النينو؛ بارانِ نجاتبخش يا سيلابِ ويرانگر؟
در حالي كه النينو ميتواند براي كشوري مانند ايران كه سالها با خشكسالي و كاهش منابع آب دستوپنجه نرم كرده، نويد افزايش بارش و فرصتي براي ترميم بخشي از منابع آبي باشد، همين پديده در صورت بارشهاي شديد و كوتاهمدت ميتواند به تهديدي جدي براي شهرها و زيرساختهاي فرسوده تبديل شود؛ به بيان ديگر، آنچه در يك سوي معادله «باران بيشتر» است، در سوي ديگر ميتواند «سيلاب بيشتر» باشد.
در حالي كه النينو ميتواند براي كشوري مانند ايران كه سالها با خشكسالي و كاهش منابع آب دستوپنجه نرم كرده، نويد افزايش بارش و فرصتي براي ترميم بخشي از منابع آبي باشد، همين پديده در صورت بارشهاي شديد و كوتاهمدت ميتواند به تهديدي جدي براي شهرها و زيرساختهاي فرسوده تبديل شود؛ به بيان ديگر، آنچه در يك سوي معادله «باران بيشتر» است، در سوي ديگر ميتواند «سيلاب بيشتر» باشد.همزماني هشدارهاي اقليمي درباره احتمال پاييز پربارش با تصاوير سيلابهاي اخير نپال، يك پرسش جدي را پيش روي ايران گذاشته است: آيا كشور براي استفاده از فرصت بارش آماده است يا باران پيش از آنكه به ذخاير آب تبديل شود، به خسارت و بحران بدل خواهد شد؟
النينو چه ميگويد؟
احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي، پيش از اين درباره شرايط اقليمي پيشرو گفت بارشهاي ناشي از اثرگذاري النينو، بهويژه در نيمه دوم پاييز، ميتواند فراتر از نرمال باشد.او با اشاره به افزايش دماي آبهاي اقيانوس آرام توضيح داد كه تغييرات اين پهنه ميتواند الگوهاي جوي مناطق مختلف جهان را تغيير دهد. به گفته وظيفه، افزايش دو درجهاي يا بيشتر دماي اقيانوس نسبت به نرمال، «سوپر النينو» محسوب ميشود و ميتواند الگوهاي جوي كمسابقهاي ايجاد كند.با اين حال، وظيفه تأكيد كرد كه رابطه النينو و بارش ايران قطعي و يكبهيك نيست. بررسي سوابق تاريخي نشان ميدهد در سالهاي النينو، بارش در خاورميانه و جنوبغرب آسيا معمولاً در محدوده نرمال يا بيشتر از نرمال قرار دارد؛ در مقابل، در سالهاي لانينا احتمال خشكسالي شديدتر افزايش مييابد.
النينو بهتنهايي كافي نيست
به گفته وظيفه، عوامل ديگري مانند پوشش برف سيبري، دماي اقيانوس هند و مسير توفانها در اقيانوس اطلس نيز بر بارش ايران اثرگذارند و از چند ماه قبل نميتوان همه آنها را با دقت پيشبيني كرد. بنابراين، براي اظهارنظر قطعيتر درباره بارش پاييز بايد منتظر مشخصتر شدن اين عوامل ماند.با وجود اين، برخي شاخصهاي اقليمي نشان ميدهند بارش پاييز، بهويژه در نيمه دوم فصل، ميتواند نرمال يا فراتر از نرمال باشد.
براي پيشبيني سيلاب زود است
براي آمادگي نه
وظيفه احتمال افزايش سيلاب در مناطقي با سابقه چنين رخدادهايي، از جمله جنوبغرب كشور، غرب كرمانشاه، ايلام و خوزستان را مطرح كرده است؛ با اين تأكيد كه پيشبينيهاي فعلي قطعي نيستند.به گفته رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي، پيشبيني دقيق سيلاب به مدلهاي كوتاهمدت و نزديك به زمان وقوع وابسته است. با اين حال، نبود قطعيت نبايد مانع اقدامات پيشگيرانه شود؛ چراكه آمادگي و هشدار بهموقع ميتواند نقش مهمي در كاهش خسارتهاي احتمالي داشته باشد.
