سفر عاصم منیر به تهران برای پیدا کردن راه حلی برای توافق و عدم شروع دور جدیدی از جنگ

ديپلماسي در بن بست؟

۱۴۰۵/۰۷/۲۹ - ۰۰:۱۰:۴۰
کد خبر: ۴۰۷۹۱۱

با افزايش نگراني‌ها از احتمال ازسرگيري درگيري‌ها ميان ايران و امريكا، تلاش‌هاي ديپلماتيك براي پايان‌دادن به بحران همچنان در وضعيت ركود قرار دارد.

با افزايش نگراني‌ها از احتمال ازسرگيري درگيري‌ها ميان ايران و امريكا، تلاش‌هاي ديپلماتيك براي پايان‌دادن به بحران همچنان در وضعيت ركود قرار دارد. سفر سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، به تهران و ورود عاصم منير، فرمانده ارتش پاكستان به ايران در روز سه‌شنبه، در شرايطي انجام شده كه پيشنهاد هفت‌روزه تهران هنوز به نتيجه نرسيده و پاسخ واشنگتن از نگاه مقام‌هاي ايراني ناكافي است. هم‌زمان، هشدارهاي نظامي ايران درباره پاسخ به هرگونه حمله تازه و نزديك‌شدن انتخابات اسراييل و انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا، چشم‌انداز آينده را پيچيده‌تر كرده است.

  آتش‌بس شكننده و ديپلماسي بدون چشم‌انداز روشن

روابط ايران و امريكا در وضعيتي قرار گرفته كه توقف نسبي درگيري‌ها نتوانسته به توافقي پايدار منجر شود و مذاكرات نيز هنوز مسير مشخصي براي خروج از بحران ترسيم نكرده است. پس از شكست تلاش‌هاي قبلي براي دستيابي به تفاهم، دو طرف همچنان بر شروط متفاوتي براي پايان جنگ تأكيد دارند و اختلاف‌ها بر سر محاصره دريايي، تحريم‌ها، امنيت تنگه هرمز و پرونده هسته‌اي پابرجاست.

ايران اعلام كرده است كه طرح پيشنهادي خود را از طريق ميانجي‌ها به واشنگتن منتقل كرده و پاسخ امريكا را نيز دريافت كرده است؛ اما به گفته اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه، اين پاسخ ناكافي و ناقص بوده است. تهران همچنان بر مطالبات خود تأكيد دارد و رفع محاصره دريايي و توقف جنگ در همه جبهه‌ها را از جمله شروط اصلي خود مي‌داند. در مقابل، واشنگتن خواهان آن است كه موضوع هسته‌اي ايران در مركز مذاكرات قرار گيرد و محدوديت‌هاي مورد نظر امريكا در اين زمينه بررسي شود. اختلاف بر سر همين نقطه آغاز، روند ديپلماسي را متوقف كرده است: ايران مي‌خواهد پيش از ورود به مذاكرات جامع، تغييراتي در وضعيت فشارهاي اقتصادي و امنيتي مشاهده كند؛ امريكا نيز در پي آن است كه گفت‌وگوها از ابتدا به موضوعاتي بپردازد كه براي خود اولويت مي‌داند.در نتيجه، اگرچه تبادل پيام‌ها از طريق ميانجي‌ها ادامه داشته، نشانه روشني از نزديك‌شدن دو طرف به توافق ديده نمي‌شود. گزارش‌هاي اخير نيز حاكي از آن است كه تلاش‌هاي ميانجي‌گرانه پاكستان و قطر هنوز نتوانسته‌اند اختلاف‌هاي اصلي را برطرف كنند. در چنين فضايي، ادامه وضعيت فعلي نه به معناي حركت قطعي به سمت صلح است و نه الزاماً به معناي تصميم قطعي براي ازسرگيري جنگ؛ بلكه نشان‌دهنده بن‌بستي است كه هر دو طرف در آن، همچنان فشار و مقاومت را بخشي از محاسبات خود مي‌دانند. 

