بورس در برابر ريسك جنگ

۱۴۰۵/۰۷/۲۴ - ۲۳:۱۹:۳۶
کد خبر: ۴۰۷۲۸۶

بازار سرمايه در مواجهه با تحولات نظامي و شرايط جنگي، نسبت به تجربه‌هاي گذشته در موقعيت متفاوتي قرار گرفته است؛ تجربه‌اي كه مي‌تواند رفتار سرمايه‌گذاران، نحوه مديريت معاملات و ميزان واكنش هيجاني بازار به اخبار سياسي و نظامي را تحت‌ تاثير قرار دهد.

بهمن فلاح

بازار سرمايه در مواجهه با تحولات نظامي و شرايط جنگي، نسبت به تجربه‌هاي گذشته در موقعيت متفاوتي قرار گرفته است؛ تجربه‌اي كه مي‌تواند رفتار سرمايه‌گذاران، نحوه مديريت معاملات و ميزان واكنش هيجاني بازار به اخبار سياسي و نظامي را تحت‌ تاثير قرار دهد. به نظر مي‌رسد فعالان بازار سرمايه با تكيه ‌بر تجربه دو دوره گذشته، شناخت بيشتري از نحوه مواجهه با شرايط بحراني پيدا كرده‌اند و همين موضوع مي‌تواند از شدت واكنش‌هاي هيجاني در صورت تشديد دوباره تنش‌ها بكاهد. در چنين شرايطي، بررسي رفتار بورس صرفا از زاويه احتمال وقوع جنگ يا توقف معاملات، تصوير كاملي از وضعيت بازار ارايه نمي‌دهد. بازار سرمايه از يك سو با ريسك‌هاي ناشي از تحولات نظامي و اقتصادي روبه‌رو است و از سوي ديگر، مجموعه‌اي از ابزارهاي مالي و فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در اختيار دارد كه مي‌تواند امكان مديريت ريسك را براي سرمايه‌گذاران فراهم كند. از اين منظر، هم نحوه واكنش سهامداران و هم تصميمات مديريت بازار در تعيين مسير آتي بورس اهميت دارد. يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي شرايط كنوني با دوره‌هاي قبلي، تجربه‌اي است كه سهامداران، مديران بازار و ساير فعالان اقتصادي از مواجهه با بحران‌هاي نظامي به دست آورده‌اند. در دو تجربه گذشته، بازار سرمايه نشان داد كه با اتخاذ تصميمات مديريتي متناسب با شرايط، مي‌توان از گسترش رفتارهاي هيجاني و تشديد زيان سهامداران جلوگيري كرد. در شرايطي كه شدت درگيري‌ها افزايش پيدا كند، يكي از سناريوهاي پيش روي بازار، توقف موقت معاملات سهام تا زمان بازگشت شرايط به وضعيت باثبات‌تر است. چنين تصميمي مي‌تواند از شكل‌گيري موج‌هاي هيجاني عرضه و فروش‌هاي شتاب‌زده جلوگيري كند؛ رفتارهايي كه در شرايط بحراني ممكن است بدون توجه به ارزش بنيادي شركت‌ها و چشم‌انداز بلندمدت آنها شكل بگيرند و سهامداران را در معرض زيان قرار دهند. توقف معاملات در اين وضعيت، به معناي از بين ‌رفتن ريسك‌هاي اقتصادي نيست، اما مي‌تواند فرصتي براي مديريت شرايط و جلوگيري از تصميم‌گيري‌هاي شتاب‌زده ايجاد كند. تجربه گذشته نيز نشان داده است كه پس از عبور از مقاطع بحراني، بازار توانسته دوباره به روند عادي معاملات بازگردد و حتي دوره‌هايي از رونق و رشد را تجربه كند. در كنار ريسك‌هاي ناشي از جنگ، بايد به فرصت‌هايي نيز توجه كرد كه ممكن است در ميان صنايع مختلف بازار سرمايه شكل بگيرند. بخش قابل توجهي از صنايع كشور بر پايه توليد داخلي و فروش محصولات در بازار ايران فعاليت مي‌كنند. اين گروه از صنايع، بسته به ماهيت محصولات، شرايط عرضه و تقاضا و وضعيت فعاليت اقتصادي، ممكن است در دوره‌هاي بحراني با تقاضاي قابل توجهي مواجه شوند. به همين دليل، نمي‌توان تمام صنايع بورسي را در شرايط جنگي با يك معيار واحد ارزيابي