شكست راهبرد انزواي ايران
سفر اخير رييسجمهور به اجلاس عشقآباد، تنها يك حضور ديپلماتيك مرسوم نيست، بلكه به عقيده تحليلگران، نشاندهنده بنبست راهبردي سياستهاي واشنگتن براي به انزوا كشاندن ايران است. در شرايطي كه امريكا با تكيه بر ابزار فرسوده تحريم، تلاش داشت چهرهاي مقتدر از خود در عرصه بينالملل ترسيم كند، ايران با تقويت همكاريهاي اقتصادي با همسايگان و كشورهاي مشتركالمنافع، عملا اين نمايش قدرت را به چالش كشيده است.
سفر اخير رييسجمهور به اجلاس عشقآباد، تنها يك حضور ديپلماتيك مرسوم نيست، بلكه به عقيده تحليلگران، نشاندهنده بنبست راهبردي سياستهاي واشنگتن براي به انزوا كشاندن ايران است. در شرايطي كه امريكا با تكيه بر ابزار فرسوده تحريم، تلاش داشت چهرهاي مقتدر از خود در عرصه بينالملل ترسيم كند، ايران با تقويت همكاريهاي اقتصادي با همسايگان و كشورهاي مشتركالمنافع، عملا اين نمايش قدرت را به چالش كشيده است. اين يادداشت، به واكاوي چرايي شكست پروژه انزواي ايران و چرخش موازنه قدرت به نفع ديپلماسي همسايگي ميپردازد. سفر رييسجمهور به اجلاس عشقآباد را بايد در بستر تقابل راهبردي ميان ايران و امريكا تحليل كرد. در حالي كه واشنگتن با تمام توان و صرف هزينههاي گزاف سياسي، در پي حفظ سياست «انزواي ايران» و اعمال فشارهاي تحريمي است، اين نشست عملا گواهي بر شكست اين رويكرد بود. دستاوردهاي اين سفر، از جمله هماهنگيهاي صورت گرفته با تركمنستان در حوزه تبادلات گاز و همچنين تقويت روابط تجاري با روسيه، نه تنها يك پيروزي ديپلماتيك، بلكه ضربهاي كاري به نمايشي است كه دستگاه ديپلماسي امريكا در تلاش براي القاي اقتدار خود عليه ايران به راه انداخته بود. آنچه در عشقآباد رخ داد، همگرايي با مجموعهاي از كشورهاي همسو و مشتركالمنافع بود كه ظرفيتهاي جمعيتي و اقتصادي قابل توجهي دارند. اين كشورها كه عمدتا از همسايگان ايران هستند، به دليل ماهيت همكاريهاي جمعي و هوشمندانه، گزينههاي امريكا براي اعمال فشار را عملا خنثي كردهاند. ما در اين منطقه با مجموعهاي پرتوان طرف هستيم كه جمعيتي بيش از ۵۰۰ ميليون نفر را در بر ميگيرد؛ كشورهايي كه پيوندهاي تاريخي و جغرافيايي عميقي با يكديگر دارند و اكنون دريافتهاند كه «اقدام دستهجمعي» هوشمندانهترين راه براي بياثر كردن فشارهاي يكجانبه امريكاست. اين عقبه راهبردي، بيش از هر چيز حاصل مواضع اصولي و منطقي جمهوري اسلامي ايران در برابر ظلم و بهويژه در قبال رژيم صهيونيستي است. اين مواضع، ايران را در كانون توجه ملتها و دولتهاي مستقل قرار داده و حتي دولتهايي را كه پيشتر در برابر فشارهاي يكجانبه امريكا ضعف نشان ميدادند، ترغيب به افزايش تعامل با ايران كرده است. علاوه بر اين، كشورهاي حاشيه درياي خزر قابليتهاي بينظيري در حوزههاي زميني، هوايي و دريايي دارند كه عملا مداخله قدرتهاي فرامنطقهاي را دشوار ميسازد. امريكاييها كه براي آينده بهرهبرداري از منابع انرژي منطقه روي اين كشورها حساب باز كرده بودند، اكنون دريافتهاند كه فشار بر ايران به معناي از دست دادن فرصتهاي اقتصادي و سياسي در اين حوزه است. پيادهسازي موفق «سياست همسايگي» كه در روابط با عراق، تركيه، پاكستان و افغانستان نيز شاهد آن بودهايم، نشان ميدهد كه خواست ملتها در اين كشورها، همگرايي با ايران و فاصله گرفتن از سياستهاي تنشزاي امريكاست. وقتي مردم عراق خواستار بازگشايي مرزها ميشوند يا كشورهاي همسايه بهرغم فشارهاي واشنگتن خواهان توسعه روابط انرژي با ايران هستند، يعني سياست «تحريممحور» امريكا به بنبست رسيده است.نكته حايز اهميت اين است كه امريكاييها حتي در داخل ساختارهاي نظامي و امنيتي خود دچار ترديد و ناكارآمدي شدهاند. آنچه در تقابلهاي نظامي اخير با ايران مشاهده شد، حاكي از نوعي عقبنشيني ناگزير در برابر اقتدار دفاعي ايران است. اگر دستگاه ديپلماسي و نظامي امريكا توانمند بود، نبايد شاهد گزارشهاي مكرر از ناكارآمدي ناوها يا تمرد در ساختارهاي نظامي آنها در مواجهه با اقتدار ايران ميبوديم. اينكه واشنگتن با وجود بزرگنماييهاي رسانهاي، در مديريت سادهترين مناسبات خود دچار ضعف است، نشان ميدهد كه شعار «تحريم جهاني» بيش از آنكه يك واقعيت سياسي باشد، يك طنز تلخ و فضاحتبار براي دستگاه سياست خارجي امريكاست. حضور رييسجمهور ايران در ميان سران كشورهاي همسو، نه تنها نگراني از تحريمها را برطرف كرده، بلكه آغازي براي آيندهاي روشنتر در تبادلات اقتصادي است. ما امروز شاهد يك گشايش راهبردي هستيم؛ گشايشي كه ايران را نه تنها از حصار تحريمها عبور ميدهد، بلكه بسترساز رونق تبادلات بازرگاني در سطحي است كه تا همين چند سال پيش تصور نميشد. در حالي كه امريكاييها منتظر انتشار اخبار محدوديت عليه ايران بودند، تهران در حال برداشتن گامهاي جديد براي گسترش تعاملات با جهان است و اين، به معناي واقعي كلمه، نمايش افتخارآميزي براي ملت ايران و قضاوتي تلخ براي واشنگتن است. در واقع، امريكاييها در باتلاق خودساختهشان گير كردهاند، چراكه ايرانِ امروز، كشوري است كه با تكيه بر ديپلماسي همسايگي، مرزهاي اقتصادي خود را باز كرده و اجازه نميدهد هيچ قدرت خارجي، امنيت و پيشرفت ملتهاي منطقه را به گروگان بگيرد.