اميرحسن كاكايي از هجمه‌ها به صنعت خودروسازي به بهانه اصلاح الگوي مصرف سوخت مي‌گويد

واقعيت يا آدرس اشتباه!

۱۴۰۵/۰۶/۰۱ - ۰۰:۲۴:۰۳
کد خبر: ۴۰۰۲۲۹

مقصر ناترازي مصرف سوخت و بنزين در ايران كدام نهاد، ساختار يا صنعت است؟ اين روزها برخي كارشناسان و مسوولان انگشت اتهام خود را در موضوع ناترازي بنزين به سمت صنعت خودروسازي گرفته‌اند در حالي كه اميرحسن كاكايي با ارزيابي تحليلي وضعيت حوزه انرژي و نظام تصميم‌سازي‌هاي اقتصادي اعلام مي‌كند در ليست بلندبالاي مقصران ناترازي بنزين، بسياري از بخش‌ها، مديريت‌ها و حوزه‌ها نقش پررنگ‌تري از صنعت خودروسازي كشور دارند.

اگر خودروساز ايراد دارد، بايد براي اصلاحش راه‌حل داد، نه فقط سرزنش

زهرا سليماني|

مقصر ناترازي مصرف سوخت و بنزين در ايران كدام نهاد، ساختار يا صنعت است؟ اين روزها برخي كارشناسان و مسوولان انگشت اتهام خود را در موضوع ناترازي بنزين به سمت صنعت خودروسازي گرفته‌اند در حالي كه اميرحسن كاكايي با ارزيابي تحليلي وضعيت حوزه انرژي و نظام تصميم‌سازي‌هاي اقتصادي اعلام مي‌كند در ليست بلندبالاي مقصران ناترازي بنزين، بسياري از بخش‌ها، مديريت‌ها و حوزه‌ها نقش پررنگ‌تري از صنعت خودروسازي كشور دارند.

كاكايي در گفت‌وگو با «تعادل» با رد نگاه تك‌علتي به ناترازي بنزين و مصرف بالاي سوخت در كشور تاكيد مي‌كند كه تمركز انتقادات بر صنعت خودرو، صورت‌مساله را ساده‌سازي مي‌كند. او مي‌گويد: مشكل مصرف سوخت در ايران حاصل مجموعه‌اي از خطاهاي سياستگذاري در حمل‌ونقل، كيفيت سوخت، فرسودگي ناوگان، ترافيك و حتي الگوي رانندگي است و تا زماني كه اين زنجيره به‌ صورت همزمان اصلاح نشود، انداختن تمام تقصيرها بر گردن خودروساز نتيجه‌اي نخواهد داشت.

 

     اين روزها صنعت خودروسازي به بهانه اصلاح الگوي مصرف بنزين زير فشار زيادي قرار گرفته است. ارزيابي شما از اين فضا چيست؟

من اول يك نكته را روشن كنم؛ فضايي كه اين روزها درباره صنعت خودرو ايجاد شده، منصفانه نيست. وقتي درباره اصلاح الگوي مصرف بنزين صحبت مي‌شود، بعضي تحليلگران يا حتي برخي مقامات انگشت اتهام را مستقيم به سمت خودروسازي مي‌گيرند، در حالي كه واقعيت اين است كه يك زنجيره وسيع و چندلايه پشت اين مساله قرار دارد. يعني اگر بخواهيم دقيق نگاه كنيم، مشكل فقط خودرو نيست. اين موضوع به سياستگذاري كلان برمي‌گردد. اگر يك شركت يا دو شركت خطا كنند، مي‌شود گفت ايراد از همان شركت است؛ اما وقتي اين مساله در سطح گسترده و در چندين خودروساز و واردكننده ديده مي‌شود، معلوم است كه اشكال در سطح بالاتري است و آن هم سياستگذاري است.