كرد. آثار بحران بر شركت‌ها يكسان نيست و برخي صنايع ممكن است با محدوديت‌هاي توليد، آسيب به زيرساخت‌ها يا مشكلات تامين مواد اوليه مواجه شوند، در حالي كه گروهي ديگر بتواند از تغيير الگوي تقاضا يا نيازهاي داخلي منتفع شود. اين تفاوت‌ها موجب مي‌شود كه در دل شرايط بحراني نيز فرصت‌هايي براي سرمايه‌گذاري وجود داشته باشد. سرمايه‌گذاران حرفه‌اي معمولا تلاش مي‌كنند با بررسي وضعيت شركت‌ها و شناسايي صنايع داراي ظرفيت رشد، تصميمات خود را بر اساس شرايط واقعي كسب‌وكارها اتخاذ كنند. در چنين فضايي، توجه به عملكرد عملياتي شركت‌ها و توانايي آنها براي ادامه توليد اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. از سوي ديگر، سهامداران حقيقي نيز مي‌توانند با توجه ‌به ميزان ريسك‌پذيري خود، بخشي از پرتفوي را به صنايع ريالي يا ابزارهاي مالي كم‌ريسك‌تر اختصاص دهند. البته انتخاب هر گروه از دارايي‌ها بايد با در نظر گرفتن شرايط بازار، افق سرمايه‌گذاري و ميزان تحمل ريسك انجام شود. در كنار رفتار سهامداران، تصميمات سازمان بورس و ساير اركان مديريت بازار نيز نقش مهمي در كنترل شرايط بحراني دارد. تجربه دوره‌هاي گذشته نشان داده است كه مديريت معاملات، تعيين سازوكارهاي مناسب براي فعاليت ابزارهاي مالي و اتخاذ تصميمات متناسب با سطح ريسك مي‌تواند در كاهش فشار رواني بر سرمايه‌گذاران موثر باشد. در صورت تشديد درگيري‌ها، ممكن است توقف موقت معاملات سهام به عنوان اقدامي احتياطي در دستور كار قرار گيرد. با اين‌ حال، تصميم‌گيري درباره توقف يا ادامه معاملات بايد با توجه‌به شرايط واقعي بازار، ميزان اختلال در فعاليت شركت‌ها و ضرورت حفظ نظم معاملاتي انجام شود. نكته مهم اين است كه توقف معاملات لزوما به معناي تغيير دايمي مسير بازار نيست. تجربه گذشته نشان داده است كه بورس پس از عبور از دوره‌هاي بحراني، ظرفيت بازگشت به روند عادي را دارد. از اين‌رو، نبايد صرف وقوع يك تحول سياسي يا نظامي را به ‌تنهايي معادل آغاز يك دوره طولاني ركود در بازار سهام دانست. از سوي ديگر، اعتماد سرمايه‌گذاران به توانايي نهادهاي ناظر براي مديريت شرايط نيز اهميت دارد. هنگامي كه سهامداران بدانند در وضعيت‌هاي بحراني، سازوكارهايي براي كنترل معاملات و مديريت ريسك وجود دارد، احتمال دارد تصميمات خود را با شتاب كمتري اتخاذ كنند. البته حفظ اين اعتماد به شفافيت تصميمات، اطلاع‌رساني به‌ موقع و عملكرد مناسب نهادهاي مسوول وابسته است. يكي از موضوعات قابل‌ توجه در تحليل وضعيت كنوني بورس، احتمال لحاظ ‌شدن بخشي از ريسك‌هاي سياسي و نظامي در تصميمات سرمايه‌گذاران است. در شرايطي كه بازار براي مدتي با اخبار و نگراني‌هاي مرتبط با جنگ، نااطميناني اقتصادي و تنش‌هاي سياسي مواجه بوده، بخشي از فعالان بازار ممكن است اين ريسك‌ها را در ارزيابي خود از آينده شركت‌ها و قيمت سهام لحاظ كرده باشند. برخي نشانه‌هاي رفتاري بازار، از جمله تداوم مشاركت سرمايه‌گذاران در عرضه‌هاي اوليه، تغييرات ارزش معاملات و نحوه حركت بازار در مقاطع مختلف مي‌تواند براي بررسي ميزان اعتماد فعالان اقتصادي مورد توجه قرار گيرد. با اين‌ حال، هيچ‌ يك از اين عوامل به تنهايي اثبات نمي‌كند كه تمام ريسك‌هاي احتمالي در