«تعادل» از سه برابر شدن ذخيره‌سازي برق در اروپا گزارش مي‌دهد

برق ذخيره ‌شده، سپر تازه اروپا در زمستان بحران

۱۴۰۵/۰۵/۱۹ - ۲۳:۵۹:۲۹
کد خبر: ۳۹۸۷۴۰

اروپا دوباره در نقطه‌اي ايستاده كه نامش را سال‌هاست «بحران انرژي» گذاشته‌اند، اما هر بار چهره‌اي تازه به خود مي‌گيرد. اين‌بار مساله فقط كمبود گاز يا جهش قيمت‌ها نيست؛ بحث بر سر آن است كه قاره سبز چگونه مي‌خواهد ميان توليد متغير انرژي‌هاي تجديدپذير و نياز لحظه‌به‌لحظه شبكه برق، تعادل ايجاد كند. پاسخ بروكسل و پايتخت‌هاي اروپايي،  بيش از هر چيز، يك كلمه است:

اروپا دوباره در نقطه‌اي ايستاده كه نامش را سال‌هاست «بحران انرژي» گذاشته‌اند، اما هر بار چهره‌اي تازه به خود مي‌گيرد. اين‌بار مساله فقط كمبود گاز يا جهش قيمت‌ها نيست؛ بحث بر سر آن است كه قاره سبز چگونه مي‌خواهد ميان توليد متغير انرژي‌هاي تجديدپذير و نياز لحظه‌به‌لحظه شبكه برق، تعادل ايجاد كند. پاسخ بروكسل و پايتخت‌هاي اروپايي،  بيش از هر چيز، يك كلمه است:  ذخيره‌سازي.

تصميم اخير وزراي انرژي اروپا براي سه برابر كردن ظرفيت ذخيره‌سازي انرژي تا سال ۲۰۲۸، نشانه‌اي روشن از تغيير رويكرد در سياست انرژي اين قاره است. طبق برنامه جديد، حدود ۳۰ تا ۳۵ گيگاوات‌ساعت ظرفيت تازه بايد به شبكه ذخيره‌سازي اضافه شود؛ ظرفيتي كه اگرچه در برابر حجم عظيم مصرف برق اروپا هنوز محدود به نظر مي‌رسد، اما از نظر راهبردي معناي بزرگي دارد. اروپا به‌تدريج پذيرفته كه بدون ذخيره‌سازي، گذار به انرژي پاك نه‌تنها كامل نمي‌شود، بلكه مي‌تواند خود به منبعي تازه از ناپايداري بدل شود.

سايه بحران انرژي بر اروپا پديده تازه‌اي نيست. از زمان اختلال در مسيرهاي واردات گاز، جنگ اوكراين، كاهش اتكا به انرژي روسيه و جهش بي‌سابقه قيمت سوخت‌هاي فسيلي، اين قاره بارها با شوك‌هاي عرضه روبه‌رو شده است. اما بحران فعلي، يك تفاوت مهم دارد: اروپا ديگر فقط نگران كمبود سوخت نيست، بلكه با مساله انعطاف‌پذيري شبكه روبه‌رو است.

افزايش سهم انرژي خورشيدي و بادي، در ظاهر يك موفقيت بزرگ براي سياست اقليمي اروپا به شمار مي‌رود. در عمل اما اين منابع، به دليل وابستگي به شرايط آب‌وهوايي، فصل و ساعت روز، توليدي ناپايدار دارند. همين نوسان باعث مي‌شود در برخي ساعات مازاد برق توليد شود و در برخي ساعات، شبكه با كمبود جدي مواجه شود. نتيجه روشن است: قيمت‌ها نوسان مي‌گيرند، فشار بر شبكه بالا مي‌رود و امنيت عرضه شكننده‌تر مي‌شود.

در چنين شرايطي، ذخيره‌سازي انرژي از يك گزينه فرعي به يك ضرورت راهبردي تبديل شده است. اروپا به‌خوبي دريافته كه توسعه نيروگاه خورشيدي و مزرعه‌هاي بادي، بدون زيرساخت ذخيره، مثل ساختن مخزن آبي است كه كف آن سوراخ باشد.

در حال حاضر، باتري‌هاي ليتيوم-يون ستون اصلي بازار ذخيره‌سازي انرژي در جهان هستند. اين فناوري در بسياري از پروژه‌ها كارآمد، جاافتاده و اقتصادي است، اما يك محدوديت مهم دارد: توان ذخيره برق براي چند ساعت، نه چند روز. به‌طور معمول، اين باتري‌ها مي‌توانند حدود چهار ساعت برق ذخيره كنند؛ ظرفيتي كه براي جبران نوسان‌هاي كوتاه‌مدت مفيد است، اما براي عبور از دوره‌هاي طولاني افت توليد انرژي‌هاي تجديدپذير كافي نيست.

اين‌جاست كه شكاف اصلي خود را نشان مي‌دهد. اروپا براي عبور از دوره‌هاي ابري طولاني، زمستان‌هاي سرد، يا چند روز افت باد، به فناوري‌هايي نياز دارد كه فراتر از ذخيره‌سازي چندساعته عمل كنند. به بيان ساده، اروپا به باتري‌هايي نياز دارد كه فقط «پل» نباشند، بلكه «انبار» هم باشند. قرارداد جديد با شركت هلندي «اُر انرژي» براي استقرار سامانه ذخيره‌سازي يك گيگاوات‌ساعتي مبتني بر باتري آهن-هوا، از همين نياز مي‌آيد. اين فناوري در تئوري مي‌تواند انرژي را تا چهار روز ذخيره كند؛ رقمي كه در مقايسه با باتري‌هاي متداول، جهشي معنادار به شمار مي‌رود. در اين سامانه، آهن در واكنش با هوا و آب، انرژي را در چرخه‌اي متفاوت از باتري‌هاي ليتيومي ذخيره و آزاد مي‌كند.

