روایت فارن افرز از پایان نظم سنتی خاورمیانه

۱۴۰۵/۰۶/۰۹ - ۱۵:۴۰:۳۳
کد خبر: ۴۰۱۳۳۲
روایت فارن افرز از پایان نظم سنتی خاورمیانه

تداوم تقابل ایران و آمریکا، شکاف‌های منطقه‌ای و آسیب‌پذیری اقتصادی خاورمیانه را تشدید کرده و کشورهای منطقه را به سمت بازتعریف ترتیبات امنیتی، اقتصادی و روابط خود با قدرت‌های خارجی سوق می‌دهد.

به گزارش تجارت نیوز، فارن افرز با انتشار یادداشتی مدعی شد: خاورمیانه همواره با بحران و درگیری بیگانه نبوده، اما شش ماه اخیر از نظر شدت و دامنه آشفتگی، شرایطی کم‌سابقه ای ایجاد شده است. از زمان آغاز تقابل مستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران در ۲۸ فوریه، کشورهای منطقه بارها شاهد حملات پهپادی و موشکی علیه پایگاه‌های نظامی، زیرساخت‌های انرژی و تاسیسات آب‌شیرین‌کن بوده‌اند. فرودگاه‌ها و پالایشگاه‌های نفتی نیز بارها ناچار به توقف فعالیت شده‌اند و حملات ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز موجب شده بنادر تجاری منطقه نیز در مقاطعی عملا از حرکت بازبمانند.

گسل‌های خاورمیانه عمیق‌تر می‌شوند

در این میان چالش اصلی صرفا درگیری دوجانبه میان تهران و واشینگتن نیست. مذاکرات ماه‌ها ادامه داشته، اما دو طرف همچنان در موقعیتی قرار دارند که احتمالا به‌صورت مقطعی به تقابل ادامه خواهند داد تا توان تجهیزاتی و اراده طرف مقابل را فرسوده کنند. هم‌زمان، دامنه بحران نیز گسترش یافته. حوثی‌های یمن و گروه‌های مقاومت عراقی حامی ایران وارد درگیری شده‌اند و حتی یک بندر در مصر هدف حمله پهپادی قرار گرفته؛ حمله‌ای که مسئولیت آن را هیچ کشوری برعهده نگرفت، اما آمریکا مدعی است ایران مسئول است.

در چنین شرایطی تداوم بحران می‌تواند «خطوط گسل» خاورمیانه را عمیق‌تر کند. کشورها به یک اندازه از بحران آسیب نمی‌بینند و همین تفاوت می‌تواند حتی سیاست نسبتا باثبات کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد. نهادهایی مانند اوپک‌پلاس نیز ممکن است با فشارهای شدیدتری مواجه شوند.

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های قابل تامل آن است که بحران کنونی اختلافات موجود میان کشورهای منطقه را تشدید کرده است. کشورهای خاورمیانه پیش از این نیز درباره اسرائیل و سیاست نفتی اختلاف نظر داشتند. برای مثال، عربستان سعودی و امارات متحده عربی درباره آینده منطقه و پرونده‌هایی مانند لیبی، سودان و یمن دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

اما تقابل ایران و آمریکا این اختلافات را عمیق‌تر کرده.به ادعای فارن افرز  امارات از واکنش محتاطانه عمان، قطر و عربستان به حملات ایران علیه زیرساخت‌های آمریکا در کشورش ناراضی است. در عین حال، کشورهای منطقه درباره نحوه مواجهه با خود بحران و همچنین نحوه برخورد با دولت غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ اختلاف نظر دارند.این اختلافات جدید بر روی اختلافات قبلی انباشته شده‌اند و در نتیجه، هماهنگی منطقه‌ای دشوارتر شده است.

