گزارش «تعادل» از شاهكار انرژي يا توهم محاسباتي

رويافروشي با طعم نفت ونزوئلا

۱۴۰۵/۰۶/۱۰ - ۰۱:۱۲:۰۷
کد خبر: ۴۰۱۳۶۱

افت ذخاير راهبردي امريكا (SPR) به كف ۴۴ ساله و گره‌خوردن آن به زيرساخت‌هاي فرسوده حوزه كاراييب؛ چرا پر كردن سريع مخازن زيرزميني بيشتر يك مانور تبليغاتي است تا واقعيت ژئوپليتيك؟

افت ذخاير راهبردي امريكا (SPR) به كف ۴۴ ساله و گره‌خوردن آن به زيرساخت‌هاي فرسوده حوزه كاراييب؛ چرا پر كردن سريع مخازن زيرزميني بيشتر يك مانور تبليغاتي است تا واقعيت ژئوپليتيك؟

امنيت انرژي ايالات متحده بار ديگر به نقطه عطف حساسي رسيده است. آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد حجم «ذخاير راهبردي نفت امريكا» (SPR) پس از تخليه‌هاي متوالي و سنگين در مواجهه با تلاطم‌هاي ژئوپليتيك و نوسانات بهاي سوخت، با افت هفتگي ۳.۷ ميليون بشكه‌اي به رقم ۲۸۹.۷ ميليون بشكه تنزل يافته است؛ سطحي كه از نوامبر ۱۹۸۲ تاكنون بي‌سابقه بوده و گوياي رسيدن حجم ذخاير به حدود ۴۰ درصد از ظرفيت مجاز ۷۱۴ ميليون بشكه‌اي است.

اين افت بيش از ۱۲۱ ميليون بشكه‌اي طي هشت ماه اخير، واشنگتن را در وضعيتي شكننده قرار داده است. در چنين فضايي، كاخ سفيد در يك موضع‌گيري جنجالي مدعي شده كه قصد دارد با بهره‌گيري از منابع نفتي ونزوئلا، اين كسري چند صد ميليون بشكه‌اي را بازسازي كند و آن را «هديه‌اي از كاراكاس» خوانده است. اما نگاهي دقيق و فني به واقعيت‌هاي بالادستي و پايين‌دستي صنعت نفت نشان مي‌دهد كه فاصله عميقي ميان ادبيات سياسي تا جاري شدن طلاي سياه در خطوط لوله و تزريق به مخازن زيرزميني وجود دارد.

بزرگ‌ترين خطاي محاسباتي در طرح بازسازي SPR با منابع امريكاي لاتين، همسان پنداشتن «ذخاير اثبات‌شده زيرزميني» با «ظرفيت برداشت و عرضه روزانه» است. ونزوئلا روي كمربند نفتي اورينوكو با ذخاير اثبات‌شده‌اي فراتر از ۳۰۰ ميليارد بشكه نشسته است، اما آنچه به بازار عرضه مي‌شود متاثر از سال‌ها فرسودگي تجهيزات، افت ضريب بازيافت، كمبود سرمايه‌گذاري و اختلال در زنجيره تامين است.

توليد فعلي ونزوئلا در محدوده ۱.۲ تا ۱.۲۵ ميليون بشكه در روز نوسان مي‌كند و حتي در خوشبينانه‌ترين سناريوهاي توسعه‌اي، سقف هدف‌گذاري‌شده براي افزايش ظرفيت به حدود ۱.۵ ميليون بشكه در روز مي‌رسد. به زبان ساده، كل ظرفيت مازادِ قابل استحصال كوتاه‌مدت رقمي حدود ۲۵۰ هزار بشكه در روز خواهد بود.

اگر امريكا بخواهد مخازن راهبردي خود را تنها از سطح بحراني فعلي (۲۹۰ ميليون بشكه) به يك سطح مياني و اطمينان‌بخش يعني ۵۰۰ ميليون بشكه بازگرداند، با كسري خالصي معادل ۲۱۰ ميليون بشكه مواجه است. 

سناريوي سوآپ (Swap) فرآيندي: تنها راهكار عملياتي، هدايت نفت سنگين ونزوئلا به پالايشگاه‌هاي با ضريب پيچيدگي بالاي مستقر در سواحل خليج مكزيك (US Gulf Coast) است؛ پالايشگاه‌هايي كه ساختارشان متناسب با پالايش نفت سنگين تنظيم شده است. در ازاي آن، نفت خام ترش متوسط يا سبك امريكايي آزاد شده و به مخازن SPR تزريق شود. هرچند اين سازوكار از نظر مهندسي شيمي و زنجيره پايين‌دستي منطقي است، اما به بار ترافيكي خطوط لوله، قراردادهاي پيچيده سوآپ و هماهنگي‌هاي چندلايه بنادر مي‌افزايد و خود مانعي بر سر راه تزريق پرسرعت است.

چالش سوم در خاك خود ايالات متحده قرار دارد. سيستم SPR داراي ظرفيت اسمي تخليه ۴.۴ ميليون بشكه در روز با دوره واكنش حدود ۱۳ روزه پس از فرمان رياست‌جمهوري است. با اين حال، سال‌ها تعويق در تعميرات اساسي و خوردگي ناشي از رطوبت گنبدهاي نمكي باعث شده كه ظرفيت عملياتي با ظرفيت اسمي فاصله داشته باشد.

واشنگتن با يك دوراهي فرسايشي روبه‌رو است: همزمان با نياز به پر كردن مخازن، زيرساخت‌هاي فيزيكي نيز نيازمند عمليات بازسازي و بهسازي با هزينه‌هاي سنگين هستند؛ بودجه‌هايي كه در تخصيص‌هاي قطره‌چكاني كنگره گم شده و اعتبارات ناچيزي مانند چند صد ميليون دلار در برابر نيازهاي چند ميليارد دلاري اين حوزه، عملا سرعت اقدام را كند مي‌كند.

تلاقي بحران SPR امريكا و ادعاي استفاده از ظرفيت كاراكاس، بيش از آنكه يك راه‌حل فوري براي مديريت اضطرار در بازار انرژي باشد، تلاشي براي تغيير موازنه و تثبيت كنترل بر منابع انرژي حوزه كاراييب در بلندمدت است. در كوتاه‌مدت، موانعي چون «سطح توليد پايين ونزوئلا»، «نياز چند ميليارد دلاري به احياي بالادستي»، «ناسازگاري كيفي نفت سنگين» و «چالش‌هاي لجستيكي سوآپ» مانع از آن مي‌شوند كه نفت ونزوئلا نقش منجي را براي پر كردن سريع شكاف SPR بازي كند.

بنابراين اين راهبرد در افق چندساله مي‌تواند تامين‌كننده خوراك ارزان و پايدار براي مجتمع‌هاي پالايشي سواحل جنوبي امريكا باشد و انعطاف‌پذيري واشنگتن را در جابه‌جايي محموله‌ها افزايش دهد، اما مانورهاي رسانه‌اي كنوني مبني بر پر كردن برق‌آساي ذخاير استراتژيك، با واقعيت‌هاي مهندسي نفت، لجستيك دريايي و ديناميك بازار همخواني ندارد. مخازن خالي خليج مكزيك براي بازگشت به روزهاي امن، بيش از شعارهاي جذاب، به سرمايه، زمان و زنجيره ارزش بازسازي‌شده نياز دارند.

بیمه ملت