قيمت‌ها منعكس شده‌اند يا وقوع مجدد جنگ تاثير معناداري بر بازار نخواهد داشت. در واقع، بازار سرمايه همواره بر اساس مجموعه‌اي از انتظارات حركت مي‌كند و تغيير در شرايط مي‌تواند اين انتظارات را دگرگون كند. اگر تحولات نظامي مطابق نگراني‌هاي قبلي پيش برود، ممكن است واكنش بازار محدودتر باشد؛ اما اگر شدت يا دامنه بحران از برآوردهاي موجود فراتر رود، احتمال تغيير رفتار سرمايه‌گذاران همچنان وجود دارد. با اين‌ حال، تجربه‌هاي گذشته مي‌تواند به كاهش غافلگيري فعالان بازار كمك كند. سهامداران اكنون بيش از گذشته با سازوكارهاي احتمالي مديريت معاملات و آثار كوتاه‌مدت بحران بر بازار آشنا هستند. همين آشنايي مي‌تواند زمينه‌ساز واكنش‌هاي سنجيده‌تر در مقايسه با دوره‌هاي قبلي باشد. يكي ديگر از نكاتي كه مي‌تواند بر نگاه سرمايه‌گذاران به شرايط جنگي تاثير بگذارد، تجربه بازگشت صنايع آسيب‌ديده به چرخه توليد است. در دوره‌هاي گذشته، برخي صنايع با آسيب‌هايي مواجه شدند كه نگراني‌هايي درباره آينده فعاليت آنها و وضعيت سهامدارانشان ايجاد كرد. با اين ‌حال، بخشي از اين واحدها توانستند آسيب‌هاي وارد شده را جبران كنند و دوباره به مدار توليد بازگردند. نمونه‌هايي مانند مبين و فجر، در كنار ساير صنايع آسيب‌ديده در آن مقطع، در بحث توانايي بازسازي و ازسرگيري فعاليت واحدهاي صنعتي مورد توجه قرار گرفته‌اند. اين تجربه نشان مي‌دهد كه ارزيابي آينده شركت‌ها صرفا بر اساس خسارت اوليه يا توقف موقت فعاليت آنها نمي‌تواند تصوير كاملي از چشم‌انداز بلندمدت ارايه دهد. البته بازگشت به توليد به عوامل متعددي از جمله ميزان خسارت، دسترسي به منابع مالي و تجهيزات، شرايط تامين مواد اوليه و سرعت بازسازي بستگي دارد؛ بنابراين نمي‌توان تجربه يك صنعت را به تمام شركت‌ها تعميم داد. با اين ‌وجود، توانايي بازسازي و بازگشت به فعاليت مي‌تواند يكي از عوامل تقويت‌كننده اعتماد به ظرفيت‌هاي اقتصادي كشور باشد. از منظر بازار سرمايه نيز اين موضوع اهميت دارد، زيرا قيمت سهام در بلندمدت تنها تحت ‌تاثير اخبار مقطعي قرار نمي‌گيرد و توانايي شركت براي حفظ يا بازيابي سودآوري، جايگاه مهمي در ارزيابي سرمايه‌گذاران دارد. تحليل آينده بازار سرمايه نبايد تنها بر سناريوي تشديد جنگ متمركز باشد. پايان درگيري‌ها، حركت به سمت صلح، كاهش تنش‌هاي سياسي و احتمال رفع تحريم‌ها نيز از جمله تحولاتي هستند كه مي‌توانند بر چشم‌انداز اقتصاد و بورس اثر بگذارند. در صورت حركت شرايط به سمت ثبات بيشتر، كاهش نااطميناني‌ها مي‌تواند فضاي تصميم‌گيري را براي شركت‌ها و سرمايه‌گذاران بهبود دهد. همچنين در صورت تحقق رفع تحريم‌ها، بسته به دامنه و نحوه اجراي آن، ممكن است فرصت‌هاي تازه‌اي در حوزه تجارت، تامين تجهيزات، سرمايه‌گذاري و فعاليت شركت‌ها ايجاد شود. اين تحولات مي‌توانند در ميان‌مدت و بلندمدت بر انتظارات فعالان بازار اثر بگذارند. از اين منظر، تمركز صرف بر تهديدهاي جنگي، بخشي از واقعيت پيش روي بازار را ناديده مي‌گيرد. همان‌طور كه تشديد تنش‌ها مي‌تواند ريسك‌هاي تازه‌اي ايجاد كند، حركت به سمت صلح و ثبات نيز ممكن است زمينه‌ساز شكل‌گيري فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري جديد باشد.

بیمه ملت