فاصله گرفتن تدریجی از واشینگتن

این نشریه در ادامه آورد: افزایش تردید کشورهای خلیج فارس نسبت به قابلیت اتکای آمریکا به‌عنوان ضامن اصلی امنیت آنها یکی از چالش‌های پیش رو است. بسیاری از دولت‌های خلیج فارس در آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ تصور می‌کردند روابطشان با واشینگتن، پس از چهار سال پرتنش دولت بایدن، بهتر خواهد شد. آنها برای جلب رضایت ترامپ امتیازات اقتصادی بزرگی پیشنهاد کردند؛ از وعده سرمایه‌گذاری تریلیون‌دلاری در آمریکا گرفته تا افزایش تولید نفت و هدایت قراردادهای سرمایه‌گذاری به سمت خانواده رئیس‌جمهور آمریکا. قطر حتی یک هواپیمای شخصی در اختیار ترامپ قرار داد.

اما نتیجه کاملا متفاوت است. ترامپ نه یک، بلکه دو بار علیه ایران درگیر تقابل نظامی شد و در عمل، خواسته اسرائیل برای تضعیف تهران را بر اولویت کشورهای عربی جهت حفظ ثبات منطقه‌ای مقدم دانست.

نتیجه این تحول، یک پیام مهم برای کشورهای منطقه بود: واشینگتن دیگر ضامن قابل اتکایی برای امنیت آنها نیست. با این حال این استراتژی به معنای قطع رابطه با آمریکا نیست. کشورهای منطقه همچنان به حضور نظامی آمریکا و حمایت امنیتی این کشور نیاز دارند. چین تمایلی به استفاده از قدرت اقتصادی خود برای ارائه تضمین نظامی ندارد، روسیه درگیر بحران‌های خودش است و اروپا نیز هنوز قادر به هماهنگی مؤثر در حوزه دفاعی نیست. با این حال، وابستگی یک‌جانبه به آمریکا در حال کاهش است.

حرکت به سوی شرکای متنوع‌تر

کشورهای منطقه در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند روابط خود را با قدرت‌های دیگر نیز گسترش دهند. این روند پس از بهار عربی آغاز شد، اما در گذشته بیشتر ابزاری برای فشار بر واشینگتن بود تا آمریکا سیاست‌های مطلوب کشورهای عربی را دنبال کند.

اکنون این رویکرد جدی‌تر شده است. در همین راستا توافق دفاعی عربستان با پاکستان و ترکیه قابل تامل است. کشورهای منطقه در حال خرید تسلیحات بیشتر از اروپا، کره جنوبی، ترکیه و حتی اوکراین هستند. در کنار این روند، روابط اقتصادی و سیاسی با چین و روسیه نیز ادامه دارد.

چین در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. این کشور اکنون مقصد اصلی نفت خام منطقه است و صدها میلیارد دلار کالا میان چین و کشورهای خاورمیانه مبادله می‌شود. بنابراین، گسترش روابط اقتصادی با پکن برای کشورهای منطقه یک انتخاب طبیعی به نظر می‌رسد. اما این «چرخش» از آمریکا محدود خواهد بود. چرا که هیچ قدرتی فعلا نمی‌تواند جایگزین کامل واشینگتن شود. با وجود این، همین تغییر محدود نیز می‌تواند نفوذ آمریکا در خاورمیانه را کاهش دهد.

احتمال گفت‌وگوی بیشتر با تهران

به نوشته فارن افرز یکی از فرضیه قابل تامل در این شرایط احتمال تغییر رویکرد کشورهای عربی نسبت به ایران است. بدین معنا که برخی کشورهای منطقه ممکن است به این نتیجه برسند که برای حفظ امنیت خود باید تعامل بیشتری با تهران داشته باشند. استدلال ساده است: اگر آمریکا قادر نیست آنها را در برابر تهدیدها ایمن کند و حتی از نگاه آنها، اقدامات تهاجمی واشینگتن ممکن است ناامنی بیشتری ایجاد کند، کشورهای منطقه باید خود با ایران گفت‌وگو کنند.

این تحول به‌ویژه برای قطر، عربستان و امارات اهمیت دارد. در چنین شرایطی به نوعی شاهد موازنه امنیتی منطقه‌ای هستیم که در قالبش کشورهای عربی صرفا منتظر تضمین‌های آمریکا نمی‌مانند و تلاش می‌کنند از طریق تعامل مستقیم با ایران، سطح تهدید را کنترل کنند.

