حذف و جابه‌جايي ۹۲ ميليون شغل تا ۲۰۳۰

۱۴۰۵/۰۶/۱۲ - ۰۱:۱۷:۴۷
کد خبر: ۴۰۱۷۰۱

هوش مصنوعي ديگر صرفاً يك فناوري نوظهور در دنياي نرم‌افزار و فناوري اطلاعات نيست؛ بلكه به تدريج در حال تغيير دادن ساختار بازار كار، مهارت‌هاي مورد نياز شركت‌ها و حتي تعريف بسياري از مشاغل است.

هوش مصنوعي ديگر صرفاً يك فناوري نوظهور در دنياي نرمافزار و فناوري اطلاعات نيست؛ بلكه به تدريج در حال تغيير دادن ساختار بازار كار، مهارتهاي مورد نياز شركتها و حتي تعريف بسياري از مشاغل است. در چنين شرايطي، برخي مشاغل با كاهش تقاضا مواجه خواهند شد و در مقابل، فرصتهاي شغلي جديدي در حوزههايي مانند هوش مصنوعي، فناوري مالي، توسعه پلتفرمها و كار با ماشينها و ايجنتهاي هوشمند شكل خواهد گرفت. پيام محمدي، عضو هياتمديره انجمن توليدكنندگان نرمافزار تلفن همراه، در پنل الكامپتاك با عنوان «آينده اپليكيشنهاي موبايل در عصر AI» با اشاره به همين تحولات گفت كه بر اساس آماري كه مجمع جهاني اقتصاد در سال ۲۰۲۵ ارايه كرده است تا سال ۲۰۳۰ بيش از ۱۷۰ ميليون شغل جديد ايجاد خواهد شد و در مقابل، ۹۲ ميليون شغل حذف يا جابهجا ميشوند. به اين ترتيب، در مجموع حدود ۷۸ ميليون فرصت شغلي جديد بيش از مشاغلي خواهد بود كه از بين ميروند يا تغيير ماهيت ميدهند.

ورود گسترده هوش مصنوعي به كسبوكارها باعث شده است نگراني درباره آينده شغلي بسياري از كاركنان افزايش يابد. محمدي با اشاره به كاهش ارزش برخي مهارتها اظهار كرد كه افرادي كه عمدتاً كارهاي ساده و تكراري انجام ميدهند، در معرض تغييرات بيشتري قرار دارند. به گفته او، جونيور دولوپرها يا افرادي كه وظايف ساده توسعه نرمافزار را انجام ميدهند، در آينده نقش كمرنگتري خواهند داشت؛ هرچند اين گروه بهطور كامل حذف نخواهند شد. مساله اصلي اين است كه هوش مصنوعي ميتواند بخش قابل توجهي از كارهاي زمانبر و تكراري را با سرعت بالاتر و هزينه پايينتر انجام دهد. در نتيجه، ارزش نيروي انساني بيش از گذشته به توانايي حل مساله، تحليل، خلاقيت، شناخت كسبوكار و استفاده درست از ابزارهاي هوش مصنوعي وابسته خواهد شد .

 

    از طراحي نرمافزار تا بانك و بورس

به گفته عضو هياتمديره انجمن توليدكنندگان نرمافزار تلفن همراه، هوش مصنوعي در بخشهاي مختلف زنجيره توليد نرمافزار قابليت استفاده دارد؛ از طراحي، تحليل و معماري گرفته تا پشتيباني و فعاليتهاي تخصصي. اين تحول فقط به صنعت نرمافزار محدود نميشود. حوزههايي مانند اپليكيشنهاي بورسي و بانكي نيز به شكل فزايندهاي تحت تأثير هوش مصنوعي قرار گرفتهاند. تحليل دادههاي مالي، شناسايي الگوها، پردازش اطلاعات مشتريان و ارايه خدمات هوشمند از جمله حوزههايي هستند كه ميتوانند با ورود مدلهاي هوش مصنوعي متحول شوند. در بازارهاي مالي، اهميت سرعت و پردازش دادهها نيز اهميت اين فناوري را بيشتر كرده است. محمدي با اشاره به تجربه بازار سرمايه توضيح داد كه در گذشته در برخي عرضههاي اوليه، سرعت ارسال سفارش ميتوانست نقش تعيينكنندهاي داشته باشد، اما امروز شرايط متفاوت شده و نقش فناوري و هوش مصنوعي در فرآيندهاي مالي پررنگتر شده است.

 

    چتباتها؛ نخستين موج تغيير

يكي از ملموسترين نمونههاي ورود هوش مصنوعي به بازار كار، چتباتها هستند. بسياري از كسبوكارها اكنون براي پاسخگويي به مشتريان، پشتيباني اوليه، توليد محتوا، جستوجوي اطلاعات و انجام امور تكراري از ابزارهاي مبتني بر هوش مصنوعي استفاده ميكنند. محمدي با اشاره به حضور پررنگ چتباتها معتقد است اين فناوري در حال جايگزين شدن با بخشي از فعاليتهايي است كه پيش از اين توسط نيروي انساني انجام ميشد. البته اين روند را نميتوان صرفاً به معناي «بيكاري» دانست. در بسياري از موارد، يك شغل بهطور كامل از بين نميرود، بلكه وظايف فرد تغيير ميكند. نيروي انساني ممكن است از انجام امور ساده و تكراري فاصله گرفته و به سمت مديريت، نظارت، تصميمگيري و فعاليتهاي تخصصيتر حركت كند.

