گزارشي از هزينه‌هاي تحصيل زير سايه تورم

هزينه خريد لباس فرم به 15 ميليون تومان هم رسيد

۱۴۰۵/۰۶/۳۱ - ۰۱:۴۸:۳۶
کد خبر: ۴۰۴۱۵۷

با نزديك شدن به آغاز سال تحصيلي، خانواده‌ها بار ديگر با فهرستي از هزينه‌هاي اجباري و اختياري مواجه شده‌اند؛ هزينه‌هايي كه از كيف و كفش و نوشت‌افزار شروع مي‌شود و به سرويس، لباس فرم، كتاب‌هاي كمك‌آموزشي و ديگر مخارج مدرسه مي‌رسد. در اين ميان، لباس فرم شايد در نگاه اول هزينه‌اي كوچك‌تر از ساير اقلام به نظر برسد، اما افزايش قيمت آن در كنار ساير مخارج مهرماه، فشار قابل توجهي به بودجه خانوار وارد مي‌كند.

وقتي هزينه‌هاي مهر از جيب خانواده‌ها بزرگ‌تر مي‌شود

با نزديك شدن به آغاز سال تحصيلي، خانواده‌ها بار ديگر با فهرستي از هزينه‌هاي اجباري و اختياري مواجه شده‌اند؛ هزينه‌هايي كه از كيف و كفش و نوشت‌افزار شروع مي‌شود و به سرويس، لباس فرم، كتاب‌هاي كمك‌آموزشي و ديگر مخارج مدرسه مي‌رسد. در اين ميان، لباس فرم شايد در نگاه اول هزينه‌اي كوچك‌تر از ساير اقلام به نظر برسد، اما افزايش قيمت آن در كنار ساير مخارج مهرماه، فشار قابل توجهي به بودجه خانوار وارد مي‌كند.

 

   چرا لباس فرم  گران شده است؟

افزايش قيمت لباس فرم را نمي‌توان جدا از افزايش هزينه‌هاي توليد پوشاك  بررسي كرد. افزايش قيمت پارچه، نخ، دستمزد دوخت و ساير هزينه‌هاي توليد، مستقيماً بر قيمت تمام‌شده لباس اثر مي‌گذارد. گزارش‌هاي بازار در شهريور ۱۴۰۵ نيز از افزايش هزينه پارچه و نخ و رشد هزينه دوخت خبر مي‌دهند و در برخي موارد افزايش قيمت لباس فرم تا حدود دو برابر گزارش شده است. اما براي خانواده، دليل افزايش قيمت هرچه باشد، آنچه اهميت دارد رقم نهايي پرداختي است. خانواده بايد در فاصله كوتاهي مجموعه‌اي از هزينه‌ها  را تأمين كند؛ هزينه‌هايي كه اگر تنها يك فرزند هم داشته باشد، رقم آنها قابل توجه است و اگر دو يا سه فرزند مدرسه‌اي داشته باشد، فشار چند برابر مي‌شود. در واقع لباس فرم به تنهايي شايد نتواند بودجه يك خانواده را برهم بزند، اما وقتي در كنار كيف، كفش، نوشت‌افزار، كتاب، سرويس و ساير هزينه‌ها قرار مي‌گيرد، به بخشي از يك صورت‌حساب بزرگ تبديل مي‌شود.

 

   هزينه مهر فقط لباس فرم نيست

در سال ۱۴۰۵ برآوردهاي مختلفي از هزينه آماده‌كردن دانش‌آموز براي ورود به مدرسه منتشر شده است. يك گزارش يورونيوز از بازار لوازم‌التحرير نشان مي‌دهد كه قيمت يك سبد اقتصادي لوازم‌التحرير در برخي فروشگاه‌ها كمتر از سه ميليون تومان و در برخي فروشگاه‌ها بسيار بالاتر است؛ اگر كيف و لباس فرم نيز به اين سبد اضافه شود، هزينه يك مجموعه نسبتاً كامل مي‌تواند به حدود ۱۵ ميليون تومان برسد. اين رقم بسته به نوع كالا و محل خريد متفاوت است و نبايد به عنوان هزينه ثابت همه دانش‌آموزان تلقي شود. به اين هزينه‌ها بايد سرويس مدرسه را هم اضافه كرد؛ هزينه‌اي كه برخلاف خريد لباس و كيف، يك بار پرداخت نمي‌شود و در طول ماه تكرار مي‌شود. براي خانواده‌اي كه دو فرزند مدرسه‌اي دارد، هزينه رفت‌وآمد نيز دو برابر مي‌شود. به همين دليل، فشار اقتصادي آغاز سال تحصيلي را نمي‌توان فقط با قيمت يك دفتر يا يك دست لباس فرم سنجيد. آنچه اهميت دارد، مجموع هزينه‌هايي است كه در يك بازه كوتاه به خانوار تحميل مي‌شود. بررسي ميداني از قيمت روپوش مدارس در تهران و كرج نشان مي‌دهد قيمت اين پوشش، بسته به مقطع، جنس پارچه، مدل لباس و نوع مدرسه، تفاوت قابل توجهي دارد؛ به‌طوري كه قيمت روپوش مدارس در تهران اعم از دولتي و غيردولتي از حدود ۵ ميليون تومان آغاز شده و حتي به ۱۵ ميليون تومان نيز مي‌رسد. اين رقم در كرج در موارد بررسي‌شده حدود ۴ تا ۹ ميليون تومان و در حاشيه تهران با كيفيت  نه چندان مطلوب حداقل ۳ ميليون تومان است. بررسي ميداني از قيمت روپوش مدارس در تهران و كرج نشان مي‌دهد قيمت اين پوشش، بسته به مقطع، جنس پارچه، مدل لباس و نوع مدرسه، تفاوت قابل توجهي دارد؛ به‌طوري كه قيمت روپوش مدارس در تهران اعم از دولتي و غيردولتي از حدود ۵ ميليون تومان آغاز شده و حتي به ۱۵ ميليون تومان نيز مي‌رسد. اين رقم در كرج در موارد بررسي‌شده حدود ۴ تا ۹ ميليون تومان و در حاشيه تهران با كيفيت نه چندان مطلوب حداقل ۳ ميليون تومان است.

