معلولان از عدم دسترسي به معابر و اماكن عمومي گلايه دارند

شهر براي همه نيست

۱۴۰۵/۰۷/۰۱ - ۰۰:۵۳:۵۸
کد خبر: ۴۰۴۳۰۷

 سال‌هاست موضوع مناسب‌سازي معابر، ساختمان‌هاي عمومي و شبكه حمل‌ونقل شهري در برنامه‌هاي مديريت شهري و دستگاه‌هاي اجرايي مطرح مي‌شود؛ پروژه‌هايي كه قرار است رفت‌وآمد و حضور اجتماعي افراد داراي معلوليت را آسان‌تر كند، اما آنچه در بسياري از خيابان‌ها، پياده‌روها، ايستگاه‌هاي اتوبوس و ساختمان‌هاي عمومي ديده مي‌شود، همچنان با مفهوم «شهر دسترس‌پذير» فاصله دارد.

مناسب‌سازي روي كاغذ، موانع در خيابان

 

گلي ماندگار|

 سال‌هاست موضوع مناسب‌سازي معابر، ساختمان‌هاي عمومي و شبكه حمل‌ونقل شهري در برنامه‌هاي مديريت شهري و دستگاه‌هاي اجرايي مطرح مي‌شود؛ پروژه‌هايي كه قرار است رفت‌وآمد و حضور اجتماعي افراد داراي معلوليت را آسان‌تر كند، اما آنچه در بسياري از خيابان‌ها، پياده‌روها، ايستگاه‌هاي اتوبوس و ساختمان‌هاي عمومي ديده مي‌شود، همچنان با مفهوم «شهر دسترس‌پذير» فاصله دارد. رمپ‌هايي كه شيب نامناسب دارند، پياده‌روهايي كه با خودرو، تابلو، درخت يا وسايل مختلف مسدود شده‌اند و آسانسورهايي كه در برخي ايستگاه‌ها يا ساختمان‌ها از دسترس خارج هستند، نشان مي‌دهد مناسب‌سازي هنوز در بسياري از نقاط از يك الزام حقوقي و اجتماعي به يك اقدام مقطعي و ظاهري تقليل يافته است. براي فردي كه با ويلچر تردد مي‌كند، يك جدول چند سانتي‌متري مي‌تواند به اندازه يك ديوار بلند مانع ايجاد كند. براي فردي كه از عصا استفاده مي‌كند، سطح ناهموار پياده‌رو مي‌تواند خطر زمين‌خوردن داشته باشد و براي فرد نابينا، نبود مسير مناسب يا وجود موانع در پياده‌رو مي‌تواند عبور از يك خيابان را به تجربه‌اي پرخطر تبديل كند. در چنين شرايطي، مساله مناسب‌سازي فقط به ساخت رمپ در مقابل يك ساختمان يا همسطح كردن بخشي از پياده‌رو محدود  نمي‌شود. دسترس‌پذيري زماني معنا پيدا مي‌كند كه فرد داراي معلوليت بتواند بدون وابستگي به ديگران، از خانه خارج شود، در خيابان حركت كند، سوار اتوبوس يا مترو شود، به اداره، بانك، مركز درماني، فروشگاه يا فضاي تفريحي برود و در نهايت دوباره به خانه بازگردد.

 

   رمپ هست، اما مسير قابل استفاده نيست

يكي از مهم‌ترين انتقادهايي كه از سوي افراد داراي معلوليت مطرح مي‌شود، اجراي ناقص و غيراستاندارد مناسب‌سازي است. در برخي اماكن عمومي رمپ ساخته شده، اما شيب آن به اندازه‌اي زياد است كه استفاده از آن براي فرد ويلچرنشين بدون كمك ديگران دشوار يا غيرممكن است. گاهي نيز رمپ به شكلي ساخته شده كه مسير حركت ويلچر به مانع ديگري ختم مي‌شود. فرهاد احمدي، يك فرد داراي معلوليت جسمي و حركتي با اشاره به تجربه خود به تعادل مي‌گويد: برخي رمپ‌هايي كه در سطح شهر ساخته شده‌اند، عملاً قابل استفاده نيستند. در بعضي از اماكن رمپ فقط براي اينكه گفته شود مناسب‌سازي انجام شده ساخته شده است، اما وقتي فردي با ويلچر بخواهد از آن استفاده كند، متوجه مي‌شود شيب يا عرض رمپ مناسب نيست يا بعد از رمپ مانع ديگري وجود دارد. او مي‌افزايد: مناسب‌سازي نبايد صرفاً در مرحله ساخت پروژه مورد توجه قرار گيرد، بلكه بايد پس از اجرا نيز بررسي شود كه آيا فرد داراي معلوليت واقعاً مي‌تواند از آن استفاده كند يا خير.

