ترامپ سرگردان میان جنگ و صلح

۱۴۰۵/۰۶/۳۱ - ۲۳:۲۷:۵۶
کد خبر: ۴۰۴۲۶۶

سخنراني اخير دونالد ترامپ در هشتاد و يكمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد بار ديگر رويكرد متناقض و «يكي به نعل و يكي به ميخ» واشنگتن در قبال تهران را به نمايش گذاشت. ترامپ از يك‌ سو از احتمال توافق سخن گفت و از سوي ديگر ايران را تهديد كرد كه برايش دوزخي دهشتناك ايجاد مي‌كند! 

در يادداشتي از حسن هاني‌زاده  سخنرانی رییس جمهور امریکا  در صحن سازمان ملل بررسی می شود

سخنراني اخير دونالد ترامپ در هشتاد و يكمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد بار ديگر رويكرد متناقض و «يكي به نعل و يكي به ميخ» واشنگتن در قبال تهران را به نمايش گذاشت. ترامپ از يك‌ سو از احتمال توافق سخن گفت و از سوي ديگر ايران را تهديد كرد كه برايش دوزخي دهشتناك ايجاد مي‌كند! 

اما بررسي متن و لحن بيانات ترامپ گوياي واقعيت ديگري است. شكست طرح‌هاي نظامي امريكا در ماه‌هاي گذشته، تاب‌‌آوري كم‌ نظير ملت ايران، تسلط راهبردي بر تنگه هرمز و انزواي فزاينده واشنگتن در افكار عمومي جهاني، ترامپ را ناچار ساخته تا براي خروج آبرومندانه از باتلاق منطقه‌‌اي، به گزينه چرخش به سمت ديپلماسي و بازگشت به ميز مذاكره چشم بدوزد.

تناقض‌گويي ترامپ اما ميان سرابِ اقتصادي و واقعيتِ ميداني در نوسان است. محور اصلي اظهارات ديروز دونالد ترامپ در نيويورك، ايالات متحده و چالش‌هاي پيراموني آن بود. با اين حال، او تلاش كرد باز هم پرونده ايران را در كانون توجه قرار دهد. ترامپ طبق رويكرد سنتي خود، تلاش كرد سياست همزمان تهديد و تشويق را پياده كند. نقطه‌‌اي كه در آن هم‌ از امكان توافق سخن مي‌گويد و هم ايران را به سناريوهاي مخرب نظامي و تسليحاتي تهديد مي‌كند. اما تناقض آشكار در سخنان او زماني عيان شد كه از شكوفايي اقتصاد امريكا سخن گفت، بدون آنكه بتواند محملي منطقي و قانع‌‌كننده براي آينده موثر و پايدار اقتصاد امريكا ارايه دهد. اين آشفتگي لحن، بيش از هر چيز نشان‌دهنده دست‌اندازهاي جدي واشنگتن در سياست خارجي است.

واقعيت‌‌هاي ميداني در منطقه به‌ گونه‌اي رقم خورده كه ترامپ ديگر نمي‌تواند با دستِ پر از «گزينه نظامي» سخن بگويد، چراكه طرح‌هاي نظامي ايالات متحده در ماه‌هاي گذشته با شكست رو‌به‌‌رو شده و هزينه‌هاي گزافي را بر منافع امريكا تحميل كرده است.

پرسش كليدي ان است كه عوامل بازدارنده و بن‌بست راهبردي واشنگتن در كدامين بخش‌ها برجسته است؟ در واقع بايد ديد كه چه شد لحن رييس‌جمهور امريكا تغيير كرد و نشانه‌هاي تمايل به خروج از بن‌بست پديدار شد؟ پاسخ را بايد در چند متغير بنيادين ميداني جست‌وجو كرد: 

    شكست پروژه نظامي: سياست فشار حداكثري و گزينه‌هاي نظامي در طول ماه‌هاي گذشته نتوانست كوچك‌ترين تغييري در معادله ميداني به نفع ايالات متحده و رژيم صهيونيستي ايجاد كند.

    تاب‌آوري ملت ايران: مقاومت همه‌جانبه و پايداري جامعه ايران در برابر فشارهاي تركيبي، محاسبات پنتاگون را در هم ريخت.

    مزيت ژئوپليتيك تنگه هرمز: تسلط و اشراف راهبردي ايران بر تنگه هرمز به عنوان شريان حياتي انرژي جهان، به عاملي بازدارنده تبديل شده كه هرگونه ماجراجويي نظامي را پرهزينه و غيرقابل كنترل مي‌سازد.

    انزواي بين‌المللي: ايالات متحده به دليل يكجانبه‌‌گرايي و همراهي با جنايات منطقه‌‌اي، به ‌شدت در نزد افكار عمومي جهان منزوي شده و نيازمند يك خروج آبرومندانه از اين باتلاق ژئوپليتيك است.

تمامي اين مولفه‌ها باعث شده تا ترامپ دريابد كه تداوم مسير تقابل، دستاوردي جز فرسايش بيشتر قدرت امريكا نخواهد داشت. از اين رو، نگاه او به ناچار به سمت بازگشت ايران به ميز مذاكره معطوف شده تا راهي براي تنفس و برون‌رفت از بحران پيدا كند.پرسش مهم ديگر اين است كه ايران چگونه مي‌تواند از فرصت مجمع عمومي در راستاي منافع خود بهره جويد؟ حضور رييس‌جمهور كشورمان در نيويورك و شايعات پيرامون برخورداري از اختيارات كامل براي احياي روند ديپلماتيك، موقعيت مناسبي را براي دستگاه سياست خارجي فراهم كرده است. با اين حال، گفتماني كه ايران بايد در مجمع عمومي سازمان ملل و ديدارهاي حاشيه‌‌اي مجمع عمومي پيگيري كند، نمي‌تواند مشروط به اراده يكجانبه طرف غربي باشد. چارچوب اصولي و شرايط ۷ گانه اعلام ‌شده از سوي دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، دقيقا متضمنِ منافع ملي ايران و ضمانت‌ بخش يك توافق پايدار است. مواردي چون بازگشايي كامل شريان‌هاي انرژي (تنگه هرمز)، خروج كامل نيروهاي بيگانه و متخاصم از منطقه، برقراري آتش‌بس پايدار و آزادسازي منابع و پول‌هاي بلوكه ‌شده ايران، سنگ‌بناي منطقي هرگونه گفت‌وگو و مذاكره آينده است.

اگر وزير امور خارجه در جريان نشست مجمع عمومي ديدارهايي با مقامات و بازيگران موثر داشته باشد، اين مطالبات مشخص مي‌تواند به عنوان نقشه راهي براي سرعت بخشيدن به روند ديپلماسي عمل كند. خروج از بن‌بست كنوني، تنها از مسير احترام به حقوق قانوني ايران، بازگشت دارايي‌هاي مسدود شده و پذيرش واقعيت‌هاي موازنه قدرت در منطقه ميسر خواهد بود؛ راهي كه اگر واشنگتن اراده واقعي براي پيمودن آن داشته باشد، مي‌تواند منافع صلح و ثبات جهاني را تامين كند.

بیمه ملت