احتمال تکرار حادثه نپال چقدر جدی است؟
دلیل اصلی فاجعه نپال چه بود و تا چه اندازه احتمال تکرار آن در سایر نقاط جهان وجود دارد؟ این پرسش مهمی است که این روزها برای بسیاری از افراد و گروه ها شکل گرفته است.
دلیل اصلی فاجعه نپال چه بود و تا چه اندازه احتمال تکرار آن در سایر نقاط جهان وجود دارد؟ این پرسش مهمی است که این روزها برای بسیاری از افراد و گروه ها شکل گرفته است. فاجعه زمین لغزش و سیلاب ۲۶ اوت ۲۰۲۶ (۴ شهریور ۱۴۰۵) در منطقه مرزی نپال و تبت، بر خلاف گزارش های اولیه، ناشی از زمین لرزه زمین ساختی نبود، بلکه یک رویداد کم نظیر ژئومورفولوژیکی و اقلیمی به شمار می رود. دلیل اصلی این حادثه فروپاشی ناگهانی و عظیم یک یخچال طبیعی (Glacial Collapse) در ارتفاعات هیمالیا (منطقه لنگتانگ در ارتفاع حدود ۵۲۰۰ متری) بود. سقوط توده عظیمی از یخ و سنگ در حجم بسیار بزرگاز رسوبات صخرهای از ارتفاع بالا به درون دره رودخانه «لنده خولا» (سرشاخه رود بوتکوشی و سیستم رودخانهای تریشولی) به این فاجعه انجامید . شدت این سقوط به قدری مهیب بود که امواج لرزه ای حاصل از برخورد آن، در ابتدا توسط ایستگاههای لرزه نگاری با بازده لرزه معادل یک زمین لرزه (با بزرگ ۵.۲) ثبت شد، اما هیچ زلزله زمینساختی رخ نداده و امواج ناشی از لغزش و سقوط سنگ و یخ بوده است. ایجاد سیلاب مرگبار (Debris Flow) ناشی از جریان یافتن این توده عظیم یخ و صخره با سرعت و حجم بالا در دره حرکت کرد موجب خسارت های گسترده بعدی شد، آب رودخانه را مسدود و متراکم ساخت و پس از شکستن سد طبیعیِ ایجادشده، به شکل یک موج از گلولای و تختهسنگ (شبیه به بتن مایع) با سرعت به سمت مناطق پاییندست سرازیر شد و روستاها، پلها، جادهها و تأسیسات برقآبی را در نپال و تبت درنوردید.
ذوب شدن سریع یخهای کوهستانی و ناپایداری لایههای منجمد دائمی پایایخچالی (Permafrost) به دلیل گرمایش جهانی، عامل زمینهساز اصلی در فروپاشی این دیوارههای یخی بود. . احتمال تکرار در نقاط دیگر از جمله ایران به ساختار زمینشناختی و اقلیمی بستگی دارد. در مناطق کوهستانی مرتفع جهان (هیمالیا، آلپ، آند، پامیر و هندوکش) احتمال وقوع این حوادث سیلابهای ناگهانی ناشی از فروپاشی یخچالها یا طغیان دریاچههای یخی موسوم به GLOF به دلیل روند صعودی گرمایش زمین بسیار بالا و رو به افزایش است. اساسا ایران کشوری لرزه خیز است و زلزله های بزرگ میتوانند در مناطق کوهستانی مستعد (مانند البرز مرکزی و زاگرس) سبب زمین لرزهها و زمین لغزشهای بزرگ یا ریزش سنگ شوند. با این حال، ایران فاقد یخچال های عظیم و دریاچههای یخیِ در حال ذوب مشابه هیمالایا است؛ بنابراین، «فروپاشی یخچال طبیعی» در ایران موضوعیت ندارد.سیلابهای ناگهانی (Flash Floods) در ایران، تغییر اقلیم و بارشهای رگباریِ سیلآسا (مانند سیلهای تابستانه موسوم به مونسون در مرکز و جنوب شرق ایران، یا طغیان رودخانهها در پی ذوب ناگهانی برفهای زمستانه مانند آنچه در ۹شهریور۱۳۹۷ در روستای گزنک در جاده هراز رخ داد و بارشهای بهاری در البرز و زاگرس پتانسیل بالایی برای ایجاد سیلابهای ویرانگر و جریانهای واریزه (Debris Flow) دارد. ساختوسازهای غیرمجاز در حریم رودخانهها (مانند آنچه در توچال و دره های شمال تهران و دامنه های جنوبی البرز رخ داده خطرات مشابهی از نظر تلفات انسانی ایجاد میکند.
اما باید دید راهکارهای مقابله و کاهش ریسک در این خصوص چیست؟ برای مواجهه با چنین حوادثی (چه زمین لغزش های کوهستانی و چه سیلابهای ناگهانی)، مجموعهای از اقدامات پیشگیرانه و مدیریتی ضروری است. پایش پیشرفته و فناوریهای استفاده از تصاویر ماهوارهای و سنجش از دور برای پایش مداوم پایداری شیبهای کوهستانی، وضعیت یخچالها و دریاچههای بالادست به منظور شناسایی نقاط بحرانی پیش از وقوع حادثه.
نصب سامانههای هشدار پیش هنگام (Early Warning Systems): راهاندازی حسگرهای جریان آب، لرزهنگارهای محلی و سنسورهای حرکتی در مسیر رودخانههای خروشان و درههای تنگ کوهستانی تا در صورت بروز زمین غزش یا طغیان، آژیر خطر در چند دقیقه برای اهالی پاییندست به صدا درآید. بازنگری در کاربری اراضی و حریم رودخانهها وممنوعیت جدی ساخت وساز، احداث جادهها، تأسیسات گردشگری و نیروگاهی در بستر فعال و سیلابدشتِ رودخانههای کوهستانیِ پرشیب. آمادگی برای مدیریت بحرانهای ترکیبی: از آنجا که حوادثی مانند زلزله یا زمین لغزش های بزرگ میتوانند راههای ارتباطی را مسدود کرده و امدادرسانی هوایی را به دلیل شرایط جوی یا گردوغبار شدید مختل کنند، باید پایگاههای امدادی محلی با تجهیزات زمینیِ سنگین در مناطق دورافتاده کوهستانی مستقر باشند.
فاجعه اخیر نپال و تبت نتیجه مستقیم سقوط حجم عظیمی از یخ و برف متراکم (حدود ۰.۲ کیلومتر مربع یخ از ارتفاع بیش از ۵۰۰۰ متری) بود که به دلیل سرعت سقوط و اصطکاک شدید، ذوب ناگهانی پیدا کرد و جریان واریزه (Debris Flow) ویرانگری ساخت. ایران با اینکه کشور مرتفعی است و رشتهکوههایی مانند البرز و زاگرس را دارد اما به جز چند یخچال کوچک و باقیمانده (مانند تخت سلیمان یا سبلان)، فاقد یخچالهای عظیم چندسرعته و لایههای پایایخچالی - پرمفراستِ (Permafrost) -ضخیم هم اندازه با مشابه هیمالایایی خود است.