  طرح هفت‌روزه ايران؛ پيشنهاد روي ميز،  توافق دور از دسترس

طرح هفت‌روزه ايران يكي از محورهاي اصلي تحولات ديپلماتيك روزهاي اخير است. بر اساس توضيحات مقام‌هاي ايراني، اين پيشنهاد شامل ترتيبي مرحله‌اي براي كاهش تنش است: در صورت پذيرش شروط تهران، مسير بازگشايي تنگه هرمز طي شش روز فراهم مي‌شود و مذاكرات در روز هفتم از سر گرفته خواهد شد.اين پيشنهاد بر مجموعه‌اي از مطالبات متمركز است كه از جمله آنها رفع محاصره دريايي بنادر ايران، پايان محدوديت‌هاي مرتبط با صادرات نفت و توقف درگيري‌هاست. تهران تأكيد مي‌كند كه اين خواسته‌ها را پيش‌تر نيز در تفاهم‌ها و مذاكرات قبلي مطرح كرده و آنها را شروطي مشروع براي پايان‌دادن به وضعيت جنگي مي‌داند. جزييات كامل و نهايي اين طرح به‌طور عمومي منتشر نشده است؛ بنابراين، فهرست شروطي كه در گزارش‌هاي رسانه‌اي آمده، لزوماً به معناي انتشار متن رسمي و كامل پيشنهاد نيست. واشنگتن به اين طرح پاسخ داده، اما دو طرف بر سر محتواي پاسخ و ترتيب اقدامات توافق ندارند. به گفته بقايي، پيام امريكا ناكافي بوده و تهران همچنان بر همان مطالبات تأكيد دارد. از سوي ديگر، گزارش‌ها نشان مي‌دهند كه امريكا مي‌خواهد مساله هسته‌اي را از ابتدا در مذاكرات بگنجاند؛ موضوعي كه ايران نمي‌خواهد پيش از رسيدگي به شروط اوليه خود، به محور اصلي گفت‌وگوها تبديل شود. بنابراين، طرح هفت‌روزه را نمي‌توان نشانه‌اي قطعي از نزديك‌بودن توافق دانست. اهميت آن بيشتر در اين است كه ايران تلاش كرده براي كاهش تنش، مسير و زمان‌بندي مشخصي پيشنهاد كند. اما براي تبديل اين پيشنهاد به توافق، دو طرف بايد درباره نخستين اقدامات اجرايي و تضمين‌هاي لازم به تفاهم برسند؛ مساله‌اي كه تاكنون حل نشده است.

در چنين شرايطي، مذاكرات ممكن است همچنان از طريق پيام‌هاي غيرمستقيم ادامه پيدا كند، بي‌آنكه به گفت‌وگوهاي رسمي و موثر منجر شود. اگر هر طرف اقدام اوليه را به پذيرش كامل شروط خود از سوي طرف مقابل مشروط كند، بن‌بست فعلي ادامه خواهد يافت. از سوي ديگر، توافق محدود بر سر كاهش تنش و ازسرگيري مذاكرات مي‌تواند مسير را براي رسيدگي به اختلاف‌هاي پيچيده‌تر باز كند؛ هرچند هنوز نشانه روشني وجود ندارد كه دو طرف آماده چنين انعطافي باشند.

  سفر لاوروف به تهران؛  رايزني در سايه افزايش خطر جنگ

سفر سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، به تهران در روز دوشنبه ۱۹ اكتبر، يكي از مهم‌ترين تحولات ديپلماتيك روزهاي اخير بود. اين نخستين سفر لاوروف به ايران از زمان آغاز جنگ در فوريه عنوان شده و در جريان آن، موضوع جنگ با امريكا، امنيت منطقه و راه‌هاي كاهش تنش مورد توجه قرار گرفت. لاوروف در ديدار با عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران، بر مواضع مسكو در حمايت از تهران تأكيد كرد و دو طرف درباره تحولات منطقه‌اي گفت‌وگو كردند. 

