آخرين تحولات يك پرونده تاريخي

ايران و FATF؛ از پرونده ۲۰ ساله تا فرصت تازه براي خروج از فهرست سياه

۱۴۰۵/۰۸/۱۰ - ۰۱:۰۱:۰۱
کد خبر: ۴۰۹۲۶۷

پرونده ايران در گروه ويژه اقدام مالي (FATF) پس از نزديك به دو دهه همچنان يكي از موضوعات اثرگذار بر روابط بانكي و تجاري كشور با جهان است؛ پرونده‌اي كه در سال‌هاي گذشته، علاوه بر اختلاف‌نظرهاي داخلي درباره الزامات حقوقي و ملاحظات امنيتي، تحت تأثير تحريم‌هاي بين‌المللي، محدوديت‌هاي بانكي و پيچيدگي‌هاي تجارت خارجي قرار داشته است.

پرونده ايران در گروه ويژه اقدام مالي (FATF) پس از نزديك به دو دهه همچنان يكي از موضوعات اثرگذار بر روابط بانكي و تجاري كشور با جهان است؛ پرونده‌اي كه در سال‌هاي گذشته، علاوه بر اختلاف‌نظرهاي داخلي درباره الزامات حقوقي و ملاحظات امنيتي، تحت تأثير تحريم‌هاي بين‌المللي، محدوديت‌هاي بانكي و پيچيدگي‌هاي تجارت خارجي قرار داشته است. با اين حال، تحولات اخير نشان مي‌دهد كه مسير تعامل فني با اين نهاد همچنان باز است و اقدامات حقوقي و اجرايي ايران مي‌تواند در ارزيابي بين‌المللي از وضعيت كشور اثرگذار باشد.

در تازه‌ترين تحول، مركز اطلاعات مالي ايران پس از انتشار بيانيه اجلاس اكتبر ۲۰۲۶ گروه ويژه اقدام مالي اعلام كرد كه پيشرفت اقدامات ايران در ۱۰ بند از برنامه اقدام، با اجماع اعضاي اين نهاد تأييد شده است. به گفته اين مركز، مستندات و دفاعيات فني هيات ايراني در نشست اول مهرماه ۱۴۰۵ در رم و گزارش‌هاي تكميلي كشور، زمينه طرح اين پيشرفت‌ها در بيانيه عمومي اخير را فراهم كرده است. مركز اطلاعات مالي همچنين اعلام كرده است كه از ميان ۱۰ شرط ايران درباره كنوانسيون‌هاي پالرمو و مبارزه با تأمين مالي تروريسم، پنج شرط ازسوي FATF مانع اجراي استانداردهاي بين‌المللي تشخيص داده شده‌اند.

اين تحول از منظر ديپلماسي فني اهميت دارد، زيرا نشان مي‌دهد حتي در شرايط دشوار سياسي و اقتصادي، پيگيري كارشناسي پرونده مي‌تواند به ثبت پيشرفت‌هاي مشخص منجر شود. با اين حال، بايد ميان ارزيابي ايران از پيشرفت‌هاي به دست‌آمده و تصميم نهايي FATF تمايز قائل شد. بيانيه رسمي اين نهاد در ۳۰ اكتبر ۲۰۲۶، ضمن اشاره به ازسرگيري تعامل ايران و پيشرفت محدود در برخي زمينه‌هاي فني، همچنان بر وجود نواقص اساسي، تكميل‌نشدن برنامه اقدام و ضرورت اصلاح چارچوب قانوني كشور تأكيد دارد. بنابراين، پيشرفت اعلام‌شده ازسوي مركز اطلاعات مالي را بايد گامي در مسير حل‌وفصل پرونده دانست، نه به معناي خروج ايران از فهرست سياه.

