وقتي محدوديت اينترنت محدوديت اطلاعات مي‌شود

مرز باريك امنيت و آزادي در فضاي مجازي

۱۴۰۵/۰۵/۲۹ - ۰۳:۲۵:۲۸
کد خبر: ۳۹۹۹۲۶

اينترنت در زندگي امروز مردم فقط راهي براي پيام دادن و دنبال كردن شبكه‌هاي اجتماعي نيست؛ پنجره‌اي است كه از طريق آن به خبر، دانش، بازار، آموزش و جهان بيرون دسترسي پيدا مي‌كنند.

اينترنت در زندگي امروز مردم فقط راهي براي پيام دادن و دنبال كردن شبكه‌هاي اجتماعي نيست؛ پنجره‌اي است كه از طريق آن به خبر، دانش، بازار، آموزش و جهان بيرون دسترسي پيدا مي‌كنند. به همين دليل، هر بار كه اين پنجره به بهانه شرايط امنيتي بسته يا محدود مي‌شود، پرسش مهم‌تري از كيفيت اتصال و سرعت اينترنت مطرح مي‌شود: آيا دسترسي آزاد به اطلاعات را مي‌توان در شرايط عادي يك حق دانست و در شرايط بحراني به‌سادگي محدود كرد؟ پاسخ به اين پرسش، حالا به يكي از جدي‌ترين چالش‌هاي حكمراني فضاي مجازي و رابطه ميان امنيت، شفافيت و حقوق شهروندان تبديل شده است.

در سال‌هاي گذشته، جايگاه اينترنت در زندگي مردم به‌طور بنيادين تغيير كرده است. اگر زماني اينترنت عمدتا ابزاري براي ارتباط، جست‌وجوي اطلاعات يا سرگرمي بود، امروز بخش قابل توجهي از فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي بدون آن امكان‌پذير نيست. خريد و فروش، آموزش، فعاليت‌هاي شغلي، ارتباطات خانوادگي، دريافت خدمات عمومي، امور بانكي و حتي دسترسي به اخبار و اطلاعات، همگي به شبكه ارتباطي وابسته شده‌اند. در چنين شرايطي، دسترسي به اينترنت را نمي‌توان صرفا يك خدمت فني تلقي كرد. دسترسي به شبكه جهاني براي بسياري از شهروندان، به معناي دسترسي به منابع اطلاعاتي، فرصت‌هاي اقتصادي و امكان ارتباط با جهان خارج است. از همين رو، هرگونه محدوديت در اين حوزه، دامنه‌اي فراتر از كاربران شبكه‌هاي اجتماعي پيدا مي‌كند و مي‌تواند بر بخش‌هاي مختلف زندگي عمومي اثر بگذارد. اهميت اين موضوع زماني بيشتر مي‌شود كه بدانيم فضاي مجازي به يكي از مهم‌ترين منابع دريافت و تبادل اطلاعات تبديل شده. شهروندان از طريق اينترنت اخبار را دنبال مي‌كنند، روايت‌هاي مختلف درباره يك رويداد را مي‌بينند، درباره مسائل اقتصادي و اجتماعي تحقيق مي‌كنند و به منابعي دسترسي پيدا مي‌كنند كه ممكن است در رسانه‌هاي رسمي يا منابع داخلي در دسترس نباشد. به همين دليل، مساله دسترسي آزاد به اطلاعات را نمي‌توان از بحث حكمراني فضاي مجازي جدا كرد. حكمراني اگر قرار است به معناي تنظيم رابطه ميان دولت، جامعه و فناوري باشد، بايد در كنار امنيت، مساله حق دسترسي شهروندان به اطلاعات را نيز مورد توجه قرار بدهد.

 

    امنيت يا مجوزي براي محدوديت گسترده؟

يكي از دشوارترين بخش‌هاي اين بحث، شرايط جنگي و امنيتي است. دولت‌ها در شرايط بحراني ممكن است با تهديدهاي سايبري، حملات به زيرساخت‌هاي حياتي و عمليات اطلاعاتي مواجه شوند و به همين دليل براي حفاظت از شبكه‌هاي ارتباطي خود تدابيري اتخاذ كنند. اصل حفاظت از زيرساخت‌هاي حياتي و امنيت ملي نيز موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن عبور كرد. اما مساله از جايي آغاز مي‌شود كه محدوديت‌هاي امنيتي به شكل گسترده و بدون توضيح روشن براي افكار عمومي اعمال شود. در چنين شرايطي اين پرسش مطرح مي‌شود كه محدوديت دقيقا با چه هدفي اعمال شده، چه نهادي درباره آن تصميم گرفته، چه محدوده‌اي از دسترسي را شامل مي‌شود و معيار پايان آن چيست؟ پاسخ به اين پرسش‌ها از آن جهت اهميت دارد كه اينترنت تنها يك شبكه انتقال داده نيست؛ كانال ارتباطي جامعه با اطلاعات است. هنگامي كه دسترسي به اينترنت بين‌الملل محدود مي‌شود، شهروندان علاوه بر ارتباط با دوستان، خانواده يا همكاران خود، بخشي از دسترسي‌شان به منابع خبري و اطلاعاتي را نيز از دست مي‌دهند. در اين ميان، مساله شفافيت تصميم‌گيري اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. اگر در شرايط اضطراري محدوديتي اعمال مي‌شود، افكار عمومي حق دارد بداند اين تصميم بر اساس چه سازوكاري اتخاذ شده و چه نهادي مسوول آن است. روشن بودن اين فرآيند نه‌تنها مي‌تواند از شكل‌گيري ابهام و شايعه جلوگيري كند، بلكه مي‌تواند اعتماد عمومي به تصميم‌هاي امنيتي را نيز افزايش بدهد.