اين سفر از دو جهت اهميت دارد. نخست آنكه تهران در شرايطي با مسكو رايزني مي‌كند كه مسير مذاكرات با واشنگتن متوقف شده و نگراني‌ها درباره احتمال حمله دوباره افزايش يافته است. دوم آنكه روسيه، با توجه به روابط سياسي و راهبردي خود با ايران و ارتباطاتش با ديگر بازيگران منطقه‌اي، مي‌تواند در انتقال پيام‌ها و تلاش براي كاهش تنش نقش داشته باشد.با اين حال، نبايد سفر لاوروف را به‌خودي‌خود نشانه‌اي از دستيابي به توافق يا تضمين حمايت نظامي مستقيم روسيه در صورت آغاز جنگ دانست. روابط تهران و مسكو بر پايه منافع متقابل تعريف شده و هر دو كشور محاسبات مستقل خود را دارند. مقام‌هاي ايراني نيز در اظهارات عمومي تأكيد كرده‌اند كه همكاري با روسيه و چين بر اساس منافع متقابل است. بنابراين، اهميت اين سفر را بايد در چارچوب رايزني‌هاي سياسي و تلاش براي مديريت بحران ارزيابي كرد، نه به عنوان تضميني براي تغيير فوري معادلات جنگ.يكي از محورهاي مهم اختلاف در منطقه، امنيت تنگه هرمز و پيامدهاي ادامه محدوديت‌هاي كشتيراني است. عراقچي در نشست مشترك با لاوروف، مسووليت ناامني در اين آبراه را متوجه اقدامات امريكا دانست و بر ضرورت يافتن راه‌حلي ديپلماتيك و ايجاد سازوكار امنيتي با مشاركت كشورهاي منطقه تأكيد كرد. اين موضع نشان مي‌دهد كه تهران تلاش دارد مساله امنيت تنگه هرمز را از يك اختلاف دوجانبه با واشنگتن فراتر ببرد و آن را به موضوعي مرتبط با امنيت منطقه‌اي تبديل كند. در مقابل، كشورهاي منطقه و بازيگران بين‌المللي نيز درباره پيامدهاي اختلال در تردد دريايي و زنجيره تأمين انرژي نگراني دارند. از اين منظر، هرگونه تشديد تنش در تنگه هرمز مي‌تواند دامنه بحران را از عرصه نظامي فراتر ببرد و هزينه‌هاي اقتصادي آن را براي كشورهاي بيشتري افزايش دهد. همين مساله مي‌تواند انگيزه‌اي براي ميانجيگري ايجاد كند، اما تا زماني كه اختلاف‌هاي اصلي تهران و واشنگتن حل نشده باشد، تلاش‌هاي ديپلماتيك با محدوديت روبرو خواهد بود.

