست و همين موضوع باعث شده كه سرخپوشي بازار تقويت شود.
يكي از عوامل اصلي تداوم فضاي منفي در بازار سرمايه، ريسكهاي سياسي و نگراني از تحولات منطقهاي و بينالمللي است. بورس در مقاطع مختلف نشان داده كه نسبت به اخبار سياسي و تغييرات فضاي ديپلماتيك حساسيت بالايي دارد. هرگونه افزايش تنش يا انتشار اخبار نگرانكننده درباره آينده روابط خارجي، ميتواند انتظارات سرمايهگذاران را تحتتأثير قرار دهد و تصميمگيري براي خريد سهام را به تعويق بيندازد.در چنين شرايطي، معاملهگران ترجيح ميدهند بهجاي پذيرش ريسك سرمايهگذاري در داراييهايي كه ارزش آنها به شرايط اقتصادي و سياسي آينده وابسته است، بااحتياط بيشتري رفتار كنند. اين احتياط در عمل خود را به شكل كاهش تقاضا، افزايش تمايل به فروش و عقبنشيني خريداران از قيمتهاي پيشنهادي نشان ميدهد.
نكته مهم اين است كه بازار سهام تنها به اخبار منفي واكنش نشان نميدهد، بلكه بلاتكليفي و نبود چشمانداز روشن نيز ميتواند به عاملي براي تداوم ركود تبديل شود. در واقع، گاهي سرمايهگذاران نه به دليل وقوع يك اتفاق مشخص، بلكه به علت ناتواني در پيشبيني شرايط آينده، از ورود سرمايه جديد به بازار خودداري ميكنند.
نگراني از آينده شركتها
در كنار متغيرهاي سياسي، وضعيت بازار ارز نيز يكي از عوامل اثرگذار بر تصميم سهامداران است. نوسانات نرخ ارز از مسيرهاي مختلفي بر عملكرد شركتهاي بورسي اثر ميگذارد و همين موضوع باعث شده است كه معاملهگران با حساسيت بيشتري تحولات اين بازار را دنبال كنند.
افزايش نرخ ارز ميتواند براي شركتهاي صادراتمحور و مجموعههايي كه درآمد ارزي دارند، اتفاق مثبتي بهحساب آيد؛ اما ماجرا اينجا تمام نميشود. افزايش هزينه تأمين مواد اوليه، دشواري انتقال ارز، محدوديتهاي تجاري و تغيير سياستهاي ارزي ميتوانند بخشي از مزيت رشد نرخ ارز را خنثي كنند. از سوي ديگر، شركتهايي كه وابستگي بيشتري به واردات دارند، ممكن است با افزايش بهاي تمامشده و كاهش حاشيه سود مواجه شوند.
يكي ديگر از موضوعاتي كه در تحليل وضعيت بورس نبايد ناديده گرفته شود، رقابت بازار سهام با بازارهاي موازي است. زماني كه سرمايهگذار ميتواند بدون پذيرش نوسانات شديد بازار سهام، از طريق سپردههاي بانكي يا ابزارهاي درآمد ثابت بازدهي مشخصي دريافت كند، طبيعتاً براي ورود به بورس به انگيزه بيشتري نياز خواهد داشت.
بازار سهام ذاتاً با ريسك همراه است و سهامداران براي پذيرش اين ريسك انتظار بازدهي بالاتري دارند؛ بنابراين، هرچه جذابيت ابزارهاي كمريسك بيشتر شود، بخشي از نقدينگي ممكن است از سهام فاصله بگيرد؛ بهويژه در شرايطي كه چشمانداز سودآوري شركتها و وضعيت سياسي كشور نيز با ابهام همراه باشد.
كمبود انرژي
يكي ديگر از مشكلات بازار سرمايه را ميتوان كمبود انرژي دانست. در حال حاضربسياري از صنايع بورسي براي تحقق درآمدهاي پيشبيني شده خودنياز به تأمين مستمر انرژي، مواد اوليه و دسترسي به بازارهاي فروش و امثال اين موارد دارند. اختلال در هر يك از موارد ميتواند بهصورت مستقيم بر ميزان توليد و سودآوري شركتها اثرگذار باشد.صنايع فولادي، پتروشيمي، پالايشي و معدني از جمله گروههايي هستند كه شرايط توليد، دسترسي به زيرساختها و وضعيت صادرات در عملكرد آنها اهميت زيادي دارد. محدوديت انرژي، افزايش هزينههاي حملونقل و مشكلات تأمين مواد اوليه ميتوانند برنامههاي توليدي شركتها را تحتتأثير قرار دهند.يكي از مهمترين پيامدهاي تداوم فضاي منفي در بورس، كاهش تمايل سرمايهگذاران به نگهداري سهام است. زماني كه بازار براي مدتي با فشار فروش مواجه ميشود و نشانه روشني از تغيير روند ديده نميشود، بخشي از سهامداران ترجيح ميدهند دارايي خود را نقد كنند و تا روشنتر شدن شرايط از ورود مجدد به معاملات خودداري كنند.عامل ديگري كه ميتواند روند نزولي بورس را تشديد كند، افزايش رفتارهاي هيجاني در ميان معاملهگران است. در شرايط عادي، سرمايهگذاران با بررسي وضعيت مالي شركتها، چشمانداز صنايع و شرايط اقتصادي درباره خريدوفروش سهام تصميم ميگيرند؛ اما در دورههاي پرريسك، اخبار و انتظارات كوتاهمدت ميتوانند جاي تحليلهاي بلندمدت را بگيرند.