 

  FATF چيست و چرا وضعيت ايران در اين نهاد اهميت دارد؟

گروه ويژه اقدام مالي در سال ۱۹۸۹ با هدف مقابله با پولشويي شكل گرفت و در ادامه، مبارزه با تأمين مالي تروريسم و تأمين مالي اشاعه تسليحات كشتارجمعي نيز در شمار ماموريت‌هاي آن قرار گرفت. اين نهاد استانداردهايي را تدوين مي‌كند كه كشورها براي شناسايي و مقابله با جريان‌هاي مالي غيرقانوني، شفافيت تراكنش‌ها، شناسايي مشتريان و همكاري‌هاي قضايي و مالي بين‌المللي بايد در قوانين و سازوكارهاي اجرايي خود مورد توجه قرار دهند.

FATF نهاد اعطاكننده مجوز تجارت يا تعيين‌كننده مستقيم روابط بانكي كشورها نيست، اما ارزيابي‌هاي آن بر تصميم موسسات مالي و نهادهاي ناظر تأثير مي‌گذارد. كشورهايي كه در چارچوب مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم با نواقص راهبردي جدي روبه‌رو هستند، ممكن است در فهرست‌هاي عمومي اين نهاد قرار گيرند و با اقدامات نظارتي يا مقابله‌اي مواجه شوند.

اصطلاح رايج «فهرست سياه FATF» به فهرست رسمي «حوزه‌هاي قضايي پرخطر مشمول فراخوان اقدام» اشاره دارد. در اين وضعيت، FATF از اعضا و ساير كشورها مي‌خواهد براي حفاظت از نظام مالي خود در برابر ريسك‌هاي شناسايي‌شده، اقدامات مقابله‌اي موثري اعمال كنند. اين وضعيت با «فهرست خاكستري» متفاوت است؛ كشورهايي كه در فهرست خاكستري قرار مي‌گيرند، متعهد شده‌اند نواقص مشخصي را در مهلت‌هاي توافق‌شده برطرف كنند و تحت نظارت بيشتر قرار دارند، اما لزوماً با همان سطح از اقدامات مقابله‌اي مواجه نيستند.

اهميت وضعيت ايران در اين نهاد را نمي‌توان جدا از موقعيت اقتصادي و سياسي كشور بررسي كرد. محدوديت‌هاي ناشي از تحريم‌هاي امريكا، دشواري دسترسي به شبكه بانكي بين‌المللي و مشكلات انتقال ارز، پيش از هر چيز بر روابط مالي ايران اثر گذاشته‌اند. قرار گرفتن در فهرست سياه FATF نيز لايه ديگري از ريسك و محدوديت ايجاد مي‌كند. اين دو مساله يكسان نيستند، اما مي‌توانند آثار يكديگر را تشديد كنند.به همين دليل، حل‌وفصل پرونده FATF نه به معناي پايان همه محدوديت‌هاي بانكي ايران، بلكه به معناي تلاش براي برطرف‌كردن يكي از موانع مهم در مسير تعاملات مالي بين‌المللي است.

 

  از هشدارهاي سال ۲۰۰۷

تا اقدامات مقابله‌اي سال ۲۰۰۹

سابقه پرونده ايران در FATF به سال ۲۰۰۷ بازمي‌گردد. اين نهاد در اكتبر همان سال براي نخستين‌بار به ضعف چارچوب ايران در مقابله با پولشويي و تأمين مالي تروريسم اشاره كرد و از موسسات مالي خواست ريسك معاملات مرتبط با ايران را با دقت بيشتري ارزيابي كنند.

در فوريه ۲۰۰۸، هشدارهاي FATF درباره ايران گسترش يافت و بر ضرورت توجه بيشتر موسسات مالي به ريسك‌هاي مرتبط با مبادلات با اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني تأكيد شد. در فوريه ۲۰۰۹ نيز، با ارزيابي اين نهاد مبني بر ناكافي‌بودن اقدامات ايران براي رفع نواقص شناسايي‌شده، فراخوان اعمال اقدامات مقابله‌اي مطرح شد.

