«تعادل» از شمارش معكوس براي شوك بزرگ انرژي گزارش مي‌دهد

وقتي هزينه حمل از قيمت نفت سبقت مي‌گيرد

۱۴۰۵/۰۶/۳۱ - ۲۳:۵۸:۰۳
کد خبر: ۴۰۴۲۷۴

تنگه هرمز براي دهه‌ها به عنوان «رگ حياتي» اقتصاد جهاني شناخته مي‌شد؛ شاهراهي كه نبض آن با عبور آرام و مداوم ابرنفتكش‌ها تنظيم مي‌شد. اما امروز، اين نبض به شماره افتاده است.

تنگه هرمز براي دههها به عنوان «رگ حياتي» اقتصاد جهاني شناخته ميشد؛ شاهراهي كه نبض آن با عبور آرام و مداوم ابرنفتكشها تنظيم ميشد. اما امروز، اين نبض به شماره افتاده است. وقتي از دريچه تحليلهاي لجستيكي و بازارهاي انرژي به وضعيت فعلي نگاه ميكنيم، آنچه در ميدان عمل رخ ميدهد، فراتر از يك تنش نظامي صرف است؛ ما با يك «پارادايمشيفت» (تغيير بنيادين) در هزينههاي حملونقل انرژي  روبهرو هستيم كه اقتصاد جهاني را  در موقعيتي بيسابقه  قرار داده  است.

اعداد هميشه گوياترين شاهدان هستند. دادههاي بالتيك اكسچنج تصويري تكاندهنده را ترسيم ميكنند: نرخ اجاره يك نفتكش غولپيكر در مسير خليج فارس به چين از مرز ۱.۰۳۵ ميليون دلار در روز عبور كرده. براي درك عمق فاجعه، كافي است اين رقم را با حدود ۲۰۸ هزار دلارِ پيش از تنشهاي اخير در اواخر فوريه مقايسه كنيم. اين جهش پنجبرابري، فراتر از يك نوسان معمولي بازار است؛ اين يك «بيمه ريسك جنگ» است كه به شكل نرخ حملونقل بروز كرده  است.

وقتي هزينه لجستيك چنين رشدي را تجربه ميكند، هيچ بازاري در امان نميماند. انرژي در دنياي امروز، تنها كالايي نيست كه در مخازن نفت و گاز ذخيره ميشود، بلكه انرژي همان «هزينه حملونقل» است كه به قيمت نهايي تمام كالاها  در سراسر جهان  سرايت ميكند.

بلومبرگ به درستي اشاره كرده است كه اين جهش، يك «شوك تورمي كمتر از حد انتظار» است. بسياري از پيشبينيكنندگان اقتصادي، هنوز ابعاد كامل اين انتقال هزينه را در مدلهاي تورمي خود لحاظ نكردهاند. اما واقعيت روي زمين، در اعداد سادهتر است: قيمت گازوئيل در امريكا كه به ركورد ۶.۳۱ دلار در هر گالن رسيده - يعني رشدي ۶۹ درصدي نسبت به سال گذشته - تنها نوك كوه يخ است.اين تورم، به تدريج از طريق زنجيرههاي تأمين تزريق ميشود. وقتي هزينه حمل سوخت خام افزايش مييابد، هزينه پالايش، حمل محصول نهايي، هزينه ترابري كالا، و حتي هزينه گرمايش و توليد در دورترين نقاط دنيا نيز افزايش پيدا ميكند. ما در حال ورود به دورهاي هستيم كه «امنيت حملونقل» به همان اندازه «دسترسي به منابع» اهميت پيدا كرده است. براي ما در صنعت پالايش، اين پيام شفاف است: بازار ديگر تنها نگران قيمت بشكه نفت نيست، بلكه نگران «بشكه در حال حركت» است.در تالارهاي بورس جهاني، اين وضعيت برندگاني داشته است. شركتهايي مانند فرانتلاين كه نمادِ مستقيمِ نوسانات بازار اجاره فوريمحسوب ميشوند، شاهد دوبرابر شدن ارزش سهام خود از ابتداي سال بودهاند. بازار به خوبي درك كرده است كه در اين فضاي آشوبناك، كساني كه ظرفيت حملونقل در اختيار دارند، قدرت قيمتگذاري را در دست گرفتهاند. بازيگراني همچون «اينترنشنال سيويزو «دياچتي هولدينگز») اكنون در كانون توجه سرمايهگذاراني هستند كه به دنبال شكار سود از اين وضعيت هستند. اما بايد هشدار داد؛ اين سودآوري، شكننده و بهشدت وابسته به تداومِ انسدادِ جريانهاست.اصليترين محرك اين بحران، كاهش شديد تردد در تنگه هرمز است. آمارها گواه اين سقوط آزاد هستند: در شرايط عادي، روزانه حدود ۱۲۵ كشتي بزرگ تجاري از اين آبراه حياتي عبور ميكردند. اين رقم در هفتههاي اخير به عددي ناچيز رسيده است (۱۷ كشتي در مقابل ۳۷ فروند تنها در بازه زماني يك هفتهاي) .

نكته طنزآميز و البته نگرانكننده ماجرا اينجاست كه برخي بازيگران منطقهاي، از جمله آرامكوي عربستان، كه پيشتر سعي داشتند با تكيه بر خط لوله «شرق-غرب» از وابستگي خود به تنگه هرمز بكاهند، اكنون به دليل آسيبهاي وارده به اين زيرساختها، دوباره مجبور به بازگشت به مسير دريايي شدهاند. اين يعني تنگه هرمز، با وجود تمامي مخاطرات، هنوز جايگزينناپذير است. اين وابستگي اجباري، فشار بر بازار نفتكشها را دوچندان كرده و قيمتها را به سطوح  غيرمنطقي فعلي رسانده است.

آيا اين شرايط پايدار است؟ پاسخ  كوتاه   منفي است.   اما آيا راه بازگشتي به قيمتهاي پيش از فوريه وجود دارد؟ اين بسيار بعيد به نظر ميرسد. امنيت حملونقل، گرانترين كالا در بازار امروز انرژي است.براي فعالان حوزه پالايش، صادرات و لجستيك انرژي، اين گزارش يك زنگ خطر جدي است. ما در دورهاي زندگي ميكنيم كه مدلهاي سنتي تجارت، ديگر پاسخگو نيستند. نرخ يكميليون دلاري نفتكشها، يك   عدد در صفحات  نمايشگر نيست؛ اين نمادي از فروپاشي نظمِ سنتي ترابري انرژي است.در ماههاي پيش رو، مساله اصلي ديگر «چقدر نفت توليد ميكنيم»   نخواهد بود، بلكه «چگونه   اين  نفت را با هزينهاي معقول به مقصد ميرسانيم» خواهد بود. جهان بايد خود را براي دوران انرژي گرانقيمت آماده كند؛ دوراني كه در آن هزينه اصلي، نه در چاههاي نفت، بلكه در ميان آبهاي متلاطم و ناامنِ تنگهها نهفته است. اين واقعيتي است كه بازار، چه بخواهيم و چه نخواهيم، در حال قيمتگذاري آن است.

بیمه ملت