گزارش «تعادل» از كالبدشكافي بازار جهاني انرژي و نفت 100 دلاري

پازل سه ‌رقمي طلاي سياه!

۱۴۰۵/۰۷/۱۸ - ۰۰:۳۲:۰۸
کد خبر: ۴۰۶۳۸۶

آمارهاي متداول موسسات رديابي شناورها و دفاتر سرمايه‌گذاري بين‌المللي خبر از يك آرامش ظاهري مي‌دهند: عبور جريان نفت از گلوگاه‌هاي خاورميانه روندي رو به بهبود داشته و اعداد و ارقام خروجي از ترمينال‌هاي بارگيري حتي از روزهاي پيش از تنش فراتر رفته است.

گلناز پرتوي مهر |

آمارهاي متداول موسسات رديابي شناورها و دفاتر سرمايه‌گذاري بين‌المللي خبر از يك آرامش ظاهري مي‌دهند: عبور جريان نفت از گلوگاه‌هاي خاورميانه روندي رو به بهبود داشته و اعداد و ارقام خروجي از ترمينال‌هاي بارگيري حتي از روزهاي پيش از تنش فراتر رفته است. با اين وجود، تابلوهاي معاملاتي بازار نفت روايتي كاملا متناقض را به نمايش مي‌گذارند. در شرايطي كه بر اساس منطق كلاسيك عرضه و تقاضا، بازگشت حجم بشكه‌هاي صادراتي بايد قيمت نفت برنت را به كانال‌هاي آرامش پيشين (نزديك به ۶۰ دلار) بازمي‌گرداند، اين شاخص كليدي هفته‌هاست كه پايش را از نردبان ۱۰۰ دلار پايين نمي‌گذارد. پرسش بنيادين اين است: چه متغير ناپيدايي در اين ميان فرمول‌هاي متداول بازار را خنثي كرده و اجازه ريزش به قيمت‌ها نمي‌دهد؟

پاسخ را نه در چاه‌هاي نفت و بنادر مبدا، بلكه بايد در طول صدها مايل خطوط مواصلاتي، اقيانوس‌ها و انبارك‌هاي پالايشگاهي جست‌وجو كرد. واقعيت اين است كه حجم نفت بارگيري‌شده ديگر معيار كاملي براي قيمت‌گذاري نيست، بلكه «نفت تحويل‌شده در مقصد» و هزينه تبديل آن به سوخت نهايي، متغير اصلي تعيين قيمت در جهان امروز است.

نخستين تكه از پازل پايداري نفت سه‌رقمي، تغيير چهره ژئوپليتيك حمل‌ونقل دريايي است. جريان فيزيكي نفت بازگشته، اما هندسه خطوط كشتيراني دگرگون شده است. وقتي ريسك‌هاي امنيتي و بيمه‌اي در آبراه‌هاي راهبردي منطقه سر به فلك مي‌كشند، نفتكش‌ها ناچار به پيمودن مسيرهاي انحرافي و طولاني‌تر مي‌شوند. دور زدن گذرگاه‌هاي استاندارد به معناي افزودن هفته‌ها به مدت زمان سفر يك محموله و حبس شدن ميليون‌ها بشكه نفت روي آب است.

اين چرخه معيوب دو پيامد مستقيم دارد: نخست اينكه كرايه حمل نفتكش‌ها به ركوردهاي تاريخي دست يافته و هزينه جابه‌جايي هر بشكه نفت به ارقامي سرسام‌آور رسيده است. دوم اينكه زنجيره تحويل دچار تاخير ساختاري مي‌شود؛ نفت امروز از خليج‌فارس بارگيري مي‌شود، اما برخلاف گذشته نه در ده روز، بلكه در يك ماه آينده به مقاصد مصرفي خواهد رسيد. بازار اين «فواصل زماني كش‌آمده» و «كرايه‌هاي پروازكرده» را مستقيما بر بهاي شاخص‌ها بار مي‌كند. به بياني ساده‌تر، خريدار نهايي هزينه ريسك عبور از درياها، حق بيمه جنگي و مسافت‌هاي مضاعف را در قالب نفت ۱۰۰ دلاري تسويه مي‌كند.

پيچيدگي ماجرا به نفت خام ختم نمي‌شود. نفت سياه به‌خودي‌خود به موتور خودروها يا ديگ بخار كارخانه‌ها نيرو نمي‌بخشد، بلكه اين فرآورده‌هاي نهايي-به‌ويژه گازوييل-هستند كه شريان صنعت جهاني را به حركت درمي‌آورند. پالايشگاه‌هاي جهان در حال حاضر با حاشيه سودهايي معامله مي‌كنند كه پيش از اين كمتر ديده شده بود. انگيزه مالي شديد براي توليد گازوييل، پالايشگاه‌ها را ترغيب كرده تا نرخ عملياتي خود را به سقف ممكن برسانند، اما آنها نيز در يك تله تاريخي گرفتار شده‌اند.