اهميت اين فناوري فقط در مدت‌زمان ذخيره نيست، بلكه در ماهيت آن است. آهن ماده‌اي فراوان، ارزان و در دسترس است و همين ويژگي مي‌تواند در صورت موفقيت صنعتي، هزينه‌هاي بلندمدت ذخيره‌سازي را كاهش بدهد. افزون بر اين، طراحي ماژولار در كانتينرهاي ۴۰ فوتي، به اروپا اجازه مي‌دهد ظرفيت را به‌صورت مرحله‌اي و انعطاف‌پذير افزايش بدهد؛ يعني همان چيزي كه يك شبكه در شرايط بحران به آن نياز دارد: توسعه سريع، مقياس‌پذيري و قابليت اتصال به زيرساخت موجود.

در نگاه اول، ۳۰ تا ۳۵ گيگاوات‌ساعت ظرفيت جديد شايد عددي محدود به نظر برسد، به‌ويژه وقتي بدانيم ظرفيت فعلي اتحاديه اروپا حدود ۵۵ گيگاوات‌ساعت برآورد مي‌شود و برخي پيش‌بيني‌ها از نياز ۲۰۰ گيگاوات‌ساعتي تا سال ۲۰۳۰ سخن مي‌گويند. اما اهميت تصميم اخير در خودِ عدد نيست؛ در جهت‌گيري آن است. اروپا با اين تصميم عملا اعلام مي‌كند كه ذخيره‌سازي ديگر يك پروژه آزمايشي يا حاشيه‌اي نيست، بلكه بخشي از امنيت ملي انرژي است. در جهاني كه واردات سوخت مي‌تواند به‌سرعت تحت تأثير تنش‌هاي ژئوپليتيك، جنگ، تحريم يا اختلال در زنجيره تأمين قرار بگيرد، توان نگهداري برق مازاد و تزريق آن در زمان مناسب، به اندازه ساخت نيروگاه جديد  اهميت پيدا  كرده است.

با وجود آنكه انرژي‌هاي تجديدپذير اكنون حدود ۴۴ درصد برق اروپا را تأمين مي‌كنند، اين قاره هنوز نزديك به ۵۵ درصد از كل انرژي مورد نياز خود را وارد مي‌كند؛ از جمله نفت و گاز. اين تناقض، يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي سياست انرژي اروپا است. قاره‌اي كه مي‌خواهد پيشگام گذار سبز باشد، هنوز در سطحي وسيع به واردات وابسته است. همين وابستگي، هر بار با جهش قيمت جهاني يا بحران ژئوپليتيك، به شكل شكننده‌اي خود را  نشان  مي‌دهد.

ذخيره‌سازي انرژي در واقع تلاشي براي كاهش همين شكنندگي است. اروپا مي‌خواهد اگر روزي باد نوزيد و خورشيد نتابيد، شبكه برقش به نفس‌نفس نيفتد. مي‌خواهد اگر گاز وارداتي گران شد يا مسيرهاي تأمين دچار تنش شدند، بخشي از نياز خود را از برق ذخيره‌شده و توليد بومي تأمين كند. اين يعني بازتعريف امنيت انرژي، نه صرفا  افزايش ظرفيت توليد.

آنچه امروز در اروپا رخ مي‌دهد، فقط يك پروژه فني نيست، بلكه نشانه تغيير زبان بازار انرژي است. تا ديروز، رقابت بر سر استخراج، حمل‌ونقل و پالايش سوخت بود. امروز، رقابت بر سر انعطاف‌پذيري، پايداري شبكه و زمان ذخيره‌سازي است. هر كشوري كه بتواند برق را بيشتر و ارزان‌تر ذخيره كند، در عمل به يك مزيت راهبردي تازه دست يافته است.

براي اروپا، اين مسير احتمالا آسان نخواهد بود. فناوري‌هاي جديد بايد از مرحله آزمايش به مقياس صنعتي برسند، سرمايه‌گذاري‌ها بايد توجيه اقتصادي پيدا كنند و شبكه‌هاي برق نيز بايد با اين سامانه‌ها هماهنگ شوند. اما اگر اين مسير موفق شود، قاره سبز مي‌تواند بخشي از آسيب‌پذيري تاريخي خود را كاهش دهد؛ آسيب‌پذيري‌اي كه  سال‌هاست با نام «وابستگي انرژي»  شناخته  مي‌شود.

اروپا امروز فقط به دنبال ذخيره برق نيست؛ به دنبال ذخيره زمان، آرامش و امنيت است. سه برابر شدن ظرفيت ذخيره‌سازي، پاسخي است به اين واقعيت كه در عصر انرژي‌هاي ناپايدار، هر كيلووات‌ ساعت برق ذخيره‌شده مي‌تواند معادل يك روز آرامش براي شبكه باشد. در جهاني كه بحران انرژي ديگر يك حادثه موقت نيست، بلكه بخشي از نظم جديد بازارها شده، اروپا مي‌كوشد با باتري و سياست، فاصله خود را از زمستان‌هاي پرهزينه كمتر كند.

بیمه ملت