مساله اصلي شايد خود باران نباشد
علي بيتاللهي، رييس بخش زلزلهشناسي مهندسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، با اشاره به تصاوير سيلاب نپال معتقد است اين حادثه، فارغ از علت دقيق وقوع آن، بايد براي كشورهايي مانند ايران «يك هشدار جدي» باشد.او با يادآوري سابقه سيلابهاي خسارتبار ايران گفته است كه كشور طي دهههاي اخير بارها با سيلابهاي ناگهاني روبرو شده و حتي رخدادهاي محدود نيز خسارتهاي انساني و اقتصادي قابل توجهي ايجاد كردهاند.به گزارش تسنيم، از نگاه بيتاللهي، مساله فقط شدت بارش نيست؛ «وضعيت خاك، توپوگرافي منطقه، ظرفيت رودخانهها و آبراههها و مهمتر از همه نحوه توسعه شهرها و روستاها» در ميزان خسارت يك سيلاب نقش دارند.اين نگاه، بحث را از هواشناسي به مديريت شهري و حكمراني سرزمين منتقل ميكند. اگر شهر در مسير طبيعي آب توسعه پيدا كرده باشد، اگر مسيلها باريك يا مسدود شده باشند و اگر شبكه جمعآوري آبهاي سطحي ظرفيت كافي نداشته باشد، حتي بارشي كه از نظر اقليمي «غيرعادي» محسوب نميشود نيز ميتواند به بحران تبديل شود.
ساختوساز در مسير آب
تشديدكننده خطر سيلاب
بيتاللهي با تأكيد بر ضرورت جلوگيري از ساختوساز در مسيرهاي سيلابي و حريم رودخانهها و مسيلها ميگويد: احداث ديوارهها و بندهاي حفاظتي، بازگشايي آبراههها، اصلاح شبكه جمعآوري و هدايت آبهاي سطحي و جلوگيري از تغيير مسير طبيعي روانآبها بايد پيش از وقوع حادثه دنبال شود.اين گزاره در واقع يكي از مهمترين نقدها به رويكرد سنتي مديريت سيلاب است؛ رويكردي كه گاهي مقابله با سيلاب را صرفاً در ساخت سازههاي بزرگ خلاصه ميكند. در حالي كه اگر شهرسازي و توسعه كالبدي شهر، مسير طبيعي آب را مختل كند، هيچ ديوارهاي بهتنهايي نميتواند ريسك را از بين ببرد.
سطح گستردهاي از شهرها اكنون با آسفالت و ساختمان پوشيده شده است. آب ديگر مانند يك منطقه طبيعي امكان نفوذ به زمين ندارد و اگر آبراههها نيز محدود يا مسدود شده باشند، بارش سنگين ميتواند در مدت كوتاهي به آبگرفتگي و سپس سيلاب تبديل شود.
هشدار سريع؛چند دقيقهاي كه
ميتواند جان نجات دهد
از همين رو، يكي از پيشنهادهاي مهم مطرحشده، توسعه سامانههاي هشدار سريع سيلاب است؛ سامانههايي كه با نصب حسگرهاي بارش و روانآب در نقاط بالادست، ميتوانند در صورت عبور بارش يا حجم آب از آستانههاي مشخص، اطلاعات را براي دستگاههاي مسوول و افراد در معرض خطر ارسال كنند.اهميت چنين سامانههايي در سيلابهاي ناگهاني بيشتر است. در شرايطي كه سرعت حركت آب بالاست، حتي چند دقيقه فرصت بيشتر ميتواند براي تخليه يك منطقه، متوقف كردن تردد در يك محور يا انتقال افراد به نقطه امن حياتي باشد.
