جنگ ترامپ، فشار خارجي و ضعف‌هاي داخلي

۱۴۰۵/۰۷/۱۶ - ۰۱:۰۶:۱۰
کد خبر: ۴۰۶۲۳۷

ادعاهاي اخير مقام‌هاي امريكايي درباره احتمال فروپاشي اقتصاد ايران را نمي‌توان صرفا در چارچوب تحليل اقتصادي بررسي كرد. بخشي از اين اظهارات را بايد در شرايط سياسي و اقتصادي داخل امريكا و فشارهايي كه دولت ترامپ با آن مواجه است نيز ديد.

حسين رضوي‌پور

ادعاهاي اخير مقام‌هاي امريكايي درباره احتمال فروپاشي اقتصاد ايران را نمي‌توان صرفا در چارچوب تحليل اقتصادي بررسي كرد. بخشي از اين اظهارات را بايد در شرايط سياسي و اقتصادي داخل امريكا و فشارهايي كه دولت ترامپ با آن مواجه است نيز ديد. از اين منظر، تلاش براي ايجاد فشار رواني بر اقتصاد ايران مي‌تواند همزمان بخشي از يك عمليات سياسي و اقتصادي باشد؛ عملياتي كه در كنار فشارهاي واقعي بر اقتصاد ايران، بر برخي ضعف‌هاي داخلي نيز تكيه دارد. دونالد ترامپ در شرايطي قرار گرفته كه افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و گراني‌هاي ناشي از آن، فشار قابل توجهي بر دولت او وارد كرده است. اين وضعيت حتي بر حمايت بخشي از راي‌دهندگاني كه به‌طور سنتي به جمهوري‌خواهان راي مي‌دادند نيز اثر گذاشته و موجب شده بخشي از جريان جمهوري‌خواه حمايت خود را از ترامپ و سياست‌هاي او كاهش دهد. ترامپ در مقطعي با شعارهايي مانند «دوباره امريكا را بزرگ كنيم» يا «دوباره امريكا را عزيز كنيم» تلاش كرد تصويري از بهبود شرايط اقتصادي و بازگشت قدرت امريكا ارايه دهد، اما اكنون بخشي از افكار عمومي امريكا اين برداشت را دارد كه وضعيت اقتصادي كشور وخيم‌تر شده است. افزايش هزينه‌هاي ناشي از گراني حامل‌هاي انرژي، جايگاه ترامپ نزد افكار عمومي را تا حدودي تضعيف كرده و در نتيجه فشار سياسي و رواني بر او افزايش يافته است. در چنين شرايطي، ترامپ نيازمند يك دستاورد سياسي است؛ دستاوردي كه حتي اگر محدود باشد، بتواند براي او قدرت مانور ايجاد كند و بخشي از اعتبار از دست‌رفته را بازسازي كند. به همين دليل، پيش از انتخابات پيش رو تلاش براي دستيابي به يك «برد» و استفاده از آن براي تقويت جريان سياسي حامي خود اهميت بيشتري پيدا كرده است. اين مساله در اظهارات اخير ترامپ نيز قابل مشاهده است. او در صحبت‌هاي يكي، دو روز اخير خود چند بار به اين موضوع اشاره كرده كه اگر نامزدهاي جمهوري‌خواه در ايالت‌هايي كه به‌طور سنتي جمهوري‌خواه هستند راي نياورند، جريان مقابل مي‌تواند روي كار بيايد و حتي احتمال استيضاح او وجود داشته باشد. ترامپ حتي از مردم ايالت تگزاس خواسته است به همه نامزدهاي جمهوري‌خواه كنگره راي دهند و به آنها به‌گونه‌اي راي بدهند كه گويي به خود او راي مي‌دهند. در واقع، او راي به اين نامزدها را به منزله راي به خود تلقي و تلاش كرده اهميت انتخابات براي حفظ موقعيت سياسي خود را برجسته كند. در چنين شرايطي، جنگ رواني عليه ايران نيز مي‌تواند بخشي از همين تلاش براي عبور از يك چالش سياسي باشد. 