     بعضي‌ها مي‌گويند كيفيت پايين خودروها و مصرف بالاي آنها دليل اصلي ناترازي سوخت است. آيا اين نقد را قبول داريد؟

بخشي از اين نقد درست است، اما نه به اين معنا كه همه تقصيرها متوجه خودروساز باشد. بايد واقع‌بين بود. صنعت خودرو در ايران در شرايط تحريمي و فشارهاي متعدد فعاليت مي‌كند. شما اگر ژاپن را هم با همين شرايط تحريم كنيد و دورش را ببنديد، توليدش خيلي زود دچار مشكل مي‌شود. ما سال‌هاست در شرايط فشار و محدوديت كار مي‌كنيم و با اين حال صنعت خودرو همچنان توليد دارد. البته اين به‌هيچ‌وجه به معناي بي‌نقص بودن صنعت خودرو نيست. كيفيت پايين، مصرف بالا و برخي ضعف‌هاي فني وجود دارد و كسي منكر آن نيست. اما ريشه اين وضعيت فقط در خودروساز نيست. اين مساله نتيجه مجموعه‌اي از سياست‌هاست كه در سال‌هاي مختلف اتخاذ شده است.

     پس از نگاه شما، منشا اصلي مصرف بالاي سوخت كجاست؟

از بالا اگر شروع كنيم و به پايين بياييم، مي‌بينيم كه عمده مصرف سوخت و آلايندگي ما مربوط به خودروهاي فرسوده و مستهلك است. ما ميليون‌ها خودرو سواري و تجاري در كشور داريم كه بايد از چرخه خارج شوند، اما نمي‌شوند. مشكل مهم اينجاست كه آمار دقيق و شفاف هم وجود ندارد. مثلا مشخص نيست چند درصد تصادفات مربوط به خودروهاي بالاي ۱۵ يا ۲۰ سال است. ما در سياستگذاري حتي آمار كافي نداريم و همين خودش يك اشكال اساسي است. وقتي داده نداشته باشيم، تصميم درست هم نمي‌گيريم.

     فقط فرسودگي خودروها در اين ماجرا نقش دارد؟

نه، عوامل ديگري هم هست. ما يك مطالعه دانشگاهي انجام داده‌ايم و بررسي كرده‌ايم كه كيفيت سوخت چه اثري بر مصرف دارد. نتيجه اين بود كه كيفيت بنزين مي‌تواند حداقل ۱۰ درصد و در برخي موارد تا ۵۰ درصد مصرف سوخت و استهلاك را بالا ببرد. اين عدد بسيار مهمي است. از طرف ديگر، رفتار رانندگي هم تاثير جدي دارد. رانندگي تند، شتاب‌زده و پرتنش مي‌تواند مصرف سوخت را تا دو برابر افزايش دهد. ترافيك هم همين‌طور است. شما يك مسير ثابت را اگر بدون ترافيك برويد، ممكن است دو ليتر سوخت مصرف كنيد، اما همان مسير در ترافيك سنگين چند ليتر بيشتر مصرف مي‌شود. اينها موضوعاتي است كه در سياستگذاري ما تقريبا ناديده گرفته شده و تمركز بيش از حد روي خودروي سواري باعث شده بخش‌هاي مهم‌تر مساله فراموش شود.

     يعني اگر فقط خودروهاي برقي وارد كنيم، مشكل حل نمي‌شود؟

دقيقا، اجازه بدهيد يك مثال ساده بزنم. فرض كنيد دولت بتواند يك ميليون خودروي برقي وارد تهران كند. آيا مصرف سوخت كم مي‌شود؟ جواب ساده اين است كه نه، لزوما كم نمي‌شود، چون اين يك ميليون خودرو به تعداد خودروهاي شهر اضافه مي‌شود، نه اينكه خودروهاي قبلي را حذف كند. يعني اگر بدون برنامه حمل‌ونقل، فقط خودرو برقي وارد كنيم، ترافيك بيشتر مي‌شود و در نهايت مصرف انرژي هم افزايش پيدا مي‌كند. راه درست اين است كه به‌ جاي اين كار، ناوگان حمل‌ونقل عمومي را تقويت كنيم. مثلا ده هزار يا چند هزار اتوبوس برقي وارد كنيم، مترو را توسعه بدهيم و حمل‌ونقل عمومي را از اين رو به آن رو كنيم.

