زنگ خطر اقليم در سالي كه «نرمال» به نظر مي‌رسد

ايران گرمتر مي‌شود

۱۴۰۵/۰۶/۱۲ - ۰۱:۰۸:۳۷
کد خبر: ۴۰۱۶۹۱

ميانگين دماي ايران در سال آبي جاري ۱.۲ درجه سانتيگراد بالاتر از نرمال ثبت شده و بارش‌ها در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير با افت محسوسي مواجه بوده‌اند؛ اما در نگاه اول، يك عدد مي‌تواند همه اين نگراني‌ها را پنهان كند: بارش تجمعي كشور از ابتداي سال آبي، اندكي بيشتر از ميانگين بلندمدت است.

ميانگين دماي ايران در سال آبي جاري ۱.۲ درجه سانتيگراد بالاتر از نرمال ثبت شده و بارش‌ها در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير با افت محسوسي مواجه بوده‌اند؛ اما در نگاه اول، يك عدد مي‌تواند همه اين نگراني‌ها را پنهان كند: بارش تجمعي كشور از ابتداي سال آبي، اندكي بيشتر از ميانگين بلندمدت است. حالا آيا واقعاً وضعيت بارش ايران عادي است؟ يا ميانگين‌هاي آماري، تصوير نگران‌كننده‌تري را كه در پسِ اعداد پنهان شده، مخفي مي‌كنند؟ ايران سال آبي ۱۴۰۵- 1404 را در شرايطي پشت سر مي‌گذارد كه دو نشانه مهم در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند: گرماي بيشتر و بي‌نظمي در بارش‌ها. داده‌هاي سازمان هواشناسي تا پايان ۹ شهريور ۱۴۰۵ نشان مي‌دهد ميانگين دماي كشور از ابتداي سال آبي به ۱۸.۹ درجه سانتي‌گراد رسيده؛ عددي كه ۱.۲ درجه بالاتر از ميانگين بلندمدت ۱۷.۷ درجه‌اي است. در سوي ديگر، بارش‌هاي كشور در بازه‌هاي كوتاه‌مدت افت چشمگيري داشته‌اند. طي هفت روز گذشته تنها ۰.۳ ميلي‌متر بارش ثبت شده؛ رقمي كه ۶۱.۱ درصد كمتر از ميانگين بلندمدت همين بازه است. از ابتداي شهريور نيز بارش كشور ۰.۶ ميلي‌متر بوده كه ۴۹.۶ درصد پايين‌تر از نرمال گزارش شده است.

اين اعداد به ظاهر ساده، يك واقعيت مهم را يادآوري مي‌كنند: بحران اقليمي الزاماً با كاهش دايمي بارش سالانه خود را نشان نمي‌دهد؛ گاهي با تغيير زمان، شدت و پراكنش بارندگي آشكار مي‌شود.

 

   بارش سالانه «بيشتر از نرمال» است

بر اساس داده‌هاي ارايه‌شده، مجموع بارش كشور از ابتداي سال آبي تاكنون ۲۳۱.۴ ميلي‌متر بوده، در حالي كه ميانگين بلندمدت براي اين دوره ۲۳۰.۶ ميلي‌متر است. يعني بارش تجمعي كشور حدود ۰.۳ درصد بيشتر از ميانگين بلندمدت بوده است. اگر تنها همين عدد را ببينيم، ممكن است به اين نتيجه برسيم كه وضعيت بارندگي كشور نه‌تنها بحراني نيست، بلكه حتي كمي بهتر از شرايط عادي است. اما چنين برداشتي مي‌تواند گمراه‌كننده باشد. مساله فقط اين نيست كه چقدر باران مي‌بارد؛ مساله اين است كه كجا، چه زماني و با چه شدتي مي‌بارد. ممكن است بارش يك استان يا منطقه در يك دوره كوتاه، به شكل سيلابي افزايش پيدا كند و ميانگين كشوري را بالا ببرد، اما همان بارش الزاماً به معناي تأمين پايدار منابع آب نيست. بارندگي شديد در مدت كوتاه مي‌تواند به روان‌آب و سيلاب تبديل شود و سهم محدودي در تغذيه سفره‌هاي زيرزميني داشته باشد. در مقابل، بارش‌هاي منظم و آرام در زمان مناسب، ارزش بيشتري براي خاك، كشاورزي، سدها و منابع زيرزميني دارند. بنابراين، عبور ۰.۳ درصدي بارش از ميانگين بلندمدت را نبايد به عنوان نشانه پايان بحران آب تلقي كرد.

