زمان طلايي مداخله براي نجات دختران فراري و كودكان در معرض آسيب
فرار يك دختر از خانه يا قرار گرفتن يك كودك در موقعيتي كه امنيت و سلامت او را تهديد ميكند، صرفا يك اتفاق خانوادگي نيست؛ در بسياري از موارد، فاصله ميان يك بحران كوتاهمدت و گرفتار شدن فرد در چرخهاي از آسيب، به سرعت واكنش اطرافيان و نهادهاي حمايتي بستگي دارد.
فرار يك دختر از خانه يا قرار گرفتن يك كودك در موقعيتي كه امنيت و سلامت او را تهديد ميكند، صرفا يك اتفاق خانوادگي نيست؛ در بسياري از موارد، فاصله ميان يك بحران كوتاهمدت و گرفتار شدن فرد در چرخهاي از آسيب، به سرعت واكنش اطرافيان و نهادهاي حمايتي بستگي دارد. در چنين شرايطي، زمان به يكي از مهمترين عوامل مداخله تبديل ميشود؛ بهگونهاي كه سازمان بهزيستي براي برخي گروههاي در معرض آسيب، بازه زماني مشخصي را براي ورود و ارايه حمايت در نظر گرفته است. فاطمه سلطاني، سرپرست مركز اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي كشور، با تأكيد بر نقش اورژانس اجتماعي در حمايت از زنان، دختران و كودكان در معرض آسيب، ميگويد زمان طلايي مداخله براي دختري كه از خانه فرار ميكند، ۲۴ ساعت است و حتي بهتر است مداخله پيش از آنكه دختر يك شب را خارج از خانه سپري كند، انجام شود. به گفته او، در حوزه كودكان نيز شرايط متفاوت است و بر اساس شيوهنامه مداخلات در وضعيتهاي مخاطرهآميز، حداكثر زمان مداخله اوليه با توجه به وضعيت كودك، ۴۸ ساعت تعيين شده است.
اورژانس اجتماعي نخستين مسير دريافت حمايت
حمايت از زنان و دختران در معرض آسيب سالهاست يكي از حوزههاي فعاليت سازمان بهزيستي است. راهاندازي اورژانس اجتماعي نيز با هدف ايجاد مسيري براي مداخله تخصصي در شرايط بحراني انجام شد؛ مسيري كه امروز خط ۱۲۳ يكي از مهمترين درگاههاي دسترسي به آن محسوب ميشود. سلطاني در اين زمينه تأكيد ميكند افرادي كه با خشونت، بحران خانوادگي يا ديگر شرايط آسيبزا مواجه هستند، ميتوانند با خط ۱۲۳ تماس بگيرند يا به مراكز اورژانس اجتماعي مراجعه كنند. نكته قابل توجه اين است كه نبود مركز اورژانس اجتماعي در يك شهر، به معناي پايان مسير حمايت نيست و فرد ميتواند از طريق تماس با ۱۲۳ درخواست كمك كند تا هماهنگيهاي لازم براي ارائه خدمات انجام شود. اين مساله از آن جهت اهميت دارد كه در موقعيتهاي بحراني، ممكن است فرد آسيبديده امكان مراجعه حضوري يا دسترسي مستقيم به يك مركز حمايتي را نداشته باشد. در چنين شرايطي، خط تلفني ميتواند نخستين نقطه اتصال فرد با نظام حمايتي باشد.
هر زن خشونتديدهاي به خانه امن نياز ندارد
در سالهاي گذشته، خانههاي امن به عنوان يكي از مهمترين سازوكارهاي حمايت از زنان در معرض خشونت مطرح بودهاند؛ اما به گفته سرپرست مركز اورژانس اجتماعي، تجربه خشونت خانگي لزوما به معناي ضرورت اسكان فرد در خانه امن نيست. سلطاني توضيح ميدهد كه از زمان تأسيس اورژانس اجتماعي در سال ۱۳۷۸، همسرآزاري يكي از محورهاي مهم فعاليت اين مجموعه بوده است. در آن سالها، بسياري از شهروندان اورژانس اجتماعي را بيشتر با مداخلات مربوط به خشونت خانگي ميشناختند. با اين حال، شرايط افرادي كه امروز به اورژانس اجتماعي مراجعه ميكنند يكسان نيست. هر فردي كه خشونت خانگي را تجربه كرده باشد، الزاماً نيازمند ارجاع به خانه امن نيست و نوع حمايت بايد متناسب با شرايط و سطح خطر تعيين شود. اين تفكيك اهميت زيادي دارد؛ چراكه حمايت اجتماعي را نميتوان به اسكان محدود كرد. ممكن است يك فرد پس از دريافت مشاوره و مداخله تخصصي، بتواند به محيط زندگي خود بازگردد، در حالي كه فرد ديگري به دليل شدت خشونت يا نبود امنيت، نيازمند اسكان موقت باشد.
