بحران گاز سوغات گذشته
بحث كمبود گاز در فصل زمستان و افت ظرفيتهاي توليد كشور، امسال نيز به يكي از جديترين چالشهاي محافل اقتصادي و كارشناسي تبديل شده است. مسوولان مختلف بارها از بحران ناترازي انرژي سخن گفته و هشدار دادهاند كه در ماههاي سرد سال با كمبود شديد گاز مواجه خواهيم شد؛ موضوعي كه مستقيماً بر توليد صنايع، معيشت شهروندان و پايداري شبكه سراسري نيروگاهها و واحدهاي مسكوني سايه مياندازد.
روزانه ۵۰ ميليون مترمكعب گاز را ميسوزانيم و از ناترازي حرف ميزنيم!
بحث كمبود گاز در فصل زمستان و افت ظرفيتهاي توليد كشور، امسال نيز به يكي از جديترين چالشهاي محافل اقتصادي و كارشناسي تبديل شده است. مسوولان مختلف بارها از بحران ناترازي انرژي سخن گفته و هشدار دادهاند كه در ماههاي سرد سال با كمبود شديد گاز مواجه خواهيم شد؛ موضوعي كه مستقيماً بر توليد صنايع، معيشت شهروندان و پايداري شبكه سراسري نيروگاهها و واحدهاي مسكوني سايه مياندازد. در همين زمينه، «تعادل» به سراغ «علي شمساردكاني»، پژوهشگر اقتصادي و رييس پيشين كميسيون انرژي اتاق بازرگاني رفته است تا ابعاد پنهان و ريشههاي ساختاري اين بحران را واكاوي كند. او در اين گفتوگوي صريح، نگاهي متفاوت به ريشههاي اين وضعيت دارد و بر اين باور است كه مشكل اصلي كشور نه كمبود ذخاير يا كاهش توان توليد، بلكه استمرار خطاهاي راهبردي، كارشكنيهاي ساختاري در بدنه ديوانسالاري دولتهاي قبل به خصوص دولتهاي نهم و دهم و هدررفت فاجعهبار ثروت ملي در مشعلهاي نفتي (فلرينگ) است. شمساردكاني با اشاره به حجم كلان هدررفت روزانه گاز در كشور كه به دليل عدم اجراي فروش گاز به امارات است اين روند را فراتر از يك ناكارآمدي مديريتي دانسته و آن را نتيجه توهمي كهنه در نظام تصميمگيري ميداند. او همچنين به كارشكنيهاي تاريخي در مسير قراردادهاي بزرگ صادراتي گاز ايران به تركيه و امارات اشاره كرده و معتقد است كه مانعتراشيهاي سياسي و منافع پنهان، كشور را از فرصتهاي بينظير ژئوپليتيك و اقتصادي محروم كرده است. در ادامه، متن كامل اين گفتوگو پيشروي شماست تا ابعاد دقيق اين تحليل كارشناسي درباره چرايي ناترازي انرژي و راه حل شدن آن روشنتر شود.
اين روزها بحثهاي زيادي از سوي مسوولان و كارشناسان درباره كمبود گاز در زمستان مطرح ميشود؛ در واقع گفته ميشود كه ظرفيتهاي توليد گاز كشور كاهش پيدا كرده و ما در فصل زمستان مشكل خواهيم داشت. ارزيابي شما از اين وضعيت چيست؟
مشكل و ناترازي بزرگ هدرسوزي گاز كه حتي از زمان قبل از ملي شدن نفت آغاز شده، آسيبهاي زيادي به ايران وارد كرده است. من فكر ميكنم اين يك توطئه از سوي مجموعه بروكراسي كشور است. ما همين الان روزي ۵۰ ميليون متر مكعب گاز را هدر ميدهيم؛ در حالي كه گاز، بهترين و پاكترين نوع انرژي قابل مصرف به ويژه براي مصارف صنعتي و خانگي است، اما اين خيانت بزرگ همچنان ادامه دارد. من چندين سال در مقام رييس كميسيون انرژي در اتاق بازرگاني اين كار را پيگيري كردم و متوجه شدم كه يك توطئه توسط كارمندان قديمي شركت نفت براي ادامه اين كار وجود دارد. آنها حاضر نيستند فداكاري كنند يا بودجهاي براي حل اين موضوع بگذارند. نتيجهاش اين است كه ما در حالي سالي معادل ۲۵۰ ميليارد دلار گاز را در مشعلها فلر ميكنيم كه روزي حدود ۵۰ ميليون متر مكعب است، آقايان ميآيند و ميگويند كه ما «ناترازي گاز» داريم!