 

   ايران فقط خشك‌تر نيست؛ گرمتر هم  شده است

اگر بارش‌ها تصويري پيچيده و چندلايه ارايه مي‌كنند، وضعيت دما صريح‌تر است.ميانگين دماي كشور از ابتداي سال آبي ۱۸.۹ درجه ثبت شده، در حالي كه ميانگين بلندمدت ۱۷.۷ درجه بوده است. اين يعني ايران در اين بازه به‌طور متوسط ۱.۲ درجه گرم‌تر از شرايط معمول بوده است. در هفت روز گذشته نيز ميانگين دماي كشور به ۲۹.۲ درجه رسيده؛ در حالي كه ميانگين بلندمدت اين دوره ۲۷.۴ درجه بوده است. بنابراين، تنها در يك هفته اخير نيز دما ۱.۸ درجه بالاتر از نرمال قرار داشته است. به گزارش مهر، اين افزايش دما فقط يك ركورد آماري نيست. گرم‌تر شدن كشور مستقيماً با مصرف آب، تبخير، نياز آبي كشاورزي و فشار بر منابع سطحي و زيرزميني ارتباط دارد. در يك كشور خشك و نيمه‌خشك مانند ايران، افزايش دما مي‌تواند همان مقدار بارش را نيز كم‌اثرتر كند. آبي كه در شرايط خنك‌تر فرصت بيشتري براي نفوذ، ذخيره و استفاده دارد، در شرايط گرم‌تر با تبخير بيشتر و نياز آبي بالاتر مواجه مي‌شود.

 

   بارش‌ها كجا مي‌بارند؟

نقشه‌هاي بارش نيز نشان مي‌دهند بارندگي در ايران توزيع يكنواختي نداشته است.استان‌هاي شمالي، شمال‌غربي و غربي و مناطق كوهستاني، سهم بيشتري از بارش‌ها را دريافت كرده‌اند. گلستان، مازندران و گيلان، بخش‌هايي از البرز و قزوين و استان‌هايي مانند آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، زنجان، كردستان، كرمانشاه، لرستان و ايلام در زمره مناطق پربارش قرار گرفته‌اند. در مقابل، بخش‌هايي از مناطق مركزي و شرقي كشور با بارش‌هاي كم تا متوسط مواجه بوده‌اند.اين تفاوت جغرافيايي اهميت زيادي دارد؛ زيرا ميانگين كشوري نمي‌تواند به‌تنهايي وضعيت آبي همه استان‌ها را توضيح دهد. ممكن است كشوري در مجموع بارشي نزديك به نرمال داشته باشد، اما چند استان با كم‌آبي شديد دست‌وپنجه نرم كنند. منابع آب، جمعيت، كشاورزي و صنعت نيز به يك اندازه در سراسر كشور توزيع نشده‌اند. بنابراين يك ميانگين ملي، نمي‌تواند جايگزين تحليل حوضه‌هاي آبريز و مناطق مختلف شود.

 

   چرا بايد به اعداد كوتاه‌مدت توجه كرد؟

افت ۶۱.۱ درصدي بارش در هفت روز گذشته، در كنار كاهش ۴۹.۶ درصدي بارش از ابتداي شهريور، شايد در نگاه نخست اهميت چنداني نداشته باشد؛ به‌خصوص در پايان تابستان كه به‌طور طبيعي بارش در بسياري از نقاط كشور پايين است. اما اهميت اين ارقام بيشتر از آن جهت است كه تصويري از وضعيت كوتاه‌مدت چرخه آب ارايه مي‌كنند.