حمايت از زنان پناهجو متوقف نشده است
يكي از موضوعاتي كه درباره خدمات حمايتي بهزيستي مطرح شده، وضعيت اسكان موقت زنان در معرض آسيب است. سلطاني با اشاره به سابقه اين خدمات ميگويد سازمان بهزيستي از سال ۱۳۸۰ خدمات اسكان موقت زنان پناهجو را در دستور كار داشته است. به گفته او، اين خدمات در ابتدا از سوي دفتر زنان و خانواده ارايه ميشد، اما در ادامه مسووليت آن به حوزه آسيبهاي اجتماعي منتقل شد و سپس در چارچوب فعاليتهاي اورژانس اجتماعي ادامه پيدا كرد. بنابراين، از نگاه مسوول مركز اورژانس اجتماعي، حمايت از زناني كه در شرايط بحراني قرار دارند از ساختار خدمات بهزيستي حذف نشده است و اين حمايتها همچنان در چارچوب سازوكارهاي موجود دنبال ميشود.
هيچ زن يا كودك ارجاعشدهاي
نبايد بدون جايابي بماند
مساله مهم ديگر در اين ميان، سرنوشت فردي است كه پس از شناسايي يك وضعيت پرخطر، به بهزيستي ارجاع داده ميشود. سلطاني تأكيد ميكند هيچ زن يا كودك خشونتديدهاي كه به بهزيستي ارجاع شده باشد، بدون جايابي باقي نميماند. او همچنين به همكاري دستگاه قضايي و نيروي انتظامي با سازمان بهزيستي از زمان شكلگيري رويكردهاي جديد مداخلهاي در سال ۱۳۷۸ اشاره ميكند و ميگويد در قوانين مربوطه نيز سازوكار ارجاع افراد نيازمند خدمات به مراكز مرتبط پيشبيني شده است. با اين حال، در چنين فرآيندي سرعت شناسايي و ارجاع اهميت ويژهاي دارد. فردي كه در يك وضعيت پرخطر قرار گرفته، ممكن است در فاصله كوتاهي از دسترس خانواده، نهادهاي حمايتي يا حتي محيط امن خارج شود. به همين دليل، مداخله صرفاً به معناي ارايه خدمت نيست؛ زمان آغاز اين مداخله نيز بخشي از كيفيت حمايت محسوب ميشود.
۲۴ ساعت فرصت طلايي براي دختران فراري
فرار دختران از خانه يكي از موقعيتهايي است كه در آن زمان اهميت بيشتري پيدا ميكند. به گفته سلطاني، براي دختري كه از خانه فرار ميكند، مداخله در ۲۴ ساعت نخست اهميت ويژهاي دارد و حتي بهتر است اين اقدام پيش از آنكه يك شب را خارج از خانه سپري كند، انجام شود. اين بازه زماني نشان ميدهد كه واكنش خانواده و اطرافيان نبايد به گذشت چند روز موكول شود. در چنين شرايطي، هرچه زمان بيشتري سپري شود، امكان پيچيدهتر شدن وضعيت و دشوارتر شدن دسترسي به فرد افزايش پيدا ميكند. به همين دليل، آگاهي خانوادهها از وجود خط ۱۲۳ و خدمات اورژانس اجتماعي ميتواند در لحظات نخست بحران اهميت داشته باشد. تماس با اورژانس اجتماعي ميتواند مسير مداخله تخصصي را فعال كند و شرايط را از يك بحران خانوادگي به يك مساله قابل مديريت براي نظام حمايتي تبديل كند.
۴۸ ساعت براي مداخله در وضعيتهاي مخاطرهآميز كودكان
كودكان نيز در برابر شرايط آسيبزا نيازمند مداخله سريع هستند. قانون حمايت از اطفال و نوجوانان كه در سال ۱۳۹۹ تصويب شد، زمينه تدوين شيوهنامه مداخلات در وضعيتهاي مخاطرهآميز را فراهم كرد و تدوين اين شيوهنامه به سازمان بهزيستي سپرده شد. بر اساس توضيحات سرپرست مركز اورژانس اجتماعي، در اين شيوهنامه حداكثر زمان مداخله با توجه به شرايط مخاطرهآميز كودك، ۴۸ ساعت تعيين شده است. اين موارد نيز براي اجرا به استانها ابلاغ شدهاند. تعيين چنين بازهاي نشان ميدهد كه در مواجهه با كودك در معرض خطر، زمان نبايد به يك عامل ثانويه تبديل شود. كودك ممكن است توانايي دفاع از خود يا تصميمگيري مستقل درباره خروج از يك موقعيت آسيبزا را نداشته باشد و همين موضوع، مسووليت خانواده، جامعه و نهادهاي حمايتي را سنگينتر ميكند.