  عاصم منير در تهران؛  نقش پاكستان در ميانجيگري

ورود عاصم منير، فرمانده ارتش پاكستان، به تهران در روز سه‌شنبه ۲۰ اكتبر، تحول مهم ديگر در تحركات ديپلماتيك منطقه است. پاكستان طي ماه‌هاي گذشته در تلاش براي ميانجيگري ميان ايران و امريكا نقش داشته و تماس‌هاي خود را با دو طرف حفظ كرده است. سفر منير نيز در شرايطي انجام مي‌شود كه مذاكرات متوقف شده، پاسخ امريكا به طرح ايران مورد قبول تهران قرار نگرفته و خطر ازسرگيري درگيري‌ها افزايش يافته است. اهميت اين سفر در آن است كه اسلام‌آباد همچنان يكي از كانال‌هاي ارتباطي موجود براي انتقال پيام‌ها و كاهش فاصله ميان دو طرف محسوب مي‌شود. پاكستان هم با ايران روابط همسايگي و امنيتي دارد و هم در ماه‌هاي اخير در تلاش‌هاي ميانجي‌گرانه مرتبط با جنگ مشاركت كرده است. از همين رو، حضور فرمانده ارتش اين كشور در تهران مي‌تواند فرصتي براي بررسي وضعيت مذاكرات، شروط دو طرف و امكان جلوگيري از بازگشت درگيري‌ها باشد.با اين حال، تا پيش از اعلام نتايج رسمي ديدارها، نمي‌توان درباره محتواي دقيق پيام‌هاي منتقل‌شده يا ميزان پيشرفت احتمالي مذاكرات قضاوت قطعي كرد. صرف انجام سفر، به معناي ارايه پيشنهاد تازه يا حصول توافق نيست. نتيجه اين رايزني‌ها زماني مشخص‌تر خواهد شد كه موضع طرفين درباره شروط مذاكره و امكان اجراي اقدامات اوليه روشن شود.نقش پاكستان از اين جهت اهميت دارد كه بن‌بست فعلي صرفاً ناشي از قطع كامل ارتباطات نيست؛ بلكه دو طرف پيام‌هاي يكديگر را دريافت مي‌كنند، اما بر سر محتواي توافق و ترتيب اجراي تعهدات اختلاف دارند. ميانجيگري زماني مي‌تواند موثر باشد كه بتواند اين اختلاف را كاهش دهد و ترتيبي قابل اجرا براي اقدامات متقابل پيشنهاد كند. اگر اختلاف بر سر نقطه شروع مذاكرات پابرجا بماند، حتي تداوم رفت‌وآمدهاي ديپلماتيك نيز الزاماً به پيشرفت منجر نخواهد شد.در مجموع، سفر لاوروف و ورود عاصم منير را مي‌توان نشانه‌اي از ادامه تلاش‌هاي سياسي براي مديريت بحران دانست. اين تحركات نشان مي‌دهد كه مسيرهاي ديپلماتيك هنوز به‌طور كامل كنار گذاشته نشده‌اند؛ اما در شرايطي كه مذاكرات اصلي متوقف مانده و مواضع دو طرف فاصله زيادي دارد، هنوز نمي‌توان از شكل‌گيري يك روند موثر براي پايان جنگ سخن گفت.

  هشدار نظامي ايران؛ پاسخ به هر حمله تازه

هم‌زمان با تحركات ديپلماتيك، مقام‌هاي نظامي ايران نيز درباره احتمال ازسرگيري جنگ هشدار داده‌اند. سرلشكر علي عبداللهي، رييس ستادكل نيروهاي مسلح و فرمانده قرارگاه مركزي خاتم‌الانبيا، در پيامي اعلام كرد كه ايران منتظر نتايج انتخابات كنگره امريكا نيست و هرگونه اقدام نظامي تازه عليه كشور، چه مستقيماً از سوي واشنگتن و چه با تحريك اسراييل، با پاسخ فوري و شديد نيروهاي مسلح ايران مواجه خواهد شد.عبداللهي همچنين به كشورهاي منطقه ميزبان نيروهاي امريكايي هشدار داد كه در صورت آغاز جنگ جديد، پيامدهاي آن محدود به ايران و امريكا نخواهد ماند. او حضور نظامي امريكا در منطقه را عامل ناامني دانست و گفت در صورت شروع درگيري تازه، آتش جنگ مي‌تواند دامنه گسترده‌تري پيدا كند. اين اظهارات بازتاب‌دهنده موضع رسمي نظامي ايران در برابر احتمال حمله مجدد است. در سطح ديپلماتيك نيز اسماعيل بقايي تأكيد كرده است كه ايران در عين پيگيري ديپلماسي براي تأمين منافع كشور، در دفاع از خود مصمم است. او با اشاره به تجربه درگيري‌هاي گذشته، آمادگي ايران براي مقابله با تهديدها را بخشي از محاسبات فعلي كشور دانسته است.از سوي ديگر، گزارش‌هاي رسانه‌اي حاكي از آن است كه نگراني از حملات تازه امريكا و اسراييل همچنان وجود دارد. هم‌زمان، تنش‌ها در تنگه هرمز و اختلال در رفت‌وآمد كشتي‌ها بر نگراني‌ها افزوده است. اين وضعيت باعث شده است كه خطر بازگشت درگيري‌ها در تحليل‌هاي ديپلماتيك و امنيتي برجسته باقي بماند. با اين حال، هشدارهاي نظامي و افزايش آمادگي دفاعي را نبايد به معناي قطعي‌بودن تصميم براي آغاز جنگ دانست. اين مواضع نشان‌دهنده آمادگي اعلام‌شده ايران براي پاسخ به حمله احتمالي است؛ در حالي كه تصميم نهايي درباره اقدام نظامي از سوي هر طرف به مجموعه‌اي از محاسبات امنيتي و سياسي وابسته خواهد بود. آنچه خطر را افزايش مي‌دهد، تركيب نبود توافق ديپلماتيك، بي‌اعتمادي متقابل، تهديدهاي علني و احتمال محاسبه اشتباه است.در چنين فضايي، حتي يك حادثه محدود نيز مي‌تواند به سرعت به بحراني گسترده‌تر تبديل شود؛ به‌ويژه اگر دو طرف تصور كنند كه طرف مقابل در حال تغيير قواعد درگيري يا آماده‌سازي براي حمله است. از اين رو، حفظ كانال‌هاي ارتباطي و جلوگيري از سوءبرداشت‌هاي نظامي، حتي در شرايط توقف مذاكرات رسمي، اهميت زيادي دارد.

