صنايع غذايي همچنان سودساز هستند؟
صنايع غذايي در بورس همواره به واسطه شرايط كشور يكي از پرطرفدارترين صنايع بازار به شمار ميآيند؛ اما طي ماههاي اخير به واسطه شوك ناشي از حذف ارز ترجيحي و افزايش تورم، شاهد افزايش پتانسيل سودسازي در برخي صنايع بوديم.
نبض بورس| صنايع غذايي در بورس همواره به واسطه شرايط كشور يكي از پرطرفدارترين صنايع بازار به شمار ميآيند؛ اما طي ماههاي اخير به واسطه شوك ناشي از حذف ارز ترجيحي و افزايش تورم، شاهد افزايش پتانسيل سودسازي در برخي صنايع بوديم. پويان مظفري، كارشناس بازار سرمايه در خصوص بررسي صنعت غذايي گفت: براي بررسي دقيق صنعت غذا، بايد آن را به چند زيرگروه اصلي تفكيك كرد: صنعت روغن خوراكي، صنعت لبنيات (به عنوان حلقه مكمل زنجيره زراعت و دامداري)، صنعت مرغ و تخممرغ، صنعت شيريني و شكلات و بيسكويت، ساير صنايع غذايي عمومي. اين كارشناس بازار سرمايه ادامه داد: اگر از صنعت روغن شروع كنيم، اين زيرمجموعه در بعد سالانه بازدهيهاي بسيار چشمگيري را به ثبت رسانده است؛ براي نمونه نماد «غبشهر» بازدهي حداكثري حدود ۷۸۰ درصدي و نماد «غكوروش» بازدهي ۶۷۰ درصدي را ثبت كردند و ساير نمادهاي صنعت نيز همگام با آنها رشد كردند. وي توضيح داد: ، اما در يك ماه اخير، اين نمادهاي پربازده مقداري از تبوتاب و رونق افتادهاند كه دليل اصلي آن، استراحت پس از همان رشدهاي سنگين بوده است. از طرفي، برآورد سودآوري در اين بخش به دليل وابستگي شديد به بهاي تمامشده و نوسانات نرخ مواد اوليه، با پيچيدگي همراه است. موتور محرك اصلي رشدهاي تاريخي اين گروه (كه عمده آن پس از آبان و آذر سال گذشته رخ داد)، حذف ارز ترجيحي بود كه پتانسيل نهفته چندساله را آزاد كرد. اين كارشناس بازار سرمايه تشريح كرد: در حال حاضر ميانگين P/E تحليلي بخش روغن حدود ۴ واحد است. به نظر ميرسد اين بخش به يك تعادل نسبي رسيده است؛ مگر اينكه مفروضات كلان مانند رشد مجدد نرخ ارز ترجيحي تغيير كند كه در آن صورت ميتوان انتظار تعديل و كاهش دوباره P/E تحليلي را داشت. با مفروضات فعلي، نبايد انتظار رشدهاي شارپ مجدد از روغنيها داشت. مظفري گفت: در صنعت لبنيات وضعيت بنيادي بهمراتب مساعدتر است. در بازدهي سالانه، از رشد ۱۱۰ درصدي در نمادي مانند «غگيلا» تا بازدهيهاي بالاي ۴۰۰ درصدي (نظير بازدهي حدود ۴۴۰ درصدي «غشان») را شاهد بودهايم. در بازه سهماهه نيز بازدهيها از ۳۰ درصد در «غالبر، غپاك» تا حدود ۱۷۰ الي ۱۸۰ درصد در «غشان» به ثبت رسيده است. وي ادامه داد: نكته كليدي اينجاست كه در ماههاي اخير، بخش عمده سود زنجيره شير به سمت صنعت لبني منتقل شده است. اين شركتها در زمستان سال گذشته و بهار امسال با بهرهگيري از سود ناشي از «اثر موجودي انبار» عملكرد بسيار خوبي داشتند. اين كارشناس بازار سرمايه اظهار كرد: اكنون نيز با افزايش نرخهاي فروش، بهويژه جهش نرخ پنير كه وزن بالايي در درآمد اين شركتها دارد، سودآوري باكيفيتي را شناسايي ميكنند. در صورت افزايش مجدد نرخ ارز ترجيحي و بهتبع آن رشد نرخ شير خام، نرخ فروش محصولات اين شركتها مجددا بالا رفته و جذابيت بنيادي آنها حفظ ميشود. وي افزود: از منظر ارزشگذاري، اگر نمادهايي مانند «غپاك» و «غشان» را به دليل P/E تحليلي بالا كنار بگذاريم، مابقي نمادهاي صنعت نسبتهاي جذابي دارند و P/E تحليلي در محدوده ۳.