راه‌حل دیگر، افزایش ظرفیت دفاعی کشورهای منطقه است. آنها باید سامانه‌های پدافند هوایی و موشکی و توان مقابله با پهپادها را توسعه دهند.اما اینجا نیز مشکلات جدی وجود دارد. صنایع دفاعی داخلی کشورهای منطقه هنوز آن‌قدر توسعه نیافته‌اند که بتوانند در کوتاه‌مدت نیازهای آنها را تامین کنند. بنابراین همچنان به شرکت‌های خارجی وابسته خواهند بود.

از سوی دیگر، اختلافات سیاسی می‌تواند همکاری دفاعی را دشوار کند. ایجاد شبکه مشترک پدافند هوایی و موشکی نیازمند تبادل اطلاعات حساس و هماهنگی گسترده است؛ متغیری که میان کشورهای دارای اختلافات سیاسی آسان نیست.حتی تنوع روزافزون تجهیزات نظامی نیز ممکن است قابلیت همکاری میان نیروهای مسلح کشورهای منطقه را کاهش دهد. بدتر از آن، رقابت بر سر تجهیزات کمیاب مانند موشک‌های رهگیر پدافندی می‌تواند به حوزه تازه‌ای از رقابت میان کشورهای منطقه تبدیل شود.

این مساله برای کشورهایی با ثروت کم تر مانند بحرین و اردن خطرناک‌تر است؛ کشورهایی که توان افزایش قابل‌توجه بودجه دفاعی خود را ندارند و به حمایت همسایگان ثروتمندتر نیاز خواهند داشت.

تنگه هرمز؛ آسیب‌پذیری ساختاری اقتصاد منطقه

اما حتی افزایش شدید هزینه‌های دفاعی نیز مشکل اصلی را حل نمی‌کند. هیچ سامانه دفاعی نمی‌تواند تمام حملات احتمالی ایران در آینده را رهگیری کند؛ به‌خصوص زمانی که باید میلیون‌ها کیلومتر مربع را پوشش دهد و همزمان با موجی از پهپادها و موشک‌ها مقابله کند.از این رو، اقتصاد منطقه همچنان در معرض آسیب‌پذیری جدی قرار دارد.

بخش بزرگی از کشورهای خاورمیانه به درآمدهای نفت و گاز وابسته‌اند و ایران ثابت کرده است که می‌تواند با تهدید زیرساخت‌های انرژی و کشتیرانی، جریان این تجارت را مختل کند. تنگه هرمز مهم‌ترین نمونه است. بیشتر نفت و گاز منطقه از این مسیر عبور می‌کند و ایران می‌تواند با حمله به کشتی‌ها یا حتی صرفا تهدید به حمله، عبور و مرور در این آبراه را مختل کند.

مسیر دریای سرخ نیز راه‌حل کاملی نیست؛ زیرا باب‌المندب همچنان در معرض حملات حوثی‌ها قرار دارد. حتی عمان و امارات که دسترسی مستقیم‌تری به اقیانوس دارند، نمی‌توانند از خطر حملات ایران به بنادرشان چشم‌پوشی کنند.

نفت، قرارداد اجتماعی و ثبات سیاسی

این آسیب‌پذیری فقط اقتصادی نیست؛ پیامد سیاسی نیز دارد. عراق، به‌شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و بدون درآمد هیدروکربنی، تامین هزینه سنگین حقوق کارکنان دولت برایش دشوار خواهد بود. بحرین نیز با یکی از بالاترین سطوح بدهی در جهان مواجه است.

اما حتی کشورهای ثروتمند خلیج فارس نیز مصون نیستند. این کشورها طی دو دهه و نیم گذشته درآمدهای نفت و گاز را به صندوق‌های ثروت ملی عظیم تبدیل کرده‌اند. سه صندوق در کویت، عربستان و امارات، هرکدام در مقیاسی نزدیک به یک تریلیون دلار دارایی دارند. اما ثروت نفتی صرفا برای سرمایه‌گذاری خارجی استفاده نمی‌شود؛ بلکه پایه «قرارداد اجتماعی» کشورهای خلیج فارس نیز هست. دولت‌ها در ازای وفاداری سیاسی شهروندان، اشتغال دولتی مناسب و خدمات عمومی باکیفیت فراهم می‌کنند. اگر بسته ماندن آبراه‌ها و کاهش صادرات نفت و گاز به یک وضعیت دائمی تبدیل شود، این قرارداد اجتماعی نیز ممکن است تحت فشار قرار گیرد.