صادرات سوخت پالايش‌شده از خاورميانه به دلايل زيرساختي و امنيتي همچنان با دست‌اندازهاي جدي روبه‌رو است. همزمان، صادرات گازوييل روسيه به دليل سياست‌هاي محدودكننده و اولويت‌بخشي به نيازهاي داخلي عملا قطع شده و چين نيز با بستن روزنه‌هاي سهميه صادراتي، ترجيح داده سوخت توليدي را در پشت مرزهاي خود ذخيره كند. اين محاصره چندجانبه باعث شده كمبود گازوييل در آستانه فصل سرما به نقطه جوش برسد. وقتي تقاضا براي توليد فرآورده تا اين حد حريص است، عطش پالايشگاه‌ها براي بلعيدن هر بشكه نفت خام موجود، كششي غيرقابل مقاومت براي نگه‌داشتن قيمت‌ها در بالاي ۱۰۰ دلار ايجاد مي‌كند؛ به‌طوري كه در بازارهاي نقدي شمال اروپا، حتي نفت‌هاي پايه كيفي در ارقامي بسيار فراتر از برنت معامله مي‌شوند.

در چرخه‌هاي پيشين بحران انرژي، بازارهاي جهاني همواره تكيه‌گاهي داشتند به نام «ذخاير استراتژيك»؛ سپرهايي انباشته از نفت در غارهاي نمكي و مخازن بتني كه در روزهاي سخت شوك‌هاي ژئوپليتيكي باز مي‌شدند تا التهاب را فروبنشانند. اما اين‌بار، مخزن‌ها نفس‌هاي آخر را مي‌كشند.

در ماه‌هاي آغازين بحران، جهان براي جلوگيري از انفجار زنجيره تامين، از ذخاير تجاري و اضطراري خود برداشت‌هاي سنگيني انجام داد. اين سياست مسكن موقت بود، اما ذخاير را چنان نحيف كرد كه حاشيه امنيت بازار جهاني انرژي به باريك‌ترين حد ممكن در دهه‌هاي اخير رسيده است. مانورهاي اخير براي تزريق دوباره ميليون‌ها بشكه از محل ذخاير كشورها نيز جز يك افت موقتي چند ساعته اثري به جا نگذاشت، زيرا معامله‌گران به‌خوبي دريافتند كه بخش عمده اين وعده‌ها تنها بازي با اعداد، بازتكرار تعهدات گذشته يا ابزارهاي يك‌بارمصرف براي سپري كردن پاييز و زمستان هستند. ذخايري كه تخليه شده باشند، در صورت بروز هرگونه اختلال تازه-نظير آسيب به خطوط لوله جايگزين يا تهديد دوباره بنادر بارگيري-ديگر تواني براي ايفاي نقش ضربه‌گير ندارند و بازار اين «بي‌پناهي استراتژيك» را به‌خوبي در محاسبات روزمره خود وارد كرده است.

آنچه امروز در تابلوي ۱۰۰ دلاري نفت مشاهده مي‌شود، ناشي از كمبود فيزيكي مطلق نيست، بلكه حاصل تبديل شدن يك «ريسك موقت» به «ساختار پايدار بازار» است. تا پيش از اين، تنش‌هاي منطقه‌اي موج‌هايي گذرا ايجاد مي‌كردند كه با فروكش كردن آتش مناقشات، به سرعت به حالت پايه بازمي‌گشتند. اما اكنون، با انباشت همزمان چهار گره كور-نرخ‌هاي نجومي بيمه و حمل، اختلال در ژئوپليتيك فرآورده‌ها و گازوييل، افت تاريخي ذخاير اضطراري و ابهام دايمي در امنيت شريان‌هاي خاورميانه-بازار كف قيمتي جديدي را براي خود تعريف كرده است.

نفت ۱۰۰ دلاري ماندگار شده  نه به اين دليل كه توليد متوقف است، بلكه به اين دليل كه معماري جهان براي انتقال مطمئن و كم‌هزينه انرژي ترك برداشته است. تا زماني كه تنگناها و بن‌بست‌هاي آبراه‌هاي مواصلاتي جاي خود را به ثبات و بازسازي اعتماد ندهند، حتي بارگيري ميليون‌ها بشكه مازاد نيز نخواهد توانست طلاي سياه را از تخت پادشاهي سه‌رقمي به زير بكشد. زمستان در پيش است و حاشيه امنيت انرژي جهان، شكننده‌تر از هر زمان ديگر به ريسماني باريك آويزان مانده است.

بیمه ملت