دو قدرت هستهاي در تحميل اراده خود به ايران ناكام ماندند
وزير امور خارجه پيشين ايران اظهار كرد: دو سال اخير، براي كشور و همه ما سالهاي تلخي بودند. شاهد دو تجاوز، شهادت رهبر عزيزمان و عزيزان بسياري بوديم. از طرفي شاهد مقاومت مردم، ناكامي دو قدرت هستهاي در تحميل اراده خود بر ايران و مسائل ديگر بوديم.
وزير امور خارجه پيشين ايران اظهار كرد: دو سال اخير، براي كشور و همه ما سالهاي تلخي بودند. شاهد دو تجاوز، شهادت رهبر عزيزمان و عزيزان بسياري بوديم. از طرفي شاهد مقاومت مردم، ناكامي دو قدرت هستهاي در تحميل اراده خود بر ايران و مسائل ديگر بوديم.
محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه پيشين ايران، ظهر شنبه در نشست رونمايي از سه كتاب خود كه به همت دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد، با بيان اينكه دو سال اخير، براي كشور و همه ما سالهاي تلخي بودند و در آن شاهد دو تجاوز، شهادت رهبر عزيزمان و عزيزان بسياري بوديم گفت: از طرفي شاهد مقاومت مردم، ناكامي دو قدرت هستهاي در تحميل اراده خود بر ايران و مسائل ديگر بوديم. او با اشاره به كنار گذاشته شدن خود از دولت گفت: پس از اينكه عذر بنده را از دولت در سال ۱۴۰۳ خواستند، فرصتي شد كه بتوانم آخر عمري بيشتر بنويسم.
ظريف ادامه داد: دو كتاب نيز به زودي منتشر خواهد شد كه يكي از آن كتب، درباره برجام، گفتوگوهاي من، دكتر عراقچي، دكتر تختروانچي و تحولات برجام است كه اميدوارم در آينده نزديك آينده بازار شود.
او با اشاره به تحريم شدن خود توسط امريكا گفت: به دليل حمايت از رهبر شهيد و نيروي قدس توسط امريكا تحريم شدهام و دلايل تحريم من، ذكر شده كه من «زبان» ايران در خارج از كشور هستم و به دليل اين تحريمها كسي حاضر به انتشار مطالب من نيست و هيچكدام به نسخه چاپي ختم نميشود.
وزير خارجه پيشين ايران ادامه داد: دوشنبه هفته گذشته با صحنه سورئالي روبرو شدم، يك جماعتي از FDD (بنياد دفاع از دموكراسيها) و سلطنتطلبان به سركردگي آقاي سعيد قاسمي نژاد كارزاري راه انداختند عليه آمازون كه چرا كتاب «يك مزدور سپاه پاسداران» را منتشر ميكنيد؟ همان دوشنبه در تهران، جماعتي جلوي دفتر من در «پاياب» مزاحم اهالي يك ساختمان بزرگ شده بودند كه چرا اين «مزدور امريكا» در اينجا كار ميكند و محاكمه نميشود؛ امروز هم ديديم كه مقالهاي عليه من منتشر شد كه در آن بخشي از سخنراني كه تماما در حمايت از رهبري و نيروهاي مسلح بوده تقطيع شده منتشر كردند. خلاصه، كسي در غرب حاضر به چاپ كتب من نيست و اين كتاب را دارالهاشم در بيروت متشر كرده است؛ وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم كه در طريقت ما كافري است رنجيدن اما به قول سهراب سپهري؛ حال ما خوب است اما باور نكن.
ظريف ادامه داد: علاوهبر نكاتي كه اساتيد محترم فرمودند، اعتقاد دارم كه مشكل اساسي ما در ايران و در بيرون ايران كه به اين همه كشمكش منجر شده، مساله «شناخت» است. ما با يك «ناترازي شناختي» مواجه هستيم و همين ناترازي شناختي باعث شده تا امريكا فكر كند ميتواند با تهديد ايران را وادار به تسليم كند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به جنايات امريكا در به شهادت رساندن كودكان بسياري، گفت: در لامرد، امريكا چهار موشك زده كه قبل از اصابت به زمين منفجر شدند، هر كدام از اين ۴ موشك، ۱۸۰ هزار قطعه كوچكتر داشت، يعني ۷۲۰ هزار قطعه كودكان ما را هدف قرار داده است. اگر شما امروز به لامرد برويد، ميبينيد كه برخلاف بسياري از مردم ايران، اكنون بسياري از مردم لامرد مخالف مذاكره هستند. اين را امريكاييها نفهميدند، ايرانيان در برابر تهديد و فشار، مقاومت خواهند كرد. درگذشته نيز به امريكاييها گفته بودم كه هرگز ايرانيان را تهديد نكنيد.
