بورس در دوراهي ريسك سياسي و اختلال معاملات
معاملات روز چهارشنبهبازار سرمايه در شرايطي به كار خود پايان داد كه رفتاري كاملا همراستا و متقارن با روند روز معاملاتي گذشته را به نمايش گذاشت؛ الگويي كه در آن، شروعي اميدواركننده و سراسر سبزپوش در ساعات ابتدايي صبح، رفتهرفته با غلبه سنگين جريان عرضه مواجه شد و نقشه بازار را در ساعات پاياني به رنگ سرخ درآورد.
معاملات روز چهارشنبهبازار سرمايه در شرايطي به كار خود پايان داد كه رفتاري كاملا همراستا و متقارن با روند روز معاملاتي گذشته را به نمايش گذاشت؛ الگويي كه در آن، شروعي اميدواركننده و سراسر سبزپوش در ساعات ابتدايي صبح، رفتهرفته با غلبه سنگين جريان عرضه مواجه شد و نقشه بازار را در ساعات پاياني به رنگ سرخ درآورد. بررسي تركيب كلي تابلو نشان ميدهد كه حدود ۶۵ درصد از نمادهاي بورسي و فرابورسي در مدار منفي معامله شدند و تنها ۳۵ درصد از شركتها توانستند در دامنه مثبت دوام بياورند. اگرچه ثبت ارزش معاملاتي در كانال چشمگير ۴۰ هزار ميليارد توماني حاكي از نقدشوندگي و گردش بالاي جريان پول در بازار است، اما ثبت خروج پول حقيقي بالغ بر ۵ هزار و ۶۰۰ ميليارد تومان، سيگنالي شفاف از احتياط شديد و شناسايي سود توسط فعالان بازار مخابره ميكند.
ريشهيابي چرخش ناگهاني احساسات معاملهگران در دو روز متوالي، ما را به تقاطع دو متغير بااهميت ميرساند: ريسكهاي پيراموني و چالشهاي ساختاري بازار. نخستين و محوريترين عامل، افزايش التهابات و تنشهاي ژئوپليتيك در حوزه خليجفارس و آبهاي جنوبي كشور است. بازار سهام ذاتا بازاري با ريسكپذيري مشروط است و نسبت به اخبار پيراموني به سرعت موضع دفاعي ميگيرد؛ بهويژه آنكه اين شوكهاي سياسي - نظامي دقيقا در شرايطي بر تابلوي بورس تحميل شدهاند كه شاخصها پس از يك رالي صعودي قدرتمند به سقفهاي تاريخي و ريالي خود نزديك شدهاند و بازار از لحاظ تكنيكال و رواني در محدوده مقاومتهاي سخت قرار دارد.
دومين متغير كه بسترساز تضعيف اعتماد سهامداران شد، بروز نقص فني و اختلال دوباره در هسته مركزي معاملات بود. ناتواني زيرساختهاي معاملاتي كشور در پاسخگويي به حجم سفارشها - بهويژه قفلشدن ابزارهاي مشتقه و بازار آپشن - تنها به يك اختلال موقت و افت مقطعي قيمتها محدود نخواهد شد.
محروم شدن معاملهگران از مديريت ريسك، اعمال پوزيشنهاي تاميني و ثبت سفارشهاي خروج يا ورود، هزينهاي نامرئي اما سنگين به دنبال دارد. اين قبيل آسيبهاي زيرساختي در ميانمدت و بلندمدت، سرمايهگذاران حرفهاي را دچار ترديد و فرسايش رواني كرده و ممكن است به خروج بخشي از سرمايههاي هوشمند به سمت ساير بازارهاي موازي و شفافتر بينجامد. با اين وجود، ارزيابي وضعيت بنيادي بازار حكايت از آن دارد كه پرونده رشد بورس تهران هنوز بسته نشده است.
رشد نرخ ارز در بازار آزاد تا سطوح بيش از ۲۰۰ هزارتوماني، ارزش دلاري بازار را در اعدادي بسيار نازل و ارزنده نگه داشته و موتور محركي براي ارزشگذاري ريالي بالاتر سهمها به شمار ميرود. با اين تفاوت كه مختصات فعلي بورس با «كفهاي قيمتي جذاب پيشين» فاصلهاي محسوس گرفته است. بورس تهران از اين نقطه به بعد وارد فاز متفاوتي شده است. اگرچه بازار كماكان در قياس با متغيرهاي تورمي ارزندگي خود را حفظ كرده، اما انتظار جهشهاي شارپ و يكدست در تمام نمادها ديگر واقعبينانه نيست. از اين پس، بازار با شيب ملايمتر، رفتاري گزينشي و به مراتب عقلانيتر به مسير خود ادامه خواهد داد؛ مسيري كه در آن سهام بنيادي، مبتني بر گزارشهاي مالي و پوشش سود، راه خود را از نمادهاي صرفا تورمي و سفتهبازانه جدا خواهند كرد.