به چالش كشيدن «نظم مالي امريكا» در شانگهاي و بريكس
در طول دو هفته گذشته، جهان شاهد 2 رخداد ديپلماتيك با وزن ژئوپليتيك بسيار بالا و اثرگذار بود. از يك طرف، برگزاري اجلاس سران سازمان همكاريهاي شانگهاي در بيشكك قرقيزستان و از سوي ديگر نشست سران بريكس در دهلينو. اگرچه اين نشستها به ظاهر ديدارهاي سالانه به نظر ميرسند، اما در لايههاي زيرين خود حامل پيامهاي راهبردي عميقي هستند.
در طول دو هفته گذشته، جهان شاهد 2 رخداد ديپلماتيك با وزن ژئوپليتيك بسيار بالا و اثرگذار بود. از يك طرف، برگزاري اجلاس سران سازمان همكاريهاي شانگهاي در بيشكك قرقيزستان و از سوي ديگر نشست سران بريكس در دهلينو. اگرچه اين نشستها به ظاهر ديدارهاي سالانه به نظر ميرسند، اما در لايههاي زيرين خود حامل پيامهاي راهبردي عميقي هستند. اين تحولات نشان ميدهد كه برخلاف تصور جريان رسانهاي غرب، فشار تحريمهاي يك جانبه امريكا عليه ايران و ديگر قدرتهاي نوظهور نه تنها به انزواي اين كشورها منجر نشده، بلكه زمينه ساز شكلگيري يك ائتلاف واقعي براي تقابل با يكجانبهگرايي دلار و نظام تصميمسازيهاي اقتصادي و راهبردي ايالات متحده شده است.
پايانِ پذيرشِ تحريمهاي ظالمانه: در بيانيه پاياني اجلاس شانگهاي، سران كشورهاي عضو اين منظومه بزرگ اقتصادي با صراحتي كمسابقه تأكيد كردند كه تحت تأثير فشارهاي تحريمي امريكا عليه ايران قرار نخواهند گرفت. اين موضعگيري، ديگر يك تعارف ديپلماتيك ساده و سطحي نيست؛ بلكه يك «پارادايم جديد» است كه ميتواند تصويري متفاوت از دورنماي آينده نظم بينالملل ارايه كند. براي نخستينبار، بازيگران كليدي اوراسيا به اين نتيجه رسيدهاند كه تحريمهاي امريكا نه ابزاري براي اجراي عدالت بينالملل، بلكه ابزاري براي سركوب رقباي اقتصادي است. اعلام غيرقانوني بودن اين تحريمها از سوي شانگهاي، به معناي خروج از مدار فشارهاي مالي واشنگتن و آغاز همگرايي براي ايجاد كانالهاي تجاري مستقل است.
بريكس و معماي «دلارزدايي»: در نشست سران بريكس، رويكردها بيش از پيش به سمت عملياتي كردن «دلارزدايي» ميل كرده است. ايده ايجاد يك ارز مشترك يا تقويت ساز و كار تبادل با ارزهاي ملي (Local Currencies) در ميان اعضاي بريكس، نقطه عطف اين نشست است. دلار امريكا سالهاي سال است كه به عنوان «سلاح» در سياست خارجي اين كشور عمل ميكند. با كاهش وابستگي به اين ارز در مبادلات تجاري ميان اعضاي بريكس و شانگهاي، قدرت چانهزني امريكا در اعمال تحريمها بهشدت كاهش مييابد. اگر اين ساز و كارها به ثمر بنشيند، اثرات تحريمي امريكا عليه ايران، چين و روسيه بهطور سيستماتيك كمرنگ خواهد شد.
سخنراني رييسجمهور؛ دريچهاي به سوي تعاملات جديد: حضور و سخنراني جناب آقاي مسعود پزشكيان در نشست سران بريكس، فرصتي استثنايي براي تبيين جايگاه ايران در اين نظم نوين است.
رييسجمهور ميتواند با تكيه بر ظرفيتهاي ترانزيتي و انرژي كشورمان، فضاي جديدي براي جذب سرمايهگذاري و پيوند دادن اقتصاد ايران به شبكههاي توليد در بريكس ايجاد كند. حضور ايران در اين منظومه، نه تنها دسترسي به بازارهاي جديد را تسهيل ميكند، بلكه «عمق استراتژيك» ايران را در برابر سياستهاي تهاجمي غرب افزايش ميدهد.
آيا ضمانت اجرايي براي حمايتها بريكس و شانگهاي هم وجود دارد؟ اين پرسش كه «آيا اعضاي بريكس و شانگهاي حاضرند براي حمايت از يكديگر هزينه بپردازند؟» پاسخ روشني دارد. مساله اين است كه اين ائتلاف، يك پيمان صرفاً ايدئولوژيك نيست كه با تغيير دولتها متزلزل شود؛ اين يك «ائتلاف منافع مشترك» است. چين و روسيه نيز وضعيت مشابهي با ايران دارند. براي پكن و مسكو، مقابله با هژموني دلار و تحريمهاي امريكا، يك ضرورت حياتي براي حفظ امنيت ملي و توسعه اقتصادي آنها است. بنابراين، حمايت از ايران در اين چارچوب، در واقع بخشي از برنامه كلان آنها براي بقا و تثبيت جبهه اقتصادي مستقلشان در برابر واشنگتن است.
مجموع اين تحولات نشان ميدهد كه جهان در حال حركت به سمت يك ساختار چند قطبي است. شانگهاي و بريكس با در اختيار داشتن بخش عمدهاي از گردش مالي، منابع انرژي و توانمنديهاي توليدي جهان، عملاً در حال تبديل شدن به سدي بزرگ در برابر سياستهاي يكجانبه غرب هستند. ايران با هوشمندي در حال قرار گرفتن در جايگاه درستِ اين معادله تاريخساز است؛ جايي كه فشارهاي تحريمي به جاي منزوي كردن كشور، به موتور محركي براي پيوند با اقتصادهاي نوظهور تبديل ميشود.