البته در آن سال‌ها، ساختار فهرست‌هاي FATF با شكل كنوني آن يكسان نبود. ازاين‌رو، دقيق‌تر آن است كه گفته شود ايران از سال ۲۰۰۷ وارد روند هشدارهاي عمومي اين نهاد شد و از سال ۲۰۰۹ با فراخوان اقدامات مقابله‌اي مواجه بود؛ نه اينكه همه اين مراحل را با يك تاريخ واحد براي ورود به «فهرست سياه» توضيح دهيم. گزارش صندوق بين‌المللي پول درباره ايران نيز همين روند تاريخي را ثبت كرده است.

اين روند در سال‌هاي بعد ادامه يافت و به يكي از موضوعات مهم در ارزيابي روابط بانكي ايران با نظام مالي بين‌المللي تبديل شد. در عين حال، ايران در مقاطع مختلف اقداماتي براي اصلاح قوانين مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم انجام داد؛ اقداماتي كه درنهايت زمينه ورود پرونده به مرحله تازه‌اي از تعامل با FATF را فراهم كرد.

 

  سال ۲۰۱۶؛ تعهد ايران و تعليق موقت اقدامات مقابله‌اي

يكي از مهم‌ترين نقاط عطف پرونده در ژوئن ۲۰۱۶ رقم خورد. در اين مقطع، ايران تعهد سياسي سطح بالايي براي رفع نواقص راهبردي خود اعلام كرد و پذيرفت برنامه‌اي مشخص براي اصلاح چارچوب مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم اجرا كند.FATF  نيز در واكنش به اين تعهد، اقدامات مقابله‌اي را براي مدت ۱۲ ماه به حالت تعليق درآورد تا روند اجراي برنامه اقدام ايران را زيرنظر بگيرد. اين تصميم اهميت داشت؛ زيرا نشان مي‌داد تعامل فني و پذيرش تعهدات مشخص مي‌تواند بر نحوه برخورد اين نهاد با يك كشور اثر بگذارد.با اين حال، تعليق اقدامات مقابله‌اي به معناي حذف ايران از فهرست عمومي كشورهاي پرخطر نبود. ايران همچنان در بيانيه‌هاي FATF باقي ماند و از موسسات مالي خواسته مي‌شد هنگام برقراري روابط مالي با اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني، بررسي‌هاي دقيق‌تري انجام دهند. به بيان ديگر، اين دوره فرصتي براي اجراي تعهدات و اثبات پيشرفت بود، نه پايان پرونده.

FATF  در بيانيه ژوئن ۲۰۱۶ اعلام كرد كه در صورت مشاهده پيشرفت كافي، درباره گام‌هاي بعدي تصميم خواهد گرفت. در مقابل، اگر ايران نتواند تعهدات برنامه اقدام را در مهلت مقرر اجرا كند، امكان بازگشت اقدامات مقابله‌اي وجود خواهد داشت.

 

  تمديد مهلت‌ها

 فرصت اصلاحات و باقي‌ماندن اختلاف‌ها

در سال ۲۰۱۷، FATF با اشاره به تعهد سياسي ايران و اقداماتي كه تا آن زمان انجام شده بود، تعليق اقدامات مقابله‌اي را تمديد كرد. اين تصميم به ايران فرصت بيشتري داد تا اصلاحات حقوقي و اجرايي موردنظر را تكميل كند.

در همان دوره، ايران سازوكار اظهار وجه نقد را ايجاد كرد و اصلاحاتي در قوانين مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم در دستور كار قرار گرفت. با اين حال، از ديد FATF، بخش قابل‌توجهي از تكاليف برنامه اقدام همچنان تكميل نشده بود.

در نوامبر ۲۰۱۷، اين نهاد اعلام كرد كه مهلت برنامه اقدام ايران در ۳۱ ژانويه ۲۰۱۸ به پايان خواهد رسيد و خواستار تسريع اصلاحات شد. به‌ويژه، موضوع جرم‌انگاري تأمين مالي تروريسم، شناسايي و مسدودسازي دارايي‌هاي مشمول تحريم‌هاي هدفمند، اجراي الزامات شناسايي مشتريان و تصويب و اجراي كنوانسيون‌هاي مرتبط، در شمار محورهاي اصلي اختلاف باقي ماند.