باران بيشتر؛ الزاماً خبر خوب نيست
النينو براي ايران ذاتاً يك تهديد نيست. افزايش بارش، اگر به شكل مناسب توزيع شود، ميتواند بخشي از فشار خشكسالي بر منابع آب و كشاورزي را كاهش دهد.مساله زماني آغاز ميشود كه اين افزايش بارش به شكل رگبارهاي شديد و كوتاهمدت رخ دهد يا در مناطقي اتفاق بيفتد كه ظرفيت هدايت روانآب را ندارند.بنابراين، يك بارش ميتواند در يك استان «منبع آب» و در استان ديگر «عامل بحران» باشد. اين تفاوت نشان ميدهد چرا اتكا به ميانگين بارش فصلي براي مديريت خطر كافي نيست.
فرصت پيشگيري در حال از دست رفتن است
هنوز نميتوان گفت سيلاب مشخصي حتماً در يك شهر يا استان رخ خواهد داد و نميتوان صرفاً با استناد به النينو براي كل كشور حكم واحد صادر كرد.اما همزمان، سازمان هواشناسي نسبت به احتمال بارش نرمال تا فراتر از نرمال در نيمه دوم پاييز هشدار داده و كارشناسان مديريت بحران نيز بر ضرورت آمادگي تأكيد كردهاند.پس مساله اصلي ديگر «آيا سيلاب رخ ميدهد؟» نيست؛ پرسش منطقيتر اين است كه «اگر رخ داد، خسارت آن چقدر خواهد بود؟»پاكسازي آبراههها، شناسايي مسيرهاي سيلابي، كنترل ساختوساز در حريم رودخانهها و مسيلها، تعيين نقاط پرخطر و ايجاد سامانههاي هشدار سريع، اقداماتي نيستند كه نيازمند مشاهده نخستين ابر بارانزا باشند.به تعبير ديگر، عدم قطعيت پيشبيني اقليمي نبايد به عدم قطعيت در تصميمگيري مديريتي تبديل شود. دستگاههاي اجرايي ميتوانند بدون آنكه مدعي وقوع قطعي سيلاب باشند، براي سناريوي بدتر آماده شوند.
مديريت سيلاب؛ مسووليت يك دستگاه نيست
در اين ميان، مديريت سيلاب نيز مسووليت يك دستگاه نيست. وزارت نيرو، سازمان هواشناسي، وزارت راه، شهرداريها، مديريت بحران، جهاد كشاورزي و دستگاههاي امدادي هركدام بخشي از زنجيره مديريت خطر را در اختيار دارند. چالش اصلي، اتصال اين حلقهها به يكديگر است؛ از پيشبيني و پايش بارش گرفته تا مديريت آبراههها، كنترل ساختوساز، هشدار به مردم و واكنش سريع در زمان وقوع حادثه.درواقع النينو ممكن است براي ايران باران بياورد؛ اما اينكه اينباران به ذخيره آب تبديل شود يا به بحران، بيش از آنكه فقط به اقيانوس آرام وابسته باشد، به كيفيت تصميمهايي بستگي دارد كه ايران پيش از رسيدن پاييز ميگيرد.بارش بيشتر، به خودي خود نه نجاتبخش است و نه ويرانگر. آنچه سرنوشت باران را تعيين ميكند، شدت و الگوي بارش، ظرفيت طبيعي سرزمين و مهمتر از همه ميزان آمادگي زيرساختها و نظام مديريت بحران است.ايران اگر بخواهد از النينو به عنوان يك فرصت اقليمي استفاده كند، بايد همزمان خود را براي روي ديگر اين پديده نيز آماده كند؛ چرا كه فاصله ميان «باران نجاتبخش» و «سيلاب ويرانگر» گاهي فقط به اندازه چند ساعت بارش شديد و چند دقيقه تأخير در واكنش است.