چالش مقابله با تورم
ما در يك برهه زماني با تورم و ابرتورم مواجه هستيم و سياستهاي پولي و مالي در چنين شرايطي الزاما آن نتيجهاي را كه انتظار داريم، ايجاد نميكنند.
ما در يك برهه زماني با تورم و ابرتورم مواجه هستيم و سياستهاي پولي و مالي در چنين شرايطي الزاما آن نتيجهاي را كه انتظار داريم، ايجاد نميكنند. تورم ما درست است كه منشا پولي دارد، به هر حال نقدينگيهايي كه بدون پشتوانه و بدون حاصل شدن از رشد اقتصادي وارد اقتصاد شده، قيمتها را افزايش داده و باعث ايجاد تورم شده است، اما بخشي از تورم موجود ناشي از فشار هزينه است، نه تقاضا. يك زمان هزينهها افزايش پيدا ميكند و قيمت كالا بالا ميرود و يك زمان تقاضا افزايش پيدا ميكند. در شرايط فعلي، تورمي كه داريم، پس از اصلاحات ارزي و با توجه به نرخ دلار و ساير نرخها، بيشتر تورم ناشي از فشار هزينه است.
مهمترين عوامل ايجادكننده فشار هزينه، قيمت مواد اوليه، حقوق و دستمزد، انرژي و هزينههاي ديگر است. هزينههاي ريسك كشور نيز به اين عوامل اضافه شده و مشكلاتي در واردات و صادرات و تسويه پولي بينالمللي ايجاد كرده است. سياستهاي پولي زماني ميتوانند اثرگذاري بيشتري داشته باشند كه در شرايط اضطراري نباشيم؛ يعني شرايط نرمال و طبيعي باشد. در چنين شرايطي، سياستهاي پولي، كنترل حجم پول و كنترل عرضه پول از طريق افزايش نرخ سپرده قانوني و همچنين سياستهاي مربوط به نرخ تسهيلات و ساير ابزارها ميتواند به كنترل رشد تورم كمك كند.
اما در شرايطي كه الان هستيم، درست مثل اين است كه يك بيماري بسيار شديد وجود داشته باشد و اين داروها چندان شفابخش نباشند.
درآمدهاي ارزي ما كه به ريال تبديل و توزيع و از طريق افزايش عرضه باعث افزايش عرضه كالا ميشود، اكنون كاهش پيدا كرده است.
در يك شرايط اضطراري هستيم و در عين حال بودجه دولت كماكان به قوت خودش باقي است، چون هزينه جاري دولت بسيار زياد است. هزينههاي آمادهباش، احتياط، جنگ و مبارزه نيز به آن اضافه ميشود كه ناگزير بايد انجام شود. به هر حال، اين ابزارها هم يك راه هستند. ميگويند وقتي آبي كه هنوز در مسير خودش است و منحرف نشده، ميشود با يك بيل خاك جلوي آن را گرفت؛ ولي وقتي منحرف شد، ديگر با بيل هم نميشود مسير آن را تغيير داد.
اين سياستها بياثر نيستند، اما اينكه بتوانند خيلي موثر باشند، محل ترديد است. وقتي ما به يك شرايط اقتصادي نرمال برگرديم، تهديدهاي خارجي از بين برود، روابط بينالملل درست شود و ارتباطات ما از نظر مالي، بانكي و همچنين از نظر كالا بهتر شود، اين سياستها تاثير بسيار بيشتري خواهند داشت.
وقتي قيمتها ناشي از فشار هزينه افزايش پيدا ميكنند و هزينه عوامل تشكيلدهنده قيمت بيشتر شده است، شرايط متفاوت خواهد بود. ما به دليل حملونقل دريايي و مشكلات موجود، به سمت حملونقل زميني، ريلي و هوايي رفتهايم؛ البته حملونقل هوايي براي كالاهاي خاصي استفاده ميشود، اما بيشتر حملونقل ما زميني و ريلي است.
اين روشها چند برابر حملونقل دريايي هزينه دارند، تاخير چالش مقابله با تورم بيشتري دارند و از نظر اقتصادي نيز امنيت كمتري دارند و نميتوانند آن تقاضاها را بهطور كامل تامين كنند. يك كشتي مثلا ۶۰ هزار تن نهادههاي دامي با خود ميآورد. اگر بخواهيد همين مقدار كالا را از مسيرهاي ديگر منتقل كنيد، هزينه افزايش پيدا ميكند و در نتيجه گوشت گران ميشود، پروتیين گران ميشود و اين مسائل روي يكديگر اثر ميگذارند.