در فوريه ۲۰۱۸، FATF با وجود پايان مهلت برنامه اقدام و تكميل‌نشدن بيشتر بندهاي آن، تعليق اقدامات مقابله‌اي را ادامه داد. اين تصميم نشان مي‌داد كه اين نهاد همچنان امكان اصلاح و تعامل را باز مي‌گذارد؛ با اين حال، همزمان بر ضرورت اجراي تعهدات باقي‌مانده تأكيد داشت.

در ادامه سال ۲۰۱۸ نيز فرصت ديگري براي پيشبرد اصلاحات فراهم شد. اما اختلاف‌ها درباره برخي الزامات قانوني، به‌ويژه تعريف تأمين مالي تروريسم و نحوه اجراي كنوانسيون‌هاي پالرمو و CFT، همچنان پابرجا ماند. به اين ترتيب، ايران از يك سو اصلاحاتي را در قوانين و سازوكارهاي داخلي دنبال مي‌كرد و از سوي ديگر، نتوانسته بود همه شروط برنامه اقدام را مطابق ارزيابي FATF نهايي كند.

  سال ۲۰۱۹ و بازگشت فشارها؛ نقطه عطف فوريه ۲۰۲۰

در اكتبر ۲۰۱۹، FATF به دليل پيشرفت ناكافي ايران در اجراي برنامه اقدام، از اعضا و ساير كشورها خواست اقدامات نظارتي و كنترلي بيشتري را در روابط مالي مرتبط با ايران درنظر بگيرند. اين اقدامات شامل نظارت دقيق‌تر بر شعب و شركت‌هاي وابسته به موسسات مالي ايراني، تقويت گزارش‌دهي درباره تراكنش‌ها و افزايش الزامات حسابرسي خارجي بود.

در فوريه ۲۰۲۰، FATF اعلام كرد كه ايران برنامه اقدام را به‌طور كامل اجرا نكرده است. اين نهاد با اشاره به تصويب‌نشدن و اجراي‌نشدن كنوانسيون‌هاي پالرمو و CFT مطابق استانداردهاي موردنظر خود، تعليق اقدامات مقابله‌اي را به‌طور كامل لغو كرد و خواستار اعمال اقدامات مقابله‌اي موثر عليه ايران شد.

از آن زمان، ايران در فهرست حوزه‌هاي قضايي پرخطر مشمول فراخوان اقدام باقي مانده است. FATF در بيانيه‌هاي بعدي خود نيز تأكيد كرده كه خروج ايران از اين وضعيت به تكميل برنامه اقدام و رفع نواقص راهبردي بستگي دارد.

نكته مهم اين است كه بازگشت اقدامات مقابله‌اي در سال ۲۰۲۰ را نبايد صرفاً نتيجه يك تصميم سياسي در همان سال دانست. از منظر رسمي FATF، اين تصميم در امتداد برنامه اقدامي بود كه در سال ۲۰۱۶ پذيرفته شد، در ژانويه ۲۰۱۸ به پايان رسيد و بخش عمده‌اي از تكاليف آن تكميل نشده بود. در مقابل، ارزيابي تأثير عوامل سياسي و تحريم‌ها بر روابط مالي ايران نيز نيازمند توجه به زمينه گسترده‌تر روابط بين‌المللي كشور است.به اين ترتيب، از سال ۲۰۲۰ به بعد، پرونده ايران وارد مرحله‌اي شد كه در آن، با وجود ادامه برخي اصلاحات داخلي و ارايه گزارش‌هاي جديد، اقدامات مقابله‌اي همچنان برقرار ماند.