با چه استدلالي فكر ميكنيد اين عدم توجه به ظرفيتها وجود دارد؟چرا اين بحران شكل گرفته است؟
من ميگويم شما «ناترازي عقل و خرد و خدمت» داريد. چطور اين خيانت بزرگ را ادامه ميدهيد و سالي معادل ارزشي كه اندازه نصف مصرف گاز كل اروپا است را دود ميكنيد و به هوا ميفرستيد؟ اين در حالي است كه اروپا هميشه آماده و حاضر بود اين گاز را از ايران بخرد؛ به خصوص وقتي كه من در خدمت مرحوم آيتالله هاشميرفسنجاني به تركيه رفتيم و يك قرارداد گاز بسيار خوبي را بستيم. آن قرارداد به قدري دقيق بود كه حتي چشم كارمندان نفت كه همراه ما بودند وا شد و فهميدند چه قرارداد خوبي با قيمت مناسب بستيم. لابد شنيديد كه ميگفتند اين بهترين توافق است. بهطور ضمني، مرحوم اربكان و مرحوم هاشمي توافق كردند كه ايران هر مقداري گاز بتواند از مسير تركيه رد كند، حقالعبورش را از قيمت گازش كم كنند؛ بنابراين تركيه يك مشوق بسيار قوي داشت براي اينكه وسيله انتقال گاز ايران به اروپا شود.
من فكر ميكنم همه اين كارهايي كه در سالهاي بعد انجام شد مانع اين كار شد؛ از جمله حتي حاشيهسازيها و ماجراهايي که اتفاق افتاد. در سالهاي اخير هم آسیبزنندگان به صادرات گاز ايران، مانع از صادرات گاز به امارات شدند. دليلشان هم اين بود كه ميگفتند فلاني در وزارت نفت رشوه گرفته است! خب، اگر كسي رشوه گرفته، محاكمهاش كنيد و پول را پس بگيريد؛ چرا قرارداد ملي را به هم ميزنيد؟
با توجه به اين حجم از هدررفت و چالشهايي كه اشاره كرديد، راهكار برونرفت از اين وضعيت و جلوگيري از سوزاندن گاز در مشعلها چيست؟ آيا وزارت نفت برنامهاي براي اصلاح اين روند داشته است؟
اين ادعا كه ظرفيت نداريم، درست نيست؛ ما آمديم به وزارت نفت دولت قبل پيشنهاد مشخص داديم و گفتيم: آقا، اجازه بدهيد پاي هر مشعل گازي يك موتور برق بگذاريم؛ اين گاز را در محل به برق تبديل كنيد. شما بياييد به سرمايهگذاران اعلام كنيد مثلاً هر كيلووات برقي كه تحويل ميدهند، فلان مقدار معادل سنت به آنها پول حقالعمل ميدهيد. خب، اگر اين كار را ميكردند، همه سرمايهگذاران ميآمدند و استقبال ميكردند.
اما آقايان آمدند براي گازي كه دارند فلر ميكنند، مزايده گذاشتند و شرايطي گذاشتند كه عملاً كسي نتواند ورود كند. براي رفع بحران، دولت بايد از گاز توليد شده در كشور و چاهها در راستاي توليد برق استفاده كند. دولت ميتواند ژنراتورهاي ويژهاي نصب كرده و از آنها برق توليد كند. ضمن اينكه جرياناتي كه باعث شدند قرارداد كرسنت اجرايي نشود در پيشگاه قانون بايد پاسخگو باشند.