او ادامه داد: تهديد هميشه نتيجه عكس داده است. اما امريكاييها بيخرد نيستند، بلكه كمبود ادراك دارند. جنگ، خروج از برجام و همه اقدامات امريكاييها از همين كمبود ادراك نشأت ميگيرد، حرف من اين نيست كه كمبود ادراك مشكل ايران است، نه، حرف من اين است كه اين يك مشكل جهاني است. اگر ايران بتواند به عنوان يك كنش، ذهنيت مردمان جهان را تغيير بدهد، ميتواند از بسياري از فجايع جلوگيري كرد، همانطور كه نتانياهو توانست امريكاييها را وارد اين گرداب خطرناك كند، ما هم ميتوانيم اثرگذار باشيم. هرچند همواره نيتهاي شوم وجود خواهد داشت، اما اين نبايد مانع تلاش ما براي اصلاح شود. در همين راستا به باور من يكي از تلاشهاي ما بايد كاهش و اصلاح اين ادراك غلط باشد.
ظريف اظهار كرد: مشكل دوم ما اين است كه نميشنويم، بلكه فقط دوست داريم صحبت كنيم و نشنويم و نشنيدن انسان را از حيوان بدتر ميكند.
او افزود: گوش نيز ابزار فهم است و عموم انسانها اين عادت را ندارند. نياز است كه اين نگاه را تغيير بدهيم، شايد بتوانيم جور ديگري نگاه كنيم و خودمان را از زندان گذشته رها كنيم. من نميگويم از گذشته درس نگيريم، بلكه ميگويم زنداني گذشته نباشيم.
وزير امور خارجه پيشين ايران تصريح كرد: همگي درباره منافع ملي صحبت ميكنيم، اما اگر كنار هم بشينيم، نميتوانيم همين منافع ملي را تعريف كنيم. حتي در تعريف منافع ملي مشكل داريم در حالي كه ما نياز داريم درباره منافع ملي بحث كنيم. به باور من يك مغالطهاي در ايران شد كه ريشه آن كیسينجر است و همين مغالطه به بسياري از بدبختيهاي ما منجر شده. اين مغالطه اين است كه بايد بين دولت بودن و آرمان بودن يكي را انتخاب كرد.
ظريف ادامه داد: در يك جمعي در نيويورك، در سالهاي آخر زندگي كیسينجر به او گفتم كه اين حرف كه ميگويي بايد بين «آرمان» و «دولت» ايران يكي را انتخاب كند، مغلطه است، هرگاه امريكا يكي بين اين دو را انتخاب كرد، ايران نيز آن را انجام خواهد داد. اما همين مغلطه باعث شده تا ما منافع ملي را در برابر آرمان ملي قرار بدهيم، درحالي كه حتي در رئاليسم نيز منافع ملي دربرگيرنده آرمان ملي است. حالا ما آمديم از پاپ هم كاتوليكتر شديم.
او با تاكيد بر اينكه «بقا بزرگترين منفعت ملي است» تصريح كرد: همه دنبال بقا هستند و هر موجود زندهاي در مرحله اول به دنبال بقا است. حتي خدا ميگويد در شهادت، بقا است. پس اگر كسي گفت بايد اولويت اول توسعه باشد، يعني آن فرد درد بقا ندارد اما توسعه نيز بايد در اولويت باشد و بقا، ضامن توسعه است. زماني كه شما موجوديت كشورتان در خطر است، بايد دغدغه اول بقا باشد و توافقي كنيد كه بقا را تضمين كند.
ظريف اظهار كرد: سياست خارجي وظيفه شوراي عالي امنيت ملي نيست، اما هر ۵ اصل قدرت در قانون اساسي ايران وجود دارد و هر پنج ركن در شوراي عالي امنيت ملي نماينده دارد. اين شورا حاوي طيفهاي مختلفي است. «انسجام داخلي و نفوذ» يك ركن معنايي است اما وقتي فكر ميكنيم مبادي مالي ركن قدرت است، با استفاده از مغلطه كسينجر در برابر منافع ملي ميايستيم، اما بسياري از بزرگان ما فكر ميكنند دارند حرفهاي بسيار مهمي ميزنند. بايد با يكديگر صحبت كنيم، بايد بشنويم، بايد اجازه حرف زدن دهيم. «ايران» به فهم نياز دارد و اين فهم از طريق خواندن، شنيدن و گفتوگو حاصل ميشود. براي رسيدن به اين فهم اول بايد خودمان را باور داشته باشيم.
او افزود: براي گفتوگو كسي نميرود جلوي آينه با خودش صحبت كند. اگر ميخواهيم وارد گفتوگو شويم بايد در جايگاه خودمان بايستيم و از موضع خودمان گفتوگو كنيم و به اين موضوع باور داشته باشيم. ما بايد ايران را باور كنيم. همان طور كه رهبر شهيد فرمودند، پس از ۲۰۰ سال، با وجود دغدغه مشترك همه دولتهاي ايران، توانستيم يك چيز را ثابت كنيم و آن اين است كه «دوران بزن در رو تمام شده است.»
ظريف گفت: ما خسارات بسياري ديديم، اما نشان داديم كه هرچه بزنند، ميخوردند و هر دو قدرت هستهاي آسيب بسياري ديدند. شما كجا ديديد كه يك قدرت منطقهاي بتواند در برابر يك قدرت جهاني ايستادگي كند و پايگاههاي آن را بزند و آن قدرت جهاني پايگاههاي خود را خالي كند؟ ما بايد خودمان را باور داشته باشيم و بدانيم كه ميتوانيم از طريق موضع خودمان با جهان گفتمان كنيم.