 

  پالرمو و CFT؛ دو پرونده‌اي كه  تعيين‌تكليف آنها سال‌ها طول كشيد

دو كنوانسيون پالرمو و مقابله با تأمين مالي تروريسم، از مهم‌ترين موضوعات اختلاف در پرونده ايران بودند. كنوانسيون پالرمو به مقابله با جرايم سازمان‌يافته فراملي مربوط است و كنوانسيون CFT چارچوبي بين‌المللي براي مقابله با تأمين مالي تروريسم ايجاد مي‌كند. FATF تصويب و اجراي اين كنوانسيون‌ها را از اجزاي برنامه اقدام ايران مي‌دانست؛ درحالي‌كه در داخل كشور، درباره پيامدهاي حقوقي، سياسي و امنيتي پيوستن به آنها اختلاف‌نظر وجود داشت.

اين اختلاف‌ها باعث شد لوايح مربوط به اين دو كنوانسيون پس از طي مراحل قانون‌گذاري، براي تعيين تكليف نهايي به مجمع تشخيص مصلحت نظام برسند. موافقان حل‌وفصل پرونده بر ضرورت كاهش موانع همكاري بانكي و تجاري با جهان تأكيد داشتند؛ منتقدان نيز نگراني‌هايي درباره تعهدات بين‌المللي، نحوه تفسير برخي مفاد و پيامدهاي احتمالي آنها براي سياست خارجي و امنيت ملي مطرح مي‌كردند.

در ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴، مجمع تشخيص مصلحت نظام الحاق ايران به كنوانسيون پالرمو را به‌صورت مشروط تصويب كرد. اين تصميم پس از چندين جلسه در صحن و كميسيون مشترك مجمع و بررسي ايرادهاي مطرح‌شده اتخاذ شد. مطابق گزارش‌هاي منتشرشده، مصوبه بر پذيرش كنوانسيون در چارچوب قانون اساسي و قوانين داخلي ايران تأكيد داشت. اين تحول پس از سال‌ها اختلاف‌نظر، يكي از گام‌هاي مهم در تعيين تكليف پرونده FATF به شمار مي‌رفت.

در اول اكتبر ۲۰۲۵ نيز مجمع تشخيص مصلحت نظام الحاق مشروط ايران به كنوانسيون CFT را تصويب كرد. اين تصميم، دومين تحول مهم در مسير تعيين تكليف دو كنوانسيون مورد اختلاف بود و از اين نظر اهميت داشت كه يكي از محورهاي اصلي باقي‌مانده در پرونده ايران را وارد مرحله تازه‌اي كرد. با اين حال، هر دو مصوبه با شروطي همراه بودند و تصويب داخلي آنها به معناي آن نبود كه FATF بلافاصله وضعيت ايران را تغيير دهد. اين نهاد بايد بررسي كند كه شروط و تحفظات ايران تا چه اندازه با استانداردهاي موردنظرش سازگارند و آيا قوانين و سازوكارهاي اجرايي كشور الزامات مربوط را تأمين مي‌كنند يا خير. گزارش رويترز در زمان تصويب CFT نيز تأكيد داشت كه اين تصميم مي‌تواند گامي در جهت رفع موانع باشد، اما به‌تنهايي خروج از فهرست سياه را تضمين نمي‌كند.

 

  تحولات سال ۲۰۲۶؛  پيشرفت فني در كنار استمرار اختلاف‌ها

در سال ۲۰۲۶، پرونده ايران همچنان در دستور كار FATF قرار داشت. اين نهاد در بيانيه‌هاي پيشين خود، ازجمله در فوريه و ژوئن، ضمن اشاره به تعامل ايران و گزارش‌هاي ارايه‌شده، بر اين موضوع تأكيد كرده بود كه بخش عمده‌اي از برنامه اقدام از سال ۲۰۱۶ تكميل نشده و تحفظات ايران درباره كنوانسيون‌هاي پالرمو و CFT از نظر اين نهاد بيش از حد گسترده‌اند.

در تازه‌ترين بيانيه، منتشرشده در ۳۰ اكتبر ۲۰۲۶، FATF اعلام كرد كه ايران در سپتامبر همان سال گزارشي درباره اقدامات خود ارايه كرده است. اين نهاد پيشرفت محدود فني ايران در ايجاد چارچوبي براي دريافت درخواست‌هاي بين‌المللي مربوط به مسدودسازي دارايي‌ها را مورد اشاره قرار داد، اما همزمان تأكيد كرد كه چارچوب مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم در ايران همچنان با نواقص اساسي مواجه است.