  انتخابات اسراييل و امريكا؛ آيا پس از رأي‌گيري تحولات تازه‌اي رخ مي‌دهد؟

دو رويداد سياسي نزديك مي‌توانند بر محاسبات بازيگران در هفته‌هاي آينده اثر بگذارند: انتخابات پارلماني اسراييل در ۲۷ اكتبر و انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره امريكا در ۳ نوامبر. هر دو انتخابات در شرايطي برگزار مي‌شوند كه جنگ با ايران و پيامدهاي امنيتي و اقتصادي آن به موضوعي مهم در فضاي سياسي اين كشورها تبديل شده است. در اسراييل، انتخابات پيش رو براي دولت بنيامين نتانياهو اهميت سياسي ويژه‌اي دارد. جنگ با ايران، ارزيابي عملكرد امنيتي دولت و هزينه‌هاي منطقه‌اي درگيري، از جمله موضوعاتي هستند كه در فضاي سياسي اين كشور مطرح شده‌اند. نتانياهو در ۱۴ اكتبر اعلام كرد كه به دنبال حمله پيش‌دستانه به ايران پيش از انتخابات نيست؛ با اين حال، اين موضع به معناي كنارگذاشتن احتمال اقدام نظامي پس از انتخابات نيست و درباره تصميم‌هاي احتمالي آينده نيز تضميني ارايه نمي‌كند. در امريكا نيز انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره مي‌تواند بر محاسبات دولت ترامپ تأثير بگذارد. ادامه جنگ، افزايش قيمت انرژي و هزينه‌هاي اقتصادي بحران ممكن است به موضوعاتي در بحث‌هاي داخلي امريكا تبديل شوند. در عين حال، ترامپ با اين مساله روبروست كه چگونه مي‌تواند نتيجه جنگ را به عنوان دستاوردي سياسي معرفي كند، در حالي كه مذاكرات به توافق نرسيده و خطر بازگشت درگيري‌ها پابرجاست.نزديكي انتخابات مي‌تواند انگيزه‌اي براي مهار بحران ايجاد كند، اما نتيجه معكوس نيز ممكن است. دولت‌ها گاهي براي جلوگيري از برداشت عقب‌نشيني در آستانه انتخابات، مواضع سخت‌گيرانه‌تري اتخاذ مي‌كنند. بنابراين، نمي‌توان با قطعيت گفت كه پس از رأي‌گيري در اسراييل يا امريكا، حمله‌اي تازه آغاز خواهد شد يا مسير توافق هموارتر مي‌شود.با اين حال، انتخابات مي‌توانند يك نقطه عطف در محاسبات سياسي باشند. پس از مشخص‌شدن نتايج، دولت‌ها ممكن است فضاي بيشتري براي بازنگري در مواضع خود داشته باشند يا برعكس، بر اساس برداشت تازه‌اي از هزينه‌ها و منافع سياسي، مسير سخت‌گيرانه‌تري را دنبال كنند. از اين رو، هفته‌هاي پس از انتخابات نيز براي ارزيابي جهت‌گيري آينده بحران اهميت خواهند داشت.

