كدام دارايي براي كدام اقتصاد؟

۱۴۰۵/۰۷/۱۸ - ۰۰:۲۰:۳۴
کد خبر: ۴۰۶۳۸۲

كدام يك از بازارها براي سرمايه‌گذاري در شرايط اقتصادي ايران مناسب‌تر هستند؟ در ادبيات عامه، همواره وسوسه ‌اي نيرومند براي يافتن «بهترين دارايي» وجود دارد.

رضا غني پور

كدام يك از بازارها براي سرمايه‌گذاري در شرايط اقتصادي ايران مناسب‌تر هستند؟ در ادبيات عامه، همواره وسوسه ‌اي نيرومند براي يافتن «بهترين دارايي» وجود دارد. بحث‌هاي فرسايشي درباره اينكه آيا بازار سرمايه و سهام بازدهي بهتري دارد يا طلا؟ املاك پناهگاه مطمئن‌تري است يا اوراق درآمد ثابت؟ بخش عمده‌‌اي از گفت‌وگوهاي بازارهاي مالي را به خود اختصاص مي‌دهد. با اين حال، تحليل تاريخي رفتار بازارها نشان مي‌دهد چنين پرسشي از بنياد گمراه ‌كننده است. يك بازنگري تجربي نيم‌ قرني در عملكرد طبقات گوناگون دارايي از سال ۱۹۷۲ تا ميانه سال ۲۰۲۶ نشان مي‌ ‌دهد كه هيچ ابزاري براي تمامي فصول اقتصاد ساخته نشده است. بازدهي يك دارايي، تابعي ايزوله از خود آن نيست، بلكه بازتابي از برهم‌ كنش دو موتور محرك اصلي اقتصاد كلان است: «نرخ رشد اقتصادي» و «نرخ تورم». وقتي رفتار بازارها را در يك مختصات دوبعدي بررسي مي‌كنيم كه محور افقي آن ميزان حساسيت به تورم و محور عمودي، حساسيت به رشد اقتصادي باشد، واقعيت تازه‌‌اي آشكار مي‌شود. دارايي‌‌هايي كه در سمت راست نمودار جاي مي‌گيرند از جهش‌‌هاي تورمي منتفع مي‌شوند و آنهايي كه در سطوح بالاي محور عمودي قرار دارند، شكوفايي خود را وامدار رونق توليد و فعاليت‌هاي اقتصادي هستند. از تركيب اين دو متغير، چهار اقليم كلان اقتصادي پديد مي‌‌آيد كه سرمايه‌گذار در هر اقليم با منظومه‌اي كاملا متفاوت از ريسك و پاداش روبه‌رو است: 

1) اقليم طلايي (رشد بالا و تورم كنترل‌شده): اين وضعيت كه در ادبيات مالي به شرايط «گلديلاكس» مشهور است، بهشت دارايي‌هاي ريسك‌‌پذير به شمار مي‌‌رود. در چنين فضايي، سود آوري بنگاه‌ها همگام با رونق كلان افزايش مي‌يابد، در حالي كه ثبات سطح عمومي قيمت‌ها مانع از اعمال سياست‌هاي انقباضي تهاجمي از سوي بانك‌هاي مركزي مي‌شود. در اين فاز، بازار سهام معمولاً پيشتاز بلامنازع خلق ارزش است.

2) اقليم داغ‌شدگي (رشد بالا و تورم فزاينده): هنگامي كه تقاضاي كل از ظرفيت بالفعل اقتصاد پيشي مي‌گيرد، رونق اقتصادي پايدار مي‌ماند اما تورم شتاب مي‌گيرد. در اين مقطع، زنجيره عرضه تحت فشار قرار دارد و دارايي‌هاي فيزيكي، كاموديتي‌ها، بخش انرژي و ابزارهاي مرتبط با كالاها، جذابيت دوچنداني براي جذب نقدينگي پيدا مي‌كنند.

3) اقليم ركود كلاسيك (رشد ضعيف و تورم مهارشده): در غياب فشارهاي تورمي و همراه با افت تقاضا و افول چشم‌انداز سودآوري شركت‌ها، سرمايه‌ها به سمت امنيت كوچ مي‌كنند. در اين فضا، ابزارهاي با درآمد ثابت، اوراق قرضه دولتي و دارايي‌هاي باكيفيت و بدون ريسك اعتباري، عملكرد بهتري از سهام و كالاها به ثبت مي‌رسانند؛ چرا كه سياست‌گذار پولي ناگزير به كاهش نرخ بهره است.

4) اقليم ركود تورمي (رشد ضعيف و تورم بالا): اين موقعيت، پيچيده‌‌ترين و بحراني‌ترين نقطه ماتريس است، محيطي فرساينده كه در آن مدل‌هاي سنتي متنوع‌‌سازي سرمايه (مانند پرتفوي سنتي ۶۰/۴۰ سهام و اوراق) اغلب كارايي خود را از دست مي‌دهند. داده‌هاي تاريخي بيش از پنج دهه اخير مويد آن است كه طلا و دسته‌اي از كالاها دقيقاً در اين مدار فعال مي‌شوند. فلز زرد در اين داده‌ها حساسيت منفي معناداري نسبت به رشد اقتصادي و در مقابل، حساسيت مثبتي به جهش‌هاي تورمي نشان داده است. اين ويژگي سبب مي‌شود طلا در زمان انقباض توليد همزمان با فرسايش ارزش پول، نقشي متفاوت از ساير طبقات دارايي در صيانت از ارزش پرتفوي ايفا كند. مهم‌ترين گزاره‌‌اي كه اين شواهد تاريخي فراروي تحليل‌گر و فعال اقتصادي قرار مي‌دهد، پرهيز از مطلق‌انگاري است. خطاي شناختي متداول اين است كه بازدهي گذشته ‌نگر يك دارايي خاص به آينده تعميم داده شود، بي‌‌آنكه مختصات محيط زيست آن دارايي در نظر گرفته شود. پرسش حرفه‌اي نبايد اين باشد كه «كدام دارايي ذاتاً برتر است؟»، بلكه مساله بنيادين اين است: «اقتصاد هم‌اكنون در كدام اقليم به سر مي‌برد و دارايي‌ها نسبت به اين فضا چه درجه‌اي از حساسيت را بروز مي‌دهند؟»بايد يادآور شد كه الگوهاي ۵۰ سال گذشته حكم قطعي براي رخدادهاي آينده صادر نمي‌كنند؛ بازارها همواره دستخوش تحولات ساختاري، تغييرات ژئوپليتيك و تكانه‌هاي فناورانه هستند. با اين همه، تجربه تاريخي نقشه راهي واقع‌بينانه در اختيار ما مي‌گذارد. مديريت هوشمندانه ثروت، تعقيب كوركورانه يك ابزار مالي نيست، بلكه اتخاذ رويكردي چندبعدي بر پايه «سناريونويسي» است. هنر سرمايه‌گذار در شناخت روندهاي اقتصاد كلان و چيدمان پوياي سبد دارايي متناسب با تغيير فصول اقتصادي معنا پيدا مي‌كند.

بیمه ملت