از نگاه FATF، مهم‌ترين موارد باقي‌مانده شامل اصلاح جرم‌انگاري تأمين مالي تروريسم، ايجاد نظام تحريم‌هاي مالي هدفمند مطابق استانداردهاي اين نهاد، اصلاح تحفظات مربوط به كنوانسيون‌هاي پالرمو و CFT و اجراي كامل برنامه اقدام است. اين نهاد اعلام كرده است كه تا زمان تكميل برنامه اقدام، ايران در فهرست كشورهاي پرخطر مشمول فراخوان اقدام باقي خواهد ماند.

در مقابل، مركز اطلاعات مالي ايران در اطلاعيه پس از اجلاس آبان‌ماه، تصويري از پيشرفت‌هاي به دست‌آمده در مسير تعامل فني ارايه كرده است. بنا بر اين اطلاعيه، در نشست اول مهرماه ۱۴۰۵ در رم، پيشرفت اقدامات ايران در ۱۰ بند از برنامه اقدام مورد اجماع اعضا قرار گرفته و براي نخستين‌بار اين پيشرفت‌ها در متن بيانيه عمومي اجلاس اخير نيز منعكس شده است.

اين مركز تأكيد كرده كه دستيابي به اين نتيجه در شرايط دشوار سياسي و با وجود حضور نمايندگان امريكا و اسراييل، حاصل ارايه مستندات و دفاعيات فني هيات ايراني بوده است. در عين حال، اطلاعيه مركز اطلاعات مالي اذعان دارد كه FATF پنج مورد از ۱۰ شرط ايران درباره دو كنوانسيون پالرمو و CFT را ناسازگار با اجراي استانداردهاي بين‌المللي تشخيص داده است.

بنابراين، دو گزاره را بايد همزمان درنظر گرفت: از يك‌سو، ايران توانسته بخشي از پيشرفت‌هاي فني خود را در روند تعامل با FATF ثبت كند؛ از سوي ديگر، اين پيشرفت‌ها هنوز به تغيير وضعيت رسمي كشور در فهرست سياه منجر نشده‌اند. اين تمايز براي ارزيابي واقع‌بينانه مسير پيش رو ضروري است.

 

  ماندن در فهرست سياه چه هزينه‌اي براي اقتصاد دارد؟

يكي از مهم‌ترين آثار قرار گرفتن در فهرست سياه، افزايش ريسك همكاري موسسات مالي خارجي با بانك‌ها و اشخاص مرتبط با كشور موردنظر است. زماني كه FATF از كشورها مي‌خواهد اقدامات مقابله‌اي اعمال كنند، موسسات مالي ممكن است روابط كارگزاري خود را محدود كنند، درباره تراكنش‌ها بررسي‌هاي گسترده‌تري انجام دهند يا از ايجاد برخي روابط جديد خودداري كنند.

چنين وضعيتي مي‌تواند هزينه و زمان نقل‌وانتقال پول را افزايش دهد و بر تجارت خارجي، تسويه قراردادهاي صادراتي و وارداتي، تأمين مالي بنگاه‌ها و جذب سرمايه‌گذاري اثر بگذارد. حتي در مواردي كه انجام يك معامله از نظر حقوقي امكان‌پذير باشد، افزايش هزينه‌هاي تطبيق با مقررات و نگراني از ريسك‌هاي حقوقي مي‌تواند بانك يا شركت خارجي را از همكاري منصرف كند.