  آينده رابطه تهران و واشنگتن؛  ميان بن‌بست و احتمال تشديد درگيري

در شرايط كنوني، چشم‌انداز روشني براي ازسرگيري مذاكرات موثر ديده نمي‌شود. ايران بر اجراي شروط خود، از جمله رفع محاصره و توقف درگيري‌ها، تأكيد دارد و پاسخ امريكا را ناكافي مي‌داند. واشنگتن نيز همچنان خواهان رسيدگي به پرونده هسته‌اي در چارچوب مذاكرات است. سفرهاي ديپلماتيك اخير به تهران نشان مي‌دهد كه تلاش براي مديريت بحران ادامه دارد، اما هنوز نشانه‌اي از توافق بر سر نقطه شروع مذاكرات وجود ندارد.در سوي ديگر، هشدارهاي نظامي ايران نشان مي‌دهد كه تهران احتمال حمله تازه را جدي مي‌گيرد و اعلام كرده است كه در صورت وقوع آن پاسخ خواهد داد. اين موضع، همراه با تداوم تنش در تنگه هرمز و اختلاف‌هاي حل‌نشده، خطر محاسبه اشتباه را افزايش مي‌دهد. با اين حال، هيچ‌يك از اين عوامل به‌تنهايي به معناي قطعي‌بودن بازگشت جنگ نيست؛ همانطور كه ادامه تبادل پيام‌ها نيز تضميني براي موفقيت ديپلماسي محسوب نمي‌شود.نزديكي انتخابات اسراييل و امريكا بر اهميت هفته‌هاي آينده مي‌افزايد. ممكن است پس از انتخابات، برخي محدوديت‌هاي سياسي تغيير كند و زمينه براي تصميم‌هاي تازه فراهم شود؛ اما جهت اين تصميم‌ها هنوز روشن نيست. از اين رو، پيش‌بيني قطعي درباره وقوع جنگ يا توافق، در شرايط فعلي زودهنگام خواهد بود.آنچه اكنون مي‌توان گفت اين است كه رابطه ايران و امريكا در مرحله‌اي شكننده قرار دارد: مذاكرات متوقف شده، مسير توافق روشن نيست و خطر ازسرگيري درگيري‌ها افزايش يافته است. در عين حال، حضور روسيه و پاكستان در تحركات ديپلماتيك نشان مي‌دهد كه تلاش براي يافتن راهي جهت مهار بحران همچنان ادامه دارد.سرنوشت اين مرحله بيش از هر چيز به اين بستگي دارد كه آيا تهران و واشنگتن مي‌توانند از بن‌بست بر سر شروط اوليه عبور كنند و درباره اقداماتي مشخص براي كاهش تنش به تفاهم برسند يا خير. اگر چنين تفاهمي شكل نگيرد، خطر ادامه وضعيت بي‌ثبات و بازگشت درگيري‌ها همچنان باقي خواهد ماند. اگر هم كانال‌هاي ميانجيگري بتوانند زمينه توافقي محدود و قابل اجرا را فراهم كنند، ممكن است فرصتي براي ازسرگيري مذاكرات ايجاد شود؛ هرچند رسيدن به توافق نهايي همچنان مسيري دشوار خواهد بود.

بیمه ملت