    هوش مصنوعي به عنوان همكار

پيام محمدي به علاقهمندان فعاليت در حوزه هوش مصنوعي توصيه كرده است خود را با اين فناوري همگام كنند و به دنبال كسب تجربه باشند. از نگاه او، كاركنان و به ويژه برنامهنويسان نبايد هوش مصنوعي را صرفاً رقيب خود بدانند، بلكه بايد آن را به عنوان يك همكار در فرآيند كاري در نظر بگيرند. اين نگاه ميتواند يكي از كليديترين مهارتهاي بازار كار آينده باشد. فردي كه بتواند مساله را به درستي تعريف كند، ابزار مناسب هوش مصنوعي را انتخاب كند، خروجي آن را ارزيابي كند و در نهايت از آن براي توليد يك محصول يا خدمت استفاده كند، احتمالاً مزيت بيشتري نسبت به فردي خواهد داشت كه بدون استفاده از اين فناوري فعاليت ميكند. بنابراين، آينده بازار كار را نميتوان به دو گروه «انسان» و «هوش مصنوعي» تقسيم كرد. در بسياري از مشاغل، تركيب اين دو عامل تعيينكننده خواهد بود.

 

    مشاغل جديد در راهند

همزمان با حذف يا كاهش برخي مشاغل، فناوريهاي جديد فرصتهاي شغلي تازهاي ايجاد ميكنند. محمدي آينده را متعلق به حوزههايي مانند هوش مصنوعي، فناوري مالي و فعاليتهاي مرتبط با ماشينها دانست. با گسترش مدلهاي هوش مصنوعي و ايجنتها، نياز به افرادي كه بتوانند اين فناوريها را طراحي، مديريت، آموزش، ارزيابي و در فرآيندهاي سازماني ادغام كنند، افزايش پيدا خواهد كرد.

 

    برنده بازار آينده چه كسي است؟

به گفته محمدي، آينده صرفاً متعلق به افرادي نيست كه «با هوش مصنوعي كار ميكنند»، بلكه متعلق به كساني است كه علاوه بر شناخت فناوري، درك مناسبي از كسبوكار و پلتفرمهاي مختلف داشته باشند. اين موضوع براي شركتهاي ايراني نيز اهميت ويژهاي دارد. كسبوكارهايي كه صرفاً يك ابزار هوش مصنوعي را به فرآيندهاي قديمي خود اضافه كنند، لزوماً به موفقيت نميرسند. مساله اصلي، بازطراحي فرآيندها و هماهنگ كردن ظرفيتهاي مختلف است. شركتها در آينده بايد بتوانند انسانها، ماشينها، ايجنتها و مدلهاي هوش مصنوعي را در يك زنجيره ارزش واحد كنار يكديگر قرار دهند. چنين تغييري نيازمند سرمايهگذاري در آموزش نيروي انساني و بازتعريف مهارتهاي شغلي است.

 

    ضرورت بازآموزي نيروي كار

با نزديك شدن به سال ۲۰۳۰، يكي از مهمترين چالشهاي بازار كار، فاصله ميان مهارتهاي موجود و مهارتهاي مورد نياز خواهد بود. اگر نيروي انساني نتواند خود را با فناوريهاي جديد تطبيق دهد، حتي در صورت باقي ماندن عنوان شغلي، ممكن است بخش قابل توجهي از فرصتهاي كاري خود را از دست بدهد. از اين رو، آموزش مستمر و بازآموزي نيروي كار ديگر يك انتخاب لوكس براي شركتها يا كاركنان نيست، بلكه به ضرورتي براي حفظ جايگاه شغلي تبديل شده است.

 

    بازار كار در مسير يك تغيير تاريخي

پيشبيني ايجاد ۱۷۰ ميليون شغل جديد در كنار حذف يا جابهجايي ۹۲ ميليون شغل، تصويري از يك بازار كار كاملاً متفاوت در سال ۲۰۳۰ ارايه ميدهد. اين اعداد بيش از آنكه صرفاً از نابودي مشاغل خبر دهند، بيانگر جابهجايي گسترده تقاضا از يك مجموعه مهارت به مجموعهاي ديگر هستند. در اين ميان، كساني كه زودتر مهارتهاي خود را بهروز كنند، احتمال بيشتري براي بهرهبرداري از فرصتهاي جديد خواهند داشت. در مقابل، وابستگي به وظايف ساده، تكراري و قابل خودكارسازي ميتواند ريسك شغلي بيشتري ايجاد كند.

 

بیمه ملت