۵ تا ۴ واحد بهوفور ديده ميشود. نمادهايي مانند «غگلستا»، «غفارس» و «غشاذر» براي سال مالي منتهي به آذرماه P/E زير ۴ دارند. اين كارشناس بازار سرمايه ادامه داد: نزديك بودن مجمع سال مالي برج ۹ براي سرمايهگذاران جذابيت مضاعفي ايجاد ميكند، چرا كه زمان تحقق و دريافت سود نقدي بسيار نزديك است. البته بايد در نظر داشت كه به دليل ارزش بازار و سرمايه اسمي پايينتر در برخي از اين نمادها، دقت در محاسبات برآورد سود اهميت بالايي دارد. مظفري با اشاره به تورم گفت: شركتهاي اين بخش شامل توليدكنندگان كيك، بيسكويت و تنقلات عمدتا رشدهاي تورمي مستمري را ثبت كردهاند. براي نمونه در بعد سالانه، رشدهاي سنگيني مانند «غپينو» حدود ۳۳۰ درصد، «غمينو» 300 درصد، «غگرجي» ۲۷۰ درصد و «غسالم» ۲۲۰ درصد رقم خورده است. اين كارشناس بازار سرمايه توضيح داد: نكته جالب اين است كه اين شركتها باوجود رشدهاي گذشته، همچنان P/E تحليلي پاييني منتهي به پايان سال دارند كه عموما بين ۳.۵ تا ۴ واحد است. وي تشريح كرد: مكانيسم عملكرد اين شركتها به اين صورت است كه تقريبا بهصورت ماهانه همگام با تورم عمومي كشور، نرخ فروش محصولات نهايي خود (انواع كيك، بيسكويت و...) را افزايش ميدهند؛ بنابراين سودآوري آنها پلهپله و پيوسته همراه با تورم رشد كرده است. اين فعال بازار سرمايه ادامه داد: اين شركتها نه گران هستند و نه ارزان، بلكه ابزاري مطمئن براي پوشش تورم به شمار ميروند. حتي به دليل داشتن اهرم مالي و عملياتي بالاتر از يك، اگر حاشيه سود شركت ثابت بماند، رشد سود خالص ميتواند فراتر از نرخ تورم حركت كند. مظفري در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه براي صنايع غذايي بايد چه فاكتورهايي مدنظر قرارداد گفت: اگر در ميان شركتهاي عمومي غذايي، گزينهاي انتخاب شود كه سياست تقسيم سود (DPS) بالا و مناسبي در مجامع داشته باشد؛ توانسته باشد بهصورت پيوسته افزايش نرخ متناسب با تورم را دريافت كند و مهمتر از همه، «مقدار و حجم فروش (تناژ) » آن دچار افت يا قفلشدگي تقاضا نشده باشد. اين كارشناس بازار سرمايه ادامه داد: چنين سهمي فارغ از بازدهيهاي گذشته، همچنان پتانسيل جذب نقدينگي و اقبال بازار را خواهد داشت. مظفري در نهايت اظهار كرد: نبايد انتظار رشدهاي جهشي و ۵۰۰ درصدي يكشبه (مشابه دوره حذف ارز ترجيحي در روغنيها) را از آنها داشت، اما قطعا توانايي ثبت يك بازدهي منطقي، پايدار و بالاتر از نرخ تورم را در ميانمدت دارند.