 

     حق دسترسي به اطلاعات در عصر اينترنت

بحث دسترسي آزاد به اطلاعات، البته تنها به زمان جنگ يا بحران محدود نمي‌شود. در شرايط عادي نيز شهروندان براي تصميم‌گيري درباره مسائل مختلف زندگي به منابع متعدد اطلاعاتي نياز دارند. از بازار و اقتصاد گرفته تا آموزش، سلامت، سياست، فرهنگ و مسائل اجتماعي، اينترنت امكان مقايسه و بررسي روايت‌هاي مختلف را براي كاربران فراهم كرده است. محدود شدن اين دسترسي مي‌تواند به افزايش شكاف اطلاعاتي منجر شود. وقتي شهروندي نتواند به منابع مختلف دسترسي داشته باشد، امكان مقايسه اطلاعات و ارزيابي مستقل ادعاها نيز كاهش پيدا مي‌كند. در چنين شرايطي، مساله تنها از دست رفتن يك ابزار ارتباطي نيست؛ بلكه بخشي از امكان انتخاب و قضاوت مستقل نيز محدود مي‌شود. اين موضوع براي كسب‌وكارها نيز اهميت دارد. بسياري از فعالان اقتصادي براي شناخت بازار، ارتباط با مشتريان، تبليغات، فروش و حتي رصد تحولات اقتصادي به اينترنت بين‌المللي وابسته‌اند. در نتيجه، اختلال يا محدوديت اينترنت مي‌تواند هزينه‌اي فراتر از حوزه ارتباطات ايجاد كند و مستقيما بر فعاليت اقتصادي اثر بگذارد. از سوي ديگر، محدوديت دسترسي مي‌تواند دانشگاه‌ها، پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و توليدكنندگان محتوا را نيز تحت تأثير قرار بدهد. دسترسي به منابع علمي، داده‌ها، گزارش‌هاي تخصصي و رسانه‌هاي بين‌المللي بخشي از فرآيند توليد دانش و اطلاعات است و محدود شدن آن، عملا امكان مقايسه و بررسي منابع را  كاهش مي‌دهد.

 

     حكمراني فضاي  مجازي و مساله  اعتماد  عمومي

شايد يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي حكمراني فضاي مجازي در ايران، نه صرفا نحوه اعمال محدوديت، بلكه مشخص نبودن مرز مسووليت نهادهاي مختلف باشد. وقتي محدوديتي در اينترنت ايجاد مي‌شود، كاربران معمولا وزارت ارتباطات را نخستين مسوول مي‌دانند؛ در حالي كه تصميم‌هاي مربوط به محدوديت دسترسي ممكن است در سطوح و نهادهاي ديگري اتخاذ شده باشد. اين فاصله ميان «مسوول اجرايي» و «تصميم‌گير» مي‌تواند به ابهام در افكار عمومي منجر شود. شهروندي كه با قطعي يا محدوديت اينترنت مواجه شده، انتظار دارد بداند چه نهادي مسوول تصميم است و چه نهادي بايد درباره آثار آن پاسخگو باشد. از همين منظر، يكي از الزامات حكمراني كارآمد، شفافيت در فرآيند تصميم‌گيري است. حتي در شرايطي كه انتشار جزييات برخي تصميم‌هاي امنيتي ممكن نيست، مي‌توان درباره چارچوب كلي تصميم‌گيري، حدود اختيارات نهادها، مدت زمان محدوديت‌ها و اصول حاكم بر دسترسي به اينترنت اطلاع‌رساني كرد. مساله مهم ديگر، پيش‌بيني‌پذيري است. كسب‌وكار و زندگي روزمره در فضايي كه كاربران نمي‌دانند اينترنت چه زماني و با چه شرايطي محدود خواهد شد، با دشواري بيشتري مواجه مي‌شود. اينترنت براي بخش بزرگي از جامعه به يك زيرساخت ضروري تبديل شده و هرچه وابستگي به آن بيشتر مي‌شود، ضرورت سياستگذاري شفاف و قابل پيش‌بيني نيز افزايش پيدا مي‌كند. در نهايت، بحث حكمراني فضاي مجازي را نمي‌توان به دوگانه ساده «امنيت يا اينترنت آزاد» تقليل داد. امنيت ملي يك ضرورت است، اما دسترسي به اطلاعات نيز بخشي از نيازهاي اساسي جامعه اطلاعاتي امروز است. چالش اصلي سياستگذار اين است كه در شرايط عادي، حداكثر دسترسي ممكن را براي شهروندان فراهم كند و در شرايط اضطراري نيز اگر محدوديتي اجتناب‌ناپذير است، آن را تا حد امكان مشخص، محدود، موقت و شفاف اعمال كند. اين نگاه مي‌تواند فضاي مجازي را از ميدان كشمكش دايمي ميان «محدوديت» و «رفع محدوديت» خارج كند و آن را به موضوعي براي سياستگذاري دقيق، پاسخگويي و ايجاد اعتماد عمومي تبديل كند. در نهايت، شهروندان تنها به اينترنت سريع نياز ندارند؛ آنها به دسترسي قابل اتكا، پايدار و تا حد امكان آزاد به اطلاعات نياز دارند و نحوه تأمين اين حق، يكي از مهم‌ترين آزمون‌هاي حكمراني فضاي مجازي خواهد بود.

 

بیمه ملت