 

   پياده‌روهايي كه مسير عبور را مي‌بندند

اين فرد داراي معلوليت ادامه مي‌دهد: پياده‌رو براي بسياري از شهروندان تنها مسيري براي عبور از يك نقطه به نقطه ديگر است، اما براي فرد داراي معلوليت، كيفيت و دسترس‌پذيري همين مسير مي‌تواند تعيين‌كننده امكان حضور او در جامعه باشد. احمدي تاكيد مي‌كند: پارك خودرو روي پياده‌رو، وجود پله در مسير، اختلاف سطح، حفاري‌هاي شهري، تير برق، تابلوهاي تبليغاتي، سطل‌هاي زباله، دكه‌ها و حتي چيدمان نامناسب برخي تجهيزات شهري، مسير حركت را براي ويلچر و وسايل كمك‌حركتي دشوار مي‌كند. او مي‌افزايد: در چنين شرايطي حتي اگر يك  ساختمان كاملاً مناسب‌سازي شده باشد، دسترسي به آن ممكن است از چند ده متر قبل با مانع روبرو شود. يعني ممكن است ورودي يك اداره رمپ استاندارد داشته باشد، اما فرد داراي معلوليت نتواند خود را از پياده‌رو تا مقابل در ورودي برساند.

 

   وقتي يك سفر ساده به كمك ديگران

وابسته مي‌شود

فعالان حوزه معلولان بارها بر اين نكته تأكيد كرده‌اند كه مناسب‌سازي بايد به شكل «زنجيره دسترسي» ديده شود. خانه، پياده‌رو، خيابان، ايستگاه حمل‌ونقل عمومي، وسيله نقليه، ساختمان مقصد و مسير بازگشت، همه بايد به يكديگر متصل باشند. حذف تنها يك حلقه از اين زنجيره مي‌تواند كل مسير را براي فرد داراي معلوليت غيرقابل استفاده كند. حمل‌ونقل عمومي يكي ديگر از بخش‌هايي است كه دسترس‌پذيري آن تأثير مستقيمي بر استقلال افراد داراي معلوليت دارد. اگر فردي نتواند به شكل ايمن و مستقل از اتوبوس، مترو يا ساير وسايل حمل‌ونقل عمومي استفاده كند، عملاً بخش قابل توجهي از امكان حضور او در جامعه محدود مي‌شود. كيانوش مرادي، از فعالان حوزه معلولان نيز درباره مشكلات حمل و نقل عمومي براي معلولان به تعادل مي‌گويد: مشكل فقط نبود رمپ در اتوبوس نيست؛ بلكه مجموعه‌اي از موانع باعث مي‌شود استفاده از ناوگان عمومي براي بسياري از افراد داراي معلوليت دشوار شود. او مي‌افزايد: ممكن است اتوبوس به رمپ مجهز باشد، اما اگر خودرو در ايستگاه توقف كرده باشد يا اتوبوس با فاصله از جدول بايستد، فرد ويلچرنشين نمي‌تواند به‌راحتي از رمپ استفاده كند. در بعضي موارد نيز فرد براي سوار شدن به كمك راننده يا شهروندان ديگر نياز پيدا مي‌كند.»اين فعال حوزه معلولان ادامه مي‌دهد: استقلال، يكي از مهم‌ترين موضوعات در مناسب‌سازي است. فرد داراي معلوليت نمي‌خواهد براي انجام هر كار روزمره منتظر كمك ديگران باشد؛ او نيز مانند ساير شهروندان حق دارد مستقل زندگي كند و در شهر رفت‌وآمد داشته باشد.

 

   مترو و كابوس آسانسورهاي خارج از سرويس

مرادي تاكيد مي‌كند: از سوي ديگر مترو براي بسياري از شهروندان وسيله‌اي سريع و ارزان براي جابه‌جايي است، اما براي افراد داراي معلوليت، دسترسي به ايستگاه و حركت در داخل آن اهميت بيشتري دارد. وجود آسانسور، مسير شيب‌دار، ورودي مناسب و فضاي كافي براي عبور ويلچر از الزامات اوليه دسترس‌پذيري است. با اين حال، حتي وجود تجهيزات مناسب‌سازي نيز زماني ارزش دارد كه اين تجهيزات فعال و قابل استفاده باشند. او مي‌افزايد: اگر آسانسور يك ايستگاه از كار افتاده باشد، فرد ويلچرنشين نمي‌تواند مانند ساير مسافران از پله استفاده كند. در چنين شرايطي ممكن است يك نقص فني ساده، مسير رفت‌وآمد او را به‌طور كامل مختل كند. فعال حوزه معلولان خاطرنشان مي‌كند: براي كسي كه با ويلچر حركت مي‌كند، خراب بودن آسانسور يك مشكل كوچك نيست. ممكن است كل برنامه روزانه فرد به دليل همين خرابي به هم بخورد و حتي نتواند از ايستگاه خارج شود. به اين ترتيب تجهيزات مناسب‌سازي بايد علاوه بر نصب، به‌طور مستمر نگهداري و تعمير شوند و براي خرابي آنها نيز سازوكار مشخصي وجود داشته باشد.