اين آثار براي ايران در شرايطي اهميت بيشتري پيدا مي‌كنند كه تحريم‌هاي امريكا نيز محدوديت‌هاي جدي براي دسترسي به نظام مالي بين‌المللي ايجاد كرده‌اند. در چنين شرايطي، بنگاه‌هاي ايراني ممكن است همزمان با محدوديت‌هاي تحريمي و افزايش ريسك ناشي از وضعيت FATF مواجه شوند. البته تعيين سهم دقيق هر يك از اين عوامل در هزينه‌هاي مبادلاتي كشور، به بررسي داده‌هاي بانكي و تجاري نياز دارد و نمي‌توان تمام مشكلات نقل‌وانتقال پول را صرفاً به يك عامل نسبت داد.

گزارش صندوق بين‌المللي پول در سال ۲۰۱۷ نيز نشان مي‌داد كه پس از رفع بخشي از تحريم‌هاي هسته‌اي، بانك‌هاي ايراني همچنان براي برقراري روابط كارگزاري با بانك‌هاي بزرگ بين‌المللي با موانع جدي مواجه بودند. اين موانع هم به تحريم‌هاي باقي‌مانده و هم به نگراني‌هاي مربوط به چارچوب مقابله با پولشويي و تأمين مالي تروريسم ارتباط داشتند.

از اين منظر، حل‌وفصل پرونده FATF مي‌تواند يكي از موانع همكاري مالي با ايران را كاهش دهد، اما به‌تنهايي قادر به رفع همه محدوديت‌ها نيست. حتي در صورت تغيير وضعيت ايران، تصميم بانك‌ها و موسسات مالي خارجي همچنان به مقررات تحريمي، ريسك‌هاي حقوقي، ملاحظات تجاري و سياست‌هاي داخلي آنها وابسته خواهد بود.

 

  چرا بسياري از فعالان اقتصادي حل‌وفصل پرونده را ترجيح مي‌دهند؟

در نگاه بخش مهمي از فعالان اقتصادي، ماندن در فهرست سياه FATF مزيتي براي تجارت و توليد كشور ايجاد نمي‌كند. بنگاه‌هايي كه براي واردات مواد اوليه، صادرات محصولات يا دريافت وجوه قراردادهاي بين‌المللي به شبكه بانكي متكي هستند، بيش از هر چيز به امكان انتقال مطمئن و كم‌هزينه پول نياز دارند. افزايش ريسك همكاري بانكي مي‌تواند اين فرايندها را دشوارتر كند، حتي اگر منشأ اصلي برخي محدوديت‌ها تحريم‌هاي خارجي باشد.

به همين دليل، حل‌وفصل پرونده FATF براي موافقان آن بخشي از راهبرد كاهش هزينه‌هاي مبادلات خارجي است. از اين منظر، هدف لزوماً پذيرش بي‌قيدوشرط همه مطالبات بين‌المللي نيست، بلكه تعيين تكليف اختلاف‌ها از طريق مذاكره، ارايه مستندات، اصلاح قوانين و ارزيابي دقيق پيامدهاي هر تصميم است. تجربه سال ۲۰۱۶ نيز نشان داد كه تعهد سياسي و تعامل فني مي‌تواند دست‌كم به تعليق موقت اقدامات مقابله‌اي منجر شود؛ هرچند تجربه بعدي روشن كرد كه تعليق موقت بدون تكميل برنامه اقدام، راه‌حل پايدار نيست.در مقابل، منتقدان پيوستن به كنوانسيون‌ها و اجراي كامل الزامات FATF، نگراني‌هايي درباره دامنه تعهدات بين‌المللي، تعريف تأمين مالي تروريسم، تبادل اطلاعات مالي و تأثير احتمالي اين تعهدات بر سياست خارجي ايران مطرح مي‌كنند. اين نگراني‌ها را نمي‌توان با ناديده‌گرفتن يا سياسي‌خواندن همه مخالفت‌ها كنار گذاشت. تصميم‌گيري دقيق مستلزم بررسي حقوقي مفاد كنوانسيون‌ها، ارزيابي پيامدهاي اجرايي و شفاف‌سازي درباره تضمين‌هاي موردنظر ايران است.