 

   لباس فرم؛ اجباري كه نبايد  به خريد لباس جديد تبديل شود

يكي از موضوعات مورد توجه خانواده‌ها در سال‌هاي اخير، الزام به خريد لباس فرم جديد است. در حالي كه لباس سال قبل ممكن است هنوز سالم و قابل استفاده باشد، تغيير مدل يا رنگ لباس مي‌تواند خانواده را مجبور به پرداخت هزينه دوباره كند. وزارت آموزش و پرورش در شهريور ۱۴۰۵ اعلام كرده است كه خريد لباس فرم جديد اجباري نيست و دانش‌آموزان در صورتي كه لباس سال قبل برايشان مناسب و قابل استفاده باشد، مي‌توانند همان لباس را بپوشند.  همچنين مدارس نبايد خانواده‌ها را مجبور به خريد لباس جديد كنند. موضوع ديگر، اجبار خانواده‌ها به خريد از توليدي خاص است. دستورالعمل‌هاي مربوط به لباس فرم مدارس بر ممنوعيت اجبار خانواده‌ها به خريد از يك توليدكننده مشخص تأكيد دارند. گزارش‌هاي امسال نيز نشان مي‌دهد خانواده‌ها همچنان نسبت به هزينه‌هاي اضافي و كيفيت لباس‌ها گلايه‌هايي دارند. اين مساله از آن جهت اهميت دارد كه در شرايط تورمي، استفاده مجدد از لباس سالم سال گذشته مي‌تواند بخش قابل توجهي از هزينه خانواده را حذف كند. حتي شكل‌گيري بازار لباس فرم دست‌دوم در روزهاي اخير نشان مي‌دهد برخي خانواده‌ها براي كاهش هزينه‌ها به دنبال راه‌هاي جايگزين هستند.

 

   وقتي آموزش در فهرست هزينه‌هاي  قابل حذف قرار مي‌گيرد

اما نگراني اصلي تنها افزايش قيمت لباس فرم نيست؛ مساله مهم‌تر آن است كه استمرار افزايش هزينه‌هاي آموزشي مي‌تواند جايگاه آموزش را در بودجه خانوار تغيير دهد. بهنام بهادري، كارشناس اقتصاد خانواده، درباره آثار كاهش قدرت خريد خانوار بر تصميم‌هاي مصرفي به تعادل مي‌گويد: خانواده‌ها در مرحله نخست معمولاً هزينه‌هاي غيرضروري را حذف مي‌كنند، اما اگر فشار اقتصادي ادامه پيدا كند، حذف هزينه‌ها به كالاها و خدمات ضروري نيز مي‌رسد. او كاهش هزينه آموزش، خريد كالاهاي ارزان‌تر و به تعويق انداختن برخي مخارج ضروري را از جمله واكنش‌هاي خانوارها به كاهش قدرت خريد مي‌داند.

او مي‌افزايد: از اين زاويه، لباس فرم تنها يك پوشاك نيست؛ نمونه‌اي از هزينه‌اي است كه در كنار ده‌ها هزينه ديگر، بودجه خانوار را تحت فشار قرار مي‌دهد. وقتي درآمد خانواده پاسخگوي مسكن، خوراك، درمان و رفت‌وآمد نيست، حتي هزينه‌اي كه به تنهايي چندان بزرگ به نظر نمي‌رسد، مي‌تواند در تصميم‌گيري اقتصادي خانواده اثرگذار شود. بهادري تأكيد مي‌كند: زماني كه ديگر امكان حذف هزينه‌هاي غيرضروري وجود نداشته باشد، خانواده براي تأمين نيازهاي اوليه ناچار به كاهش كيفيت مصرف يا استفاده از قرض و بدهي مي‌شود. اين موضوع در حوزه آموزش اهميت بيشتري پيدا مي‌كند؛ زيرا برخلاف بسياري از كالاهاي مصرفي، حذف يا كاهش هزينه آموزشي مي‌تواند پيامد بلندمدت داشته باشد.