 

   ساختمان‌هاي عمومي؛ از بانك و اداره

تا مراكز درماني

كيانوش مرادي در ادامه به مناسب‌سازي ساختمان‌ها اشاره كرده و مي‌گويد: مناسب‌سازي اماكن عمومي تنها به معابر و حمل‌ونقل شهري محدود  نمي‌شود. ساختمان‌هاي اداري، بانك‌ها، مراكز درماني، مراكز خريد، فرهنگسراها، پارك‌ها و ساير فضاهاي عمومي نيز بايد امكان استفاده مستقل افراد داراي معلوليت را فراهم كنند. او مي‌افزايد: در برخي ساختمان‌ها ممكن است ورودي اصلي داراي پله باشد و رمپ در گوشه‌اي از ساختمان قرار گرفته باشد كه فرد براي رسيدن به آن ناچار به طي كردن مسير ديگري شود. در بعضي موارد نيز آسانسور وجود دارد، اما فضاي داخل آن براي ويلچر مناسب نيست يا مسير دسترسي به آسانسور با مانع مواجه است.

   مناسب‌سازي نبايد نمايشي باشد

يكي از انتقادهاي جدي فعالان اين حوزه اين است كه گاهي مناسب‌سازي به پروژه‌اي براي ثبت در گزارش عملكرد دستگاه‌ها تبديل مي‌شود، نه اقدامي كه نتيجه آن در زندگي روزمره افراد داراي معلوليت قابل مشاهده باشد. كيانوش مرادي در اين باره مي‌گويد: يك رمپ ساخته مي‌شود، اما كسي بررسي نمي‌كند كه آيا ويلچر مي‌تواند به‌راحتي از آن عبور كند يا خير. يك آسانسور نصب مي‌شود، اما نگهداري منظم آن مورد توجه قرار نمي‌گيرد. مسير ويژه‌اي طراحي مي‌شود، اما با پارك خودروها يا قرار گرفتن موانع مختلف عملاً غيرقابل استفاده مي‌شود. اين فعال حوزه معلولان خاطرنشان مي‌كند: معيار موفقيت مناسب‌سازي نبايد تعداد رمپ‌ها يا تعداد پروژه‌هاي اجراشده باشد. بايد ديد فرد داراي معلوليت بعد از اجراي پروژه چقدر استقلال بيشتري پيدا كرده است. در طراحي و ارزيابي پروژه‌هاي شهري بايد نظر خود افراد داراي معلوليت نيز جدي گرفته شود؛ چرا كه ممكن است يك طرح از نظر فني روي كاغذ مناسب به نظر برسد، اما در استفاده واقعي مشكلات متعددي داشته باشد.

   حق حضور معلولان در شهر

معلوليت نبايد به معناي خانه‌نشيني يا وابستگي دايمي به ديگران باشد. وقتي يك شهروند به دليل نبود مسير مناسب نمي‌تواند از خانه خارج شود، وقتي براي سوار شدن به اتوبوس نيازمند كمك ديگران است يا وقتي خرابي آسانسور مترو برنامه او را مختل مي‌كند، مساله فقط يك مشكل عمراني يا فني نيست؛ بلكه موضوع به حق دسترسي برابر به خدمات و فضاي شهري مربوط مي‌شود. فعالان حوزه معلولان معتقدند مناسب‌سازي بايد از يك پروژه مقطعي به يك رويكرد دايمي در مديريت شهري تبديل شود؛ رويكردي كه در آن تمام مراحل طراحي، اجرا، نظارت و نگهداري با توجه به نيازهاي افراد داراي معلوليت انجام شود. در نهايت، شهري كه براي ويلچر، عصا، كالسكه كودك يا سالمند مسير مناسبي ندارد، براي بخش قابل توجهي از شهروندان قابل استفاده نيست. مناسب‌سازي زماني محقق شده است كه فرد داراي معلوليت براي عبور از خيابان، ورود به ساختمان، استفاده از حمل‌ونقل عمومي يا دريافت يك خدمت ساده، مجبور نباشد هر روز از ديگران كمك بگيرد. شهر دسترس‌پذير، شهري نيست كه فقط چند رمپ در آن ساخته شده باشد؛ شهري است كه موانع آن به اندازه‌اي كم شده باشد كه افراد داراي معلوليت بتوانند بدون ترس، بدون وابستگي و با حفظ استقلال خود در آن زندگي كنند.

 

بیمه ملت