با اين حال، باقي‌ماندن در وضعيت فعلي نيز بدون هزينه نيست. وقتي كشور در فهرست سياه قرار دارد، بانك‌ها و شركت‌هاي خارجي با سطح بالاتري از ريسك مواجه مي‌شوند و فضاي مانور فعالان اقتصادي محدودتر مي‌شود. ازاين‌رو، پرسش اصلي اين است كه چگونه مي‌توان ضمن حفظ ملاحظات امنيتي و حقوقي كشور، مسير كاهش محدوديت‌هاي بانكي و تجاري را دنبال كرد؛ نه اينكه صرفاً ميان پذيرش كامل همه مطالبات و ناديده‌گرفتن كامل پرونده، يكي را انتخاب كرد.

 

  فرصت پيش رو

 تبديل پيشرفت فني به تصميم اجرايي

آخرين تحولات نشان مي‌دهد پرونده ايران در FATF هنوز بسته نشده است. تصويب مشروط پالرمو و CFT در مجمع تشخيص، ارايه گزارش‌هاي تكميلي، تعامل هيات ايراني و اعلام پيشرفت در بخشي از برنامه اقدام، همگي مي‌توانند در ادامه مسير اهميت داشته باشند. اما اين اقدامات زماني به نتيجه اقتصادي ملموس نزديك مي‌شوند كه به رفع نواقص موردنظر FATF و تغيير رسمي ارزيابي اين نهاد منجر شوند.

در اين مسير، هماهنگي ميان نهادهاي قانون‌گذار، دستگاه‌هاي اجرايي، مركز اطلاعات مالي، نهادهاي نظارتي و ساير مراجع ذي‌صلاح ضروري است. همچنين لازم است تفاوت ميان دستاورد كارشناسي، تكميل الزامات حقوقي و تغيير وضعيت رسمي ايران در بيانيه‌هاي FATF به‌روشني توضيح داده شود تا پيشرفت‌هاي واقعي بزرگ‌نمايي نشوند و در عين حال، اهميت آنها نيز ناديده نماند.

ازسوي ديگر، لازم است آثار اقتصادي تصميم‌ها با شاخص‌هاي قابل سنجش بررسي شوند؛ ازجمله هزينه و زمان انتقال پول، دسترسي بانك‌ها به روابط كارگزاري، امكان تسويه قراردادهاي صادراتي و وارداتي و ميزان تمايل موسسات مالي خارجي به همكاري با طرف‌هاي ايراني. چنين ارزيابي‌اي مي‌تواند بحث FATF را از جدال صرفاً سياسي به بررسي دقيق‌تر منافع و هزينه‌هاي اقتصادي نزديك كند. پرونده ايران در اين نهاد از سال ۲۰۰۷ با هشدارهاي عمومي آغاز شد، در سال ۲۰۱۶ وارد مرحله تعهد به اجراي برنامه اقدام شد، پس از چند بار تمديد مهلت در سال ۲۰۲۰ به بازگشت كامل اقدامات مقابله‌اي انجاميد و در سال ۲۰۲۵ با تصويب مشروط دو كنوانسيون در مجمع تشخيص وارد مرحله تازه‌اي شد. اكنون، با وجود اعلام پيشرفت در بخشي از اقدامات فني، مسير خروج از فهرست سياه همچنان به اصلاحات حقوقي و اجرايي و رفع اختلاف‌هاي باقي‌مانده وابسته است.براي اقتصاد ايران، حل‌وفصل اين پرونده مي‌تواند فرصتي براي كاهش يكي از موانع تعامل مالي با جهان باشد؛ فرصتي كه جايگزين رفع تحريم‌ها نيست، اما مي‌تواند در كنار ساير اقدامات، هزينه‌هاي تجارت خارجي را كاهش دهد و فضاي قابل پيش‌بيني‌تري براي فعالان اقتصادي ايجاد كند. در نهايت، موفقيت اين مسير نه با تعداد جلسات و بيانيه‌ها، بلكه با تكميل تعهدات، تغيير وضعيت رسمي كشور و آثار قابل سنجش آن بر روابط بانكي و تجاري ايران مشخص خواهد شد.

بیمه ملت