 فشار اقتصادي و ادعاهايي درباره فروپاشي اقتصاد ايران، در كنار ديگر ابزارهاي سياسي و تبليغاتي مي‌تواند براي ايجاد تصويري از قدرت و موفقيت دولت امريكا مورد استفاده قرار گيرد. البته تحليل اين جنگ رواني به معناي ناديده گرفتن فشارهاي واقعي وارد شده بر اقتصاد ايران نيست. بخشي از فشارهايي كه امروز بر اقتصاد كشور وارد مي‌شود، ناشي از عمليات خارجي و شرايط جنگي است و طبيعي است كه در چنين شرايطي، طرف مقابل از ابزارهاي مختلف براي به چالش كشيدن اقتصاد ايران استفاده كند. يكي از اين ابزارها، فشار بر مسيرهاي تجارت خارجي و منابع ارزي كشور است. محاصره دريايي و تلاش براي محدود كردن صادرات نفت ايران، از جمله اقداماتي است كه مستقيما مي‌تواند بر توان درآمدزايي اقتصاد اثر بگذارد. كاهش دسترسي به منابع ارزي، محدود شدن صادرات و دشوارتر شدن تجارت خارجي، طبيعتا فشارهايي را به اقتصاد وارد مي‌كند كه نمي‌توان آنها را صرفا با متغيرهاي داخلي توضيح داد. اما در كنار اين فشار خارجي، بخشي از مشكلات نيز به ضعف‌هاي داخلي اقتصاد بازمي‌گردد. اين بخش اهميت ويژه‌اي دارد، زيرا فشار خارجي زماني مي‌تواند اثر شديدتري ايجاد كند كه اقتصاد داخلي از قبل با ناترازي و ضعف مواجه باشد. يكي از اين مسائل، رشد خارج از كنترل نقدينگي در چند ماه گذشته عنوان شده است. افزايش شديد پايه پولي و نابساماني در هدايت نقدينگي نيز از ديگر مشكلاتي است كه در شرايط فعلي مي‌تواند آسيب‌پذيري اقتصاد را افزايش دهد. در واقع، مساله تنها ميزان نقدينگي موجود در اقتصاد نيست، بلكه مسير حركت اين منابع نيز اهميت دارد. اگر نقدينگي به سمت فعاليت‌هاي مولد اقتصادي هدايت نشود و به جاي توليد و سرمايه‌گذاري، وارد بازارهاي دارايي و فعاليت‌هاي سوداگرانه شود، مي‌تواند فشار بيشتري بر بازارها وارد كند. انحراف نقدينگي به سمت سفته‌بازي و فعاليت‌هاي سوداگرانه، چه از سوي اشخاص حقيقي و چه اشخاص حقوقي، يكي از همين مشكلات است. در شرايطي كه اقتصاد با فشار خارجي مواجه است، منابع مالي كه مي‌توانند در مسير توليد و فعاليت اقتصادي قرار بگيرند، در صورت حركت به سمت فعاليت‌هاي غيرمولد مي‌توانند به عاملي براي تشديد بي‌ثباتي تبديل شوند. از اين منظر، اقتصاد ايران امروز با دو دسته فشار همزمان مواجه است: بخشي از فشارها از بيرون و در قالب جنگ اقتصادي، محدوديت تجارت، محاصره و تلاش براي كاهش درآمدهاي ارزي وارد مي‌شود و بخشي ديگر به ضعف‌ها و ناترازي‌هاي داخلي مربوط است. بنابراين مقابله با جنگ اقتصادي تنها به واكنش در برابر فشار خارجي محدود نمي‌شود. همزمان بايد نقاط ضعف داخلي اقتصاد نيز مورد توجه قرار گيرد. كنترل رشد نقدينگي، اصلاح پايه پولي و بهبود نحوه هدايت منابع مالي مي‌تواند در كاهش آسيب‌پذيري اقتصاد در برابر فشارهاي بيروني اهميت داشته باشد.

بیمه ملت