بازار از دريچه معاملات
شاخص كل بورس در جريان معاملات اولين روز كاري هفته يعني شنبه ۹ آبانماه با افت ۱۲۸ هزار و ۷۴۷ واحدي، معادل ۱.۶۲ درصد، به سطح ۷ ميليون و ۸۳۸ هزار واحد عقبنشيني كرد. شاخص كل هموزن نيز همسو با نماگر اصلي بازار، كاهش ۱۲ هزار و ۸۷۱ واحدي را تجربه كرد و با افت ۰.۵۸ درصدي در ارتفاع ۲ ميليون و ۱۹۶ هزار واحد قرار گرفت.تركيب معاملات روز اخير از برتري محسوس فروشندگان حكايت داشت. در پايان بازار، تعداد نمادهاي منفي به ۶۱۹ نماد رسيد، درحالي كه تنها ۳۱۶ نماد توانستند در محدوده مثبت معامله شوند. اين اختلاف نشان ميدهد كه فشار عرضه در طول معاملات گسترش پيدا كرده و بخش قابلتوجهي از نمادهاي بورسي با كاهش قيمت مواجه شدهاند.در سمت ديگر بازار، ۳۱۴ نماد با صف فروش روبرو بودند و در مقابل، ۱۶۵ نماد صف خريد داشتند؛ بنابراين، باوجود برتري جريان فروش، همچنان بخشي از بازار با تقاضا همراه بود و نميتوان وضعيت معاملات را بهصورت يكدست و بدون استثنا منفي ارزيابي كرد. بااينحال، نسبت تعداد نمادهاي منفي به مثبت نشان ميدهد كه كفه عرضه در معاملات روز اخير سنگيني بيشتري داشته است.ارزش معاملات سهام، حقتقدم و صندوقهاي سهامي در پايان دادوستدها به ۳۰ هزار و ۲۰۷ ميليارد تومان رسيد و حجم معاملات نيز ۵۶ ميليارد سهم ثبت شد. باوجود اين ميزان از گردش معاملات، خالص جريان پول حقيقي به منفي ۴ هزار و ۹۸۰ ميليارد تومان رسيد كه نشاندهنده خروج قابلتوجه سرمايه از بازار سهام است.از سوي ديگر، سرانه خريد سهامداران حقيقي ۵۳ ميليون تومان و سرانه فروش آنها ۱۱۰ ميليون تومان بود. بر همين اساس، قدرت خريد منفي ۲.۰۹ به ثبت رسيد. فاصله ميان سرانه خريدوفروش نشان ميدهد كه فروشندگان باقدرت بيشتري در معاملات حضور داشتهاند و تقاضاي حقيقي نتوانسته است همگام با عرضهها حركت كند.
برتري ۸۰۵ ميلياردتوماني سفارشهاي فروش
بررسي وضعيت سفارشهاي خريدوفروش در پايان معاملات نيز تصوير روشني از برتري عرضه در بازار ارايه ميدهد. ارزش سفارشهاي خريد به ۷ هزار و ۳۴۶ ميليارد و ۸۰۰ ميليون تومان رسيد، اما در طرف مقابل، سفارشهاي فروش ارزشي معادل ۸ هزار و ۱۵۱ ميليارد و ۹۰۰ ميليون تومان داشتند. بهاينترتيب، اختلاف ميان سفارشهاي خريدوفروش به منفي ۸۰۵ ميليارد و ۱۰۰ ميليون تومان رسيد؛ موضوعي كه از سنگينتر بودن سمت عرضه در تابلوي معاملات حكايت دارد.
همزماني برتري سفارشهاي فروش با افزايش تعداد نمادهاي منفي و صفهاي فروش نشان ميدهد كه تقاضاي بازار توان كافي براي جذب عرضههاي موجود را نداشته است. هرچند در برخي نمادها همچنان نشانههايي از حضور خريداران ديده ميشود، اما برآيند سفارشها حاكي از آن است كه فروشندگان در جريان معاملات روز اخير دست بالاتر را داشتهاند.
در كنار بازار سهام، صندوقهاي درآمد ثابت نيز روز مثبتي از نظر جريان نقدينگي پشت سر نگذاشتند. خالص ورود و خروج پول در اين صندوقها به منفي يك هزار و ۱۵۳ ميليارد و ۷۰۰ ميليون تومان رسيد كه از خروج سرمايه از اين بخش حكايت دارد.
نكته قابلتوجه معاملات روز شنبه نيز، همزماني خروج نقدينگي از بازار سهام و صندوقهاي درآمد ثابت است. اين اتفاق نشان ميدهد كه جريان پول حقيقي در هر دو بخش با خروج مواجه شده و سرمايهگذاران در مجموع تمايل كمتري به باقيماندن در اين دو ابزار سرمايهگذاري داشتهاند.
بهطوركلي اين روزها مسير ورود نقدينگي و همچنين اخبار ميتواند مسير آينده بازار سرمايه را تعيين كند. در اصل بازار سرمايه اين روزها بيش از هر چيزي به اخبار وابسته است و اين اخبار مسير نقدينگي را تعيين ميكند.