 

   خطر از لباس فرم شروع نمي‌شود

كارشناسان آموزشي نيز در روزهاي اخير نسبت به ارتباط ميان فشار اقتصادي و بازماندن برخي دانش‌آموزان از تحصيل هشدار داده‌اند. محمدرضا نيك‌نژاد، كارشناس حوزه آموزش، اقتصاد را يكي از عوامل مهم بازماندن دانش‌آموزان از تحصيل دانسته و گفته است فشار اقتصادي، به‌ويژه براي خانواده‌هاي زير خط فقر، مي‌تواند در ترك تحصيل فرزندان تعيين‌كننده باشد. در واقع هيچ خانواده‌اي لزوماً به دليل گران شدن يك دست لباس فرم تصميم به خارج كردن فرزندش از مدرسه نمي‌گيرد؛ مساله، تجمع هزينه‌ها است. لباس فرم، كيف، كفش، نوشت‌افزار، سرويس، تغذيه، هزينه‌هاي آموزشي و در برخي موارد كمك‌هاي مدرسه، وقتي روي هم قرار مي‌گيرند، ممكن است براي يك خانوار كم‌درآمد به مانعي واقعي تبديل شوند. گزارش‌هاي ميداني اخير نيز از خانواده‌هايي خبر مي‌دهند كه در اثر فشار مالي، ميان تأمين هزينه‌هاي زندگي و ادامه تحصيل فرزند با انتخاب‌هاي دشوار مواجه شده‌اند. در برخي روايت‌ها، نوجوانان به دليل مشكلات اقتصادي از ادامه تحصيل بازمانده و وارد بازار كار شده‌اند؛ هرچند اين تجربه‌ها را نمي‌توان به كل جامعه تعميم داد، اما نشان‌دهنده يكي از مسيرهاي احتمالي اثرگذاري فشار اقتصادي بر آموزش است.

   دو فرزند؛ دو برابر هزينه، چند برابر فشار

مساله براي خانواده‌هاي چندفرزندي جدي‌تر است. خانواده‌اي كه يك دانش‌آموز دارد، يك بار بايد هزينه لباس فرم و لوازم مدرسه را بپردازد؛ اما براي خانواده‌اي با دو يا سه فرزند، همين هزينه‌ها تكرار مي‌شود. از سوي ديگر، سن دانش‌آموزان نيز باعث مي‌شود امكان استفاده طولاني‌مدت از برخي لباس‌ها وجود نداشته باشد. رشد كودك، تغيير سايز و فرسودگي لباس باعث مي‌شود خانواده در بعضي موارد ناچار به خريد لباس جديد شود. بنابراين تفاوت ميان «لباس جديد اجباري» و «لباس جديد مورد نياز» اهميت دارد.

 

   آموزش نبايد به قرباني تورم تبديل شود

هزينه‌هاي آغاز سال تحصيلي را نمي‌توان از شرايط كلي اقتصاد خانوار جدا كرد. خانواده‌اي كه درآمدش با سرعت افزايش هزينه‌هاي زندگي رشد نمي‌كند، مجبور است ميان نيازهاي مختلف اولويت‌بندي كند و آموزش زماني آسيب‌پذيرتر مي‌شود كه هزينه‌هاي آن به مجموعه‌اي از پرداخت‌هاي كوچك اما متعدد تبديل شود. لباس فرم در اين ميان فقط يك نمونه است؛ نمونه‌اي از هزينه‌اي كه در سال ۱۴۰۳ در بسياري از مناطق چندصد هزار تومان بود و در سال ۱۴۰۵ در برخي بازارها به يك تا چند ميليون تومان رسيده است. در كنار ساير هزينه‌هاي تحصيل، اين افزايش مي‌تواند فشار بيشتري بر خانواده‌هاي كم‌درآمد و چندفرزندي وارد كند. از نگاه اقتصاد خانواده، مساله اصلي تنها «گران شدن لباس مدرسه» نيست؛ مساله اين است كه آيا خانوار پس از پرداخت هزينه‌هاي ضروري زندگي، توان تأمين هزينه‌هاي آموزشي فرزندان را نيز دارد يا خير. اگر پاسخ براي بخشي از خانواده‌ها منفي باشد، حمايت از دانش‌آموزان كم‌برخوردار، تأمين بخشي از لوازم ضروري تحصيل، كنترل هزينه‌هاي جانبي و جلوگيري از تحميل خريدهاي غيرضروري مي‌تواند در حفظ دسترسي آنان به آموزش اهميت پيدا كند. در نهايت، هزينه آموزش فقط رقم شهريه نيست. براي بسياري از خانواده‌ها، آموزش مجموعه‌اي از هزينه‌هاي به‌ظاهر كوچك است كه در پايان ماه و سال رقم بزرگي مي‌سازد؛ و اگر اين هزينه‌ها بدون توجه به توان اقتصادي خانوار افزايش پيدا كند، فاصله ميان «حق دسترسي به مدرسه» و «امكان واقعي ادامه تحصيل» مي‌تواند براي برخي دانش‌آموزان بيشتر شود.

 

بیمه ملت