در فصل گرم، هم‌زمان با افزايش دما، تبخير و تعرق نيز بالا مي‌رود. بنابراين كاهش بارش در چنين دوره‌اي مي‌تواند فشار بيشتري بر منابع آبي وارد كند. از همين رو، مقايسه بارش با نرمال تاريخي به تنهايي كافي نيست. بايد پرسيد اين كاهش بارش در چه دمايي رخ داده، منابع آب در ابتداي دوره چه وضعيتي داشته‌اند و چه مقدار از بارش‌هاي قبلي واقعاً به ذخاير قابل استفاده تبديل شده است.

   ايران با «نرمال جديد» روبروست؟

شايد مهم‌ترين پرسش اين باشد كه آيا هنوز مي‌توان «ميانگين بلندمدت» را معيار كافي براي سنجش وضعيت امروز ايران دانست؟ وقتي ميانگين دماي كشور ۱.۲ درجه بالاتر از نرمال قرار دارد و در عين حال بارش‌ها در بازه‌هاي كوتاه‌مدت و فصلي افت محسوسي دارند، اتكا به يك عدد تجمعي براي اعلام «شرايط عادي» مي‌تواند خطرناك باشد. اگر كشوري براي سال‌ها با افزايش دما، كاهش منابع آب و تغيير الگوي بارش مواجه باشد، ممكن است شرايطي كه زماني «غيرعادي» محسوب مي‌شد، به تدريج به وضعيت معمول تبديل شود. اين همان نقطه‌اي است كه سياست‌گذار بايد به جاي مقايسه صرف با گذشته، درباره آينده نيز تصميم بگيرد.

 

   آب را با ميانگين‌ها مديريت نكنيم

داده‌هاي تا ۹ شهريور ۱۴۰۵ يك پيام دوگانه دارند: از يك طرف، بارش تجمعي سال آبي كشور تقريباً در محدوده نرمال قرار دارد و حتي اندكي بالاتر از ميانگين بلندمدت است؛ از طرف ديگر، دما به شكل محسوسي بالاتر از نرمال قرار گرفته و بارش‌هاي هفته‌ها و ماه‌هاي اخير كاهش يافته‌اند. اين دو گزاره با يكديگر تناقض ندارند؛ بلكه دقيقاً نشان مي‌دهند بحران آب ايران را نمي‌توان با يك عدد سنجيد. ايران ممكن است در پايان يك سال آبي، از نظر بارش تجمعي «نرمال» باشد، اما همچنان با تنش آبي جدي مواجه شود. ممكن است باران كافي در كشور ببارد، اما در زمان يا مكان نامناسب. ممكن است بارندگي افزايش يابد، اما هم‌زمان گرما و تبخير نيز بيشتر شود. به همين دليل، مساله امروز ايران صرفاً «كمبود باران» نيست؛ مساله، تغيير رابطه ميان بارش، دما، مصرف و منابع آب است.وقتي ميانگين دما ۱.۲ درجه بالاتر مي‌رود، ديگر نمي‌توان با همان الگوي مصرف، همان نوع كشاورزي، همان برداشت از سفره‌هاي زيرزميني و همان سياست‌هاي گذشته به استقبال آينده رفت. باران ممكن است يك سال كمي بيشتر ببارد؛ اما اگر آب درست ذخيره نشود، مصرف كنترل نشود و گرما ادامه پيدا كند، عدد ۲۳۱.۴ ميلي‌متر بارش هم نمي‌تواند تضمين‌كننده امنيت آبي ايران باشد. مساله اصلي، بنابراين، اين نيست كه امسال باران بيشتر از نرمال بوده يا كمتر؛ مساله اين است كه كشور براي اقليمي كه هر روز گرمتر و از نظر زماني و مكاني بي‌قاعده‌تر مي‌شود، چقدر آماده است؟ و پاسخ به اين پرسش، بسيار مهم‌تر از اختلاف ۰.۳ درصدي بارش با ميانگين بلندمدت است.

 

بیمه ملت