ذخیره‌سازی نفت در خارج؛ راه‌حل موقت

کشورهای عربی از این خطر آگاه‌اند و به دنبال راه‌های جایگزین هستند. یکی از گزینه‌ها، ساخت خطوط لوله‌ای است که بتوانند تنگه‌های راهبردی منطقه را دور بزنند. اما تجربه گذشته نشان داده که سیاست خطوط لوله نیز می‌تواند به اختلاف میان کشورها منجر شود و این زیرساخت‌ها نیز در برابر حمله یا خرابکاری آسیب‌پذیرند. به همین دلیل کشورهای منطقه احتمالا به سمت افزایش ذخیره‌سازی نفت در خارج از منطقه حرکت خواهند کرد.

ایده ساده است: زمانی که تنگه هرمز باز است، کشورهای صادرکننده می‌توانند نفت خود را به مخازن خارج از منطقه منتقل کنند و زمانی که تنگه بسته شد، از این ذخایر برای حفظ صادرات و تامین بازار استفاده کنند.

کویت به دنبال توسعه شبکه ذخیره‌سازی نفت خود در کره جنوبی و ژاپن است. امارات نیز افزایش ذخیره نفت خام در هند را بررسی می‌کند و چند کشور دیگر منطقه نیز به ذخیره‌سازی نفت و گاز در کره جنوبی علاقه نشان داده‌اند.

اما این راه‌حل نیز محدودیت دارد؛ ظرفیت مخازن نامحدود نیست. ضمن آنکه افزایش ذخیره‌سازی خارجی می‌تواند اختلافات درون اوپک‌پلاس را تشدید کند. کشورها ممکن است با استناد به ظرفیت ذخیره‌سازی جدید، تولید خود را بالاتر از سهمیه تعیین‌شده ببرند و شکاف‌های موجود در اوپک‌پلاس را عمیق‌تر کنند.

آزمون تاب‌آوری خاورمیانه

با وجود همه این خطرات، تاریخ نشان داده که کشورهای خاورمیانه توانایی بالایی برای سازگاری با بحران دارند. منطقه از جنگ هشت‌ساله ایران و عراق عبور کرده، حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ را پشت سر گذاشته و حتی توانسته تبعات حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ را مدیریت کند. در بسیاری از این بحران‌ها، کشورهای منطقه راه‌حل‌هایی خلاقانه پیدا کرده‌اند.

مصر در سال ۱۹۹۰ با قرار گرفتن در کنار آمریکا علیه عراق توانست نیمی از بدهی عمومی خود را ببخشد و از یک بحران اقتصادی خارج شود. قطر نیز در همان دهه با سرمایه‌گذاری مبتنی بر بدهی روی فناوری تبدیل گاز طبیعی به مایع و صادرات آن از طریق کشتی، محدودیت‌های ژئوپلیتیک خطوط لوله را دور زد. این ریسک در نهایت جواب داد و قطر را به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرد.

از همین رو می توان گفت: خاورمیانه وارد دوره‌ای شده که دیگر نمی‌تواند صرفا بر حمایت قدرت‌های خارجی تکیه کند.کشورهای منطقه باید راه‌های تازه‌ای برای حفظ ثروت خود، افزایش خودکفایی اقتصادی، تنوع‌بخشی به روابط خارجی و حتی تامین امنیت پیدا کنند. اما مهم‌تر از همه، به یک سازوکار منطقه‌ای جدید نیاز دارند؛ سازوکاری که بتواند اختلافات میان کشورهای منطقه را مدیریت کند و در برابر تهدیدهای مشترک، آنها را در کنار یکدیگر قرار دهد.

 

بیمه ملت