     پس اولويت سياستگذاري بايد چه باشد؟

اولويت بايد حمل‌ونقل عمومي باشد، نه خودروي شخصي. چه درون‌شهري و چه برون‌شهري، تمركز بايد روي حمل‌ونقل عمومي مسافري و باري باشد. ما سال‌هاست اين مسير را برعكس رفته‌ايم و به‌ جاي تقويت ريل، اتوبوس و مترو، تمركز را روي خودروي سواري و موتورسيكلت گذاشته‌ايم. اين يك اشتباه بزرگ سياستي بوده است. اگر حمل‌ونقل عمومي خوب باشد، مردم هم استقبال مي‌كنند. در شهرهايي مثل پاريس و لندن، مردم چون حمل‌ونقل عمومي مناسب دارند، با اينكه خودرو گران است، باز هم از آن كمتر استفاده مي‌كنند. اما در ايران وقتي زيرساخت مناسب نباشد، طبيعي است كه خودرو شخصي مصرف بيشتري پيدا كند.

     برخي مسوولان خودروسازان را مقصر اصلي مي‌دانند. نظر شما چيست؟

من مي‌گويم اگر خودروساز ايراد دارد، بايد براي اصلاحش راه‌حل داد، نه فقط سرزنش. بعضي‌ها مدام دنبال مقصر مي‌گردند و آخر سر مي‌رسند به خودروساز. در حالي كه بايد پرسيد سازمان‌هايي كه قرار بود براي بهينه‌سازي مصرف سوخت و مديريت انرژي كار كنند، در اين ۳۰ سال چه كرده‌اند؟ ما حتي سازماني داشتيم كه قرار بود به همين سوال‌ها پاسخ بدهد. بايد بررسي شود چرا آن ساختارها خروجي موثري نداشته‌اند. نمي‌شود فقط روي صنعت خودرو متمركز شد و از بقيه زنجيره غافل ماند.

     وضعيت كيفيت خودروهاي داخلي را چگونه مي‌بينيد؟

من نمي‌گويم همه ‌چيز عالي است. قطعا جاي بهبود زيادي وجود دارد. اما بايد ديد در همين سال‌هاي تحريم چه ميزان كار شده است. در بخش يورو ۵ و حتي برخي مدل‌ها در سطح يورو ۶ كارهايي انجام شده، هم در خودروهاي داخلي و هم در خودروهاي مونتاژي. البته اين كافي نيست. اما بايد پذيرفت كه صنعت خودرو در ايران، با وجود فشار تحريم، در حال حركت بوده است. در كنار آن، كيفيت سوخت، روغن، تاير، خدمات پس از فروش و حتي شرايط نگهداري خودرو هم بر مصرف اثر دارد. يعني خودرو فقط يك قطعه نيست كه جدا از بقيه عوامل تحليل شود.

     درباره موتورهاي جديد، مثل سه‌سيلندر يا توربوشارژ، چه نظري داريد؟

بعضي فناوري‌ها در ظاهر جذابند، اما الزاما براي شرايط ايران مناسب نيستند. مثلا چند سال پيش بحث موتورهاي سه‌سيلندر مطرح شد، اما بعدا مشخص شد كه اين فناوري‌ها در بسياري از كشورها هم آن‌طور كه گفته مي‌شد، جواب نداده‌اند. در مورد توربوشارژ هم همين‌طور است. توربو لزوما مصرف سوخت را كم نمي‌كند؛ بيشتر باعث احساس شتاب بهتر مي‌شود. اما در عمل، اگر سوخت باكيفيت در اختيار موتور قرار نگيرد، استهلاك بالا مي‌رود و مشكلات بيشتري ايجاد مي‌شود.

     اگر بخواهيد در يك جمع‌بندي كوتاه بگوييد، ريشه اصلي مشكل كجاست؟

خلاصه‌اش اين است كه خودروساز به‌ تنهايي مقصر نيست. اگر بخواهيم جمع و تفريق كنيم، مي‌بينيم كه سياستگذاري حمل‌ونقل، كيفيت سوخت، فرسودگي ناوگان، ترافيك، الگوي رانندگي و نبود آمار دقيق، همه در اين مساله نقش دارند. يعني ما به‌ جاي اينكه فقط دنبال مقصر بگرديم، بايد دنبال اصلاح زنجيره باشيم. اگر حمل‌ونقل عمومي تقويت شود، سوخت باكيفيت‌تر شود، خودروهاي فرسوده از چرخه خارج شوند و سياستگذاري درست صورت بگيرد، آن‌ وقت مي‌توان انتظار داشت مصرف سوخت هم كاهش پيدا كند.

 

بیمه ملت